فارسی
پنجشنبه 15 خرداد 1399 - الخميس 12 شوال 1441
  1112
  0
  0

اندیشه در اسلام - جلسه پانزدهم

آراستگى به دستورات الهى عامل نجات انسان ها

 

 

روايت بسيار مهمى از وجود مقدّس حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام دركتاب هاى مهم ما نقل شده است، اما حضرت رضا عليه السلام در اين روايت، به نُه مسئله اشاره دارند و عقيده ايشان هم در ابتداى روايت اين است كه اگر اين نُه چيز در وجود هر كس در حدّ ظرفيت وجود داشته باشد، ما او را شيعه واقعى خود مى دانيم. بارها هم در روايات آمده است طايفه اى كه در روز قيامت، بى شك اهل نجات هستند، شيعيانند. اين مطلب را وجود مقدّس امام ششم عليه السلام با نقل آياتى از قرآن مجيد ثابت مى كنند. علت آن هم روشن است، نه اين كه شيعه بخواهد ميان طوايف بشرى، براى خود امتياز خاصى قائل باشد، بلكه اقتضاى عمل به فرهنگ با عظمت شيعه اين است، فرهنگى كه كامل و جامع است و از قرآن مجيد و دستورات پيامبر صلي الله عليه و آله تا وجود مقدّس امام عصر عليه السلام گرفته شده است، تمام اين دستورهاى مثبت، عقلى، اجتماعى و خانوادگى است، به گونه اى كه هيچ گونه دعوت منفى در اين دستورها نمى بينيد. حال با توجه به اين مطلب، هر انسانى كه در حدّ ظرفيت خود، به اين دستورها آراسته باشد، اهل نجات خواهد بود. شخصى كه از اول تكليف خود تا لحظه بيرون رفتن از دنيا، عشق به پاكى، خير، گره گشايى، كمك به مردم و درمان كردن درد آنها و عبادت داشته است و همراه اين عشق، مطابق ظرفيت خود هم عمل كرده است، چرا اهل نجات نباشد؟ اگر چنين شخصى اهل نجات نباشد، پس اهل نجات كيست؟

 

برخورد ابن سينا با نظام العلماء

 

 

ابن سينا با نظام العلماء كه شخصى حسود، بى تربيت و آدم پَرتى بود، برخورد كرد. او در عين اين كه باسواد بود، موقعيت علمى خوبى هم در جامعه آن روز پيدا كرده بود ؛ از اين رو، تحمّل ابن سينا را در برابر خودش نداشت. انسان خوب، انسانى است كه هر وجود شايسته اى را تحمّل كند و بدها را هم براى راهنمايى كردن آنها تحمّل نمايد ؛ از اين رو، او از قدرت علمى خود استفاده كرد و به كُفر ابن سينا حكم داد.

 

گفتنى است كه تحمّل نداشتن، مرض خطرناكى است، به ويژه اگر اين مرض به جان غير متخصصان بيفتد.

 

ابن سينا در جواب نظام العلماء يك رباعى نوشت. ابن سينا كه همانند خواجه نصير طوسى، شيعه، حكيم و بزرگ ترين فيلسوف مشاء كره زمين بود، نوشت:

كفر چو منى گزاف و آسان نبود

 

به اين راحتى نوشتى من كافرم. اصلاً به اين راحتى امكان كفر من در اين عالم وجود ندارد، هيچ درى از كفر به روى من باز نيست.

محكم تر از ايمان من ايمان نبود

در دهر چو من يكى و آن هم كافر

پس در همه دهر يك مسلمان نبود

من با اين مقام علمى ام اگر كافر شده باشم، پس در همه عالم يك مسلمان هم وجود ندارد. اگر روز قيامت شيعه با اين قرآن و روايات و فرهنگ، به بهشت نرود، يك نفر هم بهشت رفتنى نيست. اين جاست كه انسان به چه اميدى عالى دست

پيدا مى كند و مى فهمد كه خدا به او چه عنايتى كرده است، به اين معنا كه او را در چنين خطى قرار داده است. اين جا ارزش اين فرهنگ و آراسته شدن به آن معلوم مى شود.

 

صفات شيعه در كلام امام رضا عليه السلام

 

 

حال به گفتار حضرت رضا عليه السلام درباره صفات شيعه توجه كنيد كه چه قدر عالى مى فرمايند :

 

«شيعتُنا الذين يقيمون الصلاة ويؤتون الزكاة ويحجون البيت الحرام و يصومون شهر رمضان ويوالون أهل البيت و يتبرئون من أعدائنا أولئك أهل الايمان و التقى..» .1.

 

 

پايدارى در نماز

 

 

شيعيان ما چند برنامه در زندگى آنها تجلّى دارد و تا وقت مرگ ادامه مى يابد:

 

اول نماز است كه اقامه كننده آن هستند، در قرآن آمده كه بى نماز اهل جهنم است.

 

منفورترين خلق عالم

 

 

در روايتى آمده است كه پيامبر صلي الله عليه و آله با رفقاى خود راه مى رفتند. سگ قوى هيكلى، هنگام نزديك شدن به پيامبر به شدت پارس كرد، همه ترسيدند، مگر پيامبر صلي الله عليه و آله . حضرت فرمود : نترسيد، بگذاريد پارس كند. پارس او كه تمام شد، حضرت فرمود: سگ با من حرف زد، همين كه چشمش به من افتاد، گفت: يا رسول اللّه .

 

من مى توانم براى شما علما ثابت كنم كه انبيا زبان حيوانات را مى فهميدند.

 

پيامبر و امامى كه از كل جهان عالم تر نباشد، نه پيامبر است نه امام، بلكه بايد به همه عالم اشراف داشته باشد. فرمود: اين سگ به من گفت: يا رسول اللّه ، شما را ديدم، ياد اين حقيقت افتادم كه خدا را شكر كه مرا سگ آفريد، ولى انسان بى نماز نيافريد و به نماز ما را تكليف نكرده است ؛ از اين رو راحت هستيم، به ما نگفته است كه نماز بخوان تا اين كه شانه بالا بيندازيم و بگوييم نمى خوانيم، سگ هستيم و به نماز دعوت نشده ايم، ولى يا رسول اللّه آنها كه انسانند و به نماز دعوت شده اند و نمى خوانند، چه مى كنند؟

 

حقيقت نماز

 

 

نمازى كه اولش طهارت و پاكى است، پاكى و طهارت بدن و دل و معده و شهوت و فكر، پيش از نماز است.

پاك شو اول و پس ديده بر آن پاك انداز

 

بعد كه وارد نماز شديم، مى خوانيم :

 

«اللّه اكبر» ؛ يعنى از همه موجودات، شرق و غرب و قدرت ها و قوّت ها، از بود و نبود در اين عالم، محبوب من بزرگ تر، آقاتر و والاتر است.

 

« بِسْمِ اللّه ِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » ؛ همراه محبوبم در حركت هستم، من هم عاطفه و مهر دارم، من هم محبت و دوستى دارم، من هم عشق دارم، فرقى نمى كند كه طرف من چه مؤمنى است، زن و بچه خودم يا مردم يا بچه ديگرى. من اهل نماز هستم ؛ يعنى اهل رحم هستم.

 

« الْحَمْدُ للّه ِِ رَبِّ الْعَالَمِينَ » ؛ اهل شكر هستم، هيچ نعمتى را حرام نمى كنم.

 

« الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » ؛ باز هم اهل رحم هستم.

 

« مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ » ؛ خودم را در دادگاه او حاضر مى بينم.

 

« إِيِّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » ؛ منبع كمك من اوست، پيشانى من در خانه او به خاك است.

 

« اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ » ؛ راه من راه اوست.

 

« صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ » ؛ راه انبيا.

 

« غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ » ؛ نه يهودى ام.

 

« وَلاَ الضَّالِّينَ »2
؛ نه مسيحى ام، در صراط مستقيم هستم، نه يهودى كه اهل ربا و جاسوسى و حيله و كلك باشم و نه ارمنى كه اهل شراب و قمار و عيش و نوش باشم. من بنده خدا هستم.

 

« بِسْمِ اللّه ِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » ؛ باز هم در ارتباط با رحمت خداست.

 

« قُلْ هُوَ اللّه ُ أَحَدٌ * اللّه ُ الصَّمَدُ * لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ * وَلَمْ يَكُن لَهُ كُفُواً أَحَدٌ »3
.

حرف من اين است :

امروز شاه انجمن دلبران يكى است

دلبر اگر هزار ولى دل بر آن يكى است4

« قُلْ هُوَ اللّه ُ أَحَدٌ » ؛ أحد يكتاگو، يكتانگر و يكتابين هستم. قانع نيستم به اين اندازه عبادت، ركوع مى كنم ؛ يعنى مولاى من پشتم براى قبول سنگين ترين مسئوليت ها آماده است.

 

«سبحان ربى العظيم بحمده» ؛ و باز هم قانع نيستم، با همه وجود روى خاك مى افتم و مى گويم: «عبدك الضعيف»، مغرور و متكبر نيستم، منافق و مشرك نيستم. من در برابر تو يك بنده خاكى ام.

 

«سبحان ربى الأعلى وبحمده» ؛ دوبار هم اين كار را مى كنم كه حسابى تواضع خود را نشان دهم و بعد هم بلند مى شوم و مى گويم:

 

«أشهد أن لا اله الا اللّه وحده لا شريك له» ؛ باز هم يكتابين، يكتانگر و يكتاگو هستم و معلم من هم در اين راه فقط رسول گرامى و اهل بيت او است.

 

«و أشهد أن محمدا عبده و رسوله اللهم صل على محمد وآل محمد» ؛ و اين چنين گواهى مى دهم و درود مى فرستم.

 

«السلام عليك أيها النبى و رحمة اللّه و بركاته السلام علينا وعلى عباد اللّه الصالحين. السلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته» ؛ اى همه انبياء و ملائكه بشناسيد مرا كه من جزء گروه پاكان و انجمن شما هستم، من جزء فرقه كفر و زندقه نيستم. شما مرا جزء خود بدانيد و قيامت براى من شهادت دهيد.

 

روزه داران حقيقى

 

 

دومين صفت شيعه اهل روزه هستند. اول ماه رمضان كه مى شود حضرت مى فرمايد: آنها روزه هستند ؛ يعنى زبان ايشان هم روزه است. شهوت ، چشم و همه اعضاى او روزه اند. روزه از غذا را اول غروب افطار مى كنند، روزه حقيقت خود را روز قيامت باورود در بهشت افطار مى كنند.

 

حج گزاران

 

 

نشانه سوم، شيعيان ما اهل حج هستند :

 

«يحجون البيت الحرام».

 

اهل خمس و زكات

 

 

شيعيان ما مردم سخاوت مندى هستند.كه هر چه خدا به ايشان مى دهد، اگر وجوهاتى به گردن آنها باشد، مى پردازند و اهل خمس و زكات هستند. خيلى هم در اين قسمت راحتند، اگركسى در اين زمينه مريض است، زود خودش را درمان كند، چون خمس، ملك انسان نيست، تصرف آن هم جايز نيست. اگر با آن هم كاسبى كنيد، منافع آن، مالِ بيت المال است، به زن و بچه شما هم حرام است و حق نداريد براى زن و بچه مصرف كنيد.

 

شخصى كه خواست حساب سال خود را بپردازد

 

 

تاجرى نزد مرحوم كلباسى بزرگ در دويست سال پيش آمد و گفت: آقا من هر سال مى خواهم خمس خود را حساب كنم، نمى شود. امسال مى خواهم حساب كنم. حدود ده هزار تومان مى شود، اما نمى توانم بدهم، چون ده هزار تومان خيلى پول سنگينى است، ولى من اين ده هزار تومان را شمرده ام، در گاو صندوقِ خانه پنهان كرده ام، فردا يا پس فردا بيا خانه ما دست هاى مرا با طناب ببند، كليد در جيب من است، آن را از جيبم بيرون بياور و پول را بردار، هر چه هم من مخالفت كردم، توجه نكن، شما پول را بردار و ببر، اما من خودم نمى توانم بدهم.

 

بايد گفت كه اين عبادت زورى است. اين فايده ندارد. كلباسى هم آمد، مى خواست او را راه ندهد، اما او مرد مهمى بود. داخل آمد و گفت: آن ده هزار تومان را با دست خودت بياور و به من بده.

 

گفت: كدام ده هزار تومان، ما با هم حسابى نداريم. ما با هم معامله اى نكرده ايم. بعد هم به چند نفر از افراد خود گفت: او را ببنديد چه حرف هايى مى زند. سپس داد

و بيداد او بلند شد كه تو چه آخوندى هستى، تو چه عالمى هستى، گفت: گوش ندهيد، كليد را از جيب او در بياوريد، ده هزار تومان را برداريد.

 

خلاصه پول رابرداشتند و بردند. بعد فردا كه آمد گفت: خدا رحمتت كند، مرا راحت كردى، اگر خودم بودم نمى دادم. حال اگر اين جا هم يك كلباسى پيدا شود و از آدم پول بگيرد، خوب است، اما اگر اين پول ها در اموال ما بماند، ديگر در برزخ و قيامت كسى نيست كه آن را از ما بگيرد.

 

برخورد مرحوم كلباسى با مرد مقدّس در حمام

 

 

مرحوم كلباسى وارد حمام شد، حمام ها در آن زمان به صورت خزينه بود. مرد مقدّسى براى غسل كردن سى دفعه زير آب رفت و بيرون آمد، با اين كه در اسلام غسل ارتماسى يك دفعه كافى است. كلباسى اورا صدازد. شخص تا چشمش به كلباسى افتاد، ترسيد، گفت: بله، حضرت آيت اللّه . گفت: مقلد چه كسى هستى؟ اگر مى خواست بگويد مقلد حضرت عالى، ايشان مى فرمود كه در رساله من نوشته است كه در غسل ارتماسى يك دفعه زير آب رفتن كافى است. آن وقت مرحوم كلباسى مى گويد: من كه اين طور فتوا نداده ام، چرا بيشتر در آب مى روى؟ گفت: آقا من مقلد شيطان هستم. گفت: من كه هستم ورساله دارم، چرا از من تقليد نمى كنى؟ گفت : آخر من مراعات أعلميت را مى كنم!

 

در هر صورت، شيعيان ما اهل زكات هستند، در مال سخت گير نيستند، حال اگر هم خمس ناچيز باشد، بايد پرداخت كرد.

 

شيعيان، شيفته اهل بيتند

 

 

پنجم، شيعيان با ما در ارتباطند:

 

«يوالون أهل البيت» ؛ حكومت و فرهنگ و دستورهاى ما را قبول دارند .

 

«ويبرئون من أعدائنا» ؛ رو در روى دشمنان ما قرار دارند .

 

«أولئك هم أهل الايمان» ؛ شيعيان ما مؤمن هستند، خدا و قيامت راكاملاً قبول دارند و اهل تقوا و امانتند و در امانت خيانت نمى كنند.


1 . تحف العقول : 26 ؛ بحار الأنوار : 77/127، حديث 33 (سفارشات به معاذ بن جبل).
2 . فاتحه (1) : 1 ـ 7.
3 . اخلاص (112) : 1 ـ 4.
4 . ؟؟؟

  1112
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز