فارسی
يكشنبه 08 خرداد 1401 - الاحد 28 شوال 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
217
0
نفر 0

با زبان گفت‏ از صابر همدانی

با زبان گفت: ای سخن گستر زبان 
من چو افتادم حسینم را بخوان  

تا دم آخر مگر بینم رخش 
توشه بردارم ز روی فرخش  

باش اندر نزد آن شاه زمن 
ترجمان حال و احساسات من  

گر نبودم طاقت برخاستن 
خواه از او عذر جسارتهای من  

تا نگردد خاطرش آشفته حال 
دیگر از سوز جراحت ها منال  

گو بدان شاهنشه نیکو نهاد 
من که رفتم، حق نگهدار تو باد 

تا دم آخر از او غافل مباش 
شاکی از بی رحمی قاتل مباش  

هر زبان غافل شود از ذکر یار 
وای بر آن، خاصه وقت احتضار 


منبع : راسخون
217
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:
لینک کوتاه

آخرین مطالب

محرم در ادب فارسی
شمع شهدا از قاسم رسا
تحليل ادبی خطبه حضرت زينب(س) در كوفه
خدا جدا نکند... از مرتضی عصیانی
بحر طویل حضرت رقیه از غلامرضا سازگار
هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد

بیشترین بازدید این مجموعه

مفهوم آب‏ از محمد رضا مهدی زاده‏
بحر وجود از صفی علیشاه‏
از برای کودکان کن فکر آب‏ از صابر همدانی
غمناله واشک وآستینی که گذشت ازمریم حقیقت
آفتاب غیرتش نور هر دو عین من از مریم توفیقی
امشب سری به گوشه ی ویرانه می زنی ؟ از خلیل عمرانی
آن دَم که فتاد دست پیغمبرِ آب از اسد اللّه‏ ...

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^