فارسی
پنجشنبه 02 بهمن 1399 - الخميس 7 جمادى الثاني 1442

1441
1
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

چشم چرانی و خیانت چشمها

درمقاله حاضر نویسنده ضمن بررسی تحلیلی جایگاه اعضا و جوارح بشر در تکامل ربوبی خود، به اهمیت چشم و گوش اشاره می کند و نقش چشم را در شناخت خود و خداوند مورد کنکاش قرار می دهد.
وی همچنین از زشتی خیانت چشم و راههای رهایی از آن سخن می گوید که با هم آن را از نظر می گذرانیم:
خیانت که نقیض امانت است به عملی گفته می شود که به طور نهانی و مخفی انجام گیرد و شخص در چیزی و یا کلامی که در نزدش به امانت گذاشته شده تصرف غیرمجاز کند. از نظر قرآن همه اعضا و جوارح آدمی چیزهایی است که در نزد وی به امانت گذاشته شده و شخص به عنوان مسئول حفظ و نگهداری و بهره برداری درست آن است. از این رو خداوند می فرماید: ان السمع و البصر و الفواد کل اولئک کان عنه مسئولا؛ به درستی که گوش و چشم و دل، هریک از آنها در برابر خداوند مسئول و پاسخگو هستند. (اسراء آیه ۳۶) در حقیقت هریک از اعضا و جوارح آدمی امانتی در دست انسان است که در قیامت باید پاسخگوی رفتارها و تصرفات خود درباره آنها باشد. هرگونه رفتار و تصرفی که بیرون از دایره حق و چارچوب های الهی که برای نعمت و عضوی قرار داده شده باشد، به عنوان رفتاری خیانت آمیز تلقی می شود.
یکی از اعضاء و نعمت هایی که خداوند برای انسان قرار داده و به عنوان امانت در اختیار اوست، نعمت چشم است که باید درچارچوب حق انجام گیرد وگرنه باید در قیامت به عنوان خیانت در امانت پاسخگو باشد.
● جایگاه اعضای بشر در فرآیند تکاملی
خداوند در آیات چندی به ارزش و جایگاه چشم اشاره می کند و آن را از مهمترین ابزارهای تکاملی بشر معرفی می کند. آدمی برای دستیابی به دانش و شناخت، نیازمند ابزارهای شناختی است که چشم و گوش و دل، مهمترین این ابزارها است. انسان برای دستیابی به هرگونه شناختی به ابزارهای حسی نیاز دارد. اگر انسان هر حسی را از دست دهد بخشی از دانش و راههای شناختی خویش را از دست می دهد و براین اساس گفته اند: من فقد حسا فقد فقد علما؛ هرگاه انسانی حسی را از دست دهد علم و دانشی را از دست می دهد.
به سخن دیگر هرحسی چون چشم، نوعی خاص از دانش و شناخت را به انسان می دهد که از راه حس دیگر و ابزارهای شناختی چون گوش نمی توان آن را بدست آورد. بنابراین انسانی که فاقد حسی باشد، نوعی خاص از کمال را نیز از دست می دهد و نمی تواند از آن مسیر به کمال مطلوب دست یابد.
اگر در قرآن برای دستیابی به شناخت و دانش و کمال مطلق، سیر در آفاق و انفس یعنی معرفت نفس و معرفت هستی مطرح می شود، بدین معناست که برای انسان شناخت آفاق و آیات خداوند در طبیعت بیرونی نیازمند ابزارهایی است که فقدان هریک به معنای فقدان نوعی شناخت و آگاهی نسبت به هستی و در نتیجه عدم دست یابی به کمال مطلق از همه جنبه ها و جهات است.
هریک از ابزارهای شناختی بشر، به معنای نوعی از اسمای الهی است که در انسان به ودیعت گذاشته شده است. آدمی از راه چشم به چیزی چون بینائی دست می یابد که خود زمینه ساز دست یابی به بصیرت و رویت الهی است.
خداوند در هریک از اعضا و جوارح آدمی به شکل اسمایی تجلی کرده است و هریک از اعضا و جوارح آدمی مظهر اسمی از اسمای کمالی است که هر سالک راه حقیقت می بایست با بهره گیری و فعلیت بخشی به آن، خود را به کمال اسمایی آن اسم خاص برساند و این گونه لقاء الهی را با تلاش و بهره بری از استعدادها و ظرفیت های سرشته در نهاد خویش تحقق بخشد: یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه؛ ای انسان تو به سوی پروردگارت در تلاش و سعی ویژه ای هستی تا به دیدار او برسی.
این تلاش و کدح جانکاه و ویژه که آدمی باید بوسیله آن خود را به ملاقات پروردگار خویش برساند، استفاده و بهره گیری از همه صفات و اسمای کمالی است که به حکم جعل نخست در ذات انسانی سرشته شده است و به آدمی این فرصت و استعداد را بخشیده تا با آن ها خود را به ملاقات پروردگار کامل مطلق برساند. از این رو خداوند در آیات متعدد از جعل کامل اسمایی به شکل تعلیم خاص (و علم آدم الاسماء کلها) و ربوبیت و پروردگاری خویش و نیز ارایه آیات در آفاق و انفس و مانند آن توجه می دهد تا بنمایاند که هرکسی تحت ربوبیت و پروردگاری یک اسم و یا اسماء و یا همه اسمای الهی قرار گرفته و خود را به ملاقات و دیدار کمالی همان اسم و یا اسماء و یا همه اسماء می رساند.
به سخن دیگر، هرکسی در تحت تصرف و پروردگاری اسم یا اسمایی و یا همه اسمای الهی قرار می گیرد و هرچه انسان با کدح و تلاش خویش اسمی را به کمال برساند فرصت به اسم دیگری داده می شود تا خود را
نشان داده و زمینه بروز و ظهور را برای آن اسم به شکل کمالی فراهم آورد.  این بدان معنا است که اگر انسان از هر عضو و استعدادی به خوبی بهره گیرد، آن اسم در فرایندی به کمال ظهوری در شخص می رسد و فرصت بروز اسم دیگری را فراهم می کند و این گونه است که هرکسی که در مسیر تکاملی، اهل عمل صالح باشد، به شمار بیش تری از اسمای الهی دست می یابد و آن ها را در ذات خویش به کمال می رساند.
بنابراین ارتباط تنگاتنگی میان معرفت و عمل صالح وجود دارد. اگر شخص در مسیر کمالی خود به بهترین شکل از چشم خود استفاده کند، به دانش های خاص به شکل یافته های علمی و داده های وحیانی و شهودی دست می یابد و پس از کمال یابی چشم از بینائی تا بصیرت شهودی و حضوری، فرصت به گوش داده می شود تا اموری را بشنود که پیش از آن توانایی شنیدن آن را نداشته است و در مسیر کمالی، گوش نیز به جایی می رسد که اموری غیبی را می شنود و در نهایت به کمال اذن اللهی می رسد که گوش خدا می شود.
● ضرورت عمل به دانسته های خویش
استاد معلم و عارف فرزانه حضرت آیت الله بهجت فومنی از شاگردان علامه کامل، سیدعلی قاضی، همواره در درس و سخنان خویش می فرمود که با عمل است که علمی به علم های شما افزوده می شود. اگر کسی بخواهد به دانشی برتر و بهتر برسد باید به همان دانسته ها و علم خویش عمل کند.
این بدان معناست که هر دانشی تا به شکل عمل صالح در نیاید نمی تواند در ذات انسان جایگزین شده و به شکل عنصر وجودی و ذاتی شخص درآید. هر علم با عمل صالح یعنی عمل مطابق علم حق و دانش قطعی است که خود را از دانش حصولی به حضوری تبدیل می کند و در جان آدمی نفوذ و شالکه وجودی او را شکل می بخشد. اگر شخصی علم حصولی به چیزی یافت، زمانی این علم به مفهوم واقعی، علم و دانش او خواهد بود که به شکل علم حضوری و شهودی درآید و آن، زمانی تحقق می یابد که شخص براساس عمل خویش بتواند آن چه را به علم حصولی یافته به عنوان علم حضوری درآورد و در یک فرآیندی علم به عمل درآید و در جان و شاکله وجودی شخص نفوذ کند.
علامه حسن زاده آملی در این باره می فرمود که علم از نظر مکتب صدرایی و نگرش عرفان قرآنی زمانی علم است که جزو ذات آدمی شده باشد و این، زمانی اتفاق می افتد که از حصولی و مفهومی به شهودی درآید و این جز به عمل صالح و عمل مطابق با علم حق، شدنی نیست. این همان مفهومی است که خداوند می فرماید: العمل الصالح یرفعه؛ کار نیک و صالح، آدمی را بالا می برد.
به هر حال آدمی برای دست یابی به کمال مطلق می بایست گام به گام در فرآیندی که از آن به زندگی دنیوی یاد می شود خود را به پروردگار خویش برساند. گاه شخص به سبب عمل سست و یا کم خویش تحت ربوبیت یک اسم و یا چند اسم قرار می گیرد و نمی تواند همه اسمای الهی را درک کند و این گونه است که محدود می شود. اما اگر بتواند همانند پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) عمل کند و از همه اعضا و جوارح خویش به درستی بهره گیرد به مقامی دست می یابد که از آن به رب العالمین یاد می شود. رب العالمین رب همه اسما و صفات کمالی است و لقاء و دیدار آن تنها از آن مخلصان (بفتح لام) و متألهان و ربانیون است.
از این رو هرگاه در قرآن سخن از پروردگار است با توجه به ظرفیت و استعدادها و تلاش ها و اعمال شخص است. اگر الله، اسم برای همه صفات کمالی است، ربوبیت با توجه به هر کسی متفاوت و متمایز است. لذا رب محمدی(ص) غیر از رب موسوی(ع) و یا عیسوی(ع) است. کسانی به مقام کمالی می رسند که با اعمال صالح و عنایت و فضل ایزدی توانسته باشند در فرآیند زندگی طیب خویش از ربوبیت اسمی به اسمی دیگر منتقل شوند و در نهایت تحت ربوبیت رب العالمین قرار گیرند.
براساس آیات و روایات تنها پیامبر(ص) به مقامی رسید که تحت ربوبیت کامل همه اسمای الهی و ربوبیت رب العالمین قرار گرفت. خداوند از این رو پیشنهاد می دهد که هر کسی بخواهد به کمال مطلق برسد می بایست از مسیر کمالی پیامبر(ص) حرکت کند؛ زیرا رب محمدی(ص)، پروردگار جهانیان و رب العالمین است. بنابراین می فرماید: «الی ربک المنتهی؛ نهایت سیر بشر، ربوبیت و پروردگاری توست و یا نیز می فرماید: الی ربک الرجعی؛ نهایت سیر و تکامل بشری، بازگشت به ربوبیت محمدی است. بنابراین هر کسی اگر بخواهد به کمال مطلق دست یابد می بایست از مسیر کمالی پیامبر که تحت ربوبیت رب العالمین است حرکت کند.
هر چند که این بخش از مقاله طولانی شد ولی برای بیان ارزش و جایگاه هر عضوی به ویژه اعضای مهمی چون چشم و گوش و دل می بایست به این مباحث پرداخته می شد. بنابراین هنگامی که از امانت الهی و یا خیانت در آن ها سخن گفته می شود با توجه به این جایگاه ارزشی و اعتباری آن ها در حوزه تکاملی بشر می باشد.
● خیانت چشم ها
براساس مطالب پیش گفته می توان دریافت که چشم در حوزه تکاملی بشر و دست یابی وی به کمال مطلق از چه جایگاه و اهمیت مهم و ویژه ای برخوردار است. آدمی نخستین اطلاعات شناختی و معرفتی خویش را از راه دو حس چشم و گوش به دست می آورد. دل و قلب و مغز آدمی زمانی می تواند گام هایی به سوی معرفت بردارد که این دو ابزار حسی اصلی و بنیادین بتوانند اطلاعاتی را در اختیار او قرار دهند. انسان از راه اطلاعات آفاقی می تواند فرصت هایی برای اطلاعات شهودی و انفسی خود فراهم آورد.
چشم به آدمی کمک می کند تا خود را بشناسد؛ زیرا در دانش های مختلف چون روان شناسی اثبات شده است که آدمی هویت خویش را با شناخت مفهوم دیگری به دست می آورد. من زمانی معنا و مفهوم می یابد که مفهوم دیگری درک شود. بنابراین شناخت موقعیت خود در جهان و مفهوم خدا زمانی درک می شود که خدا را درک کند.
انسان برای درک مفهوم خدا نیازمند درک مفهوم هستی است که به کمک دانش ها و اطلاعاتی از راه گوش و چشم به دست می آید و دل و قلب، آن ها را سامان دهی و تدوین کلی می کند.
در روایات اسلامی آمده است که معرفت نفس جز با معرفت خدا به دست نمی آید: من عرف نفسه فقد عرفه ربه.
بنابراین انسان پیش از این که خود را بشناسد خداوند را از راه آفاق می شناسد که این همان هویت بخشی به خود است. آدمی زمانی که خدا را شناخت به خود رجوع می کند و آن گاه است که خود را می شناسد و وابستگی و ربوبیت الهی را درک می کند. پس آدمی پیش از آن که الوهیت خدا را درک کند، ربوبیت و پروردگاری او را درک می کند. این گونه است که جایگاه چشم در مسیر شناخت خود و خدا به خوبی نمایان می شود.
اما برخی از انسانها برخلاف مسیر کمالی خویش حرکت می کنند و به جای آن که از چشم و گوش در مسیر خودیابی و خداگرایی بهره گیرند از آن در مسیر ضدکمالی سود می جویند که در اصطلاح خیانت در امانت الهی است.
خیانت چشم در مصادیق مختلف و موارد متعددی اتفاق می افتد. چشم چرانی و نگاه دزدکی از موارد و مصادیق خیانت چشم است. شخص به گونه ای رفتار می کند که گویی به زن نامحرم نمی نگرد در حالی که زیرچشمی و دزدکی او را نگاه می کند. این نگاه به سبب این که تبعات و پیامدهای زیانباری برای شخص دارد و استفاده نادرست از عضوی که به امانت در اختیار او نهاده شده، امری حرام دانسته شده است. (یوسف آیه ۵۱ و ۵۲)
خداوند چنین نگاه دزدکی و چشم چرانی را به عنوان خیانت به خویشتن قلمداد کرده و از مردم خواسته است تا از آن پرهیز کنند. این عمل موجبات خشم الهی را فراهم می آورد (آل عمران آیه ۱۶۱ و ۱۶۲) و از محبت خدا دور می سازد (انفاق آیه ۵۸ و نیز نساء آیه ۱۰۷) بنابراین فرصت برای کمال چشم و دست یابی به بصیرت و رویت خاص از دست می رود و خداوند ربوبیت اسمای کمالی دیگر را از او سلب می کند.
خیانتکاران و دزدان چشمی چون با مخفی کاری، این گونه اعمال را انجام می دهند و در حقیقت از مردم و نگاه دیگران شرم و حیا می کنند ولی نسبت به خداوند این گونه شرم و حیا نمی ورزند، دشمن خداوند قلمداد می شوند و خداوند نیز آنان را رسوا می سازد و آبرویشان را می برد. (نساء آیات ۱۰۷ و ۱۰۸)
راهکار رهایی از خیانت چشم
برای رهایی از گرفتاری خیانت چشمی راهکارهایی در قرآن مطرح شده است که از جمله آن ها می توان به دوری از صحنه های محرک زا و فرو انداختن چشم اشاره کرد. خداوند در آیه ۳۱ و ۳۲ سوره نور می فرماید: «قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم ان الله خبیر بما یصنعون و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لایبدین زینتهن الا ما ظهر منها؛ به مؤمنان بگو چشم های خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند و عفاف خود را حفظ کنند، این برای آنان پاکیزه تر است. خداوند از آن چه انجام می دهند آگاه است و به زنان باایمان بگو چشم های خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را، جز آن مقدار که نمایان است آشکار ننمایند.» در این آیه به صراحت دستور داده شده که زن و مرد از نگاه های هوس آلود پرهیز نمایند.
در شأن نزول آیه فوق از امام باقر(ع) نقل شده است که: جوانی از انصار در مسیر خود با زنی روبه رو شد، چهره آن زن، نظر جوان را به خود جلب کرد و چشم خود را به او دوخت، هنگامی که زن گذشت جوان همچنان با چشمان خود او را بدرقه می کرد درحالی که راه خود را ادامه می داد تا این که وارد کوچه تنگی شد و باز همچنان به پشت سر خود نگاه می کرد ناگهان صورتش به دیوار خورد و تیزی استخوان یا قطعه شیشه ای که در دیوار بود صورتش را شکافت! هنگامی که زن گذشت (و از چشم او ناپدید شد) جوان به خود آمد و دید خون از صورتش جاری است و به لباس و سینه اش ریخته! (سخت ناراحت شد) با خود گفت به خدا سوگند من خدمت پیامبر(ص) می روم و این ماجرا را بازگو می کنم، هنگامی که چشم رسول خدا(ص) به او افتاد، فرمود چه شده است؟ جوان ماجرا را نقل کرد، در این هنگام آیه فوق نازل شد (وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۳۹)

از امیرمومنان علی(ع) نیز روایت شده که فرمود: «نعم صارف الشهوات غض الابصار؛ چشم پوشی از نگاه، بهترین عامل بازداری از شهوت است.» (محمدی ری شهری، میزان الحکمه، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ج۱، ص۷۲).
برای کنترل نگاه حتی خوب است از نگاه به لباس زیر زنان پرهیز شود: «فان قدرت أن لاتنظر الی ثوب المرأه التی لاتحل لک فافعل؛ اگر توان داری به جامه زنی که برای تو حلال نیست نگاه نکنی، نگاه نکن». (منتخب میزان الحکمه، ص ۲۳۰، ح ۲۷۴۹).
توجه به زیان های دنیوی و اخروی خیانت چشم می تواند خود عامل بازدارنده باشد. از رسول خدا(ص) روایت شده که فرمود: «هر کس چشم را از نگاه حرام و هوس آلود پر کند خداوند در روز قیامت آن را از آتش پرمی نماید، مگر توبه کند و از آن راه (نادرست) بازگردد.» (میزان الحکمه، ج ۰۱، ص ۷۷)
هم چنین توجه به فوائد ترک گناه و رسیدن به کمالات، خود عامل دیگری برای ترک گناه است. علی(ع) فرمود: «غضوا ابصارکم ترون العجائب؛ چشم های خود را (از حرام) فرو بندید تا عجائب (عالم معنی) را مشاهده کنید.» (منتخب میزان الحکمه، ج ۱، ص ۵۰۴، ح ۶۱۳۷). و حضرت امام صادق(ع) نیز فرمود: «من ترکها لله لالغیره اعقبه الله ایمانا یجد طعمه؛ کسی که نگاه (به نامحرم) را برای خدا نه غیر خدا، ترک گوید، بدنبالش خدا شیرینی ایمان رابه او می چشاند.» (همان، ص ۵۰۴، ح ۶۱۴۱) و قرآن هم می فرماید: «ذلک ازکی لهم؛ این (نگاه نکردن) پاکیزه تر است برای آنان». (نور، آیه ۰۳).
اگر شخص خود را در محضر خدا بداند و بر این باور باشد که عالم محضر خداوند است و او حتی خفی و سر و اخفی را می داند: «یعلم خائنه الاعین و ما تخفی الصدور؛ و از نگاهی دزدکی آدمی نیز آگاهی دارد، در آن صورت رفتار خویش را تغییر می دهد و از خدا شرم و حیا کرده و از گناه در برابر دیدگان حضرت حق پرهیز می کند.
از علی(ع) سؤال شد که چگونه می توان از حرام چشم فروبست؟ در پاسخ فرمود: «بالخمود تحت سلطان المطلع علی سترک؛ با اطاعت و فرمان برداری از سلطانی که مطلع بر اعمال مخفی توست.» (میزان الحکمه، همان، ج ۰۱، ص ۱۸، ح ۲۰۳۰۰ و ترجمه المیزان، ج ۳۱، ص ۶۳۲۶)
از بهترین راه های چشم بستن از حرام، حاضر و ناظر دانستن ناظر آگاهی است که بر همه اعمال آشکار و نهان ما احاطه دارد و از باطن ضمیر، مطلع است و هم اوست که فردای قیامت حسابرس و حاکم است.
خداوند در قرآن می فرماید: «یعلم خائنه الاعین؛ خدا از خیانت چشم ها آگاه است.» و در حدیثی در تفسیر آیه می خوانیم: «منظور نگاهی است که شخص، در حال نگاه وانمود کند که نگاه نمی کند، خدا از این نگاه «آلوده» نیز با خبر است.» (میزان الحکمه، ج ۰۱، ص ۶۷).


منبع : پایگاه آفتاب
1441
1
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

درخواست حضرت فاطمه زهرا (س)
افزایش رزق و روزی با نسخه‌ امام جواد (ع)
حجاب از نگاه استاد انصاریان
حجاب و پاكدامنى زن‏
کرامات و معجزات حضرت فاطمه زهرا (س) (2)
سوره ای که علی علیه السلام‌ برای مشرکان می خواند
زنان شايسته از ديدگاه اسلام‏  
تاثیر قرآن و نماز بر اضطراب
عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری(س)
حاجت خود را جز نزد سه نفر نگو!

بیشترین بازدید این مجموعه

«ادخال سرور» در قلب مومن
سه چیزی که قرآن مایه آرامش می داند!
جايگاه عشق و عقل در شخصيت امام حسين (ع) (2)
بهانه ها و طعنه های یهود تمام شدنی نیست!
ویژگی هایی از نشانه های اهل ایمان
"تغییر" سنگ محکی برای شناخت مؤمنان واقعی
روزگار امام دوازدهم
خطبه امام سجاد «علیه السلام»، قیام بر علیه نیرنگ ها
ولادت حضرت عیسی مسیح (ع)
بی‌تفاوتی مصداق بی‌دینی است

 
نظرات کاربر
s
سلام با تشکر از مطالب بسیار عالی .با اجازه من از مطالبتون برای وبلاگم استفاده می کنم.انشالله سلامت باشید
پاسخ
0     0
23 اسفند 1389 ساعت 01:47 صبح
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا