فارسی
پنجشنبه 08 خرداد 1399 - الخميس 5 شوال 1441
  505
  0
  0

عيسى و گناهكار

در روايات آمده : روزى عيسى با جمعى از حواريون به راهى مى گذشت ، ناگاه گنهكارى تباه روزگار كه در آن زمان به فسق و فجور معروف و مشهور بود آنان را بديد ، آتش حسرت در سينه اش افروخته شد ، آب ندامت از ديده اش روان گشت ، تيرگى روزگار و تاريكى حال خود را معاينه ديد ، آه جگر سوز از دل پرخون بركشيد و با زبان حال گفت :
يا رب كه منم دست تهى چشم پرآب *** جان خسته و دل سوخته و سينه كباب
نامه سيه و عمر تبه ، كار خراب *** از روى كرم به فضل خويشم درياب
پس با خود انديشيد كه هر چند در همه عمر قدمى به خير برنداشته ام و با اين آلودگى و ناپاكى قابليت همراهى با پاكان را ندارم ، اما چون اين گروه دوستان خدايند ، اگر به مرافقت و موافقت ايشان دو سه گامى بروم ضايع نخواهد بود ; پس خود را سگ اصحاب ساخت و بدنبال آن جوانمردان فريادكنان مى رفت .يكى از حواريون باز نگريست و آن شخص را كه به نابكارى و بدكارى شهره شهر و مشهور دهر بود ديد كه به دنبال ايشان مى آيد ، گفت : يا روح اللّه ! اى جان پاك ! اين مرده دل بى باك را كجا لياقت همراهى با ماست و بودن اين پليد ناپاك از پى ما در كدام مذهب رواست ؟ او را از ما بران تا ما را دنبال نكند و از همراهى ما جدا شود كه مبادا شومى گناهانش دامن زندگى ما را بگيرد !!عيسى (عليه السلام) در انديشه شد تا به آن شخص چه گويد و چگونه عذر او را بخواهد ، كه ناگاه وحى الهى در رسيد : يا روح اللّه ! دوست خودپسند و دچار پندار خود را بگوى تا كار از سر گيرد ، كه هر عمل خيرى تا امروز از او صادر شده به خاطر نظر حقارتى كه به آن مفلس انداخت از ديوان و دفتر عمل او محو كرديم و آن فاسق گناهكار را بشارت ده كه به آن حسرت و ندامت كه به پيشگاه ما پيش آورد ، مسير توفيق به روى او گشوديم و دليل عنايت را در راه هدايت به حمايت او فرستاديم.
در روايات آمده : روزى عيسى با جمعى از حواريون به راهى مى گذشت ، ناگاه گنهكارى تباه روزگار كه در آن زمان به فسق و فجور معروف و مشهور بود آنان را بديد ، آتش حسرت در سينه اش افروخته شد ، آب ندامت از ديده اش روان گشت ، تيرگى روزگار و تاريكى حال خود را معاينه ديد ، آه جگر سوز از دل پرخون بركشيد و با زبان حال گفت :
يا رب كه منم دست تهى چشم پرآب *** جان خسته و دل سوخته و سينه كباب
نامه سيه و عمر تبه ، كار خراب *** از روى كرم به فضل خويشم درياب
پس با خود انديشيد كه هر چند در همه عمر قدمى به خير برنداشته ام و با اين آلودگى و ناپاكى قابليت همراهى با پاكان را ندارم ، اما چون اين گروه دوستان خدايند ، اگر به مرافقت و موافقت ايشان دو سه گامى بروم ضايع نخواهد بود ; پس خود را سگ اصحاب ساخت و بدنبال آن جوانمردان فريادكنان مى رفت .يكى از حواريون باز نگريست و آن شخص را كه به نابكارى و بدكارى شهره شهر و مشهور دهر بود ديد كه به دنبال ايشان مى آيد ، گفت : يا روح اللّه ! اى جان پاك ! اين مرده دل بى باك را كجا لياقت همراهى با ماست و بودن اين پليد ناپاك از پى ما در كدام مذهب رواست ؟ او را از ما بران تا ما را دنبال نكند و از همراهى ما جدا شود كه مبادا شومى گناهانش دامن زندگى ما را بگيرد !!عيسى (عليه السلام) در انديشه شد تا به آن شخص چه گويد و چگونه عذر او را بخواهد ، كه ناگاه وحى الهى در رسيد : يا روح اللّه ! دوست خودپسند و دچار پندار خود را بگوى تا كار از سر گيرد ، كه هر عمل خيرى تا امروز از او صادر شده به خاطر نظر حقارتى كه به آن مفلس انداخت از ديوان و دفتر عمل او محو كرديم و آن فاسق گناهكار را بشارت ده كه به آن حسرت و ندامت كه به پيشگاه ما پيش آورد ، مسير توفيق به روى او گشوديم و دليل عنايت را در راه هدايت به حمايت او فرستاديم.

برگرفته از کتاب داستانهای عبرت آموز استاد حسین انصاریان

  505
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    در این دنیا چه چیز مرا كفايت مى‏‌كند؟
    حکایت پیرمرد آتش‌پرست با حضرت موسی(ع)
    ذكر خدا بگو
    من تا هستم همينم
    شب قدر شب گناه نيست!‏
    عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد!
    زن بدكاره‏ در خانه عابد
    علامت نياز
    حضرت اسحاق و يعقوب عليهما السلام و نماز
    در راه خدمت به خلق‏

بیشترین بازدید این مجموعه

      گردنبند با برکت حضرت زهرا (س)
      نشانه‏ هاى ايمان‏
      من تا هستم همينم
      در این دنیا چه چیز مرا كفايت مى‏‌كند؟
      برخورد مرحوم كلباسى با مرد مقدّس در حمام‏
      ذكر خدا بگو
      عبوديت را از يك عبد بياموزيم‏
      چگونه خانه خود را تبديل به خانه آخرت كنيم؟
      حضرت اسحاق و يعقوب عليهما السلام و نماز
      عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد!

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز