فارسی
سه شنبه 05 مهر 1401 - الثلاثاء 1 ربيع الاول 1444
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
0
نفر 0

ارزش عمر و راه هزینه آن -جلسه هیجدهم(متن کامل +عناوین)

 قزوين، مسجد النبى دهه اول صفر 1384
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمين و صلّى الله على جميع الانبياء والمرسلين و صلّ على محمد و آله الطاهرين.
براى اين كه عمر انسان صحيح و درست هزينه شود و به تعبير قرآن مجيد، وارد تجارتى بى ضرر، بى خسارت و پرسود شود، سودى تمام نشدنى، لازم است برنامه هايى رعايت شود.
برنامه اول، تسليم شدن نسبت به خداست. خداوندى كه نگاهش به همه موجودات، نگاه رحمت، مهر و محبت است. از كارگردانى خدا در عالم خلقت، اين نگاه استفاده مى شود. هر چيزى را كه به وجود مى آورد، در جاى معين خودش قرار مى دهد، بعد آن را رشد مى دهد و به چشمه خير، منفعت و بركت تبديل مى كند.
 انسان، زمينه ساز ضرر
هيچ آفريده اى را نمى توانيد منبع زيان و ضرر بدانيد. اين انسان است كه گاهى زمينه ضرر را فراهم مى كند. اگر اين زمينه را فراهم نكند، ضررى نيز رخ نمى دهد.
در رواياتى كه مربوط به طهارت و بهداشت است و هزار و چهارصد سال قبل براى ما بيان كرده اند، مى بينيد كه نزديك به پنج هزار راهنمايى براى حفظ بهداشت و سلامت ما، در همه شئون زندگى شده است. حال اگر كسى بهداشت دهان و دندان را رعايت نكند، بيمارى لثه و دندان بگيرد، خود او زمينه بيمار شدن خود را فراهم كرده است. اين بيمارى ديگر مخلوق خدا نيست كه بگويم: چرا در آفريده هاى خدا، ميكروب مضرّ نيز هست؟ چون از اول به ما گفته اند كه: زمينه پديد آمدن بيمارى را فراهم نكن. وقتى آب را راكد بگذارم، پر از ميكروب مى شود، كرم پيدا مى كند، بو و رنگش عوض مى شود، پس اين كار را نبايد بكنم و الا آن وقتى كه آب، مايه حيات را خلق مى كند مى فرمايد: «مِنَ الْمَآءِ كُلَّ شَىْ ءٍ حَىٍّ»  هر موجودى زنده اى، با آب زنده است، من مواظب آب نباشم، باعث وبا، اسهال خونى و مشكلات ديگرى مى شود. اين كارى به پروردگار ندارد. ما اصل آفرينش را بايد نگاه كنيم، نه آب گنديده را. رسول خدا صلى الله عليه و آله مى فرمايد: از ظرف ترك خورده استفاده نكنيد. در شب، هيچ نوع زباله اى را در خانه نگه نداريد. از غذاى مانده بپرهيزيد. كم درست كنيد تا باقى نماند و اگر زياد شد و نتوانستيد بخوريد، اگر نمى توانيد سلامت غذا را حفظ كنيد، آن را نخوريد. قبل از خوابيدن شب، دهان و دندان را مسواك بزنيد. كلمه مسواك در روايات ما زياد آمده است. «2» حال اگر من بهداشت را رعايت نكنم، من زمينه موجود مضرّ را فراهم مى كنم كه به وجود بيايد، اما اصل آفرينش، بر پاكى استوار است و تمام عالم، غرق در طهارت است. در رحم مادران، انسانى را كه مى خواهد خلق كند، اگر پدر و مادر زمينه شرّ در خلقت را به جنين ندهند، يعنى مادر سيگارى، يا پدر معتاد نباشد، مشروب خوار
و حرام خور نباشند، بيمارى نداشته باشند، اگر اين ها نباشد، از نظر جسمى طفل صد در صد سالمى ساخته مى شود و اگر در امور معنوى پدر و مادر منفى عمل نكنند، باطن اولاد نيز پاك آفريده مى شود. رحم مادر جاى پرورش جنين است، اگر اين رحم را با دود سيگار و ترياك، مسكرات، اضطراب و خلأهاى معنوى آلوده كنند، پروردگار عالم با همان نظامى كه داده است، ساختمان اين فرزند را مى سازد، لذا بچه كه به دنيا مى آيد، ديوانه، ناقص و يا معيوب مى شود. اين به خدا ارتباطى ندارد. خدا قبلًا گفته بود كه مشروب، ترياك، هروئين، دود سيگار، بى دينى و اين قبيل چيزها در فرزند شما اثر منفى مى گذارد، حال اگر من نمى خواهم به حرف او عمل كنم و نطفه اى به رحم بدهم كه با امور منفى مخلوط شده است، بعد بگويم: تو اين بچه را بساز، چه كار دارى كه ناقص جسمى يا روحى به دنيا مى آيد، اين به خدا ربطى ندارد. ما اصل آفرينش را بايد نگاه كنيم كه مرد و زن بايد بهداشت روانى و بدنى را رعايت كنند، تا جنين سالم و با فطرتى روشن، ساخته شود.
تدبّر در آثار رحمت حضرت حق
شما اگر نگاه رحمت، محبت و لطف خدا را بخواهيد لمس كنيد: «انظُروا الى آثارِ رَحمةِ اللّه فَانَّ آثارَنا تَدُلُّ عَلينا» به آثار رحمت خدا نگاه كنيد، كه با اين آثار، نگاه محبت ما را لمس و احساس كنيد. خدا در آثار خود چه كرده است؟ چند كتاب را نام مى برم، مطالعه كنيد ببينيد در عالم آفرينش چه خبر است: «از جهان هاى دور»، «يك، دو، سه، بى نهايت» «پديده حيات»، «سرگذشت زمين»، «پيدايش و مرگ خورشيد»، «هيأت فلاماريون»، «راز آفرينش انسان»، «ساختمان مغز»، «افق دانش»، «دايرة المعارف فريد وجدى»، «علم و زندگى»، «فيزيولوژى انسان»، «نطق و شعور حيوانات»، «شگردهاى طبيعت». شما اين كتاب ها را بخوانيد، چگونگى نگاه خدا به عالم معلوم مى شود. نگاه رحمت، مهر و محبت است و اين نگاه است كه وقتى موجودات را خلق مى كند، به طور كامل خلق مى كند و بعد از آفريدن، او را رشد مى دهد: «أَعْطَى كُلَّ شَىْ ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى » آنها را هدايت كرده، كامل مى كند و در جاى معين خود قرار مى دهد و به چشمه خير و منفعت تبديل مى كند. حوصله كنيد و اين كتاب ها را بخوانيد. تا كسى مطالعه نكند، چيزى نصيب او نمى شود.
 شناخت خداوند با مطالعه سه پرونده
در تمام كشورها براى اين كه بدانند اين آقا چه كاره است، در شهردارى، اطلاعات، دادگسترى و ساير ادارات از او انگشت نگارى مى كنند، پرونده دارد، وقتى اداره اى پرونده او را مى خواهند تا جواز به او بدهند، تمام پرونده اش را بيرون مى آورند.ما به اين اندازه به دنباله پرونده خدا نرفتيم كه اين پرونده خدا يا عالم طبيعت است، يا قرآن و يا وجود خودمان. اين سه چيز، پرونده خدا است. پروردگار عالم در اين سه پرونده شخصيت خود را ثبت كرده است و در آنها دروغ نيز وجود ندارد.
اين سه پرونده خدا؛ كتاب تكوين- وجود طبيعت- كتاب نفس- وجود ما- و كتاب تشريع- قرآن مجيد- اين هر سه پرونده در مقابل روى ما باز است. نه مختومه. شما هر جا كه پرونده خدا را مى خواهيد، پيداست. خودش فرموده كه واجب است اين پرونده ها را مطالعه كنيد. فرمود: «اعلموا»  بفهميد، چه كسى را بايد فهميد؟ مرا. چگون بايد فهميد؟ پرونده هاى سه گانه را بايد مطالعه كرد. من با شما سرّى ندارم. هر قسمت از پرونده را مى خواهى، ببين. يك گوشه اين پرونده، در پرونده عالم طبيعت، زندگى مورچگان است، تا كنون كه من خبر دارم، حدود بيست هزار جلد كتاب مختلف درباره زندگى مورچگان نوشته شده است. خدا را مى خواهى بشناسى؟ پرونده اش اين هاست.
نمونه هايى از آثار پروردگار
من چند ورق از پرونده عالم طبيعت را طبق قرآن براى شما بياورم. «أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ* وَ إِلَى السَّمَآءِ كَيْفَ رُفِعَتْ* وَ إِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ* وَ إِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ»
آيا به- يك ورق از پرونده و كار من- شتر نگاه نمى كنيد؟ ورق ديگر اين پرونده، آسمان ها است. واقعاً نگاه نمى كنيد كه من ميلياردها خورشيد، ماه، ستاره، سحابى و كهكشان را در فضا دارم مى گردانم، نه ستون زير آنها هست و نه با زنجير به جايى بسته شده اند. ميلياردها سال است كه اين كرات، نه به هم مى خورند و نه در مى روند و نه تكه تكه مى شوند. اين را نگاه نمى كنيد؟«وَ إِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ» به اين زمين زير پاى خود نگاه نمى كنيد كه من چگونه آن را آماده زندگى كرده ام؟ نه تمام آن از آب است و نه تمام خشكى، كوه، دره و كوير. هر چه براى زندگى شما لازم بوده، در زمين آماده كرده ام. «وَ إِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ»
به اين كوه ها نگاه نمى كنيد كه چگونه اين ها را روى زمين نصب كرده ام و از زير هم به يكديگر گره داده ام؟ كه اگر روزى همه اين كوه ها را صاف كنيد، كره زمين تا روز قيامت دچار بادهاى توفانى غير ساكت مى شود. آن وقت هيچ چيزى از شما نمى ماند. اين پرونده خداست كه مى فرمايد: واجب است باز كنيد و ببينيد و بفهميد و خبردار شويد:«اقْرَأْ بِاسْمِ رَبّكَ الَّذِى خَلَقَ»  واجب است بخوانيد تا بفهميد من چه كسى هستم.
ولى كجاست سرمايه گذارى كه در بيست و چهار ساعت، يك ساعتش را هزينه شناخت خدا كند، به دنبال خدا برود و خدا را بفهمد. ما مى گوييم خدا، اما نمى دانيم كيست؟
نگاه رحيميّه حق در پرورش انسان
نگاه خدا به كل عالم، نگاه مهر، محبت و رحمت است. او با اين نگاه هم خلق مى كند، هم رشد مى دهد و هم به منبع خير و بركت تبديلش مى كند. اين نگاه خدا وقتى به سراغ ما مى آيد، اول ما را خلق مى كند، بعد با نگاه رحمانيت خود، از طريق جفت در رحم مادر گذاشته و رشد مى دهد، بيرون كه آمديم، از طريق شير سينه مادر و بعد از شير، از طريق مواد غذايى، بدن را رشد مى دهد و با همين نگاه محبت، رحمت و رحيميت؛ وجود، حقيقت، روح، نفس و قلب ما را رشد مى دهد. قواعد رشد دهندگى خدا، قرآن كريم است و معلّم انتقال حقايق قرآن به ما، براى رشد پيدا كردن ما، وجود مبارك رسول گرامى اسلام، محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام مى باشند.
وسايل پرورش روح
آيه را ببينيد كه چقدر لطايف و اسرار در آن هست: «كِتبٌ أَنزَلْنهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمتِ إِلَى النُّورِ»
اينجا سه مسأله مطرح است؛ «انزلناه» خداست، «كتاب» قرآن و «اليك» پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله.
اين نگاه رحيميه خدا به ما، براى پرورش ماست. همان طور كه بدن ما را با جفتى كه در رحم مادر بود و شيرى كه در سينه مادر داشتيم و غذاهايى كه با درآمدن دندان، خورديم و بدن ما را رشد داد، همان طور نيز با قرآن و پيغمبر صلى الله عليه و آله مى خواهد ناحيه ديگر وجود ما- روح- را رشد بدهد كه ما دزد، ظالم، آدم كش، فرعون، يزيد، رباخور، بى حجاب، زناكار، رياكار، منافق، بخيل، حريص، كينه دار، عصبانى و بى محبت نشويم. براى اين كه اين همه بلا بر سر ما نيايد، و شكل باطنى بدى پيدا نكنيم و هر ديو و جنّى بدتر و زشت تر و وحشتناك تر نشويم، گفته است: «كِتبٌ أَنزَلْنهُ إِلَيْكَ»  حبيب من! خودم، قرآنم و وجود مقدس تو را با هم به ميدان آوردم كه دست اين جنس دو پا را بگيريم و از تاريكى ها در بياوريم و به جانب عرصه گاه نور ببريم. «بِإِذْنِ رَبّهِمْ إِلَى صِرَ طِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ» كه وقتى وارد عرصه گاه نور كرديم، در راه عزيز و حميد بيفتند. عزيز، يعنى راه شكست ناپذير خدا.
عزّت، ثمره اتصال به پروردگار
در اينجا آيات ديگر را به رخ ما مى كشد كه من همه انبياى خود را يارى كردم، تا حتى يك پيغمبر نيز در اين عالم به خاطر زندگى در فضاى نور و صراط عزيز و حميد، شكست نخورد. چون خدا در قرآن مجيد مى فرمايد: «احدى الحسنيين» نصيب انسان هاى الهى مى شود؛ يا كار خود را پيش مى برند و حاكم مى شوند، كه اگر حاكم شوند، مانند حضرت سليمان عليه السلام كه در تمام ايام حكومت خود ظلمى پيدا نمى شد. يا مانند اميرالمؤمنين عليه السلام كه در چهار سال و هفت ماه حكومتش، هيچ ظلمى پيدا نمى كنيد. و اگر در مقابل دشمنان حاكم نشوند، يعنى كار به دست آنها نيفتد و با شمشير دشمنان شهيد شوند، آغوش من براى قبول كردن آنان باز است. اين ها در هيچ كجا شكست نمى خورند. اين كلمه عزيز است؛ يعنى وقتى من در راه خداى عزيز قرار گرفتم، صراط مستقيم است، يعنى در زندگى نه افراط دارم و نه تفريط. بدون اين كه عمرم حرام شود، وقتى در اين راه قرار گرفتم، اين راه، راه عزيز است؛ براى سالك اين راه شكستى وجود ندارد.
انبيا، ائمه طاهرين و اولياى خدا بدون شكست خوردن، راه الهى را مى روند، اگر حاكم شدند، مانند حضرت سليمان و اميرالمؤمنين عليهما السلام شده اند و اگر حاكم نشدند، مانند حضرت يحيى و حضرت سيدالشهدا عليهما السلام مى شوند كه در هر دو صورت برنده هستند. هر دو برنده هستند، چون در يك جاده هستند.
اين معنى عزيز است. دامن كسى را بگيريد كه در كنار او شكست نيست. نه شكست اقتصادى، نه سياسى، نه خانوادگى، نه اجتماعى، نه دنيايى و نه آخرتى. آن كسانى كه به خدا وصل نيستند، ورشكستگى آنان در هر رشته اى قطعى است. اما غلام سياه، پيروز است.
 ارزش غلام سياه كربلا
آنها فكر كردند كه در كربلا، چون هوا گرم است، اگر چند روز اين بدن ها روى خاك بماند، باد مى كند، بو مى گيرد، متلاشى مى شود و تعفّن آن اين سرزمين را مى گيرد كه حيوان ها نيز در مى روند. سه شبانه روز بدن ها را گذاشتند، اما نه بدنى باد كرد و نه متلاشى شد. وقتى امام زين العابدين عليه السلام نصف شب آمد تا بدن ها را دفن كند، بيابان نشين ها گفتند: يابن رسول الله! اين بوى عطرى كه تا به حال استشمام نكرده بوديم، از كجاست؟ همه را جمع كرد و بالاى سر بدن غلام سياه آورد و فرمود: براى اين شهيد است.
آنهاى ديگر عطرى داشتند كه اين بدبخت ها استشمام نمى كردند، ولى اين قسمتى از عطر غلام سياه بود كه بينى اهل دنيا استشمام مى كرد. پرسيدند: اين عطر را از كجا آورده است؟ فرمود: وقتى پدرم سر او را به دامن گرفت، رو به پروردگار كرد و فرمود: «أللهمَّ بَيِّض وَجهَهُ وَ طَيِّب ريحَهُ»  خدايا! به او آبروى كامل بده و بوى او را مانند بوى خودت طيب و خوشبو كن.
 اتصال كامل پيامبر صلى الله عليه و آله به پروردگار
اين داستان اتصال به خدا، قرآن و معلمى پيغمبر صلى الله عليه و آله است كه در منطقه نور و صراط عزيز و حميد قرار مى گيرد، يعنى جاده اى كه صاحب آن جاده، شكست ناپذير و ستايش شده است. خدايى كه هر ورق از پرونده اش را باز كنيد، قابل ستايش است. اخلاق پيغمبر صلى الله عليه و آله قابل تعريف است: «وَ إِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ»  عمل و اخلاق پيغمبر صلى الله عليه و آله نيز قابل تعريف است: «فَبَما رَحْمَةٍ مّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ»  تمام شئون پيغمبر صلى الله عليه و آله قابل تعريف است:
 «مَآ أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْءَانَ لِتَشْقَى » «وَ مِنَ الَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا»
چون او به خداى حميد وصل است. حميد و عزيز كيست؟ خود را معرفى مى كند: «لَّهُ مَا فِى السَّموَ تِ وَمَا فِى الْأَرْضِ»  عزيز و حميد كسى است كه هر چه در آسمانها و زمين هست، ملك اوست. اى فقير! بيا خود را به من وصل كن كه من به زمين و آسمان بگويم تا از همه جا براى تو بركت ببارند.
 نشانه هاى كافران و بريدگان از خدا
وَ وَيْلٌ لّلْكفِرِينَ مِنْ عَذَابٍ شَدِيدٍ»  واى بر آن كسانى كه به من پشت كردند و رفتند. از من بريدند و به غير من پيوستند. واى بر آنها از عذاب سختى كه هم در دنيا بر سر آنان مى آيد و هم در آخرت. كافران چه كسانى هستند؟ «الَّذِينَ يَسْتَحِبُّونَ الْحَيَوةَ الدُّنْيَا عَلَى الْأَخِرَةِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَ يَبْغُونَهَا عِوَجًا أُوْلئِكَ فِى ضَللِ بَعِيدٍ»
علامت اول: كسانى كه درب آخرت را به روى خود بستند و گفتند: ما نمى خواهيم، ما فقط شكم، شهوت، پول و املاك مى خواهيم.
علامت دوم: ديگران را كه مى خواستند در راه من بيايند، وسوسه كردند و جلوى آنان را گرفتند كه به مسجد و منبر نرويد، به اين حرفها گوش ندهيد، به سراغ خدا نرويد. «2» «وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا»
علامت سوم: كافران مى خواستند دين و راه مرا به ديگران كج نشان بدهند كه اين راه به جايى نمى رسد. «أُوْلئِكَ فِى ضَللِ بَعِيدٍ» اين ها در گمراهى خيلى دورى هستند. ديگر نزديك نيستند كه صداى من، پيغمبر صلى الله عليه و آله، قرآن و عالم ربانى را بشنوند. دور دور هستند و هيچ صداى حقى به گوش آنان نمى خورد.
اگر روزانه باشد يا شبانه                       ندارم جز نواى عاشقانه
زدم در راه عشقش سر به دريا                 چو ميزد آتش عشقم زبانه
 نهادم سر به صحرا همچو مجنون             كه تا يابم من از ليلى نشانه
 به گِرد كوى او سرگَرد بودم                    به ناگه آمدم بر گوش اين ترانه
 نبندى زان ميان طرفى كمروار                 اگر خود را بينى در ميانه
 اگر نوح است كشتيبان مكن باك                از اين درياى ناپيدا كرانه
 بكوبيد راه را با پاى همت                        مگير از بيم چون كودك بهانه
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته


منبع : پایگاه عرفان
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

ماهيت انسان
دل‌گرمی ابراهیم(ع) به حکمت پروردگار
انسان، محصول حکمت‌الله
نظام هستی، بر پایۀ حکمت و حقانیت
روایت پیامبر درباره خیر
از نصايح پيامبر به ابوذر
تفاوت فرشتگان با انسان
ديوث و معناى آن
حقايق عالم هستي
لالايى جبرئيل براى امام حسين (ع)

بیشترین بازدید این مجموعه

نماز جماعت اول وقت‏
تفاوت «ضرر» و «خسران»
3 ـ رضوان الهى
آثار مثبت عمل - جلسه سیزدهم (1) - (متن کامل + عناوین)
گذشت و عفو
حلال و حرام‏
حكايت ابراهيم خواص و اعتماد به حق
تفسيرى لطيف از دوازده ستاره
عاشقان حقیقی
عالم صلب پدر

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^