فارسی
دوشنبه 05 خرداد 1399 - الاثنين 2 شوال 1441
  518
  0
  0

عطا و بخشش به كسى كه تو را محروم نموده

اين برنامه بسيار زيباى اخلاقى از حقايق باارزشى است كه خداى مهربان به پيامبر بزرگوارش سفارش كرده است و ريشه در لطف و رحمت و كرامت حضرت حق دارد . چه بسا انسان به حوادثى تلخ مبتلا مى شود و روزگار از او روى بر مى تابد و بسيارى از درها به روى او بسته مى شود و مشكلات وى را در تنگنا قرار مى دهد و به نظر مى آورد كه اگر به فلان شخص كه از اقوام يا دوستان است مراجعه كند و آبرو مايه بگذارد و از او درخواست كمك نمايد او با روى باز از انسان استقبال مى كند و با چهره اى گشاده انسان را مى پذيرد و با بزرگوارى و كرم ، مالى را در جهت حل مشكل در اختيار قرار مى دهد . ولى وقتى به او مراجعه مى شود در حالى كه قدرت بر حلّ مشكل انسان دارد بر طبل مأيوس كردن انسان مى كوبد و آدمى را از خود مى راند و به عرصه محروميت از عطايش مى نشاند .با چشيدن چنين زهر تلخى از دست او ، خداى مهربان فرمان مى دهد كه اگر چنين شخصى چون تو دچار مشكل شود و در تنگنا قرار گيرد و در حالى كه تو در گشايش و وسعت مالى قرار گرفته اى براى حلّ مشكلش به تو مراجعه كند ، تو آن روزى را كه در سختى و تنگدستى به او مراجعه كردى و او تو را از عطايش محروم ساخت مانع عطاى خود به او قرار مده ، بلكه با بى توجهى كامل در رابطه با حالت بخيلانه او ، دست عطايت را به سويش بگشا واو را به عرصه محروميت از لطف و احسانت منشان و با گشاده رويى و خوش خلقى از عطايت بهره مندش ساز .چنين كارى كه بايد گفت تلافى كردن بدى به خوبى است از زيباترين حالات اخلاقى و از نقاط قوّت روحى و از بهترين كارهاى انسان است .
بياييد ياران به هم دوست باشيم *** همه مغز ايمان بى پوست باشيم
نداريم پنهان ز هم عيب هم را *** كه تا صاف و بى غش به هم دوست باشيم
بود غيب ما و شهادت برابر *** قفا هم به طورى كه در روست باشيم
بود دوستى مغز و اظهار آن پوست *** چه حيف است ما حامل پوست باشيم
چو ما را به حق دوستى مى رساند *** بياييد با دوستى دوست باشيم
مكافات بد را نكويى بياريم *** اگر بد كنيم آن چنان كوست باشيم
بكوشيم تا دوستى خوى گردد *** به هر كو كند دشمنى دوست باشيم
نداريم كارى به پنهانى هم *** همين ناظر آنچه در روست باشيم
ز  اخلاق مذمومه دل پاك سازيم *** بر اطوار يارى كه خوشخوست باشيم
بود سينه ها صاف و دل ها منور *** چو آيينه كان مظهر روست باشيم(182)
 

برگرفته از کتاب داستانهای عبرت آموز استاد حسین انصاریان

  518
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    در این دنیا چه چیز مرا كفايت مى‏‌كند؟
    حکایت پیرمرد آتش‌پرست با حضرت موسی(ع)
    ذكر خدا بگو
    من تا هستم همينم
    شب قدر شب گناه نيست!‏
    عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد!
    زن بدكاره‏ در خانه عابد
    علامت نياز
    حضرت اسحاق و يعقوب عليهما السلام و نماز
    در راه خدمت به خلق‏

بیشترین بازدید این مجموعه

      حکایت نمک خوردن و حرمت صاحب نمک
      داستانى شگفت از مبارزه با نفس‏
      گردنبند با برکت حضرت زهرا (س)
      رفتار امام حسين (ع) با معلم فرزندش‏
      ترجيح خدا بر همه چيز
      من تا هستم همينم
      زن قبل از اسلام‏
      نماز در آيينه تاريخ‏
      داورى طاغوت‏
      عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد!

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز