فارسی
دوشنبه 29 دى 1399 - الاثنين 4 جمادى الثاني 1442

934
0
0%

جهل

حكيمى نزد صاحب ثروتى بود كه به زينت و تجمل و كثرت مال و عدّت مباهات نمودى ، در اثناى محاوره خواست كه آب دهن بيفكند از راست و چپ نگريست موضعى نيافت كه آن را شايد بزاقى كه در دهن جمع كرده بود به روى صاحب خانه افكند ، حاضران عتاب و ملازمت نمودند ، حكيم گفت : ادب نه چنان بود كه آب دهن به اخس و اقبح مواضع افكنند ، من چندان كه از چپ و راست نگاه كردم هيچ موضع خسيس تر و قبيح تر از روى اين شخص كه جهل موسوم است نيافتم .


منبع : برگرفته از کتاب حکایتهای عبرت آموز استاد حسین انصاریان
934
0
0%
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

آقازاده‌ای که منصب حکومتی را قبول نکرد!
گردنبند با برکت حضرت زهرا(س)
حکایتی از لقمه حرام‏
رفتار امام حسين (ع) با معلم فرزندش‏
سعادت ابدى‏
داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
تنبيه نفس در حضور پیامبر (ص)
زن بدكاره‏ در خانه عابد
جنازه‌ای که کسی بالای سرش حاضر نشد؟!
راست‏ ترين كلام عرب‏

بیشترین بازدید این مجموعه

آقازاده‌ای که منصب حکومتی را قبول نکرد!
عدىّ بن حاتم و مسأله انصاف
حكايت مرحوم آخوند كاشى‏
حكايت محاسبه نفس مرحوم حاج ملاهادى‏
ملاقات امام رضا(ع) با عالم ربانى‏
حکایتی از اعتماد و توكل بر حق‏
حکایت حال غافلان ‏
عيدى روز عيد غدير
چگونه خانه خود را تبديل به خانه آخرت كنيم؟
ذو القرنين در شهرى عجيب‏

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا