فارسی
يكشنبه 12 تير 1401 - الاحد 3 ذي الحجة 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
992
0
نفر 0

جهل

حكيمى نزد صاحب ثروتى بود كه به زينت و تجمل و كثرت مال و عدّت مباهات نمودى ، در اثناى محاوره خواست كه آب دهن بيفكند از راست و چپ نگريست موضعى نيافت كه آن را شايد بزاقى كه در دهن جمع كرده بود به روى صاحب خانه افكند ، حاضران عتاب و ملازمت نمودند ، حكيم گفت : ادب نه چنان بود كه آب دهن به اخس و اقبح مواضع افكنند ، من چندان كه از چپ و راست نگاه كردم هيچ موضع خسيس تر و قبيح تر از روى اين شخص كه جهل موسوم است نيافتم .


منبع : برگرفته از کتاب حکایتهای عبرت آموز استاد حسین انصاریان
992
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:
لینک کوتاه

آخرین مطالب

حكايت ابراهيم ادهم‏
حکایت ثعلبة بن حاطب‏
آقازاده‌ای که منصب حکومتی را قبول نکرد!
عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد!
گردنبند با برکت حضرت زهرا(س)
خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور
طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) ...
ماجرای زن بدکاره ای که به زندان امام کاظم (ع) رفت
داستان شگفت انگيز مرگ هارون
جنازه‌ای که کسی بالای سرش حاضر نشد؟!

بیشترین بازدید این مجموعه

عملهاى نيك خود را باطل ننماييد
جهانگير خان قشقايى يا اعجوبه مبارزه با نفس
حكايت ابراهيم ادهم‏
حكايت دستور العمل شيخ بهايى‏
داستانى شگفت از اثر الحمدلله
حکایتی از مقام سكوت‏
خوش به حال كسى كه نفسش رام شد
پيروى نكردن از غافلان‏
توبه جوانی که خیاط زنانه بود
آشپزخانۀ عمرولیث صفار بر گردن سگ

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^