فارسی
شنبه 27 دى 1399 - السبت 2 جمادى الثاني 1442

711
0
0%

به همان موعظه اكتفا كردم

حضرت باقر عليه السلام مى فرمايند : مردى به پيامبر صلى الله عليه و آله عرضه داشت : چيزى به من ياد بده ، حضرت فرمود : برو و عصبانى مشو . آن مرد مى گويد : به همان موعظه اكتفا كرده به سوى اهلم روانه شدم ، مدتى گذشت براى قبيله آن مرد جنگى پيش آمد ، آماده كارزار شدند ، آن مرد هم سلاح برداشته به ميان قوم آمد ، ناگهان سخن رسول خدا صلى الله عليه و آله به يادش آمد كه فرمود :
از خشم و غضب بپرهيز . سلاح را گذاشت و به ميان دشمن آمد و فرياد زد ، از زخم و قتل و زدن اثر و سودى براى طرفين نيست ، من بر ذمه مى گيرم كه از مال و منالم به شما بدهم ، تا دست از درگيرى برداريد ، دشمن گفت : آنچه تو مى گويى ما به آن سزاوارتريم ، آن گاه هر دو قوم با هم آشتى كرده و آتش غضب بين آنان خاموش شد.


منبع : برگرفته از کتاب حکایتهای عبرت آموز استاد حسین انصاریان
711
0
0%
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

گردنبند با برکت حضرت زهرا(س)
حکایتی از لقمه حرام‏
رفتار امام حسين (ع) با معلم فرزندش‏
سعادت ابدى‏
داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
تنبيه نفس در حضور پیامبر (ص)
زن بدكاره‏ در خانه عابد
جنازه‌ای که کسی بالای سرش حاضر نشد؟!
راست‏ ترين كلام عرب‏
من دختر رئيس قبيله هستم

بیشترین بازدید این مجموعه

طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) اعتراض داشت
آقازاده‌ای که منصب حکومتی را قبول نکرد!
گر رضاى خويش مى‏جويى خطاست
پيروى نكردن از غافلان
اجابت او را به تأخير اندازيد
كداميك بهتر است؟

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا