فارسی
پنجشنبه 07 اسفند 1399 - الخميس 13 رجب 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
887
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

محبت خدا بر خلق‏

سعدى مى گويد: كسى آمد از لب دريا رد شود، ديد شخصى افتاده و يك پايش قطع است و دارد خون مى آيد، پاى خود را بسته است. پلنگ به او حمله كرده بود و يك پاى او را با دندانهايش قطع كرده بود و برده بود، او نيز همان جا افتاده بود و پاى خود را بسته بود. جلو آمد و گفت: چه شده، چه خبر شده؟ گفت: آرام باش، چرا خودت را تلخ نشان مى دهى؟ از من بپرس: حالت چطور است، اما آرام بپرس. صداى بلند خوب نيست.
خدا در قرآن مجيد مى فرمايد: «وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ»  با هم آهسته حرف بزنيد. بعضى افراد به طور عادى كه حرف مى زنند، گويا بلندگو در حلق خود جراحى كردند.
تمام لحن پروردگار در قرآن، آرام است. شما براى نمونه يك آيه از اين شش هزار و چند آيه به من نشان بدهيد كه در جوّ آيه عربده و فرياد باشد.
بله، در ابتداى سوره توبه كه «بسم الله» ندارد، دليل بر خشم خدا نسبت به مشركين است، با اين آيه شروع مى شود: «بَرَآءَةٌ مّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عهَدتُّم مّنَ الْمُشْرِكِينَ»
يعنى من با شما قهر هستم، از شما بيزارم و كارى به كار شما ندارم. اما دو آيه بعد مى گويد: «فَإِن تُبْتُمْ فَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ»
اگر بخواهند با من آشتى كنند، براى آنان خوب است. بگو كه آنان را قبول مى كنم. اين ديگر بلندترين لحن خدا با مشركين است. يا وقتى به بنى اسراييل خشم گرفته بود و جلوى باران را گرفت، البته براى بيدار كردن آنان، چون خدا در قرآن مى فرمايد: وقتى زبان انبيا، ائمه، محبت، منبر، شما را بيدار نكرد، براى اين كه در قيامت گرفتار جهنم نشويد، شما را گرفتار بلاهاى مستقيم مى كنم كه در بلاها ببينيد كه به بن بست رسيده ايد، در پيشگاه من ناله و زارى كنيد، كه من با ناله و زارى شما، گذشته شما را ببخشم و دوباره نعمت ها را سرازير كنم. بلا نيز براى بيدارى شماست؛ يعنى وقتى كه به صورت ما سيلى مى زند، سيلىِ با عشق و محبت است، مى گويد: خوابت سنگين شده، مى ميرى، بلند شو. چون خواب سنگين و خواب زياد بدن را مسموم مى كند. بلا، سيلىِ با محبت است كه: بنده من! بيدار شو، قلبت مى ايستد، چقدر مى خوابى؟
نعمت باران قطع شد. مردم به حضرت موسى عليه السلام گفتند: نمازى بخوان، دعايى بكن، چون گناهان آنان سنگين بود، خطاب رسيد: اى موسى عليه السلام من فقط حرف يك نفر را گوش مى دهم. شخص فقيرى با لباس كهنه و پاره كه شخص صاف و خوبى است، او اگر دعا كند، من مستجاب مى كنم. برو به او بگو.
خود حضرت موسى عليه السلام مى توانست دعا كند، چون او از حضرت موسى عليه السلام كه صاف تر نبود. اما خدا مى خواست به مردم بگويد: اين شخص فقير را مى بينيد، اگر شما ذرّه اى صافى او را داشتيد، ما به شما سخت نمى گرفتيم. حضرت موسى عليه السلام رفت و او را پيدا كرد و گفت: اوضاع از اين قرار است، فكرى به حال ملت كنيد. گفت: چه وقت؟ گفت: همين امروز. گفت: بايد به بيابان بروم.
حضرت موسى عليه السلام گفت: من هم با تو بيايم؟ گفت: بيا.
به بيابان رسيدند. سرش را بلند كرد و گفت: اين ها عقل ندارند و مستى كردند، تو چرا جلوى باران را گرفتى؟ به نفهمى اين ها نگاه نكن، بگذار باران بيايد. ابر شد و باران آمد. خدا گفت: اى موسى عليه السلام! ديدى با ما چقدر صاف است. اين دعا كردن او بود.
جان دادن همام با شنيدن اوصاف متقين
همّام شخصيتى است كه در مقدمه خطبه متقين «نهج البلاغه» اميرالمؤمنين عليه السلام آمده است: حضرت به او اصرار كردند كه به همين آيه اى كه خواندم قناعت كن، گفت: نه. البته او، فرد نادرستى نبود، چون وقتى به اميرالمؤمنين عليه السلام عرض كرد:«صف لى المتقين»»
 عاشقان، دلدادگان و پاكان در خانه خدا را براى من توصيف كن كه چه اوصافى دارند و كيستند؟ حضرت فرمود: «اتَّقِ اللّه وَ أَحْسِنْ» اين دو برنامه؛ تقوا و احسان. بعد اين آيه آخر سوره نحل را خواندند: «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَواْ وَّ الَّذِينَ هُم مُّحْسِنُونَ»  و بعد سكوت كردند. فرمود: اين وصف عاشقان خداست. زلف زندگى عاشقان خدا، به گناه گره نمى خورد و از هيچ كار خيرى فرار نمى كنند.
خدا در اين مسير، اين احساس را به آدم مى دهد. با متصف شدن به آن حقيقتى كه خدا فرمود، اين احساس در انسان ظهور مى كند.
 «فلم يقنع همّام بهذا القول» گفت: آقا! كم است. بر حضرت خيلى سنگين بود كه ادامه بدهند، اما او اصرار كرد. حضرت فرمودند: حالا كه مصرّ هستى، پس گوش بده. آن وقت شروع به گفتن كردند.
كلمه «على» به حروف ابجد، عددش صد و ده است، حضرت دقيقاً صد و ده ويژگى براى عاشقان خدا ذكر كردند. همّام نعره اى زد و از دنيا رفت. حق دارند، چون به قدرى بار عاطفى و درونى اين محبت سنگين است كه گاهى قلب را از كار مى اندازد. بار محبت از هر بارى سنگين تر و گران تر است.


منبع : مرکز علمی تحقیقاتی دارالعرفان الشیعی
887
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

چند روايت عجيب در مورد پدر و مادر
سعادت مرد در سه چيز
سلوک در صراط مستقیم با تکیه‌بر نشانه‌های پروردگار
تعلیم بی‌واسطهٔ معرفت‌الله به انبیا و ائمهٔ طاهرین
پیوند با اهل‌بیت، سپری مطمئن برای سالکان راه توحید
سعادت انسان در سایۀ اقتدا به ادلّای راه توحید
ارزش عمر و راه هزینه آن - جلسه دهم – (متن کامل + عناوین)
حیای از خداوند، مانع گرفتاری در بند شیاطین
هشدار خداوند به گنهکاران در حدیث قدسی
سفری دلپذیر و آرامش‌بخش با بهترین توشه‌های راه

بیشترین بازدید این مجموعه

مقام حضرت زينب (س)
سعادت مرد در سه چيز
چند روايت عجيب در مورد پدر و مادر
نكته‏اى درباره آيه 90 سوره نحل‏
«ارحنا يا بلال»
مرگ و عالم آخرت

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز