فارسی
پنجشنبه 07 اسفند 1399 - الخميس 13 رجب 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
157
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

صدق و راستى موجب توبه مى شود

گروهى راهزن در بيابان دنبال مسافر مى گشتند تا او را غارت كنند ، ناگهان مسافرى ديدند ، به جانب او تاختند و گفتند : هرچه دارى به ما بده ، گفت : تمام دارايى من هشتاد دينار است كه چهل دينار آن را بدهكارم ، با بقيه آن هم بايد تأمين معيشت كنم تا به وطن برسم .رييس راهزنان گفت : رهايش كنيد ، پيداست آدم بدبختى است و پول جز آنچه كه مى گويد ندارد .راهزنان در كمين مردم نشستند ، مسافر به محل مورد نظر رفت و بدهى خود را پرداخت و برگشت ، دوباره در ميان راه دچار راهزنان شد ، گفتند : هرچه دارى بده وگرنه تو را مى كشيم ، گفت : مرا هشتاد دينار بود ، چهل دينار بابت بدهى پرداختم ، بقيه اش براى مخارج زندگى مانده ، به دستور رييس راهزنان او را گشتند ، در جستجوى لباس و بار او جز چهل دينار نديدند !رييس راهزنان گفت : حقيقتش را براى من بگو ، چگونه در برخورد با اين همه خطر جز سخن به حقيقت نگفتى و از راستگويى امتناع ننمودى ؟گفت : در كودكى به مادرم وعده دادم در تمام عمرم سخن جز به راستى نگويم و دامن به دروغ آلوده نسازم !راهزنان قاه قاه خنديدند ولى رييس دزدان آه سردى كشيد و گفت : عجبا ! تو به مادرت قول دادى دروغ نگويى و اينگونه پاى بند قولت هستى ، ولى من پاى بند قول خدا نباشم كه از ما قول گرفته گناه نكنيم ، آنگاه فرياد زد : خدايا ! از اين به بعد به قولم عمل مى كنم ; توبه ، توبه !

برگرفته از کتاب داستانهای عبرت آموز استاد حسین انصاریان

157
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

جنازه‌ای که کسی بالای سرش حاضر نشد؟!
طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) اعتراض داشت
حكايت فروش نخلستان و انفاق آن‏
چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
زن بدكاره‏ در خانه عابد
ما با شما در ثواب شما شريكيم‏
آقازاده‌ای که منصب حکومتی را قبول نکرد!
گردنبند با برکت حضرت زهرا(س)
حکایتی از لقمه حرام‏
رفتار امام حسين (ع) با معلم فرزندش‏

بیشترین بازدید این مجموعه

توبه ابولبابه
حکایتی از لقمه حرام‏

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز