فارسی
دوشنبه 05 آبان 1399 - الاثنين 9 ربيع الاول 1442
  11
  0
  0

ابوتمامه صيداوى‏(ابوثمامه صائدى یا صیداوی‏)

ابوتمامه صيداوى‏(ابوثمامه صائدى یا صیداوی‏)

بيشتر منابع از او با نام عمرو  يا عمر و از پدرش به كعب و يا عبداللَّه ياد مى كنند. ابن حزم اندلسى از وى با نام زياد ابن عمرو بن عريب بن حنظله بن دارم بن عبداللَّه صائدى ياد كرده است. شيخ طوسى وى را انصارى و ديگران صائدى، صيداوى يا صاعدى دانسته اند.
   
ابوثمامه از ياران امام على عليه السلام و از دلاوران عرب و شخصيت هاى سرشناس شيعه بود.
    
سماوى گويد: وى كه از تابعين است در تمام پيكارهاى اميرالمؤمنين عليه السلام شركت كرد و پس از شهادت آن بزرگوار به مصاحبت امام مجتبى عليه السلام درآمد. چون معاويه به هلاكت رسيد و يزيد بر مسند خلافت نشست، وى و گروهى از شيعيان كوفه در خانه سليمان بن صُرد خزاعى گرد آمدند و براى امام حسين عليه السلام نامه نوشته و به مكّه فرستادند.
   
با ورود حضرت مسلم عليه السلام به كوفه، ابوثمامه، بى درنگ به او پيوست و به فرمانش مشغول تحويل گرفتن كمك هاى مردم براى مصارف نهضت گرديد، و چون در اسلحه شناسى مهارت داشت مسؤوليت خريد و تهيّه سلاح را به عهده گرفت. همو بود كه به دستور مسلم، پول هايى را كه عبيداللَّه بن زياد براى دستگيرى وى و يارانش به جاسوس خود مِعقل داده بود تحويل گرفت. وقتى خبر دستگير شدن هانى بين مردم كوفه منتشر شد حضرت مسلم براى حمله به دارالاماره كه ابن زياد در آنجا بود مهيّا شد و به مردم كوفه اعلان بسيج عمومى داد؛ كه از هر سوى به جانب آن حضرت روان شدند.
   
مسلم به نيروهايش آرايش جنگى داد، و فرماندهى دو قبيله تميم و همدان را به ابوثمامه سپرد. در اين تحركِ اضطرارى، ابوثمامه بسيار پايدارى كرد. امّا با فرارى شدن افراد تحت فرمانش به قبيله خود رفت و مدّتى در بين ايشان پنهان مى زيست. با آن كه ابن زياد به شدّت وى را تعقيب مى كرد موفّق به دستگيرى او نشد.
    
ابوثمامه پس از شنيدن خبر آمدن حسين بن على عليه السلام از مكّه به عراق؛ همراه نافع بن هلال به آن حضرت پيوست.
   
هنگامى كه عمر بن سعد با سپاه انبوه كوفه در سرزمين كربلا مستقر شد، نگاه ابوثمامه به كثير بن عبداللَّه شعبىِ خونخوار و جسور افتاد [كه به طرف امام عليه السلام مى آمد] به امام حسين عليه السلام گفت: اى اباعبداللَّه! خداوند كارت را اصلاح كند، هم اكنون بى باك ترين و خطرناك ترين دشمن شما در روى زمين به اين جا آمده است. ابوثمامه آن گاه روياروى كثير بن عبداللَّه ايستاد و گفت: شمشيرت را بگذار. شعبى پاسخ داد: نه. به خدا سوگند اسلحه ام را از خود دور نمى سازم. من پيك هستم. اگر سخن مرا بشنويد پيغامى كه آورده ام به شما باز گويم و اگر نپذيريد بازگردم. ابوثمامه گفت: پس من قبضه شمشير تو را نگه مى دارم آن گاه سخنت را بگو. گفت: نه، به خدا دست تو به آن نخواهد رسيد.
    
ابوثمامه گفت: پس پيغامت را به من بگو تا آن را به اطلاع امام حسين عليه السلام برسانم و پاسخش را برايت بياورم، وگرنه نمى گذارم به آن بزرگوار نزديك شوى. زيرا تو مرد بزهكارى هستى. شعبى از شنيدن اين سخن به خشم آمد و از همان جا برگشت.
    
روز عاشورا هنگامى كه وقت نماز فرارسيد ابوثمامه به امام حسين عليه السلام عرض كرد:
   
جانم فدايت، مى بينم كه اين گروه به تو نزديك شده اند. به خدا سوگند تا من پيش روى تو كشته نشوم شما به شهادت نخواهى رسيد. ولى دوست دارم هنگامى كه خداى را ديدار مى كنم اين نمازى را كه وقت آن نزديك گشته بخوانم. امام حسين عليه السلام سر مباركش را به سوى آسمان بلند كرد و فرمود: از نماز ياد كردى خداوند تو را از نمازگزاران و ذاكرين قرار دهد. آرى، اين آغاز وقت نماز است. از آنها بخواهيد از ما دست بردارند تا نماز بگزاريم.
   
به گفته طبرى، ابوثمامه، پسرعموى خود را كه دشمنش بود به هلاكت رساند. سپس امام حسين عليه السلام با يارانش نماز ظهر را به طريق نماز خوف اقامه كرد.
   
ابوثمامه پس از مالك بن دودان و خداحافظى با سيّدالشهدا عليه السلام به ميدانِ جنگ تاخت و چنين رجز خواند:
  
          عَزاءً لِآلِ الْمُصْطَفى وَبناتِهِ             على حَبْسِ خَيْرِ الناسِ سِبْطِ محمّدٍ
  
             عَزاءً لِزَهراءِ النَّبِىّ وَزُوْجِها             خَزانَةِ عِلْمِ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ أحمدِ
  
             عَزاءً لِاهْلِ الشَّرْقِ وَالْغَرْبِ كُلّهِم             وحُزْناً على حَبْسِ الحسين المسدَّدِ
  
             فَمَنْ مُبْلِغٌ عَنّى النّبى وَبِنْتَه             بأنَّ ابْنَكُمْ فى مَجْهَدٍ أَىِّ مَجْهَدٍ
    
به آل پيامبر و دخترانش تسليت [مى گويم.] به خاطر گرفتارى نوه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم كه بهترين انسان هاست.
    
به حضرت زهرا عليها السلام و شوهرش كه پس از پيامبر خزانه علم الهى اند و بر تمام مردم شرق و غرب تسليت [مى گويم.] و براى گرفتارى حسين راستگو و درستكار اندوهناكم پس چه كسى پيغام مرا به پيامبر و دخترش مى رساند كه فرزندت در سختى است، و چه سختى.
     
سرانجام وى به دست قيس بن عبداللَّه به فيض شهادت نايل گشت. در زيارت ناحيه مقدسه امام زمان عليه السلام از او چنين ياد شده است.
    
السلام على ابى ثمامة عمر بن عبداللَّه الصائدى


منبع : منبع: پژوهشی پیرامون شهدای کربلا، پژوهشکده تحقیقات اسلامی
  11
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

مظلومیت و بی‌گناهی سیدالشهدا(ع) و خاندان او
الگوهای رفتاری و اخلاقی حضرت سیّدالشهدا(ع)  
حضرت رقیه (س)؛ سفیر كوچك امام حسین (ع) در شام
چگونگی شهادت غم انگیز حضرت رقیه بر اساس 3 منبع
غمنامه حضرت رقیه (س)
ماجراى شهادت مسلم در كوفه‏
توجه عاطفی به دختران را از امام حسین(ع) بیاموزیم
ماجرای پیوستن «زهیر» به کاروان امام حسین(علیه السلام)
پژوهشی در هویت تاریخی حضرت رقیه (علیهاالسلام)
دوری قبر حربن رياحي از بارگاه امام حسين (ع)!

بیشترین بازدید این مجموعه

مژگان بی‏شکیب ( شهادت امام سجّاد علیه‏السلام )
اسلم بن عمرو برده‏اى برتر از همه آزادگان‏
فضایل و کرامات حضرت عبد العظیم حسنی
بزرگ ترین فاجعه تاریخ اسلام
کراماتی از سه ساله امام حسین علیه السلام

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز