فارسی
دوشنبه 05 آبان 1399 - الاثنين 9 ربيع الاول 1442
  38
  0
  0

جَوْنِ بْنِ حُوَىِ

جَوْنِ بْنِ حُوَىِ

جون بن حوى بن قتادة بن اعور بن ساعدة بن عوف بن كعب بن حوىّ. غلامى سياه و اهل نوبه بود. اميرالمؤمنين عليه السلام او را از فضل بن عبّاس بن عبدالمطلب به مبلغ 150 دينار خريدارى نمود، و به ابوذر هديه كرد. وى تا هنگام تبعيد ابوذر و نيز در تبعيدگاه (ربذه) در كنار او بود. پس از وفات ابوذر در سال 32 هجرى جون به مدينه برگشت و در خدمت اميرالمؤمنين عليه السلام و سپس در خدمت امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام و سرانجام در خدمت امام سجاد عليه السلام بود. او همراه امام حسين عليه السلام از مدينه به كربلا آمد و در زمره ياران آن حضرت قرار گرفت. در شب عاشورا كه امام عليه السلام سلاح خويش را اصلاح مى كرد. وى در كنار امام بود.
    
جون روز عاشورا از امام اجازه خواست. امام به او اجازه نداد، و فرمود: من به تو اذن مى دهم كه از اين سرزمين بروى و جان خود را حفظ كنى، زيرا تو همراه ما آمدى تا به عافيت و خوشى برسى، پس در گرفتارى ما خود را مبتلا مساز. جون گفت: اى پسر پيغمبر آيا سزاوار است كه من در زمان خوشى و نعمت نان خور شما باشم، ولى در سختى ها شما را تنها بگذارم؟
   
درست است كه بوى بد، نژاد پست و رنگ سياه دارم، ولى شما بر من منّت بگذار و مرا به آسايش جاويدان بهشتى برسان تا بدنم خوشبو، نژادم شريف، و رويم سفيد شود. نه، هرگز! به خدا قسم از شما دور نمى شوم تا اين كه خون سياه خويش را با خون پاك شما درآميزم! امام اجازه داد، و جون مشغول نبرد شد و چنين رجز مى خواند:
   
          كَيْفَ يَرىَ الْفجَّارُ ضَرْبَ الأَسْوَدِ             بِالْمُشْرِفِى الْقاطِعِ الْمُهَنَّدِ
            بِالسَّيْفِ صَلْتاً عَنْ بَنى مُحَمَّدٍ             أَذُبُّ عَنْهُمْ بِاللِّسانِ وَالْيَدِ
   
             أَرْجُو بِذاكَ الْفَوْزَ عِنْدَ الْمَوْرِدِمِنَ الالهِ الْواحِدِ الْمُوَحَّدِ
   
چگونه مى بينند گنهكاران، ضربت شمشير مشرفى هندى و برّان غلام سياه را
  
كه با دست و زبان از فرزندان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دفاع مى كنم؟
  
اميد به شفاعت و نجات از يگانه شفيع نزد خداى يكتا (رسول اكرم) دارم.
    
به گفته برخى از معاصرين او 25 تن از دشمن را به هلاكت رساند؛ سپس خود به شهادت رسيد. امام عليه السلام در كنار او ايستاد و گفت: «خدايا صورتش را سفيد گردان؛ بوى او را پاكيزه و خوشبو گردان؛ او را با محمّد صلى الله عليه و آله و سلم محشور كن و ميان او و خاندان پيامبر آشنايى برقرار ساز.» امام باقر عليه السلام از پدرش امام زين العابدين عليه السلام نقل مى كند كه پس از گذشت ده روز از شهادت جون، بدن او بوى مشك مى داد.
    
در زيارت ناحيه از وى چنين ياد شده است: السَّلامُ عَلى جُونِ بْنِ حَرِىّ مَوْلى ابى ذَرِ الْغَفّارِىِّ.


منبع : منبع: پژوهشی پیرامون شهدای کربلا، پژوهشکده تحقیقات اسلامی.
  38
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

مظلومیت و بی‌گناهی سیدالشهدا(ع) و خاندان او
الگوهای رفتاری و اخلاقی حضرت سیّدالشهدا(ع)  
حضرت رقیه (س)؛ سفیر كوچك امام حسین (ع) در شام
چگونگی شهادت غم انگیز حضرت رقیه بر اساس 3 منبع
غمنامه حضرت رقیه (س)
ماجراى شهادت مسلم در كوفه‏
توجه عاطفی به دختران را از امام حسین(ع) بیاموزیم
ماجرای پیوستن «زهیر» به کاروان امام حسین(علیه السلام)
پژوهشی در هویت تاریخی حضرت رقیه (علیهاالسلام)
دوری قبر حربن رياحي از بارگاه امام حسين (ع)!

بیشترین بازدید این مجموعه

مژگان بی‏شکیب ( شهادت امام سجّاد علیه‏السلام )
اسلم بن عمرو برده‏اى برتر از همه آزادگان‏
فضایل و کرامات حضرت عبد العظیم حسنی
بزرگ ترین فاجعه تاریخ اسلام
کراماتی از سه ساله امام حسین علیه السلام

 
نظرات کاربر