فارسی
سه شنبه 16 آذر 1400 - الثلاثاء 3 جمادى الاول 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
331
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

داستانى عجيب از غيبت

انس بن مالك مى گويد : روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله امر به روزه فرمود و دستور داد كسى بدون اجازه من افطار نكند . مردم روزه گرفتند ، چون غروب شد هر روزه دارى براى اجازه افطار به محضر آن جناب آمد و آن حضرت اجازه افطار داد .
در آن وقت مردى آمد و عرضه داشت : دو دختر دارم تاكنون افطار نكرده اند و از آمدن به محضر شما حيا مى كنند اجازه دهيد هر دو افطار نمايند حضرت جواب نداد ، آن مرد گفته اش را تكرار كرد ، حضرت پاسخ نگفت ، چون بار سوم گفتارش را تكرار كرد ، حضرت فرمود : روزه نبودند ، چگونه روزه بودند در حالى كه گوشت مردم را خورده اند ، به خانه برو و به هر دو بگو استفراغ كنند ، آن مرد به خانه رفت و دستور استفراغ داد ، آن دو استفراغ كردند در حالى كه از دهان هر يك قطعه اى از خون بسته بيرون آمد ، آن مرد در حال تعجب به محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و داستان را گفت ، حضرت فرمود : به آن كسى كه جانم در دست اوست اگر اين گناه غيبت بر آنان باقى مانده بود اهل آتش بودند ! !


منبع : برگرفته از کتاب حکایتهای عبرت آموز استاد حسین انصاریان
331
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

افشاگرى شجاعانه طِرِمّاح عليه باطل‏
ماجرای زن بدکاره ای که به زندان امام کاظم (ع) رفت
داستان قارون و ثروتش
داستانى شگفت از مبارزه با نفس‏
حكايت شنيدنى از يكى از اولياء خدا
اجابت او را به تأخير اندازيد
حكايت بهلول نبّاش‏
حكايت انوشيروان و وزير
حكايت ابراهيم ادهم‏
حکایتی از لقمه حرام‏

بیشترین بازدید این مجموعه

تنبيه نفس در حضور پیامبر (ص)
گفتگوى حضرت سجّاد عليه‏السلام با جابر در مسئله ...
عبادت اميرالمؤمنين عليه‏السلام
مالك اشتر و مسأله عفو
حكايت شنيدنى از يكى از اولياء خدا
داستان عجيب سلمان و ابوذر
داستانى در رزّاقيت خدا
داستان جريح و مادر او
داستانى شگفت از مبارزه با نفس‏
نگهدارى زبان‏

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا  

^