فارسی
جمعه 28 شهريور 1399 - الجمعة 29 محرم 1442

  12
  0
  0

داستانى عجيب از غيبت

انس بن مالك مى گويد : روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله امر به روزه فرمود و دستور داد كسى بدون اجازه من افطار نكند . مردم روزه گرفتند ، چون غروب شد هر روزه دارى براى اجازه افطار به محضر آن جناب آمد و آن حضرت اجازه افطار داد .
در آن وقت مردى آمد و عرضه داشت : دو دختر دارم تاكنون افطار نكرده اند و از آمدن به محضر شما حيا مى كنند اجازه دهيد هر دو افطار نمايند حضرت جواب نداد ، آن مرد گفته اش را تكرار كرد ، حضرت پاسخ نگفت ، چون بار سوم گفتارش را تكرار كرد ، حضرت فرمود : روزه نبودند ، چگونه روزه بودند در حالى كه گوشت مردم را خورده اند ، به خانه برو و به هر دو بگو استفراغ كنند ، آن مرد به خانه رفت و دستور استفراغ داد ، آن دو استفراغ كردند در حالى كه از دهان هر يك قطعه اى از خون بسته بيرون آمد ، آن مرد در حال تعجب به محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و داستان را گفت ، حضرت فرمود : به آن كسى كه جانم در دست اوست اگر اين گناه غيبت بر آنان باقى مانده بود اهل آتش بودند ! !


منبع : برگرفته از کتاب حکایتهای عبرت آموز استاد حسین انصاریان
  12
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

زندگانى مراقبان‏
من تا هستم همينم
ابوجهل رسول اللَّه را نديد
تجلّى قرآن در قلب‏
عالمان هوى‏پرست قرن بيستم‏
گرسنگى شقيق بلخى‏
حضرت اسحاق و يعقوب عليهما السلام و نماز
من دختر رئيس قبيله هستم
چه كسى تو را اداره مى‏كند؟
خدا بر همه چيز اقتدار كامل دارد

بیشترین بازدید این مجموعه

با او همنشینى نکن
حکایت گمراه کردن عابد از راه نماز
زيارت قبر علامه لاهيجانى توسط امام زمان (عج)
سخط الهى‏
چه كسى تو را اداره مى‏كند؟
چگونه خانه خود را تبديل به خانه آخرت كنيم؟
دنيايى كه به آب و بولى از دست مى‏رود
مرا قدرت ازدواج نیست!
عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد!
زنده شدن مرده توسط امام حسین(ع)

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز