فارسی
يكشنبه 11 خرداد 1399 - الاحد 8 شوال 1441
  727
  0
  0

دین وعلم

علم به معناى دانستن است و يكى از مراتب آن عبارت است از : درك واقعيات و حقايق .

 

آن كسى كه از معلومات و حقايق استفاده كند ، و آن را در راه به ثمر رساندن انسانيت به كار اندازد ، هم خود به سعادت نزديك شده و هم ديگران را به خوشبختى سوق داده است .

 

انسان از ابتدا دانشى ندارد ; ولى چون قوه درك علم و دانش در او هست در جستجوى حقايق و كسب معلومات مى كوشد .

 

انسان براى به دست آوردن و هماهنگ شدن با محيط ، محتاج به علم و دانش است ، علمى كه با استمداد آن ، انسان را به مسائل خلقت و نوع زندگى با بركت آشنا كند ، علمى كه ضامن سلامت جسم و روح او گردد ، و وى را بسوى هدف عالى خلقت رهنمون شود ، دانشى كه بر محور فضايل اخلاقى استوار باشد و در تمام برترى ها مانند نوع دوستى يارى نمايد ; نه دانشى كه راه بهتر كوبيدن و غارت كردن را به او بياموزد !

 

شما نيز قبول داريد كه تعليم يافتگان فرهنگ امروز و مهدهاى علمى ، دچار بلاها و خطاهاى خانمان سوزى هستند ; زيرا علم در جهان امروز ، از مهمترين عامل بهتر زيستن غافل است و در صورت توجه ، راه درستى را نمى تواند پيشنهاد كند تا در پرتو آن به گوهر ارزشمند حيات حقيقى دست يابد .

 

بنابراين در ميان تمام مكتب هاى عالم ، تنها مكتبى كه بشر را به وسيله دانش در راه بهتر زيستن تربيت مى كند اسلام است .

 

در قرآن مجيد كتاب آسمانى اسلام و اخبار و روايات رسيده از رهبران عالى مقام اسلام ، تأكيد فراوانى بر فراگيرى و كسب علم و دانش شده است ، آن هم نه دانش محدود و محصور ; بلكه مطلق علمى كه خدمتگذار راه انسانيت است .

 

اسلام آيين دانش ، عقل ، فطرت ، وجدان و فضيلت است . قرآن براى علم و عالم مقامى بس ارجمند قائل است ، تا جايى كه « دين » در كتاب آسمانى اسلام به محور عقل و دانش استوار است .

 

قرآن مجيد و روايات ، جمود بر عقايد و انديشه هاى غلط گذشتگان را ، جنايت بر فطرت بشر و سلب مزيت عقلانى از انسان دانسته و مى گويد :

 

« متابعت از گمان و آراء و افكار و معلومات بسيارى از گذشتگان منحرف ، تمسك به چيزى است كه نزد خدا ارزش ندارد »(1) .

 

هماهنگى دين و علم

كسانى كه ميان دين و دانش جدايى فرض مى كنند ، از نوع استدلالاتشان پيداست كه ، دين را درك نكرده و از مفهوم عالى آن بى خبرند .

 

مراجعه به آثار مهم اسلامى ، يعنى قرآن و كتب معتبر روايى از قبيل اصول كافى ، من لايحضره الفقيه ، الشافى ، الوافى ، محجة البيضاء ،بحارالانوار و . . . كه هر كدام ابواب مفصلى درباره علم و دانش ، از ديدگاه آيات و روايات دارند و همچنين مراجعه به تأليفات گرانبهاى دانشمندان اسلامى در طول 14 قرن گذشته ، اجازه چنين قضاوت غير منصفانه اى را به انسان نمى دهد .

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

1 ـ ( وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِى الاَْرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللهِ إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ )] انعام (6) : 116 [ .

 

قضاوت بيگانگان

اگر بى خبران در دامن استعمار نبودند ، و اگر تقليد كوركورانه كوتاه نظران از مفاسد و شهوات غرب به ويژه اروپا و آمريكا در ميان نبود ، و اگر صنايع چشم گير آنان عده اى را از خود بى خود نمى كرد ، در حق اسلام نسبت به علم و دانش آنگونه رأى و نظر نمى دادند .

 

آنان در عالم مستى و بى خبرى و در دامن آلودگى ها بدون اين كه به اسلام مراجعه كرده باشند و از سرچشمه پاك آن جرعه اى نوشيده باشند ، با يك دنيا غرور و تكبر ، به نام تمدن و تجدد و به نام فيلسوف و دانشمند ، احمقانه در حق آيين پاك اسلام قضاوت مى كنند !

 

اى كاش اين از خود بى خبران و هرزه هاى ناتوان و هرزه علف هاى سبز شده در لجن زار تقليد از غرب ، و قضاوت كننده گان و فرزندان بى سواد تقليد از حيوانات آدم نماى اروپا و آمريكا ، آراء و نظرات خود مخالفان غربى و غرب زدگان مخالف را درباره رابطه اسلام با علم جويا مى شدند .

 

اى كاش مى فهميدند كه منبع تمام علوم امروزى و تمدن جهانى ، اسلام است .

 

اى كاش پيشرو بودن اسلام را در نهضت هاى حياتى و علمى از زبان آنان بشنوند ; باشد كه از اين خواب خرگوشى كه منشأش كپسول خواب آور هواى نفس و شهوت آنان است ، بيدار شده و به خود بيايند و بيش از اين در راه سقوط جوامع و ممالك اسلامى نكوشند .

 

او چه مى گويد ؟

« گوستاولبون » فرانسوى مى گويد :

 

«تمام جهان بايد رهين منّت اسلام باشد ; زيرا ملت اسلام خدمات ارزنده و شايان تقديرى به معارف دنيا نمودند . مراكز علمىِ اروپايى ها عبارت بود از جايى كه در آنجا پاپ ها و سردمداران كليساها به حالت نيمه وحشى زندگى كرده و به بى خطى و بى سوادى خود افتخار مى كردند . مدار علوم ما فقط مسلمانان بودند » .

 

و خلاصه در كتاب پربهاى « تمدن اسلام و عرب » مى نويسد :

 

« از نظر خصايص اخلاقى نيز همين اندازه بس كه آنها اروپا را تربيت كرده به شاهراه تمدن و ترقى راهنمايى نمودند . حالت بربريّت اروپاييان تا مدت طولانى ، در واقع بيش از اينها بود كه خود بتوانند آن را حس كنند . البته در قرن يازدهم و بيشتر در قرن دوازدهم احساسات مختصرى در مردم پيدا شده ; ولى از همان وقت فقط چند نفر از اشخاص حساس و روشن فكر ، ضرورت اين را حس كردند كه بايد كفن جهالت را دريد و بدون فاصله به طرف مسلمين كه از هر جهت برتر و استادترند متوجه شد و به آنها مراجعه نمود » .

 

ترجمه متون اسلامى

پس از اين مى نويسد :

 

« همانطور كه بارها در كتاب تذكر داده شده است علوم مسلمانان در اروپا به وسيله جنگ صليبى نبوده ; بلكه از «اندلس» و جزيره «صقليه» و ايتاليا بوده است ، چنان كه در سال 1130 ميلادى دارالترجمه اى در طليطله تحت رياست اسقف اعظم « رايمون » تأسيس شده و تمام كتب مشهور مسلمانان را به لاتينى ترجمه نمود » .

 

از اين ترجمه ها ، موفقيت كاملى حاصل گرديد ; يعنى چشم هاى اروپاييان از اين كتب باز شده و دنياى تازه اى به روى خود گشودند .

 

سلسله اين ترجمه ها تا قرن چهاردهم در جريان بود ، در اينجا نه فقط كتب رازى ، ابن سينا ، ابن رشد را به لاتينى ترجمه نمودند ; بلكه نوشته هاى جالينوس ، ذيمقراطيس ، افلاطون ، ارسطو ، ارشميدس ، بطلميوس را كه مسلمانان از يونانى ترجمه كرده بودند را به زبان لاتين نقل نمودند .

 

دكتر « لكلرك » در تاريخ طب خود زياده از 300 كتاب مشهور عربى را ذكر مى كند كه تمام آنها به لاتينى ترجمه شده اند .

 

گوستاولبون مى گويد :

 

« در قرون وسطى اطلاعاتى كه از علوم يونان براى ما حاصل شد ، به وسيله همين ترجمه هاى عرب بود كه از بركت همين تراجم توانستيم تصنيفات قديمه يونان را به دست بياوريم ، نه از راهب هايى كه نام زبان يونانى را هم نمى دانستند ، بدين جهت مى گويم كه ; تمام جهان بايد رهين منت مسلمين باشند كه اين ذخاير گرانبها را از دستبرد حوادث زمانه حفظ كردند »(1) .

 

متأسفانه بى خبرى ملت فعلى اسلام از اسلام ، راه قضاوت هاى جاهلانه را در حق اسلام براى آنان باز كرده است .

 

دين پايه گذار علوم گوناگون

نويسنده كتاب « تمدن اسلام و عرب » ، كه خود از بيگانگان است ، در كتاب خود فصول مختلفى را به معرفى علوم و برنامه هايى اختصاص داده ، كه پايه گذار تمام آنها مسلمين بودند و اروپاييان و آمريكاييان پس از زحمات هزار ساله مسلمين ، در مهدهاى علمى بر سر سفره حاضر شده ، قرار گرفتند و از بركت آن سفره به چنين ترقيات شگفت انگيزى دست يافتند .

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

1 ـ تمدن اسلام و عرب : 732 .

 

اگر بى خبرى و غرور زمامداران اسلامى از چند قرن قبل نبود ، ملت اسلام از سفره آماده شده به دست پدرانشان ، در علم و دانش آنچنان بهره مى بردند كه امروز تمام عالم در سيطره آنان بود ; ولى دنياپرستى عده اى مغرور و متكبر ، باعث عقب رفتن مسلمين از كنار سفره علم و جاى گرفتن بيگانگان بر سر آن سفره شد .

 

مسلمانان پايه گذاران علوم مختلف

« گوستاولبون » ضمن تحقيقات بسيار ارزنده اى به تفصيل مى نويسد :

 

« مسلمين ، پايه گذاران نظامات عالى اجتماعى ، سياسى ، حقوقى ، قضايى ، جزايى ، تعليم و تحقيق ، فلسفه ، ادب ، تاريخ ، علم رجال ، رياضى ، هيئت ، جغرافى ، دائرة المعارف نويسى در فنون مختلف ، فيزيك ، شيمى ، فن اكتشاف ، اسلحه هاى آتشين ، اختراع كاغذ ، قطب نما ، طب ، نقاشى ، صنايع مستظرفه ، معمارى ، نويسندگى ، فنون مختلف پزشكى و پايه گذاران دانشگاه هاى مختلف در تمام نواحى اسلام ، به سبكى بسيار عالى و ارزنده ، بودند . امروز تمام علوم و فنون ، مرهون فداكارى و ايثار گذشته مسلمين است . براى اين كه به آثار و اختراعات و پايه گذارى علوم به وسيله مسلمين آگاهى حاصل كنيد ، بايد به دائرة المعارف هاى علمى و كتاب هايى كه بيگانگان در اين باره نوشته اند مراجعه نماييد .

 

مسلمين جدّيتى كه در فراگرفتن علوم از خود بروز دادند ، حيرت انگيز به نظر مى آيد . البته اقوامى در دنيا يافت مى شوند كه مى توانند در اين خصوص با مسلمانان هم دوشى نموده و در رديف آنان قرار گيرند ; ولى نمى توان قومى را در اين ميانه پيدا كرد كه در اين امر بر آنها تقدم حاصل كرده باشند .

 

آنها هرگاه شهرى را فتح مى كردند ، اولين اقدامى كه از خود نشان مى دادند ساخت « مسجد » و « آموزشگاه » بود .

 

در شهرهاى بزرگ ، آموزشگاه هاى زيادى وجود داشته چنان كه « بنجامن تودل » كه در سال 1173 ميلادى وفات كرده مى نويسد : من فقط در اسكندريه 20 آموزشگاه را ديدم كه داير بوده است .

 

علاوه بر آموزشگاه هاى عمومى در بغداد ، قاهره، طليطله و قرطبه ، دانشگاه هايى تأسيس كرده بودند كه در آنها لابراتوار ، رصدخانه ، كتابخانه ، و ساير آلات و اداوات تحقيق وجود داشت ، چنان كه در اندلس هفتاد كتابخانه عمومى موجود بوده است .

 

به موجب اقوال مورخين اسلام در « قرطبه » كتابخانه « الحاكم دوم » 600 هزار جلد كتاب وجود داشت كه 44 جلد آن مخصوص فهرست كتابخانه بوده است ، در اين مورد چه زيبا گفته اند كه : « شارل عاقل » در 400 سال بعد از تأسيس آن كتابخانه ، وقتى كتابخانه دولتى پاريس را تأسيس كرد ، بعد از زحمات زيادى ، فقط توانست 900 جلد كتاب جمع آورى كند ، كه يك ثلث آن كتاب هاى مذهبى بوده است »(1) .

 

آن روزها كه هنوز صنعت چاپ اختراع نشده بود و كاغذ به اين ارزانى و فراوانى در دسترس نبود ، بزرگان اسلام كتابخانه هاى معتبر و معظمى از نظر معارف خواهى و فرهنگ دوستى تأسيس كرده بودند ، كه شمار كتابخانه ها و كتاب هايشان از حد حساب خارج است ، فقط به چند نمونه از آن توجه كنيد :

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

1 ـ تمدن اسلام و عرب : 557 .

 

كتابخانه بيت الحكمه بغداد4 ميليون

 

كتابخانه شاپور10 هزار

 

كتابخانه الحكمه قرطبه400 هزار

 

كتابخانه سلطنتى قاهره1 ميليون

 

كتابخانه دارالحكمه قاهره100 هزار

 

كتابخانه طرابلس شام4 ميليون

 

كتابخانه مراغه پس از خرابى مغول چهارصد هزار كتاب را در خود جاى داده است(1)

 

آنان مديون اسلام هستند

« ديونپورت » در كتاب خود كه به نام « محمد و قرآن » منتشر شده است مى نويسد :

 

« علوم رياضى ، طبيعى ، هيئت و فلسفه ، كه در اروپا لانه گرفته است در قرن دهم از اسلام سرچشمه گرفته ، و از آنجاست كه اروپا بايد براى هميشه رهين منت اسلام باشد » .

 

« رودويل » انگليسى نويسنده بزرگ در مقدمه ترجمه اى كه بر قرآن نگاشته است مى نويسد :

 

« اروپا نبايد فراموش كند كه مديون قرآن محمدى است ; زيرا قرآن بود كه آفتاب علم و دانش را در اروپا طلوع داد » .

 

« گوته » فيلسوف بزرگ و مشهور آلمانى ، پس از بيان مفصلى درباره اسلام و قرآن مى گويد :

 

« اگر مكتب اسلام اين است پس ما خود مسلمانيم » .

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

1 ـ تاريخ تمدن اسلام : 437 .

 

« وليز » نويسنده مشهور انگليسى مى گويد :

 

« هر دينى كه با تمدن سير نكند بايد او را به ديوار زد ; زيرا آن سهو و شر و اباطيل است ، دين نيست ، تنها دينى كه امروز با تمدن سير مى كند اسلام است ، هر كس مى خواهد بداند به قرآن مراجعه كند . قرآن كتابى است دينى ، علمى ، اخلاقى ، تاريخى ، و بسيارى از قوانين و احكامش در دنياى امروزى معمول و عملى است . اگر به من بگويند اسلام را تعريف كن مى گويم : تمدن »(1) .

 

اين بود نمونه اى از اعترافات و قضاوت هاى گروهى از فلاسفه و نويسندگان و استادان و دانشمندان بزرگ بيگانه كه در حق اسلام داشته اند ، و اين آيين را در ميان تمام مكاتب به زنده بودن و برازنده رهبرى انسان ها و جوامع ستوده اند . آرى ! علم و دانش در آيين اسلام ، قدر و منزلتى بس رفيع دارد و با كمربند ايمان به خداى متعال و روز جزا محصور است تا به انسان و جامعه خدمت كند ، نه اين كه مانند تربيت شدگان فرهنگ هاى جداى از دين ، همه حالات انسانى را دستخوش تمايلات و شهوات قرار دهند .

 

  727
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    اسرار زیارت امام رضا (ع)
    قضا نشدن نماز ها با این راه حل
    قضا نشدن نماز ها با این راه حل
    افزایش رزق و روزی با نسخه‌ امام جواد (ع)
    عید فطر و نقش آن در تحولات فردی و اجتماعی
    وداع با ماه مبارک رمضان
    نمونه‌هایی از آسان‌گیری در دین
    نمونه‌هایی از آسان‌گیری در دین
    نمونه‌هایی از آسان‌گیری در دین
    گام‌های چهار‌گانه رستگاری

بیشترین بازدید این مجموعه

      اخلاص در آیات و روایات
        الگوى رفتارى حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام‏
      رمضان، ماه دعا و استغفار
      نور رمضان (3)
      روزه سبب جلب رحمت‏
      آثار ایمان به خدا در زندگی
      امام محمد باقر (ع) و مدیریت بحران جامعه شیعی
      حکایت یک لحظه غفلتِ توّابین، و یک عمر پشیمانی
      افزایش رزق و روزی با نسخه‌ امام جواد (ع)
      قضا نشدن نماز ها با این راه حل

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز