فارسی
چهارشنبه 12 آذر 1399 - الاربعاء 16 ربيع الثاني 1442

  3282
  0
  0

تسويل نفس زليخا

شاه، افرادى را به دنبال زن عزيز مصر كه با يوسف عليه السلام درگير بود و زنانى كه در ميهمانى شركت داشتند مى فرستد و بعد به زنان مى گويد: برنامه چه بوده است؟ زليخا تعريف كرده و به دروغ متوسل نمى شود. راست مى گويد؛ چون شديداً گرفتار عذاب وجدان است و نه سال است كه بيگناهى را به خاطر اين كه قدرت داشته، به زندان انداخته و حال ناراحت است و حقيقت را بيان مى كند. به پادشاه مى گويد: من از يوسف عليه السلام كامجويى خواستم، او نيز در برابر من كاملًا مقاومت كرد و جواب مرا نداد. اكنون حق آشكار شد كه مقصّر كيست، سلطان! من مقصّر بودم و او پاك است.
بى گناهى، كم گناهى نيست در ديوان عشق             يوسف از دامان پاك خود به زندان مى شود
 نفس اماره، موجب تسويل نفس
گفت: اى سلطان! در خلوت كاخ اين اتفاق به وجود آمد كه من با داشتن شوهر، به دنبال اين جوان پاكدامن بودم، اما او حاضر نشد كه جواب مرا بدهد، اما من تا جايى كه امكان داشت، زمينه را فراهم مى كردم، مى دانى چرا؟ «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةُ بِالسُّوءِ»
چون من زن دربارى بودم، با معلمان واقعى و مربيان حقيقى ارتباط نداشتم. هميشه ارتباط من با زيباترين لباس، خوشمزه ترين خوراك، افراد داراى مقام، طلا، نقره، گردنبند، تاج و گوشواره بود. من در اين دربار با رزق حلالِ نفس سر و كارى نداشتم و باطن من به خاطر اين كه تغذيه درست نشد، چهره «امّاره بالسوء» گرفت؛ يعنى شانه وجود مرا به طرف گناه مى كشيد و من در مقابل حالت امّاره محكوم بودم. اين بدترين محكوميت است؛ يعنى ديگر در تاريخ عالم و فضاى هستى محكومى بدبخت تر و بيچاره تر از محكوم نفس امّاره نيست. امّاره صيغه مبالغه است؛ يعنى شب و روز به من فرمان مى دهد كه او را با گناه تغذيه كنم. حتى خوابى كه مى بينم، خواب گناه و آلودگى است. حضرت على عليه السلام نيز خواب مى بيند، اما پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله را در خواب مى بيند. اما دارنده نفس اماره در خواب مى بيند كه به دنبال ناموس مردم و گناه مى رود و تمام اين حالات نزديك مرگ به صورت هيولاهاى عجيب رخ نشان مى دهد و بين انسان و خدا جدايى ابدى مى اندازد. اين حرف زليخا است، نه حضرت يوسف عليه السلام كه نفس امّاره نداشت. اگر نفس امّاره داشت، در دام اين زن مى افتاد. اين حرف آن زن است. حال يوسف عليه السلام در زندان است، هنوز بيرون نيامده و گفتگو بين اين زن و پادشاه ادامه دارد:«إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةُ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبّى»  مى گويد: ببينيد تسويل نفس چه مى كند كه من، زن شوهردار را خيلى آسان به كثيف ترين خيانت وادار مى كند.


منبع : مرکز علمی تحقیقاتی دارالعرفان الشیعی
  3282
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

صعود اهل تقوا بر قله كرامت
بار سنگین ظلمت در جدایی از نور حق
دو درس مهم از حادثۀ کربلا
موجی از رحمت الهی در اعمال اختیاری انسان
درک رحمانیت و رحیمیت پروردگار، کوتاه‌ترین راهِ یافتن ...
رحمت رحیمیۀ پروردگار، مختص مؤمنین
رسول خدا(ص)، جامع همۀ ارزش‌ها و کرامات
معرفت و عبادت، دو هدف نهاییِ خلقت انسان
ارزش بندگی و دینداری در آزادی عمل
ارزش زیارت حضرت رضا(ع) در کلام امیرالمؤمنین(ع)

بیشترین بازدید این مجموعه

مرگ و فرصتها - جلسه دوم
كر و كور شدن عاشق‏
وسائل هدايت - جلسه ششم (1) - (متن کامل + عناوین)
معنا و مصداق ايمان و عمل صالح
عيادت مريض
داستان صبر رشید هجری
تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی بیست و یکم
رشد کردن با موعظه
چگونگی هدایت بشر
گریه، از نشانه‌های اثبات ایمان 

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز