فارسی
سه شنبه 29 مهر 1399 - الثلاثاء 3 ربيع الاول 1442
  70
  0
  0

داستانى از تواضع امیرالمومنین (علیه السلام)

حضرت امام عسکرى (علیه السلام) مى فرماید : آگاه ترین مردم به حقوق برادران دینى و سخت کوش ترینشان در برآوردن حاجات آنان ، برترینشان از نظر شان و مقام نزد خدا هستند و هرکس در دنیا به برادران دینى اش تواضع و فروتنى کند نزد خدا از صدیقین به شمار مى آید و شیعه ى به حق على بن ابى طالب (علیه السلام) است .سپس حضرت عسکرى (علیه السلام) مى فرماید : دو برادر دینى على (علیه السلام) ـ پدر و فرزندى ـ مهمان آن حضرت شدند . امام براى خدمت به آنان برخاست و مقدمشان را گرامى داشت و هر دو را بالاى مجلس نشاند و روبروى آنان نشست ، سپس فرمان داد براى هر دو غذا آوردند و آنان از آن غذا خوردند . آن گاه قنبر طشت و آفتابه و حوله اى آورد و خواست دست پدر را بشوید ، حضرت از جا جست و آفتابه را از دست قنبر گرفت تا آب روى دست آن مرد بریزد . مرد دستش را به خاک مالید و گفت : یا امیرالمومنین ! خدا مرا ببیند که تو بر دست من با این مقام و عظمتت آب مى ریزى ؟! حضرت فرمود : بنشین و دستت را بشوى ; زیرا خدا تو را و برادر دینى ات را مى بیند که در این زمینه ها امتیازى به تو ندارد و در خدمت به تو فضیلتى براى او نیست ، برادر دینى ات مى خواهد با شستن دست تو در بهشت زمینه ى خدمت به نفع خودش فراهم سازد ، آن هم خدمتى ده ها برابر عدد اهل دنیا و بر شمار خدمتکارانى که در دنیا هستند !پس مرد نشست و على (علیه السلام) به او گفت : تو را به حقى که از من مى شناسى و آن را عظیم و بزرگ مى شمارى و تواضعى که براى خدا دارى تا به آن پاداشت دهند سوگند مى دهم که مرا به آنچه که از خدمتم به تو افتخارت داده اند واگذارى و آنچنان با آرامش دستت را به وسیله ى من بشویى که گویا قنبر آب روى دستت مى ریزد !آن مرد تسلیم تواضع على (علیه السلام) شد و دستش را با آب ریختن امیرالمومنین (علیه السلام)شست . وقتى کار تمام شد آفتابه را به فرزندش محمد بن حنفیه داد و فرمود : پسرم اگر فقط فرزند این مرد مهمان من بود من خود آب به روى دستش مى ریختم ولى خداى عزّ و جلّ نمى پسندد که بین پدر و پسر را چون با هم هستند فرق نگذارم ، پدر به روى دست پدر آب ریخت و باید در این موقعیت پسر روى دست پسر آب بریزد . پس محمد حنفیه به روى دست پسر آب ریخت و پسر دستش را شست . آن گاه حضرت عسکرى (علیه السلام) فرمود : کسى که على (علیه السلام) را در تواضع و فروتنى پیروى کند شیعه ى واقعى او است(1) .حضرت صادق (علیه السلام) از پدرانش روایت مى کند :انّ مِن التَّواضُعِ ان یَرضَى الرَّجُلُ بِالمَجلسِ دُونَ المَجلسِ ، وان یُسلِّمَ عَلى مَن یَلقى ، وَان یَترُکَ المِراءَ وان کانَ مُحِقّاً ، وَلاَ یُحِبُّ ان یُحمَدَ عَلَى التَّقْوَى(2) . بخشى از تواضع به این است که انسان در هر مجلسى وارد شد هرجا که جا هست بنشیند و براى خود جاى نشستن خاصى را در نظر نداشته باشد ، و هرکه را ملاقات مى کند به او سلام دهد ، و جدال و ستیز در سخن را واگذارد ، گرچه حق با او باشد ، و دوست نداشته باشد که او را بر تقوایى که
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ تفسیر امام عسکرى : 325 ، التواضع وفضل خدمه الضعیف ، حدیث 173 ; بحار الانوار : 72 / 117 ، باب 51 ، حدیث 1 .
2 ـ معانى الاخبار : 381 ، باب النوادر المعانى ، حدیث 9 ; بحار الانوار : 72 / 465 ، باب 95 ، حدیث 4 .
دارد ستایش کنند .امام صادق (علیه السلام) فرمود :التَّواضُعُ اصلُ کُلِّ خَیر نَفیس وَمَرتَبه رَفِیعَه ، وَلو کَانَ لِلتَّواضُعِ لُغَهٌ یَفْهَمُهَا الخَلْقُ لَنَطَق عَن حَقایِقِ مَا فِى مَخفیّاتِ العَوَاقِبِ ، وَالتَّوَاضُعُ مَا یکونُ للهِِ وفِى اللهِ وَمَا سَواهُ مَکرٌ ، وَمَن تَواضَعَ للهِِ شَرَّفَهُ اللهُ عَلى کَثیر مِن عبادِهِ(1) . فروتنى ریشه ى هر خیر باارزشى است و مرتبه و مقام بلندى است ، اگر براى تواضع لغتى وجود داشت که مردمان آن را مى فهمیدند ، هر آینه از حقایق آنچه در پنهان سرانجام ها بود سخن مى گفت و تواضع آن است که در راه خدا و براى خداست و جز آن مکر و حیله است و کسى که براى خدا تواضع کند ، خدا او را بر بسیارى از بندگانش شرافت مى دهد .

  70
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر