فارسی
چهارشنبه 05 آبان 1400 - الاربعاء 21 ربيع الاول 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
2017
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

عقل، وجه تمايز حيوان و انسان‏

اما اين جمله «لبّه»، مغز انسان؛ يعنى همه هستى او. اين نكته مقدارى قابل بحث است. عقيده اميرالمؤمنين عليه السلام اين است كه انسان نبايد به همان مغز طبيعى كه از شكم مادر با او به دنيا آمده است، قناعت كند؛ چون در اين صورت فقط دريافت هاى محدود مادّى را دريافت مى كند؛ يعنى مقدارى از حيوانات بالاتر.
آدرس ها، خيابان ها و افراد را بشناسد، جنس ها را از هم تشخيص دهد كه اين مجموعه علم، نه سكّوى پرواز و نه عامل نجات است؛ چون در حدّ گذران امورعادى زندگى است. اين دريافت راحيوانات نيزكم وبيش دارند، حيوانات نيز لانه هاى خود را مى شناسند و گم نمى كنند، مى دانند كه بايد خود را از سرما و گرما حفظ مى كنند، ضررها و منافع مادى مربوط به خود را خوب مى شناسند. شخص بزرگوارى از علما كه من اوايل طلبگى چند شب را در مسجد ايشان منبر مى رفتم، ايشان نقل مى كردند: روزى شخص باغدارى در شهريار تهران، من و تعدادى از علماى تهران و افراد مذهبى را براى صرف غذا دعوت كرد، ما رفتيم، در باغ مستقرّ شديم، ناگهان توجه يكى از ميهمان ها به چيزى جلب شد و همه ما را نيز متوجه آن كرد.
ديديم در باغ، روى درخت بلند چنار، لانه كلاغى است. كلاغ علم ساختن خانه خود را دارد، البته همه حيوانات اين علم را دارند. حيوانات اين را كه چه خوراكيى به نفع و ضرر آنها است نيز مى دانند. اگر انسان به همان مغز طبيعى قناعت كند، همين مقدار علمى را كه حيوانات مى دانند، ياد مى گيرد. اين به تنهايى كليد نجات دنيا و آخرت نيست.
كلاغ چند جوجه از تخم بيرون آورده بود كه هنوز قدرت پر كشيدن را نداشتند و در لانه بودند. مارِ بلندِ قوى هيكل و زهردارى به اين درخت چنار پيچيده بود و از آن بالا مى رفت تا اين جوجه ها را ببلعد. چشم كلاغ ماده به اين مار افتاد.
كلاغ سه گونه صدا دارد: صداى اول، صداى طبيعى است، كه معمولًا همه ما شنيده ايم. صداى ديگر تُنش با صداى طبيعى فرق مى كند و مانند آژير خطر است؛ يعنى وقتى آن صدا را بيرون مى دهد، مدتى بعد كلاغ هاى ديگر بيرون مى ريزند كه ببينند چه خطرى بوجود آمده است كه به آن كلاغ كمك كنند.
صداى ديگر نيز آژير سفيد است، صدا مى زند تا به كلاغ هايى كه دارند هجوم مى آورند، اعلام كند كه خطر برطرف شده است، ديگر نياييد. اين علم است.
اين كلاغ نيز آژير خطر را كشيد، آن اطراف كلاغ نبود تا بيايد و ببينند چه خطرى متوجه اين كلاغ ماده شده است. چند لحظه اى منتظر شد، اما از نيرو، يار و كمك خبرى نشد.
ايشان مى فرمود: همه ما نگاه مى كرديم، ديديم كلاغ با سرعت از روى لانه پريد و رفت. مار نيز بالا رفت و به نزديك لانه رسيد، ديگر از شدت خوشحالى دهان خود را باز كرده بود كه سر خود را داخل لانه كند و اين چند جوجه ضعيف را ببلعد.
اما در همين حال كلاغ مادر به سرعت برگشت و دانه اى از گل خارخاسك كه توپى شكل و پر از تيغ است، به دهانش بود، از آن بالا مقابل دهان مار گرفت و آن را رها كرد.
اين تيغ ها از همه طرف به دهان مار فرو رفتند و دهان مار باز ماند، نه مى توانست اين گل خارخاسك را پايين ببرد و نه بالا بياورد؛ چون تمام تيغ ها در اطراف دهان او فرو رفته بودند. مار از بالا به پايين افتاد، خفه شد و مرد، در نتيجه خطر دفع شد.
اين علم دفاع را حيوانات نيز مى دانند. اين كه من بدانم چه چيز بايد بخورم يا نخورم و اين كه از نقطه ديگر شهر چگونه به خانه برگردم، يا غذايى كه مى خواهم بخورم، فاسد شده يا نه، اين ها همان علم حيوانات است كه براى قيامت ما كارى انجام نمى دهد.
 مفهوم عقل مسموع و «اولوا الالباب»
نظر اميرالمؤمنين عليه السلام اين است كه اين مغز طبيعى رشد پيدا كند و به مغز مسموع برسد. بعبارت ساده تر: اين مغز با مطالعه، تحصيل و شنيدن از متخصّصين معارف، تقويت شود. وقتى با معرفت، علم و دانش آن را تقويت كنيد، جزء آن گروهى مى شويد كه پروردگار در قرآن از آنها به «اولوا الالباب» تعبير كرده است.
رده اول صاحبان مغز، انبيا و ائمه عليهم السلام هستند و رده بعد نيز عباد واقعى خدا.
چنين مغزى بايد پيدا كنيد. اما صاحبان اين مغز؛ يعنى آنهايى كه مغز خود را با معرفت، علم، گفتار وحى؛ يعنى روايات انبيا و ائمه عليهم السلام تقويت كردند، نور، اوصاف و ويژگى هاى خاصى پيدا مى كنند كه با اين نورى كه خيلى قوى تر از نورهاى جهان است و جلوى آنان را روشن مى كند، به طرف هدف نهايى حركت مى كنند.


منبع : مرکز علمی تحقیقاتی دارالعرفان الشیعی
2017
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا