فارسی
شنبه 04 تير 1401 - السبت 25 ذي القعدة 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
592
0
نفر 1
100% این مطلب را پسندیده اند

ثمره ازدواج علامه لاهيجانى‏

آمد و جلوى حاج ملّا على كنى زانو زد، گفت: به اين مرد الهى بگو كه در اين شش ماهى كه شاگرد ما بودى، اولًا: ما را ببخشد كه مانند شاگرد با او عمل كرديم، ثانياً: من كه نمى توانم زحمات اين مرد را ارج بگذارم، اما دخترى دارم كه پر از كمالات است. حاجى ملّا على كنى! فقط ايشان را وادار كن كه داماد من بشود. تا در نهايت من در قيامت نزد حضرت زهرا افتخار كنم كه دخترم را به فرزند تو هديه كردم. حاج ملا على كنى به او گفت و او قبول كرد و حاج ملا دختر خود را به علامه لاهيجانى داد. علامه لاهيجانى از اين دختر فقط يك فرزند دختر به دست آورد كه آن دختر را به آيت الله شيخ محمد رضا تنكابنى «1» شوهر داد، كه يكى از پسران شيخ محمدرضا، دانشمند معروف و خطيب بى نظير مرحوم آقاى فلسفى است.
آيت الله العظمى حاج ميرزا على آقا فلسفى «2» كه درس اصلى كلّ حوزه مشهد با ايشان بود و بعضى ها ايشان را بر همه مراجع مقدم مى دانستند، ولى ايشان به قدرى زاهد و عارف بود كه حاضر نشد از خودش فتوايى بگويد. وقتى از او مسأله مى پرسيدند، مى گفت: مقلّد چه كسى هستى؟ بعد در تهران از دنيا رفت، در قبرستان چهارده معصوم تهران تشييع جنازه شد و در آنجا دفنش كردند.
 زيارت قبر علامه لاهيجانى توسط امام زمان عليه السلام
چند سال گذشت، در صحن حضرت عبدالعظيم، بزرگوارى چشمش به جمال امام عصر عليه السلام روشن شد.
قال النبى صلى الله عليه و آله: «المؤمن ينظر بنور الله» عرض كرد: يابن رسول الله! فرمود: صبر كن من عبدالعظيم حسنى را زيارت كنم، بعد با هم بر سر قبر علامه لاهيجانى برويم. من- امام زمان- مرتب سر قبر او مى روم.
 اى نسيم سحر آرامگه يار كجاست؟             منزل آن مهِ عاشق كُش عيّار كجاست؟
چرا بايد در ميان اين همه جمعيت، يك نفر شما را ببيند؟ چون چشم هاى ما كور است. كار و لقمه حرام ما را از ديدن ايشان محروم كرده است.
  شب تاريك ره وادى ايمن در پيش                  آتش طور كجا وعده ديدار كجاست
 هر كه آمد به جهان نقش خرابى دارد               در خرابات بگوييد كه هشيار كجاست
 باز پرسيم ز گيسوى شكن در شكنش                كين دل سرشده، گمگشته گرفتار كجاست
هر سر موى مرا با تو هزاران كار است             ما كجاييم و ملامت گر بيكار كجاست
ساقى و مطرب و مى جمله مهيّاست ولى             عيش بى يار مهيّا نشود يار كجاست
 حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج             فكر معقول بفرما گل بى خار كجاست
فرمودند: بيا بر سر قبر علامه لاهيجانى برويم. ايشان مى گويد: با امام زمان عليه السلام آمديم، سر قبر رسيديم، قبر باز شد، علامه لاهيجانى بيرون آمد و سلام كرد و امام زمان عليه السلام جوابش را داد و احوالپرسى كرد. پرسيد: در برزخ خوب و راحت هستى؟ اهل بيت عليهم السلام نه تنها مشكل دنياى ما را حل مى كنند، بلكه مشكل برزخ، قيامت و پرونده ما را نيز برطرف مى كنند. بعد وقتى حرف علامه لاهيجانى با امام زمان عليه السلام تمام شد، به من رو كرد و گفت: وقتى به تهران رفتى، سلام مرا به حاج شيخ مرتضى برسان. بگو: چرا بر سر قبر من نمى آيى؟ من منتظرم. امام زمان عليه السلام فرمودند: علامه لاهيجانى! شيخ مرتضى پير شده، زانو درد گرفته و نمى تواند بيايد. من به جاى او مى آيم و به تو سر مى زنم.
 آن كس كه تو را شناخت جان را چه كند             فرزند و عيال و خانمان را چه كند
 ديوانه كنى هر دو جهانش بخشى             ديوانه تو هر دو جهان را چه كند
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته


منبع : مرکز علمی تحقیقاتی دارالعرفان الشیعی
592
0
100% (نفر 1)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:
لینک کوتاه

آخرین مطالب

موضوعات اخلاقی - جلسه سوم - عرفا چگونه می بینند ؟
نجات دلقك دربار فرعون از عذاب‏
توبه جوان گناهکار
اشتیاق خدا نسبت به بندگانش
دوران باردارى‏
اهميت اخلاق نسبت به اعتقاد و عمل
حكايت عيسى و زن بدكاره
هدايت تكوينى و تشريعى - جلسه اول (1) – (متن کامل + ...
درخواست همسر از خدا روش بزرگان است‏
ديوث و معناى آن

بیشترین بازدید این مجموعه

موضوعات اخلاقی - جلسه سوم - عرفا چگونه می بینند ؟
تجارت مادی و معنوی - جلسه هفتم
انديشه در خلقت موجودات‏
نجات دلقك دربار فرعون از عذاب‏
گناه تهمت
شيطان زده‏ها و نسبت دروغ دادن به خدا
اهميت اخلاق نسبت به اعتقاد و عمل
ثبت سرنوشت در شب قدر
دهه اول محرم 94 مسجد حضرت امیر سخنرانی پنجم
شهدای کربلا، قله‌های رفیع فضیلت و کمال

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^