فارسی
پنجشنبه 15 خرداد 1399 - الخميس 12 شوال 1441
  382
  0
  0

حالات گوناگون روح

بیشتر صاحبان بصیرت و مراقبت در نتیجه کنجکاوى حالات درونى و تحولات ناگهانى نفس خود دیده اند که قوه هاى گوناگون و منفى در درون ایشان به نوبت تسلط و حکمرانى مى کنند ، چنانچه گاهى دیو غضب و زمانى هیولاى شهوت ، و وقتى عفریت حسد و مدتى هم اهریمن حرص و آز و نخوت زمان اختیار عقل و دل ایشان را در دست گرفته و آنان را به هر برزن و برزخى مى کشند و مى برند ، اما صاحبان قلب آگاه و ژرف بین بدین نکته هم پى برده اند که در عین حال هر شخصى هر قدر هم غرق و گرفتار چنگال هوس ها و شهوات حیوانى و مغلوب و اسیر طبیعت پست و ذمائم نفسانى باشد باز داراى یک روح عالى ملکوتى که در پس پرده حیوانى نهان و نگران است مى باشد به این سبب هر فرد انسان باز در دقیقه هاى مخصوص عمر خویش ، در دل خود تجلى یک حس شریف عالى و لطیف خدایى را احساس نموده که ولو جند ثانیه باشد مانند آفتاب از زیر ابرهاى تاریک نفس شیطانى جلوه نمایى کرده است ، مراتب حیوانى در انسان بیشتر با جسم مادى و شخصیت ظاهرى او ارتباط و پیوستگى دارد و همیشه مى کوشد که حقیقت روحى را به طرف خود بکشد ، ونیروهاى او را در راه احتیاج و آرزوهاى خود بکار برد ، و از طرف دیگر روح انسان با عالم ملکوت و حقیقت علاقه و ارتباط دارد و همواره مى کوشد بلکه مکلف است که طبایع و نیروهاى نفس حیوانى را از رسیدن به مقصد خود ساخته ، پیرو اوامر خود نماید ، یعنى او را پاک کند و با خود هم جنس و هم طراز ساخته به عالم ملکوت پروازش بدهد و با روح علوى همنشینش گرداند ، زیرا که مقصد اصلى از فرود آمدن او بدین جهان مادى و تن خاکى یا زندان جسمى این است که با کمک مقررات عالى آسمانى به دنیاى بندگى و فضیلت پرواز کند .
به عزم مرحله عشق پیش نه قدمى     که سودها برى از این سفر توانى

بیا که چاره ذوق حضور ونظم امور     به فیض بخشى اهل نظر توانى کرد

گل مراد تو آنگه نقاب بگشاید     که خدمتش چو نسیم سح توانى کرد

تو کز سراى طبیعت نمى روى بیرون     کجا بکوى حقیقت گذر توانى کرد

جمال یار ندارد نقاب و پرده ولى     غبار ره بنشان تا نظر توانى کرد

دلا ز نور ریاضت گر آگهى یابى     چو شمع خنده زنان ترک سر توانى کرد

ولى تو تا لب معشوق و جام خواهى     طمع مدار که کار دیگر توانى کرد

گر این نصیحت شاهانه بشنوى حافظ     به شاهراه طریقت گذر توانى کرد

انسان وقتى از هر قیدى آزاد شود بالطبع با کمک هواى نفس آماده هر کارى خواهد شد ، و چون در راه خود مانعى نمى بیند آنچه این نفس به او تلقین کند انجام مى دهد ، از اینجاست که هرج و مرج و ویرانى و فساد در جهان شیوع پیدا خواهد کرد .نفس مادى مرکبى است سرکش و تندرو که چون به حال خود بماند و به میل خود راکب را حرکت دهد ، بالاخره او را به سقوط خواهد کشید ، و اگر انسان بخواهد از شر او در امان باشد باید بر او قید نهد و آن قیدى که بتواند از سرکشى او مانع شود فقط دین است دین واقعى براى تصفیه روح و آماده کردن انسان براى انجام تمام نیکى ها و دور شدن از بدى ها بهترین و موثرترین مرحله است ، و هیچ برنامه اى براى تزکیه روح و برقرار کردن عدالت در حالات گوناگونش به اندازه دین تاثیر ندارد ، و علت تاثیر تعلیمات دین در نفس این است که مبداش حق و قوه بى نهایت حاکم بر عالم است ، و مى دانید که آیین یهود و نصرانیت از تعلیمات و احکام خالى است ، تنها اسلام است که براى تمام زوایاى زندگى داراى مقررات دیشه دار و مثبت است . و با روى آوردن به آن و تسلیم شدن در برابر مقرراتش فساد از جهان ریشه کن مى شود .

  382
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز