فارسی
شنبه 05 مهر 1399 - السبت 8 صفر 1442
  300
  0
  0

صبر و شکیبایى

از جمله تهمت هایى که بعضى از بى خردان و کسانى که از سمائل عالى الهى خبر ندارند به مذهب زده اند این است که :مذهب مردم را به صبر در برابر ظلم و ستم طبقه استثمار کننده دعوت کرده آن را جزء قضا و قدر حتمى شمرده ، از این رو دین حافظ منافع استعمارگران است .آیین مقدس اسلام از این تهمت بى آسیب نمانده و ما بخاطر دفاع از آیین الهى تا آنجا که لازم باشد جوانب خاصى از مسئله را بررسى مى کنیم :صبر به این معنایى که گفته اند ، اگر در مقررات دینى یافت شود در آیین هاى تحریف شده است ، و بدون تردید اینگونه توجیهات در جنب این چنین کلمات مقدس ساخته و پرداخته بشر است ، و شاید قانون مشهور انجیل که اگر کسى به طرف راست تو سیلى زد طرف چپ را رو برویش نگاهدار تا بزند از همین قبیل باشد که کشیشان خائن و دزدان راه انسانیت براى حفظ منافع مادى ساخته اند ، و البته یهودیان خطرناک هم در این قبیل توجیهات براى کلماتى از این قبیل چیره گى فوق العاده اى دارند ، اما در آیین مقدس اسلام ترجمه صبر کاملا به عکس این توجیه است ، دین ظلم و بیدادگرى و پایمال کردن حقوق بیچارگان را هر اندازه هم که کم باشد عملى زشت و منکر شمرده است و از طرفى صبر در برابر تجاوز را از خود تجاوز بدتر دانسته و گفته :قبول ظلم خود ظلم دیگریست .و نیز این مطلب بر احدى پوشیده نیست که امر به معروف و نه از منکر از حقایق عالى اسلام است ، و روى این ملاک هر فرد مسلمان و مومنى وظیفه واجب خود مى داند که در برابر مظالم و ستمگرى ها آرام ننشیند و تا سر حد امکان براى ریشه کن کردن آن کوشش کند ، چه جاى آنکه به آن تن دهد و یا این که از ظلم و ظالم دفاع کند .قرآن منعکس کننده حقایق اسلام مى فرماید : با گروه ستمگر مبارزه و نبرد کنید تا به ایین حق تن در دهند ، و نیز پیشواى موحدین امام على(علیه السلام)در ضمن دستورات خود به مالک اشتر به هنگام عزیمت به مصر مى نویسد :بارها از رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)شنیدم ، هرگز پاکیزه و سعادتمند نمى شوند آن جمعیتى که حقوق ضعفا را از اقویا بدون تردید و تامل نگیرند .موفقیت و رسیدن به کمال مطلوب علل و موجباتى دارد که چون مقدمات آن فراهم گردید آدمى به نتیجه مى رسد .

اسرار موفقیت بر دو نوع است :یکى محیط ، یعنى مقتضیات اوضاع و احوال .دیگر استقامت و پافشارى در کار که شرط کمال جزء اخیر و بدون تردید نظیر علت تامه است .

مبازه براى تغییر دادن عادات واخلاق و اداب و رسوم زندگى مرهون اصطکاک و برخوردهاى جسمى و روحى است . زندگى مسلماً محرومیت ها و موفقیت هایى دارد ، شخصى که مى خواهد از نردبان ترقى صعود کند تا از پله اول قطع علاقه نکند به مرحله دوم نمى رسد .آرى ، باید خستگى و فرسودگى را بر خود تحمل کند تا به اوج عزّت و فضیلت برسد و این است معناى صبر و استقامت .کسى که مى خواهد مبارزه با فساد اخلاقى کند باید از عادات دیرینه تعلیمى خانوادگى اگر مخالف با شوون انسانیت است بگذرد ، آنگاه به طریق صلاح و صواب رهسپار شود و از عادات رشت خوددارى نماید تا به فضایل آشنایى و انس بگیرد ، بدون شک بهبود حال و تهذیب نفس سختى و ریاضت دارد ، در این راه باید مبارزه کرد و در راه مبارزه استقامت و شکیبایى به خرج داد ، و این است مفهوم واقعى صبر و شکیبایى .صبر و شکیبایى از موضوعات مهمى است که اسلام به آن دعوت مى کند و آن را یکى از برجسته ترین وظایف دینداران قرار مى دهد ، تا آنجا که مى گوید :شکیبایى براى ایمان به منزله سر براى بدن است .دیندار واقعى و آگاه از لفظ صبر یکى از سه معناى زیر را مى فهمد که مراعات هر یک از دیگرى لازم تر است :1 ـ استقامت و پایدارى در راه حق .2 ـ پایدارى و حوصله در برابر آتش شهوات حاد .3 ـ شکیبایى در برابر مصائب و رویدادهاى زندگى .که براى توضیح و تشویق به هر یک از این سه معنا به ترتیب در آیات قرآن چنین مى خوانیم :اگر از شما صد مرد جنگى ثابت قدم و با استقامت باشد بر دویست نفر غالب مى آید ، از شکیبایى و نماز براى محدود ساختن شهوات به حدود دین استمداد جویید ، در برابر پیش امدها شکیبا باش ، چنانچه پیامبران اولوالعزم پیش از تو استقامت کردند .ناگفته پیداست که انجام این دستورات تاثیر عمیق و ریشه دارى در حفظ تعادل روحى افراد و جمعیت ها ، و نزدیک ساختن آنان به سعادت و جلوگیرى از انحرافات و رکود و تنبلى دارد و آدمى را به مراعات مقررات حق براى موفقیت در برابر مشکلات وادار مى کند .بنابراین مفهوم صبر در مرز دین سالم و پاک اسلام ، تن به ظلم دادن ، و توسرى خوردن ، و زیر بار برنامه هاى ننگین مستبدان رفتن ، و سکوت در برابر ظلم و ظالم داشتن نیست ، صبر به معناى پایدارى در برابر دشمن و طاغیان و تمایلات خانمان برانداز زندگى است .امام على(علیه السلام) مى فرماید : اگر بناى ایمان را به کاخى همانند دانیم باید بیندیشیم که این کاخ بر چهار شالوده قلبى استوار است ، نخستین آن بردبارى است ، و آن هم بر چهار گونه است :1 ـ خویشتن دارى از شهورات و تمنیات نفس .2 ـ ثبات قدم در راه عشق به فضایل و معارف .3 ـ پرهیز از پروا و محرمات .4 ـ اغتنام فرصت و استفاده از نوبت .آن جان آرزومند که در آرزوى وصال بى صبرانه بال و پر زند و در قفس تن بى قرارى و ناشکیبایى کند ، و به ناگزیر از آلایش خواهش هاى ناهنجار پاک باشد ، و آن دل پرهیزکار که از ناستوده ها بپرهیزد و هوس حرام نکند و در لذت حرام نغلطد ، آن مغز خردمند و اندیشناک که به فرصت خوش بیندیشد ، از سختى روزگار و سنگینى حوادث اندیشه ندارد .چشمى که در روشنى هاى زندگى تیرگى مرگ را از نزدیک ببیند همواره پاک بین و بلند نظر باشد ، تمام این منافع از برکت استقامت و شکیبایى در راه هدف است .نیروهایى که در نهاد انسان است هر یک به هدفى خاص کشش داشته و او را به طرفى معین دعوت مى کند ، تنها اختلاف افراد در شدت و ضعف این قواست ، انسان در جواب این خواسته هاى دورنى خود گاهى با حیوان هماهنگ و زمانى انسان است .غرایز حیوانى در انسان موجود است ، در این جهت اسنان با حیوان خطوط مشترک دارد ، حیوان در حال گرسنگى غذا مى طلبد ، در حال تشنگى آب مى خواهد ، و هنگام احساس ضرر براى دفعش مبارزه مى کند و در برابر منفعت به جلب آن برمى خیزد ، انسان نیز این مراتب را دارد و به نحو کاملترى انجام مى دهد ، و در نتیجه هر دو عمل در حیوان و انسان یکى است و عامل آن عبارت از طبیعت مادى در هر دو است .ولى انسان نسبت به حیوان در بزرگ داشت زندگى امتیازاتى دارد و در خواسته هایش که متکى به حقیقت انسانیت است با حیوان وجه تمایز دارد .آنچه که انسان در گرد اوست و باعث امتیازش عبارت است : از عقل و اراده که در پرتو این دو قدرت واقعیت بشر آشکار و برترى او بر سایر موجودات ثابت مى شود .سرچشمه تمام فضایل عقل و اجراى حقایق انسانى در پرتو اراده است و اراده جز شکیبایى در برابر عمل نیست که انسان پس از شروع عمل آن را به اتمام برساند ، و خلاصه باید گفت : انسانیت انسان مساوى با عقل و اراده اوست .لقمان حکیم : میوه شیرین ایمان در اجراى برنامه هاى عالى انسانى اراده اى قوى و آهنین داشت ، او در برابر حوادث طبیعى از قبیل مرگ عزیزان ، از دست رفتن مال خود را نمى باخت و شکیبایى پیشه مى داشت ، و در برابر محرمات چون کوه از خود پایدارى نشان مى داد و در اتمام اعمال نیک بر نیروى صبر و اراده متکى بود ، از این رو نام مقدّسش را در صفحات تاریخ ثابت و ابدى مى بینیم و زمان نیز براى نگاهدارى یادش استقامت خواهد کرد .

 

  300
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر