فارسی
يكشنبه 11 خرداد 1399 - الاحد 8 شوال 1441
  359
  0
  0

معاد

فرزندم ! هر عمل از نیک و بد که از آدمى سر زند هر چند از کوچکى برابر با خردل یا ارزنى باشد و در پوشیده ترین و محکم ترین جاى مانند دل سنگ یا در مرتفع ترین کمال مانند آسمان ها یا در پست ترین نقطه مانند اعماق زمین باشدخداى توانا در روز رستاخیز آن را به کنار میزان عدالت حاضر خواهد کرد و در حساب اعمال منظور خواهد ساخت و به آیین حق و عدل پاداش و کیفر خواهد داد ، زیرا ههگى اشیاء و اعمال از خرد و کلان زیر پرتو نیرومند علم خدا در یک سطح هویدا و نمایانند .(1)در قدیم و در نظر معتقدین به خداوند فرضیه آخرت یک امر طبیعى و بدیهى بوده و آن را لازمه عدالت الهى مى دانسته اند ولى منکرین ادیان و کسانى که نمى خواهند زیر بار مسئولیت دینى و حکومت بر تمایلات نفس بروند و ضمناً ادعاى پیروى از مکاتب تجربى مى نمایند مى گویند آن دنیا را چه کسى دیده است یا هنوز کسى خبر از آنجا براى ما نیاورده است تا باور کنیم .

علاوه بر این که فرق عاقل با مردم غافل و تنبل در این است که اولى پیش از رسیدن حادثه احتیاطاً هم که شده در فکر چاره مى افتد و منتظر رسیدن خبر

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ سوره ى لقمان : آیه ى 16 .
مصیبت و از دست رفتن فرصت نمى شود ، آیا نرسیدن خبر از چیزى دلیل بر نبود آنست ؟ که منکرین قیامت بدون مطالعه و دقت به صرف سخن منکرند با اینکه خبرهایى که درباره روز بازپسین رسیده از حد برون است .اگر ما از واقعه اى خبردار نشده باشیم هیچگاه حکم بر عدم وقوع یا بر دروغ مطلق آن خبر نمى توانیم بکنیم و تا دلیل در محال بودن چیزى و شاهد بر نفى نداشته باشیم حق نداریم انکار کنیم ، مثلا چون ثابت شده است که آب در حرارت صفر درجه و در فشار یک جو یخ مى بندد اگر کسى گفت در فلان محل در دیگ آبجوش قطعات یخ شناور بود آیا گفته او را تکذیب خواهیم کرد ؟اما قیامت چون خبر از یک حادثه و پدیده اى است که هنوز حادصل نشده و علم و اطلاع بشر همیشه بعد از حصول و حدوث اشیاء است پس نباید انتظار شهود و توقع اثبات قیامت را از کسى داشت ، توضیح مطلب آنکه معلومات بشرى هیچ یک در حقیقت اکتشاف و ابتکار و مخلوق ذهن او نیست بلکه بعد از آن کهخ انسان مرغى را در خارج دید و صدایش را شنید تصویر او را مى کشد یا صحبت از حالات آن مى کند بنابراین قیامت چون یک دوران و پدید ترکیبى است که به قول انبیاء بعداً برپا مى شود پیش بینى و علم کامل آن براى بشر غیر ممکن است .بشر با بینش و دانش خود نمى توانسته است پس پى به پیدایش کیفیت دورانى که معلوم نیست کى و چگونه خواهد بود ببرد .حواس انسان همیشه متوجه و متمرکز در گرفتارى ها و احتیاجات روزمره و محدود به زمان و مکان کوچک شخصى بوده و حتى آینده نزدیک عمر خود و افرادش را کمتر مى تواند در نظر بگیرد یا نمى تواند .قیامت و آخرت راست است و واقع خواهد شد به دلیل آنکه انبیاء خبر داده اند و مى دانیم که پیغمبران نه مردمان حقه باز و سودجوى فریبکار بودند ، و نه ساده لوح نفهم خیالباف که از روى غرض یا جهل حرفى زده باشند ، بلکه از لحاظ عقل و فهم و هوش و سلامت و شعور و رشد و شهامت سرآمد تمام افراد بشرند و بى مدرک و بى جهت خبرى نمى دهند و به وحى و علم و اطلاع خدا صحبت مى کنند آنها صالح و راستگو بوده اند و از جایى خبر مى آوردند که احتمال اشتباه و خطا در آن داده نمى شد .عقیده به قیامت و دنیاى دیگر از عقاید قدیمى و ریشه در تاریخى بسیار کهن دارد یعنى همزمان با پیدایش انسان عقیده به قیامت در سرشت او عجین و با فطرت او همراه بوده زیرا هر چه به تاریخ قبل برگردیم نشانه هایى به تناسب زمان و مکان از زندگى گذشتگان نسبت به عقیده به روز جزا مى بینیم .ملل و اقوام جهان از قدیمى ترین دوران و تاریک ترین اعصار زندگى در هر گوشه و کنار جهان که مى زیسته اند به قیامت معتقد بودند و از همین جا معلوم مى شود که این عقیده با غرایز انسان پیوند دارد .اعتقاد به معاد از چند جهت با غریزه و وجدان انسان ارتباط و اتصال دارد یکى از این جهت که انسان وقتى به حد رشد رسید و در اجتماع وارد شد مى بیند که قهرمانان خیر و شر با یکدیگر در مبارزه اند ، و در جنگ فضیلت با رذیلت ادامه دارد و غالباً شر و فساد بر خیر غلبه دارد و براى وجدن بیدار هر انسان عاقل قابل قبول نیست که قهرمان خیر مغلوب شر بماند اعتقاد به وجود خداى دانا و عادلى که آثار عدلش همه جا آشکار است ایجاب مى کند که خیر و شر پاداش و کیفرى داشته باشند که چون این جهان و عمر کوتاه و محدود انسان گنجایش آن را ندارد ناچار باید در جهان دیگر انجام گیرد و رسیدگى شود ، البته خیر و شر قائم به عمل است و عمل قائم به وجود انسان ، از این رو قیامت روزى است که ذات اقدس حق مردگان را مبعوث و به حساب اعمال آنان رسیدگى نموده و به جزاى خود بهشت یا جهنم مى رساند ، قرآن مى فرماید این یک وعده حتمى است و بدون تخلّف که خداى توانا آنرا انجام خواهد داد و تنها خدا مى داند که این روز کى بر پا مى شود .گروهى واقعاً تعجب مى کنند که چگونه ممکن است استخوان هاى پوسیده و خاک هاى پراکنده پس از گذشتن روزگارهابار دیگر زنده شود و در محکمه حساب حاضر گردد .اینان فکر نمى کنند خدایى که آسمان ها و زمین ها را آفریده انسان را در دنیا از خاک سپس از نطفه خلق کرده ، بر زمین سرد و مرده نسیم حیات بخش مىوزانداز ابرهاى آسمان باران بر این خاک تیره مى پاشد و او را به جنب و جوش درمى آورد و از این خاک تیره انواع گل و ریحان و میوه مى رویاند وى تواناست که مرده ها را بار دیگر زنده کند و تمام اعضاء و جوارح و حتى انگشتانش را آن طورى که بود منظم نماید چه گمان باطلى است که جمعى فکر مى کنند زندگى منحصر به همین دنیاست و این روزگار است که کار حیات و مرگ به دست اوست .مگر ذات اقدس حق انسان را عبث آفرید که چندى در این دنیا هر چه خواست انجام دهد و سپس از بین رفته طومار زندگى او براى ابد هنگام مرگ برچیده شود و کسى به نتیجه خوبى ها و خدمات یا جرائم و ستم ها ى خود نرسد .مگر خداوند از آفرینش اوّلى انسان خسته شده که نتواند بار دیگر وى را زنده کند آنان که منکرند و از قدرت خداوند غافلند یا مى خواهند با انکار رستاخیز به زشتکارى بپردازند و خود را از مجازات ایمن دانند اینان تنها آنروز باور مى کنند که خود را در پاى میزان عدل حق حاضر ببینند ،در آن هنگام است که مى گویند خدایا دیدیم و شنیدیم و باور کردیم اکنون ما را باز گردان تا کردار نیک انجام دهیم و دعوت تو را اجابت کرده وانبیاء را پیروى کنیم ما پشیمان و شرمساریم . جواب مى شنوند خاموش باشید دیگر بازگشتى در کار نیست در دنیا به شما گفتند ولى فراموش کردید ، گروهى از بندگان من مى گفتند خدایا ما به تو ایمان آوردیم ما را بیامرز و به ما رحم کن شما مى خندیدید و استهزاء مى کردید اکنون به جبران آن بى اعتنایى گرفتار عذاب جاویدان باشید تمام این مطالب متن آیات قرآن مجید است که ارتباط عقیده به قیامت را به خوبى با وجدان و عقل سالم اثبات مى کند .پیوند دومى که عقیده به رستاخیز را به رشته هاى دل و جان بشر اتصال مى دهد آمال و اندیشه هاى بى پایان اوست که به قول سقراط این بذرهاى بى شمار براى روییدن خود مزرعه اى غیر متناهى لازم دارند و باغبان خلقت که براى بذر گل ها و گیاهان طبیعى زمین وسایل روییدن را از هر جهت فراهم ساخته به حکم فطرت و احساس قلب انسان که نماینده خداست براى روییدن بذرهاى بى پایان آن نیز سرزمینى فراهم خواهد ساخت و چون مزرعه زندگانى این جهان گنجایش آن را ندارد ناچار آن زمین در جهان بى پایان دیگر خواهد بود و ناچار این بذرهاى مانده و خشک شده در دل و روح انسان روزى به دمیدن هواى قیامت در سرزمین پهناور و بى پایان او به حرکت آمده و انسان تمام برنامه ها و مزد اعمال و رفتارهاى خود را از نظر نتیجه خواهد دید .

خداوند مى فرماید :زمین را خشک و خالى و بى جان مى بینى وقتى آب باران بر او فرو فرستادیم همین زمین پاییزى به جنب و جوش درمى آید و انواع واقسام گل ها و گیاهان را زنده و سرسبز مى سازد .آرى ، همان آفریدگار بزرگ و زنده کننده مردگان بر همه چیز قادر و تواناست زمین مرده پاییزى را به صورت بهار زنده مى کند ، قیامت و رستاخیز موعود نیز همچون فصل بهار فرا خواهد رسید و پروردگار متعال کسانى را که در قبرها آرمیده اند زنده خواهد ساخت ، قرآن در بسیارى از آیات تجدید حیات جسمانى

را با تمام مراحل آن به احیاى زمین تشبیه نموده است و در عین حال این خود بهترین دلیل نیز بر اثبات معاد جسمانى است .اگر در فصل زمستان به باغ و بوستان قدم بگذاریم مى بینیم که زمین ها مانند قبرستان به خشکى و خاموشى گراییده و اثرى از گل هاى رنگارنگ و از نغمه هاى بلبل دیده و شنیده نمى شود ، چنین خیال مى کنیم که این درختان بى برگ مرده و زمین اثر حیاتى خود را از دست داده است .ولى پس از چندى که از فصل زمستان گذشت و بهار جاى او را گرفت و محیط براى زنده شدن نبات آماده شده مى نگریم که چگونه زمین به جنب و جوش درآید و درختان و گیاهان زنده و سرسبز شده غرق در شکوفه مى شوند ، درمى یابیم که نباتات گرچه در زمستان تغییر شکل مى دهند ولى هرگز معدوم نمى شوند ، بلکه در عین خشکى و خاموشى درون آنها ریشه ها و دانه هاى فراوانى کهخ یادگار دوران زندگى تابستانى است وجود دارد که به خاطر نامساعد بودن شرایط زندگى به طور موقت از فعالیت باز مانده اند و همین که بهار مى آید و محیط براى حیات آماده مى گردد همان درختان بى جان مى گیرند و رو به تکامل مى گذارند .آرى ، زنده شدن مردگان نیز به فراهم شدن محیط نیازمند است ، و هنگامى که قیامت یعنى بهار زندگى دوم انسان فرا رسید روح انسانى در کالبد وى تجلى کرده حیات خود را از سر مى گیرد .این نکته پوشیده نماند که در هر دورانى از دوران هاى حیات کره خاکى ، ملت ها از نظر حساب جمعیت محدود بوده اند زیرا با تجدید هر قرن نسل تجدید مى شود و نسل گذشته مى میرند چون اگر مردن نبود زمین محدود به گنجایش پذیرش آن همه انسان را نداشت ، اما روز قیامت تمام مردگان قرون و اعصار در یک زمان زنده مى شوند ، پس لازمه این زنده شدن زمین بى انتهایى است که بتواند انسان ها را با تمام آرزو و آمال براى پیاده کردن نقشه هاى آنان در خود جاى دهد ، از این جهت نیز قرآن مجید این ارتباط را با آیات کریمه خود ثابت مى کند و براى برپا شدن قیامت طى بیان آیاتى در کتاب خود این طور اشاره مى کند :آسمان ها به حرکت مى آید آن گاه شکافته مى شود و در هم مى پیچد و همچون فلز گراخته مى شود خورشید تاریک مى گردد ماه مى گیرد هر دو یکجا جمع مى شوند . ستارگان تاریک و پراکنده مى شوند در زمین زلزله عظیمى روى مى دهد کوهها خرد و پراکنده مى شوند ، دریاها شکافته شده و شعلهور مى گردند ، زمین دگرگون مى شود شکافته شده و گسترده مى گردد تمام اشیاء از دل خاک بیرون مى آید انسان ها سر از لحد و خاک بدر مى آورند و همچون ملخ پراکنده مى شوند ، داستان قیامت به چشم بهم زدنى برپا مى شود ، اوضاع و شرایط عوض مى گردد این زندگى جدید به نام قیامت عکس العمل همان حیات دیروز است مردم فکر مى کنند چیزى نگذشته و چند روزى بیش با دنیا فاصله ندارند مقامات و برنامه هاى مادى از دست رفته اند ، اموال و فرزندان دردى دوا نمى کند ، همه به خود مشغولند شفاعت جز در مواردى که ذات الهى اذن دهد اثرى ندارد ، حکومت مطلقه آن روز به دست خداست ،حق و حقیقت آشکار مى شود ، پرده ها بالا مى رود و اسرار فاش مى شود ، وعده خدا و انبیاء به انبیاء به وقوع مى پیوندد ، مجرمین و گناهکاران سر خجلت به زیر انداخته به این طرف و آن طرف نگاه مى کنند ، و راه فرارى ندراند ، نور و روشنایى براى آنها نیست آنها که در دنیا از دیدن حق چشم بستند و به سخن حق گویان گوش ندادند امروز کر و کورند ، تمام صحنه هاى گذشته در نظر آنان مجسم شده است ، زشت و زیباى عمل خود را مى بینند مغبونند و پشیمانند ، حسرت و تاسف مى خورند که اى کاش عمل نیکو انجام داده بودیم ، مى گویند اى کاش این اعمال ناشایست که به صورت هیولاى مخوفى در جلوى ما جلوه گر شده است از ما دور مى شد امروز دیگر دهانشان بسته و چشم و گوش و حتى پوست بدنشان بر اعمالشان گواهى مى دهد سیماى آنان شاهد جرم هاى آنان است علاوه بر همه این مراحل ، از میان هر امت گواهى انتخاب مى شود کسانى از ملائکه که شاهد رفتار شخص بوده اند شهادت مى دهند ، دفتر اعمال نشان مى دهد خود انسان نیز از خویشتن بى خبر نیست .میزان اعمال به پا مى شود به جزئیات اعمال هر انسانى رسیدگى مى گردد در آن حساب هیچ گونه اشتباهى نیست در آن محاکمه اجحاف و تعدى راه ندارد ، دروغ و شهادت ناحق نیست ، آثار جرم در آنجا در جلو مجرم پیداست ، ناگهان صفوف از هم جدا مى شود صاحبان هر مذهب و مسلک در صف جداگانه اى مى روند ، درجات و مراتبى دارند نامه عمل هر کس به دست وى داده مى شود ، با تعجب مى گوید :آه ! چه کتابى است که هیچ عمل بزرگ و کوچکى را فراموش نکرده یک ذره عمل خوب نیست مگر آن که آن را مى یابد ، یک ذره عمل بد نیست ، مگر آنکه آن را مى بیند این مطلب متن آیات قرآن مجید است که در یک آیه به طور خلاصه و کلّى لقمان بزرگوار با فرزند خود در میان مى گذارد .خلاصه این که : اعمال انسان قسمتى از موجودات طبیعى این جهان است به طورى که نبات و حیوان نمود دارد ، مى روید و بزرگ مى شود ، عمل انسان هم مى روید و بزرگ مى شود و همانطور که دانه گیاه را مى کارند ، پس از مدتى از زمین بیرون مى آید و نمو مى کند اعمال انسان نیز مانند دانه ها مدتى در میان موجودات دنیا در حال نهان است ، آن گاه کهخ روز موعود فرا رسید آشکار مى شود و در شکل نعمت هاى بهشتى یا عذاب جهنم به انسان مى رسد چنانچه نبى اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم)فرمود :دنیا کشتزار آخرت است .اگر دنیا و آخرت را جهان واحد و ممتدى بدانیم و آن را به زندگى جهان فعلى تشبیه نماییم ، خواهیم دید آن جهان بزرگ مانند این جهان کوچک داراى چهار فصل است ، نخست همین زندگى ناپایدار کنونى که به جاى فصل پاییز است ، زیرا کهخ وقت شخم کردن و بذر افشاندن و آبیارى کردن به وسیله اعمال است .قسمت دوم : آن عالم برزخ است که انسان ها با کفن هاى سپید به خواب سنگین مى روند ، چون فصل زمستان . قسمت سوم زمان محشور شدن و سر از خاک بدر آوردن است چون فصل بهار مانند گل هاى رنگارنگ یا خارهاى خوفناک ، قسمت چهارم دریافت زندگى نوین یا در بهشت برین یا در آتش جحیم ، ما به چشم خود مى بینیم و با وجدان خود درک مى کنیم که زندگى این جهان براى ما مانند کتابى ناقص است که چند فصل آن در این دنیا نوشته شده و نتیجه فصول حساس آن باقى است ، از این جهت ضمیر ما حکم مى کند که زندگى ما با مرگ و رخت بربستن از این جهان پایان نمى پذیرد ، باید جهان دیگرى باشد که این کتاب در آن کامل شود و فصل هاى دیگرش در آنجا پرداخته گردد .نماز آثار حفارى و سنگ نبشته هاى مصر که از دو هزار و ششصد سال قبل از مسیح باقى مانده نشان مى دهد که مردم مصر هزاران سال پیش از باقى گذاشتن این آثار به بقاء بعد از مرگ و به رستاخیز و حساب معتقد بوده همچنین این عقیده در آثار کلدانیان و آشورى ها کاملا مشهود است ، و در عقاید ایرانیان قدیم در راس مسائل حساس اعتقادى بوده و در کتب دینى هند و چین دوام و بقاء را نوعى از عقیده به معاد نشان مى دهد .اما در طول تاریخ بشریت در میان اکثریت ملت جهان که معتقد به معاد بوده اند دسته و اقلیت هاى کمى هم بوده اند که در اثر انحراف از فطرت و روگرداندن به مادیت و میل به شهوات و لذات کوشیده اند که این نداى وجدان را فر نشانده و این شعله خاموش نشدنى الهى را که از میان جان برخاسته فرو نشانند .اما چون فرو گشتن این شعله تابناک محیط روح را تیره مى سازد و فرصتى براى جولان به دست خفاش ها و جغدهاى بیداد و جنایات مى دهد خداوند پیغمبرانى را فرستاد تا با فروغ وحى و هدایت این چراغ را برافروزند و تاریکى کفر و فسق و فجور را در پرتو نور معرفت بر طرف سازند و بدون شک و تردید اسلام مهم ترین دینى است که در دعوت خود بر اثبات رستاخیز قوى ترین حجت ها را اقامه کرده و عقیده به معاد را بر پایه هاى نیرومندى از استدلال و برهان برپا داشته و براى رفع شبهه در اثبات قیامت به بحث قبل یعنى خداشناسى مى توانید مراجعه کنید .

 

  359
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز