فارسی
دوشنبه 12 خرداد 1399 - الاثنين 9 شوال 1441
  616
  0
  0

نماز در آئینه ى حیات انبیا و امت ها

تفسیر على بن ابراهیم قمى در حدود قرن سوم هجرى ، یعنى نزدیک به عصر امام حسن عسکرى (علیه السلام) ، به رشته ى تحریر درآمده است .بزرگان از علماى امت اسلامى و دانشمندان وارسته ، امثال علامه ى طباطبایى صاحب تفسیر المیزان ، به این تفسیر اطمینان نموده و  بسیارى از مطالب آن را در کتب فقهى و تفسیرى و اخلاقى خود نقل کرده اند .نویسنده ى تفسیر جناب على بن ابراهیم(1) در توضیح آیه ى شریفه ى ( فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِمَات  )(2) روایتى را از قول پدرش ، از ابن ابى عمیر ، از ابان بن عثمان ، از امام ششم (علیه السلام) نقل مى کند که با توجّه به اینکه کتب رجالى شیعه از قبیل رجال کشى ، جامع الرواه اردبیلى ، قاموس الرجال شوشترى ، معجم الرجال خویى ، سندش را صددرصد معتبر دانسته اند ، نشان دهنده ى مسئله ى نماز در زمان حضرت آدم (علیه السلام) است ، برگردان فارسى روایت تا آنجا که لازم و نقطه ى شاهد است از نظر عاشقان نماز مى گذرد :* آدم پس از بیرون آمدن از بهشت و هبوط به زمین ، چهل روز در کوه صفا واقع در نزدیک بیت حق اقامت داشت . آن روزها به خاطر دورى از مقام قرب و هبوط از مقام علّم الاسمایى و از دست دادن جوار ملکوت و هجران بهشت

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ تفسیر قمى : 1 / 44 .
2 ـ بقره ( 2 ) : 37 .
وصال محبوب ، در حالى که صورت به خاک داشت همچون ابر بهاران سرشک از دیده مى ریخت .امین وحى از جانب حضرت معبود ـ که جز لطف و محبّت و احسان و مرحمت به بندگان ندارد ـ بر او نازل شد و سبب ناله ى جگرسوز و دلخراش او را پرسید . در پاسخ آن فرشته گفت : چرا ناله نکنم و اشک از دیده نبارم ؟ مگر نه این است که خداى عزیز مرا به خاطر بى توجّهى به خواسته ى خود از مقام قرب رانده و از جوار رحمت خویش محرومم نموده و مسکنم را در خاک دلّت و بر غبار مسکنت قرار داده ؟فرشته ى وحى بدو گفت : به پیشگاه لطف دوست برگرد و وجود خود را به زینت توبه بیاراى .آدم گفت : چگونه توبه کنم و چه سان به سوى حق باز گردم ؟خداوند مهربان چون اراده ى آدم را بر جبران گذشته راسخ دید ، قبه اى از نور که جایگاه بیت را مشخص مى کرد و تابش نورش حدود جغرافیایى حرم را معلوم مى نمود فرو فرستاد و به امین وحى فرمان داد محلّ بیت را نشانه گذارى کند . چون به وسیله ى آن روشنایى ، محلّ بیت و حدود حرم معلوم شد و این برنامه سامان گرفت ، فرشته ى وحى از آدم خواست آماده شود تا مراسمى را بجا آورده و دست نیاز به سوى بى نیاز براى بازگشت و توبه بردارد .روز ترویه شروع برنامه اى بود که از فرشته ى حق تعلیم مى گرفت . پدر آدمیان به دستور فرشته ى حق غسل کرد و مُحرم شد و پس از انجام آن مراسم ، روز هشتم ذوالحجه به سرزمین منى رفت و دستور گرفت که شب را در آنجا بماند .صبح روز نهم در حالى که تلبیه مى گفت به عرفات آمد . آفتاب عرفات از ظهر مى گذشت . فرشته ى الهى به او گفت : از ادامه ى تلبیه خوددارى کن و دوباره خود را به غسل بیاراى .پس از اینکه نماز عصر را بجاى آورد امین وحى به او گفت : در این سرزمین به پاى خیز . چون به پا خاست کلماتى را که از خداوند براى توبه نازل شده بود به آدم تعلیم داد .از این روایت که علاوه بر تفسیر على بن ابراهیم ، کتابهاى دیگر اسلامى هم آن را نقل کرده اند استفاده مى شود که حضرت آدم که اولین انسان از نوع ما بوده از جانب حضرت ربّ مامور به نماز بوده است ، ولى اینکه چگونگى و کیفیّت و شرایط و عدد رکعات و اوقات آن به چه صورت بوده بر ما پوشیده است و دانستن آن هم چندان سودى ندارد . آنچه اهمیّت دارد این است که آدم براى بجا آوردن نماز مکلّف و مسوول بوده و آیین وى همراه با حکم نماز بود .کتاب باارزش بحارالانوار(1) از کتاب پراعتبار تهذیب شیخ طوسى ـ آن فقیه والا و مفسّر بزرگ و محدّث خبیرى که علامه ى حلّى درباره ى او فرموده است : « من مردى در علم و عمل نظیر او نمى شناسم » ـ روایت مى کند که حضرت صادق (علیه السلام) فرمود :* به هنگامى که آدم از دنیا رفت و زمان نمازگزاردن بر او فرا رسید ، فرزندش هبه اللّه به امین وحى گفت : اى فرستاده ى حق ! پیشقدم شو تا بر جنازه ى آدم نماز گزارده شود . فرشته ى الهى پاسخ داد : خداوند جهان ما را بر به سجده بر پدرت امر کرد ، و هم اکنون در شان ما نیست که بر نیکوترین فرزند وى مقدم شویم ، شما بر ما پیشى گیر و با پنج تکبیر ـ به مان صورت که بر امت محمّد (صلى الله علیه وآله وسلم) واجب خواهد شد ـ بر جنازه نماز بخوان . از آن پس آن نماز ، واجب شد بر جنازه ى فرزندان وى قبل از دفن ، نماز میت خوانده شود .با کمال تاسّف بسیارى از جوامع و امتها از فرهنگ الهى دور شدند و به پرستش بتهاى زنده و مرده دچار آمدند و به سبب نحسىِ شرک و کفر از حقایق

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ ج 11 / 260 .
الهیّه محروم گشتند و بدتر از هر چیز ، از نماز ، این فیض عظیم الهى ، بى بهره ماندند . زندگان آن جوامع بى نماز هستند و مرده هایشان بدون بدرقه ى نماز یا دفن مى شوند و یا به آتش مى سوزند .

ادریس و نماز
علامه ى مجلسى از حضرت صادق (علیه السلام) روایت مى کند :* به هنگام ورود در شهر کوفه از مسجد سهله دیدن کن و در آن جایگاه مقدّس نماز بگزار و حلّ مشکلات دینى و دنیایى ات را در آن مقام از حضرت بطلب ، زیرا مسجد سهله خانه ى حضرت ادریس است . انسان بزرگوارى که در آنجا به پیشه ى خیاطى مشغول بود و نمازش را در آن جایگاه اقامه مى کرد .آرى !آن کس که در آنجا دست نیاز به سوى بى نیاز بردارد بى جواب نمى ماند و در قیامت در کنار ادریس از مقام بلندى برخوردار خواهد بود و به خاطر عبادت و اظهار نیازمندى در آن مسجد ، از ناراحتى هاى دنیایى و شرّ دشمنان در پناه حق قرار خواهد گرفت(1) .طبرسى بزرگوار در مجمع البیان(2) حضرت ادریس را از قدیمى ترین پیامبران خدا و جدّ پدرى نوح مى داند .عنایت کنید که حضرت ادریس که قبل از نوح مى زیسته فرهنگش همراه نماز بوده و مکان اقامه ى نمازش چندان مقدّس و مبارک است که حضرت صادق (علیه السلام)دعاى دعا کننده را در آن مقام مستجاب مى داند .

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ بحارالانوار : ج 11 / ص 280 .
2 ـ ج 6 / ص 518 .
نوح و نماز
بحار الانوار ، این اولین کتاب بى نظیر و ارزشمند ، از حضرت باقر (علیه السلام) روایت مى کند : پرستش خداى یگانه و اخلاص به پیشگاه او و بى همتا دانستن حق ، که خداوند فطرت مردم را بر آن قرار داده است اصول آیین نوح بود .پروردگار بزرگ از نوح و همه ى انبیا پیمان گرفت که او را فرمان ببرند و از شرک دورى جویند ، و نیز خداى مهربان حضرت نوح را به نماز و امر به معروف و نهى از منکر و رعایت حلال و حرام دعوت کرد(1) .

ابراهیم و نماز
ابراهیم بزرگ ـ که از او تحت عنوان بت شکن ، قهرمان توحید ، پدر انبیا ، اوّاه ، حلیم ، صالح ، مخلِص ، مخلّص ، موحّد و بیناى ملک و ملکوت یاد مى شود ـ به فرمان حضرت حق ، هاجر و فرزند شیرخواره اش اسماعیل را از شام حرکت داد و به دلالت پروردگار راه پیمود تا به جایگاه کعبه رسید . پس آن طفل شیرخوار و مادرش را بنا به خواست خداوند در آن سرزمین بى آب و علف با مختصرى طعام و پیمانه اى از آب پیاده کرد !! سپس از همسر مهربان خداحافظى کرد و اراده ى بازگشت نمود . در این وقت هاجر دامن ابراهیم را گرفت و عرضه داشت : چرا مى روى و به کجا خواهى رفت ؟ ما را در این دشت هولناک و زمین بى آب و علف به که وامى گذارى ؟ابراهیم التماس هاجر را نادیده گرفت و با آرامشى که خاصّ عاشقان و اولیاى خداست به هاجر فرمود : اینکه تو و این طفل گرسنه را در این بیابان مى گذارم

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ بحار الانوار : 11 / 331 .

فرمان اوست .هاجر چون این آهنگ گرم و دلپذیر را شنید به جاى خود بازگشت و در برابر حکم حکیمانه ى حق تسلیم شد و پیش خود گفت : اگر ماندن من با این کودک در این بیابان وحشتزا فرمان خداست باک ندارم ، زیرا همو حافظ و نگهبان من و کودک من است .ابراهیم عزیز بازگشت . گو اینکه فراق فرزند که تنها چراغ زندگى او بود قلبش را سخت مى فشرد ، اما ایمان او به خداوند نیز او را از آن منطق با کمال آرامش و اطمینان دور مى ساخت و در حالى که مرکب به جلو مى راند دست به سوى حق برداشت و چنانکه قرآن مجید مى فرماید ، عرضه داشت :* ( رَبَّنَا اِنِّی اَسْکَنتُ مِن ذُرِّیَّتی بِوَاد غَیْرِ ذِی زَرْع عِندَ بَیْتِکَ الُْمحَرَّمِ رَبَّنَا لِیُقِیمُوا الصَّلاَهَ )(1) . پروردگارا ! من زن و فرزند خود را در بیابانى خشک و سوزان در کنار خانه ى تو قرار دادم پروردگارا ! براى این که نماز به پاى دارند .ابراهیم بزرگوار به نقل از قرآن مجید درخواستهاى بسیار مهمى از حضرت حق داشت . خداوند مهربان تمام دعاهاى ابراهیم را اجابت فرمود ، که از جمله ى درخواستهاى آن مرد بزرگ یکى این بود :* ( رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلاَهِ وَمِنْ ذُرِّیَّتِی رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاءِ )(2) . پروردگارا ! من و فرزندانم را به پادارنده ى نماز قرار ده و درخواست مرا به پیشگاه لطف و عنایتت بپذیر .

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ ابراهیم ( 14 ) : 37 .
2 ـ ابراهیم ( 14 ) : 40 .
اسماعیل و نماز
کتاب الهى درباره ى حضرت اسماعیل مى فرماید : ( وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ اِسْماعِیلَ اِنَّهُ کَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَکَانَ رَسُولاً نَّبِیّاً * وَکَانَ یَاْمُرُ اَهْلَهُ بِالصَّلاَهِ وَالزَّکَاهِ وَکَانَ عِندَ رَبِّهِ مَرْضِیّاً )(1) . اسماعیل را به یاد آر که داراى اوصاف پسندیده بود : وفادار به پیمان ، فرستاده ى حق ، حبر دهنده ى از حقایق ، و امر کننده ى زن و فرزند به نماز و زکات ، و بنده اى بود که خداوند در تمام برنامه ها از او خشنود بود .اسحاق و یعقوب و انبیاى از ذرّیه ى ابراهیم و نمازدر زمینه ى امر حضرت حق به نماز ، به عباد شایسته اش حضرات اسحاق و یعقوب و سایر انبیاى از ذرّیه ى ابراهیم در قرآن کریم مى خوانیم :* ( وَوَهَبْنَا لَهُ اِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ نَافِلَهً وَکُلاًّ جَعَلْنَا صَالِحِینَ * وَجَعَلْنَاهُمْ اَئِمَّهً یَهْدُونَ بِاَمْرِنَا وَاَوْحَیْنَا اِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ وَاِقَامَ الصَّلاَهِ وَاِیتَاءَ الزَّکَاهِ وَکَانُوا لَنَا عَابِدِینَ )(2) . ما به ابراهیم ، اسحاق و فرزندزاده اش یعقوب را عطا کردیم و همه را صالح و شایسته و لایق مقام نبوت قرار دادیم ، و آنان را به پیشوایى خلق برگزیدیم تا مردم را به امر ما هدایت کنند ، و هر کار نیکو از انواع عبادات و خیرات مخصوصاً اقامه ى نماز و اداى زکات را به آنان وحى کردیم ، و اینان براى ما بندگان سربه فرمان بودند .

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ مریم (  ) : 54 ـ 55 .
2 ـ انبیا (  ) : 72 ـ 73 .
شعیب و نماز
مردم مَدیَن مردمى فاسد و طاغى و یاغى و متجاوز به حقوق حق و خلق بودند . خداوند بزرگ حضرت شعیب را در میان آنان مبعوث به رسالت فرمود ، تا آنان را از گمراهى و ضلالت نجات دهد . تعالیم ملکوتى و آسمانى شعیب را حضرت حق بدین صورت بیان مى فرماید : ( وَاِلَى مَدْیَنَ اَخَاهُمْ شُعَیْباً قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکُم مِنْ اِله غَیْرُهُ وَلاَ تَنْقُصُوا الْمِکْیَالَ وَالْمِیزَانَ اِنِّی اَرَاکُم بِخَیْر وَاِنِّی اَخَافُ عَلَیْکُمْ عَذَابَ یَوْم مُحِیط * وَیَا قَوْمِ اَوْفُوا الْمِکْیَالَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ وَلاَ تَبْخَسُوا النَّاسَ اَشْیَاءَهُمْ وَلاَ تَعْثَوْا فِی الْاَرْضِ مُفْسِدِینَ * بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ اِن کُنتُم مُوْمِنِینَ وَمَا اَنَا عَلَیْکُمْ بِحَفِیظ )(1) . براى هدایت و راهنمایى مردم مدین برادرشان شعیب را فرستادیم . او به مردم مدین از جانب حضرت حق چنین گفت : اى جامعه ! خداى جهان آفرین را بپرستید ، زیرا جز او خدایى نیست ، و آنچه را به وسیله ى پیمانه و ترازو به مردم مى فروشید از آن کم مگذارید . من خیر شما را به شما نشان مى دهم . چرا مى خواهید از راه تقلب و خیانت به ثروت خود بیفزایید ؟ من شما را از عذاب روز فراگیر مى ترسانم ، هاى اى ملت ! پیمانه را پر بدهید ، جنس ترازویى را بدون کم گذاشتن به مشترى ارائه کنید ، و از گناه و تجاوز به حق مردم دست بردارید .مردم مدین ! بى تردید آنچه خداوند در سایه ى مقرراتش بر شما حلال دانسته به بفع شماست اگر اهل ایمان هستید . من قدرت بازداشتن شما را از تجاوز ندارم ، وظیفه ى من تبلیغ برنامه هاى خداست و بس .

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ هود ( 11 ) : 84 ـ 86 .

تعالیم شعیب ضامن خیر دنیا و آخرت مردم بود ، ولى جامعه ى مدین در برابر شعیب و دلسوزیهاى او موضع سختى گرفتند و نخواستند هدایت حق را بپذیرند و دست از هوا و هوس و شهوت و دنیاپرستى بردارند . و عجیب اینجاست که تمام برنامه ها و تعالیم آن بزرگمرد الهى را نتیجه ى نماز شعیب مى دانستند وبه این معنا علم داشتند که نماز ، باز دارنده ى نمازگزار از هر فحشا و منکرى است . آنان به شعیب گفتند :* ( قَالُوا یَا شُعَیْبُ اَصَلاتُکَ تَاْمُرُکَ اَن نَتْرُکَ مَا یَعْبُدُ آبَاوُنَا اَو اَن نَفْعَلَ فِی اَمْوَالِنَا مَا نَشَاءُ اِنَّکَ لانتَ الْحَلِیمُ الرَّشِیدُ )(1) . ( اى شعیب ! ما در پرستش معبودهاى پدران خود ثابت قدمیم و در برنامه هاى مالى خود آزاد ، و از هر راهى که بخواهیم ثروت به چنگ مى آوریم و به هر صورت که اراده کنیم مى فروشیم ) .اى شعیب ! به نظر ما آنچه تو را تحریک کرده که ما را از آیین نیاکانمان برگردانى و مسیر خرید و فروش ما را عوض کنى نماز توست . به راستى تعجب آور است که با ما سر ستیزدارى در حالى که ما تو را مرد بردبار و درستى مى دانیم .آرى ! نماز رشد دهنده و هدایتگر و بازدارنده ى از فحشا و منکرات و فساد بود ، اما مردم شهوت پرست مدین نمى خواستند در چنین حصن حصینى داخل شوند و دایره ى حیات را با این دژ محکم و حصار مستحکم از شرّ شیاطین و خطرات مصون و محفوظ بدارند .

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ هود ( 11 ) : 87 .
موسى و نماز
حضرت کلیم الله که از انبیاى اولوالعزم است ، مورد عنایت خاص حضرت محبوب بود .یاد آن حضرت و اوصاف حمیده ى او در قرآن مجید زیاد آمده است .او زمانى که که به هدایت حضرت حق ، در مسیر مدین و مصر به وادى سینا و منطقه ى طور رسید ، براى اولین بار طنین دلرباى صداى معشوق را بدین گونه شنید :* ( یَامُوسَى * اِنِّی اَنَا رَبُّکَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ اِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً«12»وَاَنَا اخْتَرْتُکَ فَاسْتَمِعْ لِمَا یُوحَى * اِنَّنِی اَنَا اللَّهُ لاَ اِلهَ اِلاَّ اَنَا فَاعْبُدْنِی وَاَقِمِ الصَّلاَهَ لِذِکْرِی  )(1) . * اى موسى ! من پروردگار تو هستم ، کفش از پاى بیرون کن ( : از همه چیز جز من قطع علاقه نما ) ، چون هم اکنون در وادى مقدسى .من تو را به مقام شامخ رسالت برگزیده ام ، بنابراین به آنچه به تو وحى مى شود گوش فرا ده :منم خداى یکتا ، خدایى که جز من نیست ، پس مرا اطاعت کن و در مسیر عبادت من قرار گیر و نماز را به خاطر یاد من به پاى دار .آرى ! نماز که همراه با شرایط ظاهرى و باطنى اقامه شود یاد حضرت محبوب را در دل زنده مى سازد و حاکمیت آن یاد را در اعمال و اخلاق مى گستراند و امنیتى همه جانبه در قلب ایجاد مى کند به طورى که انسان از شرّ شیاطین در مصونیّت الهى مى رود و از برکت آن امنیّت ، سعادت دنیا و آخرت آدمى تضمین مى شود .

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ طه (  ) : 11 ـ 14 .
* ( اَلاَ بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ )(1) .آگاه باشید ! با یاد خدا دلها آرامش و امنیّت یابد .چون امنیّت به وسیله ى نماز با شرایط و عبادتِ با حال ، حکومتش را در عرش قلب برقرار کرد ، به هنگام مرگ و سفر به آخرت ، دارنده ى قلب مطمئن مخاطب به خطاب حضرت حق مى شود و آن وقت ، مردن براى انسان از عسل شیرین تر مى گردد :* ( یَا اَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ * ارْجِعِی اِلَى رَبِّکِ رَاضِیَهً مَرْضِیَّهً * فَادْخُلِی فِی عِبَادِى * وَادْخُلِی جَنَّتِى )(2) .اى صاحب نفس با آرامش ! به پروردگارت برگرد در حالى که راضى هستى و از تو خشنودند ، پس در عباد من وارد شو و به بهشتم درآى .

لقمان و نماز

آن بزرگمرد الهى که بر اثر تزکیه ى نفس و جهاد فى الله ، از جانب حق وجود با برکتش چشمه ى جوشان حکمت الهى شد ، در سفارشاتش به فرزند خود مى فرماید : ( یَا بُنَیَّ اَقِمِ الصَّلاَهَ وَاْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنکَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا اَصَابَکَ اِنَّ ذلِکَ مِنْ عَزِمِ الْاُمُورِ )(3) .اى پسرم ! نماز را به پاى دار و در جامعه اقدام به امر به معروف و نهى از منکر

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ رعد (  ) 28 .
2 ـ فجر (  ) 27 ـ 30 .
3 ـ لقمان (  ) 17 .
کن و در برابر حوادث بردبار و صبور باش ، که تحمل و صبر در راه ارشاد مردم نشانه اى از عزم ثابت مردم بلند همّت است .

داود و نماز
علّامه ى مجلسى دانشمند کم نظیر شیعه در توضیح آیاتى که در رابطه ى با حیات با برکت داود است ، روایاتى درباره ى فضایل و محاسن و کثرت عبادات و مناجات داود ، به خصوص عشقى که از پیامبر بزرگ به نماز داشت ، نقل مى کند :* آن حضرت در خانه ى خود محرابهاى متعددى قرار داده بود تا در جاى جاى منزلش نماز اقامه کند .او اوقاتش را به چهار مرحله تقسیم کرده بود : روزى را براى حلّ مشکلات مردم ، روزى را براى زن و فرزندش ، روزى را براى دعا و مناجات د ر دل کوهها و کنار دریا ، و روزى را براى انس با محبوب در خلوت منزل و در کنار محراب عبادت .امام صادق (علیه السلام) مى فرماید : در حالى که در محراب عبادتش مشغول نماز بود ، خداوند مهربان با وى سخن مى گفت(1) .

سلیمان و نماز
کتاب ارزشمند ارشاد دیلمى روایت مى کند : لباس سلیمان لباسى بس عادى بود ، در حالى که سلطنت و حکومت و مالى که در اختیارش بود براى احدى از گذشتگان و آیندگان مقرّر نشد .

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ بحار الانوار : 14 / 20 .

او شبهاى خو را به نماز تمام مى کرد ، در حالى که همچون چشمه ى جوشان بهارى از دیده اشک مى ریخت . آن حضرت اداره ى امور معاشش از طریق زحمت بازوى خودش بود(1) .علماى اهل سنّت در تفسیر آیات 30 تا 33 سوره ى ص متمایل به این معنا شده اند که سلیمان در بازدید از اسبهاى آماده براى جنگ از نماز عصرش غافل شد و به وقت غروب آفتاب متوجّه از دست رفتن نماز گشت و به این خاطر به غم و غصّه ى شدیدى دچار آمد .آن گاه خداوند قادر آفتاب را براى او برگرداند تا نماز عصرش را در ظرف معیّن وقتش بجاى آورد !امیرالمومنین (علیه السلام) و حضرت باقر (علیه السلام) نظر کعب الاحبار و علماى اهل سنّت را مردود دانسته و دامن حیات باعظمت سلیمان را در تمام عمر از قضا شدن یک نماز پاک مى دانند .در روایات شیعه آمده است که نماز سلیمان از اوّل وقت به تاخیر افتاد ، و به این جهت سخت ملول شد . حضرت حق آفتاب را به وقت عصر برگرداند تا آن مرد بزرگ الهى و آن پیامبر معصوم نمازش را به وقت فضیلتش ادا نماید(2) .آرى ! بر اساس معرف اسلامى ـ البته معارف ملکوتى و باارزشى که شیعه نقل کرده است ـ حیات انبیاى حق از هر عیب و نقصى حتى قبل از مبعوث شدن مبرّا بوده است و پیامبرى نبوده که در عین آن همه زحمت و رنج روزانه ، نمازى از نمازهایش قضا شده باشد .

یونس و نماز

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ بحارالانوار : 14 / 83 .

2 ـ بحارالانوار : 14 / 98 ـ 103 .

آن عبد شایسته ى حق سالها مردم نینوا را به عبادت حق و دست شستن از شرک و کفر و گناه دعوت کرد ، ولى مردم در برابر تعالیم الهى او تکبر ورزیدند و با وى به مخالفت برخاستند تا جایى که آن حضرت را از هدایت خود ناامید ساختند ، و آن جناب از حضرت ربّ جهت نابودى قوم نینوا نفرین نمود و سپس آنان را رها کرده و به جایى رفت که مردم به او دسترسى نداشته باشند .چون به منطقه بازگشت زندگى مردم را عادى یافت ، معلوم شد جامعه ى نینوا به پیشگاه حق برگشته و عذاب را با قدرت و قوّت توبه از خود دور کرده اند .پس ، با خشم و غضب منطقه را ترک کرد و چنانکه مى دانید از میان امواج دریا در شکم ماهى جاى گرفت . خداوند علت نجاتش را از آن زندان مهلک چنین بیان مى فرماید :* ( فَلَوْلاَ اَنَّهُ کَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِینَ * لَلَبِثَ فِی بَطْنِهِ اِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ )(1) .پس اگر او اهل تسبیح نبود ، هر آینه تا قیامت در شکم ماهى مانده بود .در مجمع البیان از قول مفسّر بزرگ قتاده آمده است که منظور از تسبیح و ستایش یونس نماز بود(2) .

زکریّا و نماز
قرآن مجید در باب نماز زکریّا مى فرماید : ( هُنالِکَ دَعا زَکَرِیّا رَبَّهُ قالَ رَبِّ هَبْ لى مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّه طَیِّبَهً اِنَّکَ سَمیعُ الدُّعاءِ * فَنادَتْهُ الْمَلائِکَهُ وَ هُوَ قائِمٌ یُصَلُى فِى الِْمحرابِ اَنَّ اللهَ یُبَشِّرُکَ بِیَحْیى مُصَدِّقاً بِکَلِمَه مِنَ اللّهِ وَ سَیِّداً وَ حَصوُراً وَ نَبِیّاً مِنَ ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ صافات (  ) : 143 ـ 144 .
2 ـ مجمع البیان : 8 / 459 .
الصّالِحینَ )(1) .
در آن هنگام که زکریّا عنایات حق را نسبت به مریم مشاهده کرد ، عرضه داشت : پروردگارا ! مرا از لطف خویش فرزندانى پاک سرشت عطا فرما ، همانا تو اجابت کننده ى خواسته ى بندگانى .زکریّا در حالى که در محراب عبادت به نماز ایستاده بود فرشتگان به او بشارت دادند که همانا خداوند ترا به ولادت یحیى مژده مى دهد ، فرزندى که به پیامبرى عیسى گواهى خواهد داد و خود نیز در راه هدایت مردم پیشوا و پارساست و نزد پیامبرى از شایشتگان است .

عیسى و نماز
داستان عیسى و مادرش مریم که داراى مقام عصمت و طهارت بود ، از عجایب مسائل روزگار است .خداوند مهربان براى نشان دادن قدرت خود ، و براى عبرت دیگران و در جهت هدایت امتها به طور مکرر به واقعه ى عظیمه ى این پسر و مادرش در قرآن مجید اشاره فرموده است .از عجایب حیات عیسى سخن گفتن او در گهواره پس از ساعاتى چند از ولادت است که در آن گفتار ، حقایق الهیّه را براى مردم بازگو کرد و به خصوص به این معنا اشاره فرمود که من مامور به نمازم :* ( قالَ اِنّى عَبْدُاللّهِ اتانِىَ الْکِتابَ وَ جَعَلْنى نَبِیّاً * وَ جَعَلَنى مُبارَکاً اَیْنَما کُنْتُ وَ اَوْصانى بِالصَّلوهِ وَ الزَکوهِ ما دُمْتُ حَیَّاً * وَ بَرّاً بِوالِدَتى وَ لَمْ یَجْعَلَنى جَبّاراً شَقِیّاً * وَ السَّلامُ عَلى یَوْمَ وُلِدْتُ وَ یَوْمَ اَمُوتُ وَ یَوْمَ اُبْعَثُ حَیّاً )(2) . ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آل عمران (  ) 38 ـ 39 .

2 ـ مریم (  ) 30 ـ 33 .

عیسى در گهواره گفت : همانا من بنده ى خدایم ، به من کتاب آسمانى عنایت شده و به شرف نبوّت آراسته ام و هر کجا باشم براى جهانیان مایه ى برکت و رحمتم . من تا زنده ام دستو دارم نماز را به پاى دارم و زکات مال بپردازم . من مامورم به مادر نیکى کنم و از شقاوت دورم . سلام حق بر من روزى که به دنیا آمدم و روزى که مى میرم و روزى که در قیامت مبعوث مى شوم . .محمّد (صلى الله علیه وآله وسلم) و نمازمسائلى که در باب نماز در آیین رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) مطرح است در هیچ فرهنگى مطرح نبوده است .نماز در اسلام محمّدى حقیقتى جامع و واقعیّتى کامل است که در پرتو آن انسان به آداب الهى مودّب مى شود و طریق رشد و کمال و عرفان و طریقت و عشق و حقیقت را مى پیماید .نماز در آیین محمّد (صلى الله علیه وآله وسلم) بال پرقدرتى است که اگر با شرایط مخصوص به خودش انجام بگیرد ، انسان را تا مقام قرب و وصال محبوب ابدى و معشوق سرمدى پرواز مى دهد .عارفان عاشق و واصلان کامل مى فرمایند : نماز معجونى است که حضرت شارع حکیم آن را ترتیب فرموده و به لطف عمیم خود ترکیب نموده است .مشخص است که هر جزء آن مبتنى بر حکمتى ، و مقتضى سرّى و مصلحتى است ، و هویدا و مبرهن است که افضل اعمال بنى آدم سجده کردن است . چنانکه صریح اخبار و صحیح اعتبار بر آن ناطق و شاهد است ، صادق از آنکه اعضاى سبعه را در آن حال مصلّى بر خاک گذارده و مجمع النّورین که اشرف جوارح است بر زمین مالد و به زبان نیاز به درگاه کریم کارساز بنده نواز نالد .در حدیثى بسیار مهم از قول رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) آمده است :* اِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلاثَهٌ : ایَهٌ مُحْکَمَهٌ ، اَوْ فَریضَهٌ عادِلَهٌ ، اَوْ سُنَهٌ قائِمَهٌ...(1) . آیه ى محکمه تفسیر به توحید و معرفه اللّه شده ، و فریضه ى عادله به اخلاق و تزکیه ى نفس معنا گشته ، و سنّت قائمه به فروع شریعت محمّدى تبیین شده است .نماز معجونى است که اجزاء آن از این سه علم ترکیب گشته و جامعه اى است که از این سه رشته دوخته شده و حقّه اى است که در آن این سه گوهر نفیس اندوخته گشته و صدفى است که این سه لولو نایاب را در بر دارد و منبعى است که این سه چشمه از آن منفجر گردد ، و این همه در رابطه با نماز اسلام محمّدى است .اما اشتمال نماز بر توحید ، آن است که افتتاح نماز با تکبیره الاحرام است و مفهوم تکبیر ، توحید ذات و نفى صفات است ، و بلند کردن انگشتان دهگانه که هر یک دلیل و نشانه اى بر صفات جلالیّه و جمالیّه است که انسان به هنگام راه یافتن به نماز باید متوجّه این معانى بلند آسمانى و مفاهیم جانانه ى ملکوتى باشد .اما اشتمال نماز تزکیه ى اخلاق به این است که طهارت بر دو نوع است :طهارت ظاهر از خبائث و احداث ، و طهارت باطن از ذمایم اخلاق . و چنانکه تطهیر ظاهر ، شرط صحت نماز است ، همچنان تطهیر باطن نیز شرط قبولى این عبادت الهیّه است .و اشتمال نماز بر سنّت قائمه از این جهت است که نماز اشرف عبادات و افضل طاعات است و در فروع ، هیچ عملى باآن برابرى نمى کند .

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ کافى : 1 / 24 .
آرى ! نماز اسلام محمّدى سراپا آداب الهى و مسائل تربیتى و حقایق ملکوتى و واقعیّات آسمانى است .با چنین نمازى است که انسان به معراج مربوط به خودش مى رسدو به دریاى نور سرمدى متصل مى گردد ، چنانکه در روایات معتبره از قول معصومین علیهم السلام آمده است : قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله وسلم) : اِذا قامَ العَبْدُ اِلىَ الصَّلواهِ الْمَکْتُوبَهِ مُقْبِلا اِلَى اللّهِ تَعالى بِقَلْبِهِ وَ سَمْعِهِ وَ بَصَرِهِ وَ اِنْصَرَفَ وَ قَدْ خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ کَیَوْم وَلَدَتْهُ اُمُّهُ . رسول الهى (صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود : زمانى که عبد به نمازهاى واجب برخیزد و با قلب و گوش و چشم به سوى حضرت حق رود ، پس از پایان نماز از گناهانش همچون روز ولادت از مادر بیرون رفته است .در روایت بسیار مهم دیگر آمده است :* چون عبد به نماز برخیزد ، حجاب بین او و حق برداشته مى شود و حضرت محبوب با وجه کریم با او روبرو مى گردد . ملائکه از دو طرفش تا انتهاى آسمان صف بسته و با او نماز مى گزارند و دعایش را آمین مى گویند و تمام جوارح و اعضاى بدن و هر آنچه در اطراف اوست تسبیح میگویند(1) .در روایات معتبر آمده :* اَلصَّلوهُ نُورُ الْمُوْمِنِ(2) . نماز روشنایى انسان با ایمان است .* اَلصَّلوهُ نُورٌ(3) .

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ اسرار الصلواه تهرانى / 24 .
2 ـ اسرار الصَّلوه / 24 ـ 28 .
3 ـ اسرار الصلوه / 24 ـ 28 .
نماز نور است .* اَفْضَلُ الْاَعْمالِ بَعْدَ الْایمانِ الصَّلوهُ(1) . برترین کارها پس از ایمان نماز است .* اَلصَّلوهُ کَفّاراتٌ لِلْخَطَاءِ(2) . نماز کفاره ى گناهان است .* اَلصَّلوهُ مِعْراجُ اُمَتى(3) . نماز معراج امت من است .* اَلصَّلوهُ اَوَّلَ وَقْتِها رِضْوانٌ وَ آخِرُها غُفْرانٌ(4) . نماز اول وقت حشنودى حق ، و آخر وقت آمرزش الهى است .* عَلَمُ الْایمانِ الصَّلوهُ . نشانه ى ایمان نماز است .* اَلْمُصَلّى یُناجى رَبَّهُ . نمازگزار با پروردگارش مناجات مى کند .از رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) روایت شده :* چون عبد رو به قبله کند از براى نماز به اخلاص تمام ، و نیت کند و بگوید : « اَللّهُ اَکْبَر » ، بیرون آید از گناه چنانکه از مادر زاده شده ، و چون بگوید : « اَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیم » به هر تار مویى که بر تن او باشد خداى تعالى ثواب یک سال عبادت در دیوان اعمال او نویسد ، و چون فاتحه و سوره

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ اسرار الصلوه / 24 ـ 28 .
2 ـ اسرار الصلوه / 24 ـ 28 .
3 ـ اسرار الصلوه / 24 ـ 28 .
4 ـ اسرار الصلوه : 24 ـ 28 .
بخواند چنان بوَد که یک حج و عمره بجا آورده ، و چون رکوع کند و تسبیح بگوید چنان باشد که به وزن خود زر سرخ صدقه باشد و همانند آن است که تمام کتاب هاى خدا را خوانده باشد ، و چون بگوید : « سَمِعَ اللّهُ لِمَنْ حَمِدَه » خداوند مهربان به نظر رحمت به وى نگاه کند ، و چون سجده کند و تسبیح گوید حضرت حق ثواب پیامبران روزى او نماید ، و چون تشهد گوید خداوند او را ثواب صابران دهد ، و چون سلام دهد و فارغ شود خداى کریم درهاى بهشت را به روى او باز کند پس ، از هر درى که بخواهد ، بى حساب وارد رضوان حق مى شود(1) .در آیات قرآن مجید به شخص رسول اسلام امر به نماز شده که این امر واجب و لازم متوجه تمام مرد و زن و امت هم هست :* ( وَ اَقِمِ الصَلوهَ طَرَفَىِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ اِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِئاتِ ذلِکَ ذِکْرى لِلذّاکِرینَ )(2) . و نماز را در دو طرف روز و نیز در ساعت تاریکى شب به پا دار ، که البته خوبیهاى شما زشتى و بدکاریتان را نابود مى سازد . این حقیقت یادآورى است براى یادکنندگان .* ( اَقِمِ الصَّلاَهَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ اِلَى غَسَقِ اللَّیْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ اِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کَانَ مَشْهُوداً )(3) .نماز را اول زوال آفتاب تا نیمه ى شب بجاآر ، و نماز صبح را نیز بجاى آر که آن نماز به حقیقت مشهود نظر فرشتگان شب و روز است .

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ اسرار الصلوه : 27 .
2 ـ هود (  ) : 114 .
3 ـ اسراء «  » 78 .
قرآن مجید به رسول اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) دستور مى دهد که اهل بیت خود را به نماز امر کن و بر این مسئله استقامت نما :* ( وَاْمُرْ اَهْلَکَ بِالصَّلوهِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها لانَسْئَلُکَ رِزْقاً نَحْنُ نَرْزُقُکَ وَ الْعاقِبَهُ لِلتَّقْوى )(1) .تو اهل بیت خود را به نماز امر کن و بر این حقیقت صبور و شکیبا باش . ما از تو روزى کسى را نمى طلبیم ، بلکه به تو و دیگران روزى مى دهیم ، و عاقبت نیکو مخصوص پرهیزکارى و تقواست .مسئله ى نماز به اندازه اى مهم است که جداگانه به زنان پیامبر در امر به نماز مى فرماید :* ( وَ اَقِمْنَ الصَّلوهَ وَ اتَیْنَ الزَّکوهَ وَ اَطِعْنَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ )(2) .و « اى زنان رسول من ! » نماز به پا دارید و زکات مال به فقیران دهید و امر خدا و رسولش را اطاعت کنید .

امت اسلامى و نماز
نماز از نظر اهمیّت و ارزش در حدى است که حضرت احدیت کسى را از آن استثنا نفرموده و نخواسته احدى از بندگانش از این فیض عظیم و از این منبع برکت که سودش ابدىو نفعش در دنیا و آخرت سرمدى است محروم بماند .به همین خاطر همان طور که به تمام امت هاى قبل از بعثت رسول اسلام امر به نماز فرمود ، فرد فرد مرد و زن و امت اسلام را نیز به این فریضه ى الهیّه و حقیقت

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ طه (  ) 132 .

2 ـ احزاب (  ) 33 .

ملکوتیه دعوت کرد و آنان را به انجام این عمل بزرگ عبادى مامور فرمود : ( فَاَقیموُا الصَّلوهَ اِنَّ الصَّلوهَ کانَتْ عَلَى المُوْمِنینَ کِتاباً مَوْقُوتاً )(1) .پس « اى بندگان من و اى امت اسلام ! » نماز را با شرایط لازمش بجاى آورید ، که نماز براى اهل ایمان حکمى واجب و فریضه اى لازم و حتمى است . ( وَ اَقیموُا الصَّلوهَ وَ اتُواالزَّکوهَ وَ ارْکَعوُا مَعَ الرّاکِعینَ )(2) .و نماز به پاى دارید و زکات بپردازید و با اهل عبادت خدا را عبادت کنید .* ( وَ اَنْ اَقیمُواالصَّلوهَ وَ اتَّقُوهُ وَ هُوَ الَّذى اِلَیْهِ تُحْشَروُنَ )(3) .این که نماز به پاى دارید و تقواى الهى پیشه کنید ، و اوست خدایى که به سویش محشور مى شوید .* ( حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلوهِ الْوُسْطى وَ قُومُوا لِلّهِ قانِتینَ )(4) .بر تمام نمازها بخصوص نماز میانه ( صبح یاظهر ) محافظت داشته باشید و به اطاعت از حضرت حق قیام کنید .* ( فَاَقیمُوا الصَّلوهَ وَ اتُوا الزَّکوهَ وَ اعْتَصِمُوا بِاللّهِ هُوَ مَوْلاکُمْ )(5) .پس نمازبه جاى آورید و زکات بپردازید و به حضرت الله چنگ بزنید که او مولاى شماست .* ( وَ اَقیمُوا الصَلوهَ وَ اتُواالزَّکوهَ وَ اَقْرِضُوااللّه قَرْضاً حَسَناً )(6) .و نماز به پاى بدارید و زکات مال ادا کنید و به خداوند قرض الحسنه بدهید .

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ نساء (  ) 103 .
2 ـ بقره (  ) 43 .
3 ـ انعام (  ) 72 .
4 ـ بقره (  ) 238 .
5 ـ حج (  ) 78 .
6 ـ مزمل (  ) 20 .
این است قسمتى از اوامر حضرت محبوب نسبت به نماز که نشان مى دهد نماز در پیشگاه او از چه ارزش و اهمیتى برخوردار است .امید است هیچ مرد و زنى در امت اسلام خود را از این فیض ملکوتى محروم نسازد و در وقت مرگ با دست خالى از این سرمایه ى ابدى به ملاقات حق نرود .

 

  616
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز