فارسی
چهارشنبه 01 بهمن 1399 - الاربعاء 6 جمادى الثاني 1442

41
0
0%

توبه ى ابولبابه

زمانى که جنگ خندق به پایان رسید ، رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) به مدینه مراجعت کرد . هنگام ظهر امین وحى نازل شد و فرمان جنگ با یهودیان پیمان شکن بنى قریظه را از جانب حضرت حق اعلام کرد ، همان وقت رسول اسلام مسلح شد و به مسلمانان دستور دادند : باید نماز عصر را در منطقه ى بنى قریظه بخوانید ، دستور پیامبر انجام گرفت ، ارتش اسلام بنى قریظه را به محاصره

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ کافى : 2 / 440 ، باب فیما اعطى اللّه عزّ و جلّ آدم ( ع ) ، حدیث 4 .

کشید ، مدت محاصره طولانى شد ، یهودیان به تنگ آمدند ، به رسول حق پیام دادند ابولبابه را نزد ما فرست تا درباره ى وضع خود با او مشورت کنیم .رسول خدا به ابولبابه فرمودند : نزد هم پیمانان خود برو و ببین چه مى گویند .ابولبابه وقتى وارد قلعه شد یهودیان پرسیدند : صلاح تو درباره ى ما چیست ؟ آیا تسلیم شویم به همان صورتى که پیامبر مى گوید تا هرچه مایل است نسبت به ما انجام دهد ؟ جواب داد : آرى ، تسلیم او شوید ، ولى به همراه این جواب با دست خود به گلویش اشاره کرد ، یعنى در صورت تسلیم بلافاصله به قتل مى رسید ، ولى از عمل خود پشیمان شد و فریاد زد : آه به خدا و پیامبر خیانت کردم ! زیرا حق نبود اسرار را فاش و امر پنهان را آشکار کنم .

از قلعه به زیر آمد و یکسر به جانب مدینه رفت ، وارد مسجد شد ، با ریسمانى گردن خود را به یکى از ستونهاى مسجد بست « ستونى که معروف به ستون توبه شد » گفت : خود را آزاد نکنم مگر اینکه توبه ام پذیرفته شود یا بمیرم ، رسول خدا از تاخیر ابولبابه جویا شد ، داستانش را عرضه داشتند ، فرمودند : اگر نزد من مى آمد از خداوند براى او طلب آمرزش مى کردم ، اما اکنون به جانب خدا روى آورده و خداوند نسبت به او سزاوارتر است ، هرچه خواهد درباره اش انجام دهد .ابولبابه در مدتى که به ریسمان بسته بود روزها را روزه مى گرفت و شبها به اندازه اى که بتواند خود را حفظ کند غذا مى خورد ، دخترش به وقت شب برایش غذا مى آورد و وقت نیاز به وضو بازش مى کرد .

شبى در خانه ى ام سلمه آیه ى پذیرفته شدن توبه ى ابولبابه به رسول خدا نازل شد : وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صَالِحاً وَآخَرَ سَیِّئاً عَسَى اللّهُ اَن یَتُوبَ عَلَیْهِمْ اِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (1) .و گروهى دیگر به گناه خویش اعتراف کردند ، عمل نیک و بدى را به هم آمیختند ، باشد که خدا توبه ى آنان را بپذیرد ، همانا خداوند آمرزنده ى مهربان است .پیامبر به ام سلمه فرمودند : توبه ى ابولبابه پذیرفته شد ، عرضه داشت : یا رسول الله ! اجازه مى دهید قبولى توبه ى او را من به او بشارت دهم ، فرمودند : آرى . ام سلمه سر از حجره بیرون کرد و قبولى توبه اش رابه او بشارت داد .ابولبابه خدا را به این نعمت سپاس گفت ، چند نفر از مسلمانان آمدند تا او را از ستون باز کنند ، ابولبابه مانع شد و گفت : به خدا سوگند نمى گذارم مرا باز کنید مگر اینکه رسول خدا بیاید و مرا آزاد کند .پیامبر آمدند و فرمودند : توبه ات قبول شد ، اکنون به مانند وقتى هستى که از مادر متولد شده اى ، سپس ریسمان از گردنش باز کرد .ابولبابه گفت : یا رسول الله ! اجازه مى دهى تمام اموالم را در راه خدا صدقه بدهم ؟ فرمودند : نه ، اجازه ى دو سوم مال را گرفت ، فرمودند : نه ، اجازه ى پرداخت نصف مال را گرفت ، فرمودند : نه ، یک سوم آن را درخواست کرد ، حضرت اجازه داد(2) .

 

41
0
0%
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

قدردانی استادانصاریان از خادمین سیدالشهدا علیه السلام
سخنراني مهم استاد انصاريان در روز شهادت حضرت ...
شكر عبد ، كرم حق
ایمان، نخستین ویژگی اولیاءالله
مسجدی در اسپانیا به علت كثرت جمعیت در نمازهای جماعت ...
تخریب سازمان یافته قبور شیعیان قطر
نیایشی برای وداع با ماه رمضان‏
مراسم احیاء شب های قدر استاد حسین انصاریان اعلام شد
دعای اول
همایش نقش مرجعیت شیعه در هدایت نسل جوان

بیشترین بازدید این مجموعه

لذت بخش‏ترین ساعت
احسان به پدر و مادر
كتب تركي استانبولي
مراسم دهه سوم صفر حرم امام رضا(ع) با سخنرانی استاد حسین ...
نگاهی کوتاه به زندگی و شخصیت علمی استاد حسین انصاریان
فراغ خاطر در قرائت قرآن‏
ثنا و ستايش الهى قبل از دعا
علل تأخير اجابت دعا
استاد انصاریان: برخی تا دم در بهشت میروند و برمیگردند!
نیایش و دعا برای پدر و مادر

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا