فارسی
پنجشنبه 23 ارديبهشت 1400 - الخميس 30 رمضان 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
888
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

عنایت حضرت امام رضا (علیه السلام)

با اهل معنایى که از عبادت عاشقانه و خدمت خالصانه به ویژه خدمت جانانه به مادرش که از پا افتاده بود بهره کافى داشت ، آشنا شدم .
گاه گاهى براى بهره معنوى به زیارتش مى رفتم و علاوه بر این که از معنویتش سود مى بردم ، از دانش و بینش سرشارش نیز بهره مند مى شدم .
روزى در حالى که در اوج حال معنوى بود و در فضایى نورانى و عرفانى قرار داشت ، برایم نقل کرد :
با عالمى وارسته و دانشمندى بصیر و عارفى خبیر که در امور روحى و نفسى فراوان کار کرده بود ، آشنا شدم و به رفت و آمد با او توفیق پیدا کردم .
آن عالم فرزانه در ایام تابستان به زیارت امام رضا (علیه السلام) در مشهد مقدس مشرف شد ، پس از بازگشت از مشهد به زیارتش رفتم تا از ره آوردهاى معنوى سفر برایم بگوید .
داستان سفر را چنین شروع کرد : چند سالى بود که به زیارت امام رضا (علیه السلام)موفق نشده بودم ، دل تنگى عجیبى مرا گرفته بود ، خانواده ام هم اصرار داشتند آنان را به مشهد ببرم ، از آنجا که در میان میوها به هلو علاقه فراوانى داشتم به آنان وعده دادم چون فصل رسیدن هلو برسد آنان را به مشهد که باغات اطرافش هلوهاى ناب دارد ببرم !
در ایام رسیدن هلو اهل و عیالم را به مشهد بردم ، در خانه اى آنان را مستقر کردم و پس از استقرار جهت استراحت و سپس زیارت در رختخواب آرام گرفتم .
چون خوابم برد ، خواب دیدم وارد صحن مسجد گوهر شاد شدم و به قصد زیارت به سوى کفشدارى که هنگام ورود در جانب راست مسجد است رفتم ، کفش خود را به کفشدارى دادم و آماده رفتن به حرم شدم ، ناگهان چشمم به در بزرگى افتاد که چهره اى نورانى و با ادب کنار آن در ایستاده بود ، به او گفتم : این در به کجا باز مى شود ، گفت : به سالنى که در آن مجالس معنوى برگزار مى شود و درباره نفس و روح و باطن انسان سخن به میان مى آید و اکنون جلسه اى برپاست که وجود مبارک امام رضا (علیه السلام) در آن حضور دارند و بحثى معنوى در میان است ، به دربان گفتم : من هم از این دانش اندک بهره اى دارم ، برایم اجازه ورود به این مجلس بخواه ، دربان با کمال ادب پذیرفت به درون مجلس رفت و پس از چند لحظه برگشت و گفت : امام رضا (علیه السلام) فرمودند : اول شکم از هلو سیر کن ، سپس به زیارت ما بیا ! !
آرى ; قصد زیارتم با قصد هلو خوردن مخلوط بود و مولایم به هدایت من عنایت فرمود که از آن به بعد نیت زیارتم را از هوا و هوس خالص گردانم .
پایگاه استاد حسین انصاریان

منبع: کتاب معاشرت
 

888
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

ماجرای پیوستن «زهیر» به کاروان امام حسین(علیه السلام)
عید فطر، روز جایزه‌ها
وداع با ماه مبارک رمضان
دعا و نیایش در قرآن
کفاره شکستن دل !
غمنامه حضرت رقیه (س)
نبش قبرجناب حر بن یزید ریاحی (ره)
اسرار زیارت امام رضا (ع)
40 حدیث ماه مبارک رمضان
استاد حامد شاکرنژاد

بیشترین بازدید این مجموعه

حضرت زهرا(س)، تجسم رضایت و سخط الهی
جایگاه تفریح و شادمانی در متون اسلامی
کمینگاه های شیطان
وداع با ماه مبارک رمضان
عید فطر، روز جایزه‌ها
سفارش های امام علی علیه السلام به کمیل بن زیاد
ایده‌هایی برای یاد مرگ !
اول ذوالحجه، سالروز ازدواج فرخنده حضرت فاطمه (س) وحضرت ...
ماجرای پیوستن «زهیر» به کاروان امام حسین(علیه السلام)
فوائد اسماء الله

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا