فارسی
جمعه 03 بهمن 1399 - الجمعة 8 جمادى الثاني 1442

99
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

کبر

خود بزرگ بینى از اوصاف شیطان ، و باعث ایستادن در برابر خواسته هاى حق ، و حقوق مردم و خوار شمردن دیگران است .کبر در برابر حق ، شیطان را از سجده بر آدم بازداشت و او را به لعنت ابد ، و خروج از حریم فرشتگان ، و استحقاق عذاب دائم قیامت دچار کرد .متکبر چه کبرش نسبت به خداوند و انبیا و قرآن و امامان باشد ، و چه کبرش در برابر مردم که شاید همه ى آنها از او برتر باشند ظهور کند ، عمله ى شیطان و همرنگ ابلیس و ملعون و مطرود از رحمت حق است .همانطور که ابلیس به فرموده ى قرآن(1) از مقام و مرتبه ى بلندش به خاطر کبرش در برابر حق سقوط کرد ، انسان متکبر هم از مرتبه ى انسانیت و مقام آدمیت سقوط مى کند .قرآن مجید گرفتاران به کبر ، و دارندگان روحیه ى استکبارى را مستحق عذاب دردناک قیامت مى دادند : . . . وَاَمَّا الَّذِینَ اسْتَنکَفُوا وَاسْتَکْبَرُوا فَیُعَذِّبُهُمْ عَذَاباً اَلِیماً وَلاَ یَجِدُونَ لَهُم مِن دُونِ اللّهِ وَلِیّاً وَلاَ نَصِیراً (2).و اما آنان که از بندگى خدا امتناع کردند ، و آلوده به کبر و خودپسندى شدند ، و نسبت به عبادت حق تکبر ورزیدند ، خداوند آنان را به عذاب دردناک ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ اعراف ( 7 ) : 13 .2 ـ نساء ( 4 ) : 173 .معذب خواهد کرد ، جز خدا کسى را یار و یاور نخواهند یافت.قرآن مجید اهل استکبار را از حریم محبت خدا خارج دانسته ، و این طایفه را مبغوض و منفور حق معرفى مى کند :. . . اِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْتَکْبِرینَ (1).همانا خداوند اهل تکبر را دوست ندارد.در قیامت با عتاب شدیدى به متکبرین دستور داده مى شود وارد ابواب جهنم شوید . ادْخُلُوا اَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَکَبِّرِینَ (2).وارد ابواب دوزخ شوید که در آنجا همیشگى هستید ، جهنم براى اهل کبر جایگاه بدى است.رسول حق (صلى الله علیه وآله وسلم) فرمودند :اِجْتَنِبُوا الْکِبْرَ ، فَاِنَّ الْعَبْدَ لاَ یَزالُ یَتَکَبَّرُ حَتّى یَقُولَ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ : اکْتُبُوا عَبْدِى هذا فِى الْجَبّارِینَ(3) .از کبر اجتناب نمایید ، هر آینه عبد پیوسته تکبر مىورزد تا خداوند مى گوید : نام این بنده ى مرا در طایفه ى گردنکشان بنویسید.على (علیه السلام) فرمودند :اِیّاکَ وَالْکِبْرَ ، فَاِنَّهُ اَعْظَمُ الذُّنُوبِ ، وَاَلاَْمُ الْعُیوبِ ، وَهُوَ حِلْیَهُ اِبْلِیسَ(4) .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ نحل ( 16 ) : 23 .

2 ـ غافر ( 40 ) : 76 .

3 ـ کنز العمال : 7729 .

4 ـ غرر الحکم : 309 ، الکبر و ذمه ، حدیث 7124 ; تفسیر معین : 168 .

از کبرورزى بپرهیز ، که اعظم گناهان و پست ترین عیب هاست ، کبر زینت ابلیس است.و نیز فرمودند :عَجِبْتُ لاِبْنِ آدَمَ ، اَوَّلُهُ نُطْفَهٌ ، وَآخِرُهُ جِیفَهٌ ، وَهُوَ قائِمٌ بَیْنَهُما وِعاءً لِلْغائِطِ ، ثُمَّ یَتَکَبَّرُ(1) .از فرزند آدم در شگفتم ، ابتدایش نطفه و پایانش مردارى بدبو ، و بین ابتدا و پایانش ظرف نجاست است ، آنگاه تکبر مى ورزد !پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) به همه اعلام مى کند :اِیّاکّمْ وَالْکِبْرَ ، فَاِنَّ اِبْلِیسَ حَمَلَهُ الْکِبْرُ عَلَى تَرْکِ السُّجُود لاِدَمَ(2) .از کبر ورزیدن بپرهیزید ، همانا این صفت زشت ، ابلیس را بر آن داشت که بر خلاف دستور حق به آدم سجده نکند.مواردى که در صفحات گذشته نگاشته شد نشان دهنده ى تمام زشتى ها نیست ، بلکه نمونه اى از پلیدیهاست که گاهى وجود برخى از آنها در انسان موجب خوارى دنیا و عذاب آخرت است .قسمتى دیگر از زشتى هاى معنوى که آلوده بودن به آنها باطن انسان را از چهره ى زشت ترین حیوانات زشت تر مى کند و همان باطن خودش را در قیامت از چهره ى ظاهر انسان نشان مى دهد عبارت است از : تشبه به بیگانگان ، ماندن در جهل و نادانى ، فساد در نسل ، فساد در اقتصاد ، بدعتگذارى ، غرور ، عجز و تنبلى ، سرقت ، قتل نفس ، تقلید حرام ، بدگمانى به دیگران ، بدگمانى به حق ،

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ علل الشرایع : 1 / 275 ، باب 184 ، حدیث 2 ; وسائل الشیعه : 1 / 334 ، باب 18 ، حدیث 880 ; بحار الانوار : 70 / 234 ، باب 130 ، حدیث 33 .

2 ـ ارشاد القلوب : 1 / 129 ، الباب الاربعون فى ذم الحسد .

وسوسه ، پستى و لئامت ، فتنه گرى ، سخن چینى ، شرک ، آرزوى بى جا ، عجله ، قساوت قلب ، لجاجت ، جدال ، غنا ، اختلاف ، گروه گرایى ، قهر و جدایى ، تعصب بى جا ، طمع ، تجسس در عیوب مردم ، حرص ، زنا ، حسد ، حبس حقوق پدر و مادر و زن و فرزند و سایر مردم .اینجانب اگر مى خواست تمام این عناوین را با کمک آیات قرآن و روایات توضیح دهد بیش از چند جلد کتاب مى شد ، براى یافتن تفسیر این واژه ها لازم است به تفاسیر قرآن و کتابهاى مفصل روایتى و اخلاقى مراجعه کنید .این فصل را با توجه به مرورى به کل مسایل گذشته به پایان مى برم .در قسمتى از این نوشتار به سرفصل هاى نعمت هاى مادى و معنوى که خداوند به انسان ارزانى داشته ، و انسان براى نیرو گرفتن از آن نعمت ها جهت عبادت و بندگى باید استفاده کند اشاره شد ، در بخشى از آن به این معنا توجه داده شد که گناه و معصیت ، معلول بى جا خرج کردن نعمت و به انحراف کشیدن امور مادى و معنوى است .در جهت دیگر به این حقیقت هشدار داده شد که توبه و انابه و رجوع و بازگشت ، عبارت از بازگرداندن نعمت ها به همان مسیرى است که خداوند براى نعمت ها مقرر فرموده و به عبارت دیگر این واقعیت بیان شد که توبه در جهتى عبارت از حال پشیمانى و در جهتى دیگر عبارت از جبران گذشته ، و در مرحله اى دیگر عبارت از توجه به آینده و قرار گرفتن در راه صلاح و سداد است .در بخشى هم به این معنا تذکر داده شد که انسان هرچه آلوده به گناه باشد ، مانند یک بیمار است ، و تمام درهاى علاج و شفا از جانب خداوند مهربان به روى این بیمار باز است ، هرگز نباید دچار نا امیدى شود بلکه باید بداند و باور داشته باشد که حضرت حق توبه پذیر است ، و قدرت و رحمت و لطف بى نهایتش به آسانى شامل حال گنهکار تائب مى شود ، تمام گناهانش را مى بخشد و او را مشمول رحمت خود قرار مى دهد ، و گنهکار هم باید حقوق مالى مردم را باز گرداند ، و حقوق واجب مالى خود را که در قرآن مطرح است بپردازد ، و واجبات قضا شده را جبران کند ، و عزمش بر ترک گناه در آینده قطعى و حتمى باشد .در بخش مهمى از این مکتوب به آیات و روایات توبه اشاره شد ، و در قسمتى مفصل داستان پرقیمت توبه کنندگان ، بخصوص داستانهایى که کمتر به گوش کسى رسیده به رشته ى تحریر درآمد ، و در پایان دفتر هم راه اصلاح توبه کننده با کمک آیات و روایات در چهل عنوان نشان داده شد .من فکر مى کنم اگر افرادى که آلوده به گناه هستند براى یک بار زحمت مطالعه ى این نوشتار را به خود بدهند یا گویندگان بزرگوار مذهبى و خطیبان نماز جمعه ، خلاصه و فشرده ى مطالب این اوراق را براى افراد شرکت کننده در مجالس و نماز جمعه بیان کنند ، براى شنوندگان بخصوص آنان که عادت به بعضى از گناهان دارند و مایل به توبه هستند مفید باشد .

هدایتگر هرگز نباید از هدایت شدن مستحقان هدایت دلسرد و نا امید باشد ، هدایتگران باید همانند انبیا و اولیا نسبت به گمراهان و گنهکاران پدرى کنند ، و آنان را همچون فرزندان خود مورد لطف و محبت قرار دهند ، و زیر بال رحمت و مهر خود بگیرند ، و در فضایى پر از صفا و صمیمیت ، و عشق و کرامت ، مسایل الهى و حلال و حرام خدایى ، و واقعیات انسانى و اخلاقى را براى آنان توضیح داده ، و بر این برنامه استقامت و پایدارى و صبر و حوصله به خرج دهند .امام عارفان ، مولاى عاشقان ، امیر مومنان (علیه السلام) به تمام هادیان راه ، و دلسوزان نسبت به مردم ، و طبیبان روحى پیام داده اند ، که از علاج بیمار گناه نا امید مباشید .مهرورزى به مردم ، و رحمت و لطف داشتن به اهل گناه و تحمل رنج و زحمت براى توبه دادن آنان ، عالى ترین عامل جذب رحمت الهى در دنیا و آخرت است .مردى به رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) عرضه داشت :

 اُحِبُّ اَنْ یَرْحَمَنِى رَبّى ، قالَ : ارْحَمْ نَفْسَکَ ، وَارْحَمْ خَلْقَ اللهِ یَرْحَمْکَ اللهُ(1) .دوست دارم خدا به من رحم کند ، فرمودند : به خودت و به تمام مخلوقات خدا رحم کن ، خداوند تو را مشمول رحمتش مى نماید.از جمله ى خلق خدا افراد گنهکارند که به عللى گرفتار گناه شده اند ، نباید گنهکار را طرد کرد و با او با تلخى روبرو شد ، باید او را به عنوان یک بیمار مورد توجه قرار داد ، بیمارى که فطرتاً طلب یارى مى کند و براى نجات خویش استغاثه مى نماید . او به حقیقت قابل ترحم است ، وى را دعوت کنید ، اگر نیامد شما دنبال او بروید ، با نرمى با او سخن بگویید ، آثار خطرناک گناه را در دنیا و آخرت برایش بیان نمایید ، عنایات و الطاف خدا را که در همه ى عمر شامل او بوده یادآورى کنید و امید داشته باشید که خداوند به وسیله ى شما به او توفیق بازگشت و توبه و انابه مى دهد ، که تحمل شما براى هدایت او ، و هدایت شدن او به دست شما براى شما از هر عملى ثوابش بیشتر و بالاتر است .على (علیه السلام) مى گوید : پیامبر مرا براى تبلیغ دین به یمن فرستاد ، به من فرمودند : با احدى جنگ مکن مگر پس از اینکه او را به اسلام دعوت کنى ، سپس فرمودند :وَایْمُ اللهِ لاََنْ یَهْدِىَ اللهُ عَلى یَدَیْکَ رَجُلا خَیْرٌ لَکَ مِمّا طَلَعَتْ عَلَیْهِ الشَّمْسُ وَغَرَبَتْ(2) .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ کنز العمال : 4154 .

2 ـ کافى : 5 / 28 ، باب وصیه رسول الله ( ص ) و امیرالمومنین ( ع ) فى السرایا ، حدیث 4 ; بحار الانوار : 21 / 361 ، باب 34 ، حدیث 3 .

قسم به ذات الله ، این که خداوند مردى را به دست تو هدایت کند براى تو از آنچه که آفتاب بر آن مى تابد و غروب مى کند بهتر است.خداوندا ! ما را که سرمایه اى جز اشک چشم و اسلحه اى جز دعا و مایه اى غیر امید به تو نداریم به توبه و انابه ى حقیقى موفق کن ، و وجود ما را به صلاح و سداد و تقوا و عبادت و بندگى آراسته فرما ، و در بقیه ى عمر از آلوده شدن به هر گناه ظاهرى و باطنى حفظ کن ، و حیات و ممات ما را حیات و ممات محمد و آل محمد قرار بده .پایان این دفتر در لحظات پایانى بعد از ظهر روز پنجشنبه مطابق با سوم اردیبهشت سال 1377 صورت پذیرفت .

 

99
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

قدردانی استادانصاریان از خادمین سیدالشهدا علیه السلام
سخنراني مهم استاد انصاريان در روز شهادت حضرت ...
شكر عبد ، كرم حق
ایمان، نخستین ویژگی اولیاءالله
مسجدی در اسپانیا به علت كثرت جمعیت در نمازهای جماعت ...
تخریب سازمان یافته قبور شیعیان قطر
نیایشی برای وداع با ماه رمضان‏
مراسم احیاء شب های قدر استاد حسین انصاریان اعلام شد
دعای اول
همایش نقش مرجعیت شیعه در هدایت نسل جوان

بیشترین بازدید این مجموعه

فاطمه زهراء (علیها السلام)
طاعت خدا تهران (حسنیه علوی) دهه اول محرم 1385
ویژه نامه های سایت دارالعرفان
عبداللّه بن عمیر
تواضع محمد بن مسلم
نوع لباس
شهوت شكم يا تنور جهنم
حيات دين با تأليف كتاب‏
مقام وحدت در كلام طبسى‏
دعاى دسته‏ جمعى‏

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا