فارسی
پنجشنبه 08 خرداد 1399 - الخميس 5 شوال 1441
  345
  0
  0

کبر

خود بزرگ بینى از اوصاف شیطان ، و باعث ایستادن در برابر خواسته هاى حق ، و حقوق مردم و خوار شمردن دیگران است .کبر در برابر حق ، شیطان را از سجده بر آدم بازداشت و او را به لعنت ابد ، و خروج از حریم فرشتگان ، و استحقاق عذاب دائم قیامت دچار کرد .متکبر چه کبرش نسبت به خداوند و انبیا و قرآن و امامان باشد ، و چه کبرش در برابر مردم که شاید همه ى آنها از او برتر باشند ظهور کند ، عمله ى شیطان و همرنگ ابلیس و ملعون و مطرود از رحمت حق است .همانطور که ابلیس به فرموده ى قرآن(1) از مقام و مرتبه ى بلندش به خاطر کبرش در برابر حق سقوط کرد ، انسان متکبر هم از مرتبه ى انسانیت و مقام آدمیت سقوط مى کند .قرآن مجید گرفتاران به کبر ، و دارندگان روحیه ى استکبارى را مستحق عذاب دردناک قیامت مى دادند : . . . وَاَمَّا الَّذِینَ اسْتَنکَفُوا وَاسْتَکْبَرُوا فَیُعَذِّبُهُمْ عَذَاباً اَلِیماً وَلاَ یَجِدُونَ لَهُم مِن دُونِ اللّهِ وَلِیّاً وَلاَ نَصِیراً (2).و اما آنان که از بندگى خدا امتناع کردند ، و آلوده به کبر و خودپسندى شدند ، و نسبت به عبادت حق تکبر ورزیدند ، خداوند آنان را به عذاب دردناک ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ اعراف ( 7 ) : 13 .2 ـ نساء ( 4 ) : 173 .معذب خواهد کرد ، جز خدا کسى را یار و یاور نخواهند یافت.قرآن مجید اهل استکبار را از حریم محبت خدا خارج دانسته ، و این طایفه را مبغوض و منفور حق معرفى مى کند :. . . اِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْتَکْبِرینَ (1).همانا خداوند اهل تکبر را دوست ندارد.در قیامت با عتاب شدیدى به متکبرین دستور داده مى شود وارد ابواب جهنم شوید . ادْخُلُوا اَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَکَبِّرِینَ (2).وارد ابواب دوزخ شوید که در آنجا همیشگى هستید ، جهنم براى اهل کبر جایگاه بدى است.رسول حق (صلى الله علیه وآله وسلم) فرمودند :اِجْتَنِبُوا الْکِبْرَ ، فَاِنَّ الْعَبْدَ لاَ یَزالُ یَتَکَبَّرُ حَتّى یَقُولَ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ : اکْتُبُوا عَبْدِى هذا فِى الْجَبّارِینَ(3) .از کبر اجتناب نمایید ، هر آینه عبد پیوسته تکبر مىورزد تا خداوند مى گوید : نام این بنده ى مرا در طایفه ى گردنکشان بنویسید.على (علیه السلام) فرمودند :اِیّاکَ وَالْکِبْرَ ، فَاِنَّهُ اَعْظَمُ الذُّنُوبِ ، وَاَلاَْمُ الْعُیوبِ ، وَهُوَ حِلْیَهُ اِبْلِیسَ(4) .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ نحل ( 16 ) : 23 .

2 ـ غافر ( 40 ) : 76 .

3 ـ کنز العمال : 7729 .

4 ـ غرر الحکم : 309 ، الکبر و ذمه ، حدیث 7124 ; تفسیر معین : 168 .

از کبرورزى بپرهیز ، که اعظم گناهان و پست ترین عیب هاست ، کبر زینت ابلیس است.و نیز فرمودند :عَجِبْتُ لاِبْنِ آدَمَ ، اَوَّلُهُ نُطْفَهٌ ، وَآخِرُهُ جِیفَهٌ ، وَهُوَ قائِمٌ بَیْنَهُما وِعاءً لِلْغائِطِ ، ثُمَّ یَتَکَبَّرُ(1) .از فرزند آدم در شگفتم ، ابتدایش نطفه و پایانش مردارى بدبو ، و بین ابتدا و پایانش ظرف نجاست است ، آنگاه تکبر مى ورزد !پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) به همه اعلام مى کند :اِیّاکّمْ وَالْکِبْرَ ، فَاِنَّ اِبْلِیسَ حَمَلَهُ الْکِبْرُ عَلَى تَرْکِ السُّجُود لاِدَمَ(2) .از کبر ورزیدن بپرهیزید ، همانا این صفت زشت ، ابلیس را بر آن داشت که بر خلاف دستور حق به آدم سجده نکند.مواردى که در صفحات گذشته نگاشته شد نشان دهنده ى تمام زشتى ها نیست ، بلکه نمونه اى از پلیدیهاست که گاهى وجود برخى از آنها در انسان موجب خوارى دنیا و عذاب آخرت است .قسمتى دیگر از زشتى هاى معنوى که آلوده بودن به آنها باطن انسان را از چهره ى زشت ترین حیوانات زشت تر مى کند و همان باطن خودش را در قیامت از چهره ى ظاهر انسان نشان مى دهد عبارت است از : تشبه به بیگانگان ، ماندن در جهل و نادانى ، فساد در نسل ، فساد در اقتصاد ، بدعتگذارى ، غرور ، عجز و تنبلى ، سرقت ، قتل نفس ، تقلید حرام ، بدگمانى به دیگران ، بدگمانى به حق ،

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ علل الشرایع : 1 / 275 ، باب 184 ، حدیث 2 ; وسائل الشیعه : 1 / 334 ، باب 18 ، حدیث 880 ; بحار الانوار : 70 / 234 ، باب 130 ، حدیث 33 .

2 ـ ارشاد القلوب : 1 / 129 ، الباب الاربعون فى ذم الحسد .

وسوسه ، پستى و لئامت ، فتنه گرى ، سخن چینى ، شرک ، آرزوى بى جا ، عجله ، قساوت قلب ، لجاجت ، جدال ، غنا ، اختلاف ، گروه گرایى ، قهر و جدایى ، تعصب بى جا ، طمع ، تجسس در عیوب مردم ، حرص ، زنا ، حسد ، حبس حقوق پدر و مادر و زن و فرزند و سایر مردم .اینجانب اگر مى خواست تمام این عناوین را با کمک آیات قرآن و روایات توضیح دهد بیش از چند جلد کتاب مى شد ، براى یافتن تفسیر این واژه ها لازم است به تفاسیر قرآن و کتابهاى مفصل روایتى و اخلاقى مراجعه کنید .این فصل را با توجه به مرورى به کل مسایل گذشته به پایان مى برم .در قسمتى از این نوشتار به سرفصل هاى نعمت هاى مادى و معنوى که خداوند به انسان ارزانى داشته ، و انسان براى نیرو گرفتن از آن نعمت ها جهت عبادت و بندگى باید استفاده کند اشاره شد ، در بخشى از آن به این معنا توجه داده شد که گناه و معصیت ، معلول بى جا خرج کردن نعمت و به انحراف کشیدن امور مادى و معنوى است .در جهت دیگر به این حقیقت هشدار داده شد که توبه و انابه و رجوع و بازگشت ، عبارت از بازگرداندن نعمت ها به همان مسیرى است که خداوند براى نعمت ها مقرر فرموده و به عبارت دیگر این واقعیت بیان شد که توبه در جهتى عبارت از حال پشیمانى و در جهتى دیگر عبارت از جبران گذشته ، و در مرحله اى دیگر عبارت از توجه به آینده و قرار گرفتن در راه صلاح و سداد است .در بخشى هم به این معنا تذکر داده شد که انسان هرچه آلوده به گناه باشد ، مانند یک بیمار است ، و تمام درهاى علاج و شفا از جانب خداوند مهربان به روى این بیمار باز است ، هرگز نباید دچار نا امیدى شود بلکه باید بداند و باور داشته باشد که حضرت حق توبه پذیر است ، و قدرت و رحمت و لطف بى نهایتش به آسانى شامل حال گنهکار تائب مى شود ، تمام گناهانش را مى بخشد و او را مشمول رحمت خود قرار مى دهد ، و گنهکار هم باید حقوق مالى مردم را باز گرداند ، و حقوق واجب مالى خود را که در قرآن مطرح است بپردازد ، و واجبات قضا شده را جبران کند ، و عزمش بر ترک گناه در آینده قطعى و حتمى باشد .در بخش مهمى از این مکتوب به آیات و روایات توبه اشاره شد ، و در قسمتى مفصل داستان پرقیمت توبه کنندگان ، بخصوص داستانهایى که کمتر به گوش کسى رسیده به رشته ى تحریر درآمد ، و در پایان دفتر هم راه اصلاح توبه کننده با کمک آیات و روایات در چهل عنوان نشان داده شد .من فکر مى کنم اگر افرادى که آلوده به گناه هستند براى یک بار زحمت مطالعه ى این نوشتار را به خود بدهند یا گویندگان بزرگوار مذهبى و خطیبان نماز جمعه ، خلاصه و فشرده ى مطالب این اوراق را براى افراد شرکت کننده در مجالس و نماز جمعه بیان کنند ، براى شنوندگان بخصوص آنان که عادت به بعضى از گناهان دارند و مایل به توبه هستند مفید باشد .

هدایتگر هرگز نباید از هدایت شدن مستحقان هدایت دلسرد و نا امید باشد ، هدایتگران باید همانند انبیا و اولیا نسبت به گمراهان و گنهکاران پدرى کنند ، و آنان را همچون فرزندان خود مورد لطف و محبت قرار دهند ، و زیر بال رحمت و مهر خود بگیرند ، و در فضایى پر از صفا و صمیمیت ، و عشق و کرامت ، مسایل الهى و حلال و حرام خدایى ، و واقعیات انسانى و اخلاقى را براى آنان توضیح داده ، و بر این برنامه استقامت و پایدارى و صبر و حوصله به خرج دهند .امام عارفان ، مولاى عاشقان ، امیر مومنان (علیه السلام) به تمام هادیان راه ، و دلسوزان نسبت به مردم ، و طبیبان روحى پیام داده اند ، که از علاج بیمار گناه نا امید مباشید .مهرورزى به مردم ، و رحمت و لطف داشتن به اهل گناه و تحمل رنج و زحمت براى توبه دادن آنان ، عالى ترین عامل جذب رحمت الهى در دنیا و آخرت است .مردى به رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) عرضه داشت :

 اُحِبُّ اَنْ یَرْحَمَنِى رَبّى ، قالَ : ارْحَمْ نَفْسَکَ ، وَارْحَمْ خَلْقَ اللهِ یَرْحَمْکَ اللهُ(1) .دوست دارم خدا به من رحم کند ، فرمودند : به خودت و به تمام مخلوقات خدا رحم کن ، خداوند تو را مشمول رحمتش مى نماید.از جمله ى خلق خدا افراد گنهکارند که به عللى گرفتار گناه شده اند ، نباید گنهکار را طرد کرد و با او با تلخى روبرو شد ، باید او را به عنوان یک بیمار مورد توجه قرار داد ، بیمارى که فطرتاً طلب یارى مى کند و براى نجات خویش استغاثه مى نماید . او به حقیقت قابل ترحم است ، وى را دعوت کنید ، اگر نیامد شما دنبال او بروید ، با نرمى با او سخن بگویید ، آثار خطرناک گناه را در دنیا و آخرت برایش بیان نمایید ، عنایات و الطاف خدا را که در همه ى عمر شامل او بوده یادآورى کنید و امید داشته باشید که خداوند به وسیله ى شما به او توفیق بازگشت و توبه و انابه مى دهد ، که تحمل شما براى هدایت او ، و هدایت شدن او به دست شما براى شما از هر عملى ثوابش بیشتر و بالاتر است .على (علیه السلام) مى گوید : پیامبر مرا براى تبلیغ دین به یمن فرستاد ، به من فرمودند : با احدى جنگ مکن مگر پس از اینکه او را به اسلام دعوت کنى ، سپس فرمودند :وَایْمُ اللهِ لاََنْ یَهْدِىَ اللهُ عَلى یَدَیْکَ رَجُلا خَیْرٌ لَکَ مِمّا طَلَعَتْ عَلَیْهِ الشَّمْسُ وَغَرَبَتْ(2) .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ کنز العمال : 4154 .

2 ـ کافى : 5 / 28 ، باب وصیه رسول الله ( ص ) و امیرالمومنین ( ع ) فى السرایا ، حدیث 4 ; بحار الانوار : 21 / 361 ، باب 34 ، حدیث 3 .

قسم به ذات الله ، این که خداوند مردى را به دست تو هدایت کند براى تو از آنچه که آفتاب بر آن مى تابد و غروب مى کند بهتر است.خداوندا ! ما را که سرمایه اى جز اشک چشم و اسلحه اى جز دعا و مایه اى غیر امید به تو نداریم به توبه و انابه ى حقیقى موفق کن ، و وجود ما را به صلاح و سداد و تقوا و عبادت و بندگى آراسته فرما ، و در بقیه ى عمر از آلوده شدن به هر گناه ظاهرى و باطنى حفظ کن ، و حیات و ممات ما را حیات و ممات محمد و آل محمد قرار بده .پایان این دفتر در لحظات پایانى بعد از ظهر روز پنجشنبه مطابق با سوم اردیبهشت سال 1377 صورت پذیرفت .

 

  345
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز