فارسی
يكشنبه 29 فروردين 1400 - الاحد 5 رمضان 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
5569
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

حكايتى عجيب از دنيا

  روزى حضرت داود عليه السلام از منزل خود بيرون رفت و زبور مى خواند و چنان بود كه هرگاه آن حضرت زبور مى خواند از حسن صوت او جميع وحوش و طيور و جبال وصخور حاضر مى شدند و گوش مى كردند و هم چنان مى رفت تا به دامنه كوهى رسيد كه به بالاى آن كوه پيغمبرى بود حزقيل نام و در آن جا به عبادت مشغول بود . چون آن پيغمبر صداى مرغان و وحوش و حركت كوه ها و سنگ ها ديد و شنيد ، دانست كه داود است كه زبور مى خواند . حضرت داود به او گفت : اى حزقيل ! اجازه مى دهى كه بيايم پيش تو ؟ عابد گفت :
نه ، حضرت داود به گريه افتاد ، از جانب حضرت بارى به او وحى رسيد : داود را اجازه ده ، پس حزقيل دست داود را گرفت و پيش خود كشيد . حضرت داود از او پرسيد : هرگز قصد خطيئه و گناهى كرده اى ؟ گفت : نه ، گفت : هرگز عجب كرده اى ؟ گفت : نه ، گفت : هرگز تو را ميل به دنيا و لذات دنيا به هم مى رسد ؟
گفت : به هم مى رسد ، گفت : چه مى كنى كه اين را از خود سلب مى كنى و اين خواهش را از خود سرد مى نمايى ؟ گفت : هرگاه مرا اين خواهش مى شود ، داخل اين غار مى شوم كه مى بينى و به آنچه در آنجاست نظر مى كنم ، اين ميل از من برطرف مى شود .
حضرت داود به رفاقت او داخل آن غار شد ، ديد كه يك تختى در آنجا گذاشته است و در روى آن تخت ، كلّه آدمى و پاره اى استخوان هاى نرم شده گذاشته و در پهلوى او لوحى ديد از فولاد و در آنجا نقش است كه من فلان پادشاهم كه هزار سال پادشاهى كردم و هزار شهر بنا كردم و چندين بواكر ازاله بكارت كردم و آخر عمر من اين است كه مى بينى كه خاك فراش من است و سنگ بالش من و كرمان و مارها همسايه منند ، پس هر كه زيارت من مى كند ، بايد فريفته دنيا نشود ، گول او نخورد ! !


منبع : برگرفته از کتاب حکایت عبرت آموز استاد حسین انصاریان
5569
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

حكايت گرگان و كرمان‏
توبه جوانی که خیاط زنانه بود
حكايتى از ذو القرنين‏
چگونه خانه خود را تبديل به خانه آخرت كنيم؟
آسيه و معبود واقعى‏
داستان شگفت انگيز مرگ هارون
هدیه رضاخان به یک عالم!
داستانى شگفت از مبارزه با نفس‏
اگر این مرد را پیدا کنم، به او پیشنهاد ازدواج می‌دهم!
درخواست از امام حسین(ع) که مبادا از گناه شمر بگذرد

بیشترین بازدید این مجموعه

اثر روضه قمر بنی هاشم بر جوان عرق خور
هر كس اين عمل را بجا آورد
داستان تجارت دوست امام صادق‏
حكايت گرگان و كرمان‏
رفتار آموزنده ابوسعيد ابوالخير با شاگردان
حكايت توبه از شكر نابجا
داستان عجيب سلمان و ابوذر
داستان شگفت‏انگيز حاتم اصم‏
زندگانى مراقبان‏
عالم یهودی و اعتراف به درستی راه علی(ع)

 
نظرات کاربر

گزارش خطا