فارسی
پنجشنبه 07 اسفند 1399 - الخميس 13 رجب 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
128
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

صبر(3)

خداوند درقرآن نزديك به صد و سه مرتبه درموارد گوناگون صبر را به عنوان محور لازم در زندگى انسان مطرح كرده است. در لغت كلمه صبر به معناى خود نگاه داشتن يا كفّ نفس است. خود نگاه داشتن در حريم پروردگار اين است كه انسان دچار زيان و ضرردردنيا وآخرت نشود. باقى ماندن در حريم الهى بايد آزادانه و به اختيار خود انسان باشد. در اين صورت است كه انسان از زيان ها در امان مى ماند ؛ زيرا هجوم زيان ها در فضاى بيرون از حريم حق صورت مى گيرد. انسان در حريم حق در سايه قدرت، لطف، محبت ورحمت خدا است، پس دچار زيان و ضرر نمى شود ، چون هيچ خطرى توان ورود به حريم حق را ندارد. اين حريم تا ابد محفوظ ازهرخطر وخسارتى است. از آنجا كه صبر به معناى حفظ خود در حريم حق است ، روايات هم از روزه ماه مبارك رمضان تعبير به صبر كرده اند. چون حالات روزه، درحقيقت خوددارى از بسيارى از حلال هاى خداست.
خوددارى از حلال ها از ارزش بسيار بالايى برخورداراست ؛ زيرا طبيعت بدن دوست دارد كه بخورد، بياشامد و راه شهوات حلال بر او باز باشد ولى پروردگار عالم از بندگان مؤمن خويش خواسته است كه در ماه مبارك رمضان از اين حلال ها خوددارى كنند. اين خوددارى، صبر است. همچنين از بندگان خود خواسته است كه در كنار خوددارى از اين حلال ها از حرام ها نيز خوددارى كنند. چون در ماه مبارك رمضان ، از جانب پروردگار، توان انسان براى خوددارى ازحرام ها زياد مى شود و اين صبر، بسيار مهمّ است. به همين خاطر پروردگارمى فرمايد: وَ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَوةِ (1) روايات، صبر را در اين آيه به معناى روزه گرفته اند ؛ زيرا روزه يكى از بهترين كلاس هاى پروردگار مهربان است كه انسان به اختيار خود صبر را تمرين مى كند كه شايد تا پايان ماه مبارك رمضان، دربرابر بسيارى از حلال ها وحرام ها، به تقواي مورد نظر پروردگاروكليد گشايش همه مشكلات برسد.(2)
خوددارى وتقوا به صورت هاى مختلف بيان شده است دراين زمينه آيه : يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (3) درپايان آن مسأله فلاح مطرح است، كه اگر كسى به آن نزديك شود،درحقيقت خود را به انبيا، ائمه طاهرين عليهم السلام و اولياى الهى رسانده است.چه بسا انسان به يكى از اولياى الهى تبديل شود. فلاح یعنی انسان همه موانع رسيدن به مقصود اعلى را برطرف كند و جاده را از سدّها و بنده پاك كند كه مرحله اى از آن به وسيله روزه امكان دارد و در اين صورت به مقام فلاح خواهد رسيد.
 از اين آيه با كمك روايات اين گونه استفاده مى شود كه صبر داراى سه مرحله است :
 نخست : صبر در مقابل تلخى ها و ناگوارى ها كه اميرالمؤمنين عليه السلام در دعاى كميل مى فرمايد :
 قَليلٌ مَكْثُه وَ يَسيرٌ بَقائُه (4) مدت تلخى ها و ناگوارى ها براى انسان كوتاه وقابل تحمل است وانسان اين مدت كوتاه را خيلى زود از دست مى دهد وخوبى آن به همين است. مثلاً درماه مبارك رمضان، مدت تلخ گرسنگى ، تشنگى، خوددارى از شهوات حلال بسيار كم است. انسان سى روز دربرابر تلخى ها صبر كند ؛ يعنى خود را در حريم خدا حفظ نمايد. انسان نبايد براى فرار ازگرسنگى، تشنگى، شهوت و ديگر لذت ها مرتكب عمل حرام شود و صبر خود را بشكند. يك ماه صبر كند كه به دنبال اين صبر دربرابر تلخى ها ، شيرينی رضايت و رحمت خدا و ساخته شدن سپر در مقابل عذاب جهنم را كسب كرده باشد كه فرمود: الصوم جُنّة (5) روزه سپراست ؛ يعنى محال است كه روزه داران مؤمن به عذاب قيامت مبتلا شوند ، چون پوششى دارند كه عذاب قيامت، قدرت ورود به آن  را ندارد. پس دوزخ با همه توانى كه دارد، نمى تواند اين سپر را بشكند. صبر موجب مى شود كه انسان از غضب خدا و عذاب دوزخ در امان باشد و اگردراين حريم بماند درامان خواهد ماند.(6)
بدبينى عامل اصلى آن خيالات انسان و سخنان دروغ ديگران است كه عليه ديگرى مى گويند تا او بدبين شود. خداوند مى فرمايد : به همه حرف ديگران گوش ندهيد ، چون اگر همه جا به گوش باشيد ، دچار بيمارى سَمَّعُونَ لِلْكَذِبِ(7) دروغ شنوایی خواهيد شد و هردروغى را باورمى كنيد و نسبت به اطرافيان ، همسايگان و علما بدبين مى شويد. اين بدبينى فيوضاتى كه از طريق خدا به شما مى رسد، از بين مى برد.گوش دادن به حرف مردم بدون تحقيق و حقيقت یابی موجب بدبينى است كه حرام است. خداوند مى فرمايد : اگر ديگران مطالبى براى شما نقل كردند، قبول نكنيد ، چون نبايد بدبين شويد، بلكه بايد تحقيق كند.علاوه براين، اگرچه مطلب صحيح باشد بايد گذشت داشت، چون انسان هميشه درمعرض اشتباه است. به خود بگويد: او نيز مانند بقيه مردم دچاراشتباه شده و شايد توبه واستغفار كرده و خدا خواسته است كه آبروى او را حفظ كند، پس ما نيز بخشش داشته باشيم.
انسان نسبت به همه بايد حسن ظنّ داشته باشد و همه را خوب و پاك بداند، مگر اين كه گناهى از آنها ثابت شود، كه بعد از ثابت شدن گناه نيز دردرون خود بگويد اين شخص خطاكار اهل نماز و روزه است ، حتماً توبه كرده يا مى كند و خدا او را مى بخشد. پس چرا من بخشش نداشته باشم.
انوشيروان به بوذرجمهر كه مردى عالم و بزرگوار بود، بدبين شد. به مأمورين خود دستور داد تا بوذرجمهر را دستگير كنند، لباس پشمينه آزاردهنده اى به او بپوشانند ودراتاق تنگ و تاريكى زندانى كنند. به دست و پايش زنجير ببندند و درشبانه روز، مقدارى نان و نمك وكوزه اى آب به او بدهند. همچنين اجازه نداد با كسى ملاقات كند. به زندانبان ها گفت : هرعكس العملى نشان داد ، به من گزارش دهيد. او را بى تقصير زندانى كردند. . كسى كه شخص بى گناه را زندانى كند ، مرتكب گناه بزرگى مى شود. كسى كه گزارش غلط در حق شخص بى گناه مى دهد ، او نيز گناه بزرگى مرتكب مى شود.
 پيغمبر صلى الله عليه وآله مى فرمايد : گزارش دهنده دروغ گو، دستگير كننده شخص بى گناه و كسى كه شخص بى گناهى را زندانى مى كند هر سه ملعون هستند ؛ يعنى خداوند رحمتش را از آنها قطع مى كند.(8)
مدتى گذشت، انوشيروان هر چه منتظر ماند، هيچ گونه عكس العملى ازبوذرجمهر گزارش نشد. به مأمورين زندان گفت : حرفى نمى زند ؟ گفتند : نه. معروف است كه چند ماه در غل و زنجير ، با قرص نان و نمك سپرى كرد و عكس العملى نشان نداد. انوشيروان چند نفر را مأمور كرد كه نزد بوذرجمهر بروند چرا تقاضاى عفو و تخفيف نمى كند؟ به او گزارش دهند. آنها به زندان آمدند و به بوذرجمهر گفتند: رنگ رخسار و شادابى چهره تو با گذشته فرقى نكرده و نشان مى دهد كه امنيت خاطر دارى ، آيا تقاضايى دارى ؟ در اين زندان تنگ و تاريك اذيت نمى شويد؟ بوذرجمهر گفت : مى دانيد كه من حكيم و طبيب هستم. براى خودم دراين زندان دوايى درست كرده ام كه اين دوا از چند جزء تركيب شده و هر روز از آن استفاده مى كنم ، لذا بسيار راحت هستم و امنيت خاطر دارم.گفتند : آيا تركيبات اين دارو را براى ما نيز مى گويى ؟ گفت : بله ، تركيبات دارويى كه من استفاده مى كنم ، از اين مواد تشكيل شده است:
اول: توكل. اعتماد و تكيه درونى من به پروردگارى است كه كريم است. در باطن خود ، با پروردگار مأنوس هستم. كسى كه با او انس بگيرد، اضطراب و نگرانى ندارد. وقتى كشتى پر باشد، از موج دريا در امان است ، اما وقتى خالى باشد ، امواج آن را واژگون مى كند. پيغمبر صلى الله عليه وآله مى فرمايد: اِنّى تارِكٌ فِيكُمْ الثَّقَلَيْنِ(9)
 من دو شى ء گران سنگ در ميان شما به امانت گذاشته ام: كتاب خدا و عترتم را هر كس با قرآن و اهل بيت عليهم السلام مأنوس باشد، بر كشتى پربارى سوار شده است كه هر طوفانى در عالم به وزد از آنها سالم رد مى شود،
 توكل بر پروردگار كارساز بوده ، كليد حل همه مشكلات است. در ماه مبارك رمضان با توكل كردن ، گرسنگى و تشنگى آسان مى شود. حضرت صلى الله عليه وآله مى فرمايند : خداوند بوى دهان روزه دار را دوست مى دارد و زمانى كه روزه دار لقمه ای افطار مى كند، خداوند گناهانش را مى بخشد. اين كليد حل مشكل است.(10)
دوم: رضايت به قضاى پروردگار. رضايت به قضاى پروردگار اینست که  قسمت ما اين  شد كه شصت سال آزاد بوديم، مدتى نيز درزندان عمر خود را سپرى كنيم. مدتى كه آزادانه زندگى مى كردم ، مسئوليت هاى عظيمى بر گردن ما بود، كه اگر كوچك ترين خطايى انجام مى دادم، اهل جهنم بودم. اينجا مكان خوبى است، چون مسئوليتى ندارم وبار مسئوليت بسيارسنگين است، پس به قضاى پروردگار راضى هستم.
نخست وزير هارون على بن يقطين كه مخفيانه شيعه شده بود و با وجود نخست وزيرى هارون ، تقيه مى كرد ، روزى به كنار حرم پيغمبر صلى الله عليه وآله آمد. امام موسى بن جعفر عليهما السلام او را به حرم راه نداد.
 امام عليه السلام تا سه روز از ورود او به حرم ممانعت مى كردند. اشك هاى اين نخست وزير سرازير شد و به حضرت پيغام داد : چرا مرا به حرم راه نمى دهيد ؟ حضرت فرمودند:  براى ابراهيم جمّال در بغداد مشكلى بوجود آمد واو به مسند حكومت آمد. خدا براى حل مشكلات مردم اين مسند را به تو داده است ، اما تو به او اجازه ورود ندادى ، ما نيز تو را راه نمى دهيم ؛ يعنى خدا تو را راه نمى دهد. بايد مانع را برطرف كنى ، تا توفيق زيارت پيامبر صلى الله عليه وآله نصيب تو شود.
گفت: آقا ! چه بايد بكنم ؟ امام عليه السلام فرمودند : به بغداد برو و رضايت ابراهيم جمّال را جلب كن ، اگر او راضى شود ، ما نيز تو را به حرم راه مى دهيم ، چون قلب ما به قلب همه شيعيان وصل است.
گفت : چگونه از مدينه به بغداد بروم ؟ حضرت فرمودند: در نيمه شب، كنار قبرستان بقيع ، شترى آماده است ، سوار مى شوى ، او تو را به بغداد مى برد. وقتى رضايت او را گرفتى ، همين امشب ، دوباره تو را به مدينه برمى گرداند. نيمه شب به اراده موسى بن جعفر عليهما السلام كه ارادة الله است، مركب بعد از چند ثانيه به در خانه ابراهيم جمّال رسيد. نخست وزيراز مركب پايين آمد، دررا زد ، ابراهيم دررا باز كرد ، گفت : من على بن يقطين ، نخست وزير هستم. به خاطر تو دارم بدبخت مى شوم. من به مكه و از آنجا به مدينه رفتم ، اما موسى بن جعفر عليهما السلام مرا راه نداد. من صورتم را روى خاك مى گذارم ، پاى خود را با كفش روى صورت من بگذار تا باد رياست از سرمن بيرون رود كه مرا بيچاره مى كند: يَأَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَآءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِىُّ الْحَمِيدُ (11)
ابراهيم گفت: على بن يقطين من از تو گذشتم و پاى خود را روى صورت تو نمى گذارم، چون تو انسان با شخصيت شيعه هستى.گفت : والله ! تا تو پا بر صورت من نگذارى، از دراين خانه نمى روم. نخست وزير، با اصرار او را وادار به اين كار كرد. با صورت و لباس خاك آلود سوار برشتر شد و در كنار قبرستان بقيع پياده شد ونيمه شب به در خانه موسى بن جعفر عليهما السلام آمد. امام عليه السلام در را باز كرد ، او را در آغوش گرفت و بوسيد ، فرمود : وظيفه خود را خوب انجام دادى.
سوم: شكرگزارى نعمت هاى پروردگار. داروى دیگرمن تشكر است. اين زندان از هر جهت جاى شكر دارد ؛ چون بيرون از زندان جاى خالى من را احساس مى كنند و قدر مرا مى فهمند و خودم نيز قدر آزادى را مى فهمم. وقتى به وضع خودم توجه كنم ، خدا را سپاس مى گويم.
چهارم:  صبر. بعد از هر تلخى ، شيرينى وجود دارد. اگردرحريم بلا، ناگوارى ، گرسنگى ، تشنگى ومنع از شهوات صبرنداشته باشم، هرگزبه شيرينى هاى بعدازتلخى نخواهم رسيد.
پنجم: استقامت.  داروى دیگر من، استقامت است. زندان بد است ، چون تنگ ، محدود، داراى كمبود و محروميت از ديدن خانواده است، ولى بدتر اين است كه آدم گرفتار بى دينى، فساد شود. من زندان را تحمل مى كنم ، چون نمى تواند به دين من آسيبى برساند.
 ششم:  اميد. اميد به گشايش و آزادى. به واسطه اين دارو ، در زندان هيچ گونه ناراحتى ندارم. مأمورين مطالب را به انوشيروان گزارش دادند. او فوراً دستور آزادى بوذرجمهر را صادر كرد.
پی نوشت :
1) بقره :45
2) الكافى: 4/63، باب ما جاء في فضل الصوم و الصائم.
3) آل عمران :200
4) اقبال الاعمال: 708
5) الكافى:2/ 18، باب دعائم الاسلام، حديث5
6) الكافى:1/ 148، باب النوادر
7) مائده :41
8) مستدرك الوسائل:9/99، باب125، حديث 10335
9) مستدرك الوسائل:3/ 355، باب1، حديث 2.
10) الكافى:4/ 64 حديث 13
11) فاطر: 15

 


منبع : روابط عمومی و امور بین الملل مرکز علمی تحقیقاتی دارالعرفان الشیعی
128
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

 پرتويى از اخلاق حضرت امام محمد تقی عليه السلام‏
حضرت علی اصغر (ع) طفل شیرخوار امام حسین علیه السلام
معناشناسي ليله الرغائب
امام هادی(ع) خورشید هدایت
روزه ی این 3 روز ماه رجب را از دست ندهید!
اسرار زیارت امام رضا (ع)
ام البنین(س)،مادر مهتاب
درخواست حضرت فاطمه زهرا (س)
افزایش رزق و روزی با نسخه‌ امام جواد (ع)
حجاب از نگاه استاد انصاریان

بیشترین بازدید این مجموعه

مقام حضرت زينب (س)
اراده و مشیت الهی
نظر امام رضا(ع) درباره ازدواج موقت متأهل‌ها
سبک زندگی امام علی(ع) در کلام استاد انصاریان
اسرار زیارت امام رضا (ع)
نفوذ، از نگاه امیرالمومنین(ع)
امام هادی(ع) خورشید هدایت
اهمیت ذکر صلوات در ماه شعبان
مردم داری در سیره پیشوایان معصوم(ع)
یاری در کارها را از خدا بخواهید

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز