فارسی
چهارشنبه 04 خرداد 1401 - الاربعاء 24 شوال 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
389
0
نفر 0

صبر (1)

  خداوند از باب محبتی كه به بندگانش دارد، خيرات و درجاتى را به طور كامل و جامع در دنيا و آخرت براى بندگانش قرار داده است كه براى رسيدن به آن ، فقط به واسطه راهى كه خود او ترسيم كرده ، ميسّر است. براى هيچ حركت كننده اى حجاب و سدّى از جانب پروردگار در مسير راه او قرار داده نمى شود و وقتى كه سالك اين راه را طى مى كند ، دربه دست آوردن خيرات و درجات ، از جانب خداوند بخلى ورزيده نمى شود. انسان با اين واقعيت آشنا مى شود كه خداوند متعال، بخشى از اين خيرات و درجات را درگرو صبر قرار داده است؛ يعنى راه رسيدن به خيرات ودرجات، صبر است.اگر كسى جاده صبررا به درستى طى كند، به آن خيرات و درجاتى كه در رابطه با صبر است خواهد رسيد و اين معنا را، تجربه تاريخ ، حيات پاكان و صابران عالم ثابت كرده است.
بحث صبردرقرآن وروايات بسيارمطرح شده است،حتى درروايات، باب ويژه اى براى صبر دارند، به معناى اين است كه انسان تحت هر شرايطى و موقعيتى خود را در حريم محبت و قوانين حق نگاه دارد وخود را تسليم فضاهاى بيرون از حريم حق نكند ، گرچه اين صبر براى او تلخ، سنگين و ناگوار باشد. اما بنابر وعده اى كه پروردگار عالم داده است صبر درهمه تلخى هاى دنيا درآخرت با درجات جبران مى كند.
درروايات براى صبرسه مرحله بيان كرده اند:
اول، صبر برگناهان است كه انسان خود را در حريم حق نگهدارد و به حريم شيطان قدم برندارد.
دوم، صبردرعبادت است كه تا آخرعمر پيوسته، در حريم واجبات الهى قرار بگيرد ، كه اگر از اين حريم بيرون برود ، وارد حريم گناه خواهد شد.
سوم، صبردربرابر ناگوارى ها و تلخى هاست. از جمله گرسنگى ، تشنگى و خوددارى از شهواتى كه خدا بر انسان حلال كرده است وبه همين خاطر، ازروزه ماه مبارك رمضان به صبرتعبير شده است.(1)
يعنى يك ماه طول مى كشد تا شما اين جاده را طى كنيد، اما بعد از طى كردن جاده صبر و خويشتن دارى به خيرات ودرجاتى كه در ارتباط با صبرخاص ؛ يعنى روزه ماه مبارك خواهيد رسيد، كه بخشى از آن خير آن مادى است.
 اگر روزه داران در ماه مبارك رمضان ، براى افطار كردن و سدّ جوع ، نه براى سير شدن و در سحر ماه رمضان ، نه به اندازه سير شدن بخورند ، چون كه خداوند متعال ، شكم پر را دوست ندارد؛ اما شكمى كه صاحبش آن را پر نمى كند و به معده فشار مضاعفى وارد نمى كند ، چنين شكمى نزد پروردگار محبوب است.
اگر روزه دارتا پايان ماه مبارك رمضان ، غذا خوردن خودرا تنظيم كند، بسيارى از اختلالات خونى وعصبى او برطرف خواهد شد. رسول خدا صلى الله عليه وآله مى فرمايد: صوموا تصحّوا (2) روزه بگيريد تا از بيمارى ها در امان باشيد و صحت بدنى از بركات اين صبر خاص است.
خداوند متعال و پيغمبر صلى الله عليه وآله و ائمه طاهرين به خيرات و درجاتى كه از طريق صبر نصيب انسان مى شود اشاره فرموده اند. انسان وقتى درآيات و روايات صبر دقت مى كند ، مى یابد كه در ارزش هاى اخلاقى ، چيزى به اندازه صبر داراى ارزش نيست. وَ جَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُواْ وَ كَانُواْ بَِايَتِنَا يُوقِنُونَ «(3)
 ما به بعضى از انسانها مقام پيشوايى داديم كه براى جامعه بشرى سرمشق باشند و انسان ها با اقتدا به آنها ، به كمالات برسند. چگونه اينان به درجه پيشوايى وامامت رسيدند ؟ قرآن مجيد مى فرمايد : آنها به خاطر صبر و يقين به آيات خدا به چنين درجه اى رسيده اند و عجيب است كه خداوند ، يقين به آيات را بعد از صبر مطرح مى كند؛ يعنى صبر، زمينه ساز يقين به آيات خدا است. بنده وقتى به خاطر پروردگاردربرابرگناهان مى ايستد و دركنار عبادات صبر مى كند و ترك عبادت نمى كند، پروردگار او را كمك مى كند كه به آيات خدا باور کامل پيدا كند. ممكن است بعضى از مواقع ترديد و شك داشته باشد، ولى اين صبر او را به نقطه اى مى رساند كه در باطن خود، نسبت به قرآن و مطالب آن احساس يقين كند.كسانى داراى يقين هستند که در روايات فرموده اند: اگر زنده زنده بدن آنها را قطعه قطعه كنند ، دست از باورهاى خود برنمى ندارند ؛ زيرا معناى حقيقى دين را فهميده اند. (4)
اين افراد به مرتبه اى رسيده اند كه نشان دهنده راه من به بندگان شده اند ؛ زيرا صبر و يقين به آيات را سرلوحه خود قرار داده اند. كسى كه در برابر اين سه واقعيت مهم، استقامت و صبر داشته باشد ، با اعتماد به خدا ، هادى و پيشوا مى شود و در روز قيامت، حجت را بر تمام انسانهاى بى دين تمام مى كند و به اذن پروردگار، آنها را به عذاب دوزخ محكوم مى كند. خداوند مى فرمايد : چنين راهنما و پيشوايى را براى شما فرستادم كه شما مى توانستيد با اقتداى به او، در راه من قرار بگيريد، ولى آن فرصت بسيار مهم را ازدست داده ايد و اين بدن جز سوختن، شايستگى ديگرى ندارد. پس بهترين عامل رسيدن به مقام هدايت و پيشوايى و زمينه ساز يقين ، صبر است.
 در روایت است : وقتى ميت را درقبر مى گذارند و روح انسان وارد عالم برزخ مى شود ، اولين برنامه اى كه در ابتداى ورود به عالم برزخ انجام مى شود اين است كه دو فرشته الهى براى سؤال و جواب بر روح انسان وارد مى شوند.(5)
می پرسند آیا خداوند بر كارهاى خوب و بد انسان علم ندارد كه دوفرشته را براى سؤال و جواب مأمور مى كند ؟ اين سؤالات براى رفع جهل نمى باشد ، بلكه براى اتمام حجت بر مسافر وارد شده در عالم برزخ است ، يا مى خواهد او را با پاسخ هايى كه مى دهد ، به اوج شرف و كرامت برساند كه حضرت مى فرمايد : بعد از پاسخ دادن ، مأموران خدا عالى ترين بستر راحت را به او هديه مى كنند و به او مى گويند : استراحت كن ، تا در روز قيامت تو را صدا كنيم. هنگامى كه او را صدا مى كنند، روز برپا شدن قيامت است، بسيار خوشحال و شادمان مى شود كه به نقطه وصال كامل نايل شده است.
طبق آيات قرآن ، انسان از كسى كه در كنار او ايستاده است سؤال مى كند : چه مدت در عالم برزخ بوديم؟ او مى گويد : يك يا دو روز. برزخ را براى صابران قرار داده اند كه اين برزخ در آنها هيچ گونه اثر نامطلوبى ندارد ؛ يعنى انسان در آنجا احساس فراق نمى كند، چون استراحتى كه به او مى دهند ، استراحت مطلق فكرى ، عصبى و باطنى است.
از انسان سؤال مى كنند : مَنْ رَبُّكَ و مَنْ نَبيُّكَ وَ مَنْ اِمامُكَ وَ ما قِبْلَتُكَ؟(6)
حضرت مى فرمايد: قبل ازاين كه دربرزخ سؤالات شروع شود، نماز، روزه، زكات ، حج ، صدقه و خيرات او دريك طرف وصبر در جانب ديگر او قرار مى گيرد. صبر در برابر گناه ، طاعت و ناگوارى ، هر سه در روزه قرار دارد و به همين خاطر است كه در قرآن و روايات، پروردگار نمى فرمايد : الصلوة لى، الحج لى اما ارزش و منزلت روزه از همه عبادات بالاتراست، زيرا خداوند روزه را به ما واگذار نكرده است كه بگويد : الصوم لكم  بلكه مى فرمايد : الصوم لى و انا أجزى به (7) روزه مخصوص من گنجى است كه از باب محبت دراختيار شما مى گذارم ودر روز قيامت، خودم به آن پاداش مى دهم. پاداش روزه در ارتباط با حضرت حق است، چون اگر تمام غيب و شهود جمع شوند، نمى توانند پاداش يك روز ماه رمضان را به شما بدهند. يكى از زيباترين آيات قرآن را براى شما مطرح كنم. پروردگار مى فرمايد : مَا عِندَكُمْ يَنفَدُوَ مَا عِندَ اللَّهِ بَاقٍ (8)  لباس ، مال ، ثروت ، زمين ، عمر ، مقام ، رياست ، وكالت و وزارت و هر چه در ارتباط با شما است از دست رفتنى است ، اما آنچه در ارتباط با من است، مانند : احسان، رحمت، مغفرت ، رضوان و بهشت ، ابدى است وهرگز از دست رفتنى نيست. بعد مى فرمايد: وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ (9)
 پاداش كسانى كه صبر كرده اند و براى رسيدن به هدف خود كوشش كرده اند را بر پايه بهترين عملى كه انجام داده اند ، به آنها مى دهيم ؛ زيرا صبر، جاده است.
 اما ما عندالله چيست ؟ رحمت ، لطف ، رضوان ، بهشت، درجات و خيرات بى نهايت است. براى رسيدن به ما عندالله  اين جاده را بايد طى كرد. دربرابر گناهان خود را حفظ نماييم، ازحريم حرمت هاى خدا بيرون نرويم وحرام را حلال نكنيم و دربرابر سختى ها ، بلاها، مصايب وگرفتارى ها صبور باشيم و با ديدن مصايب ، زبان به كفرگويى نگشاييم. انسان هاى صابر نزد من پاداش دارند. صبراين افراد بسیاربا ارزش است ، ولى پاداشى كه من در قيامت به آنها خواهم داد، يقيناً و قطعاً از صبرى كه آنها انجام داده اند بهتر است.
خداوند متعال سه مسأله را در آن مطرح مى كند كه حوصله ، بردبارى ، استقامت و صبر براى به دست آوردن آنها لازم است :أُوْلئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُم مَّرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُواْ وَ يَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَ مِمَّا رَزَقْنَهُمْ يُنفِقُونَ (10) اينان بندگانى هستند كه دو پاداش به آنها عنايت مى شود.
پاداش اول بهشت است. رضوان ، امنيت خاطر ، آرامش ابدى در بهشت است.
پاداش دوم به خاطر اين كه اهل صبر بودند، از حريم الهى بيرون نرفتند و در مقابل بدى هايى كه ديگران به آنها روا داشتند، با خوبى هاى خود برطرف كردند.
مرحوم آيت الله سيد ابراهيم قزوينى از بزرگترين عالمان شيعه در نجف متولد شد. زمانى كه تعداد شاگردان درس هاى مهم نجف به صد نمى رسيد، بيشترين علماى بزرگ شاگرد او بودند. ايشان اميرالمؤمنين عليه السلام را در خواب مى بيند كه به او مى فرمايد : بايد مقيم كربلا شويد. وظيفه شما اين است كه به كربلا برويد. از خواب بيدار مى شود. مى گويد : من عالم هستم و خواب در اسلام حجت نيست ، دليلى ندارد كه به خواب خود عمل نمايم. مى گويد : شب دوم امام عليه السلام را در خواب مى بيند كه مى فرمايد : من به تو امر مى كنم كه به كربلا بروى. سيد دوباره بيدار مى شود و باز مى گويد خواب كه حجت نيست. براى بار سوم امام را در خواب مى بيند ، چهره حضرت نگران بود. مى فرمايد: سيد ابراهيم! به تو امر كردم كه از اين شهر بيرون برو و مقيم كربلا شو.ايشان به كربلا مى آيد و منشأ آثار عجيبى مى شود. در كربلا اشرار ، اهل دنيا و مفسد ، عالم بى تقوايى را در برابر ايشان علم مى كنند و به افراد شيّاد و بى سواد پول مى دهند كه در درس او شركت كنند. با اين عمل مى خواستند حوزه با عظمت سيد ابراهيم را از بين ببرند تا ايشان از كربلا بيرون برود ؛ زيراماندن ايشان در كربلا باعث تقويت دين و توبه بدكاران مى شد و دست اشرار از قدرت كوتاه مى گشت.
 اشرار به خدمت سيد مى گويند : شما از فردا بايد در درس اين عالم شركت كنيد. ايشان مى فرمايد : من درس و مطالعه دارم . چون اگر مى خواست در آن درس شركت كند ، جلسه گناه راتأييد مى كرد و اولياى خدا در اين گونه جلسات شركت نمى كنند. گفت : من نمى توانم شركت كنم. آنها به قدری زندگى را بر سيد ابراهيم سخت گرفتند كه سيد مجبور شد همه چيز را رها كند و از كربلا به حرم موسى بن جعفر عليهما السلام در كاظمين پناهنده شود. حاكم بغداد به خاطر شرارت آنها، لشكرى را به سوى كربلا روانه كرد و قصد داشت همه اشرار را دستگير و به بغداد بياورد تا آنها را اعدام و يا تبعيد كند. اشرار دستگير شدند. سردسته اشرار كه دستگير شد. سيد ابراهيم قزوينى در مسير رفتن به شهر كاظمين مشاهده مى كند كه تمام اشرار كربلا در غل و زنجير اسيرند و آنها را به طرف بغداد مى برند. عالم دنياپرست از ميان اشرار به سيد ابراهيم سلام مى كند و مى گويد : من به شما بد كردم .من باعث شدم كه شما را از كربلا بيرون كنند.
 سيد ابراهيم از نظاميان ، عفو آن عالم را خواستار شد و گفت : اين شخص را از شما خريدارى مى كنم. تقاضاى خريد به گوش حاكم بغداد رسيد ، او گفت : طبق گزارشاتى كه به من دادند ، اين آقا مزاحم سيد ابراهيم قزوينى شده است و بايد اعدام شود. گفتند : خود سيد پول فرستاده و مى خواهد ايشان را بخرد.گفت: من به احترام سيد، ايشان را آزاد مى كنم ، ولى چه اخلاق حسنه اى اين سيد بزرگوار دارند. به آنان دو پاداش مى دهد، چون هرسه مرحله صبر را دارا بودند، وبدى ديگران را با خوبى هادفع كردند وازآنچه به آنان روزى كرده ايم، انفاق مى نمايند.آخرآيه اين است كه اين صابران ، اهل بخل نبودند. ارزش روزه ماه رمضان فقط نزد پروردگار معلوم است. اما آيا امكان دارد كه براين ارزش ، ارزشى ديگر اضافه كرد ؟ بله ، همان طورى كه روايات ما بيان كرده اند. اگر عمل ، حال ، جان و دل آميخته با اشك بر حضرت ابى عبدالله عليه السلام شود ، این ارزشى ديگر دارد.
پی نوشت :
1) الكافى: 2/91، حديث15
2) مستدرك الوسائل: 7/502، باب1حديث 8744.
3) سجده : 24
4) إرشاد القلوب:1/124
5) الكافى:3 /236، حديث 7
6) بحار الأنوار:6/ 175، باب 7، حديث 1.
7) مستدرك الوسائل:7/ 498، باب1، حديث 7.
8) نحل: 96        
9) همان
10) قصص:54 


منبع : روابط عمومی و امور بین الملل مرزک علمی تحقیقاتی دارالعرفان الشیعی
389
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:
لینک کوتاه

آخرین مطالب

نصیحت‌های امام صادق(ع)
چهار شاخصه ایمان در منظر امام صادق(علیه السلام)
روش الگویی در تربیت اسلامی
روایتی از امام صادق(ع) درباره تهمت
معرفت امام حسین علیه السلام
هشت مسئله ای که از امام صادق(ع) یاد گرفتم
آداب ورود و خروج منزل
شرایط نماز
زنده نگهداشتن یاد شهیدان
شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام

بیشترین بازدید این مجموعه

مواردی که غیبت جایز است
اقسام طمع در قرآن‏
رحمانیت و رحیمیت خداوند متعال
روایتی از امام صادق(ع) درباره تهمت
اهمیّت اُنس با قرآن
معرفت امام حسین علیه السلام
راهکار امام صادق(ع) برای عاقبت بخیری
هشت مسئله ای که از امام صادق(ع) یاد گرفتم
چهار شاخصه ایمان در منظر امام صادق(علیه السلام)
بهترین هدیه خدا به انسان

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^