فارسی
يكشنبه 16 آذر 1399 - الاحد 20 ربيع الثاني 1442
  99
  1
  0

شب قدر و فلسفه آن

  مسئله ليلة القدر با سورهاي تحت همين عنوان در قرآن آغاز ميشود، و آن سوره، «انا انزلناه في ليلةالقدر و ما ادراك ما ليلة القدر، ليلة القدر خير من الف شهر، تنزل الملائكة والروح فيها بأذن ربهم من كل امر، سلام هي حتي مطلع الفجر» است. اين سوره كوچك كه به سورة قدر شهرت دارد، ليلةالقدر را در فرهنگ اسلامي مطرح كرده است. در اينجا چند مطلب وجود دارد كه خود اين سوره در حقيقت طرحش را آغاز كرده يكي مسئله نزول قرآن در ليلةالقدر است. اين يعني چه؟ نزول قرآن در شب قدر؟ كه قاعدتا چنين شبي كه قرآن در آن نازل شده رويداد بسيار عظيمي بوده كه آن شب را عظمت بخشيده است. اجازه بدهيد كه خود مفهوم نزول قرآن را معنا كنم چون در اين جا مسئلهاي مطرح ميشود كه از اين آيه استفاده ميشود كه قرآن در شب قدر نازل شده و از طرفي ديگر در آيات ديگر قرآن به تدريج بر پيامبر نازل شده است پس معناي نزول قرآن چه ميشود و تدريج آن، و نزولش چه ميشود؟ معناي نزول از نظر لغوي به معناي پايين آمدن است اما اين مفهوم دربارة قرآن معنا ندارد. راست قضيه اين است كه مفهوم نزول دربارة قرآن به معناي پايين آمدن از نقطه بالاي مكاني به نقطة پايين مكاني نيست، بلكه معناي نزول و تنزيل در قرآن نزول و تنزيل معنوي است و نه مادي. از آيات قرآن چنين استفاده ميشود كه قرآن يك مراحلي داشته كه تعبير قرآن از مراحل كتاب مكنون و محفوظ است.
در آن مرحله يعني كتاب مستور يا مكنون و لوح محفوظ، آن مرحله، مرحلهاي است كه هيچ كس، به خصوص افراد عادي امكان دست يابي به آن مرحله را نداشتهاند. بعد از آن مرحله كه قرآن براي اينكه در دسترس قرار بگيرد و قابل تماس با افراد عادي باشد نازل شده و از مرحلة بالا پايين آمده و قابل آن شده كه مردم عادي با آن تماس بگيرند و آن را درك كنند. اين مفهوم تنزيل است، نزول و تنزيل و اين واژهها يعني پايين آمدن از مرحلة مكنون و مستور به مرحلة خاكي و زميني و دنيوي و مردمي و بشري. من براي اين جهت كه ذهن شما را بر اين مسئله روشن كنم نكتهاي را عرض ميكنم. از نظر اعتقادات كلامي ما مسلمانان بر اساس راهنماييهاي قرآن، حضرت عيسي يكي از پيامبران در كنار ساير پيامبران است، نوح، موسي، ابراهيم و محمد(ص). اما از نظر كلام مسيحيت امروزي، چنين نيست. مقايسه ميان پيامبر اسلام در اعتقاد اسلامي با عيسي در اعتقاد مسيحيت ناصحيح است. اگر كسي بخواهد مقايسة صحيحي انجام بدهد بايد ميان عيسي و قرآن مقايسه كند. هر دو موجود يعني عيسي و قرآن كلمه....اند. عيسي در عقيدة مسيحيت موجوديست الهي كه از خداوند نازل شده است. و معناي نزول يعني مادي شده خاكي شده، مجسم شده است كه به قول تعبير متكلمين مسيحي كه در اينجا واژه فرنگي استعمال ميكنند و ميگويند ( icaratio ) كه منظور از اين كلمه يعني مجسم شدن عيسي الهي، به صورت عيسي خاكي، و مادي. قرآن نيز در اعتقاد اسلامي، چنين است. يعني كلمةا...از حالت لوح محفوظ و كتاب مكنون، به صورت قرآن مصحف، يا به تعبير ديگر بينالدفعتين در آمده كه همة انسانها بتوانند با آن تماس بگيرند. در مرحله بالايي به تعبير قرآن هيچ كس نميتوانست آن را در يابد و تماس بگيرد، مگر مطهرون، لايمسه الاالمطهرون،(سوره واقعه). كه منظور از مطهرون اهل بيت رسول ا...(ص) هستند كه خداوند آنان را مطهر معرفي كرده است. اما در وضعيت نازل شدة فعلي، قابل تماس براي همه است به صورتي كه همة ما مردم قرآن را ميخوانيم هر چند كه به اندازة در كمان ميتوانيم برداشت بكنيم. با عبور از اين مقدمه ميخواهم عرض كنم مفهوم نزول روشن شد. در يك مرحلهاي قرآن يعني كلمةا... به آسمان دنياي خاكي تنزل يافته و آن مرحله را قرآن شب قدر ناميده است. اما از اين آيه استفاده ميشود كه اين جريان تدريجي نبوده و بلكه دفعي انجام شده است. در اينجا به نظر گروه كثيري از صاحب نظران، نزول دفعي قرآن بر قلب رسول ا...(ص) بوده است اما اين كه حسب روايات متواتر هر از چند گاه به مناسبتي آيهاي به رسول ا...(ص) وحي ميشده و ايشان تلاوت ميكردند منافات با اين نكته ندارد. بلكه آنها نزول تدريجي قرآن را حكايت ميكنند. يعني اين اجازه و فرماني است كه از ناحية حق بر رسول ا...(ص) نازل ميشده كه اين قطعه از قرآن را براي مردم بخواند. در قرآن مجيد آيهاي وجود دارد كه خطاب به رسول ا...(ص) ميگويد، و لاتعجل بالقرآن من قبل ان يقضي اليك وحيه. از اين آيه استفاده ميشود كه قبل از وحي الهي نسبت به آيات قرآن، خود قرآن به طور يكجا در قلب رسول ا...(ص) وجود داشته و لذا توصيه ميشود به ايشان كه عجله نكنند و آيات را يكجا نخوانند. تا اينجا معلوم شده كه معناي شب قدر چيست.
ولي در حاشية اين مسئله چند نكتة ديگر وجود دارد يكي اينكه چنين شبي قدر ناميده شده كه از معارف اسلامي كاملاً روشن است كه تسمية شب قدر به اين نام به خاطر نزول قرآن نبوده بلكه قرآن در آن شب نازل شده. در اينجا رواياتي در توجيه اين مسئله ميبينيم كه گفته ميشود شب قدر شبي است كه مقدرا ت انسانها در آن شب تعيين ميگردد. البته بايد توجه داشته باشيم كه ما از نظر معارف اسلامي معتقد به آزادي انسان هستيم و از نظر اسلام انسان موجودي مسؤول و متعهد است. و مادام كه انسان آزاد نباشد، مسؤوليت معنا ندارد. و به تعبير ديگر از نظر اسلام مقدرات انسان به دست خود اوست. او خود ميتواند خوشبخت باشد و سعادتمند و ميتواند، سعادت خود را از دست بدهد. اين معنا با آنكه مقدرات جهان در يك برنامه الهي تنظيم شده باشد منافات ندارد. البته در اين جا توضيح فلسفي و كلامي پيچيده، نه ضروري است و نه مناسب است. اجمالاً آنكه آنچه كه بشر با اراده و آزادي خود انجام ميدهد، در علم ازلي مشخص است و به هيچ وجه علم حق سلب آزادي و اختيار از او نميكند.
تنزل الملائكة و الروح، يعني پايين آمدن فرشتگان و روح در شب قدر بر روي كرة خاكي، چه معنايي دارد و منظور از فرشتگان و روح چيست؟
تفسيري كه در روايات اسلامي از اين نكته شده چنين است كه روح (منظور جبرائيل يا روح الامين است) به همراهي ملائكة حق به زمين نازل ميشوند. در حديث شريفي ديدهام كه امام علي(ع) ميفرمايد، هر وقت خواستيد با مخالفين ما به گفتگو و مباحثه بنشينيد و حقانيت مارا به اثبات برسانيد با سورة قدر با آنان سخن بگوييد. از آنان بپرسيد كه اين آية شريفه يعني نزول ملائكه و روح الامين آيا مخصوص زمان خاصي بوده و يا هميشه چنين است. بي ترديد پاسخ خواهند داد مستفاد از آيه چنين است كه اين مسئله امري دائمي و مستمر است. و اختصاص به زمان خاصي نداشته است. اگر اين پاسخ را دادهاند شما از آنان بپرسيد كه اينها براي چه ميآيند، با توجه به صدر سورة شريفه كه مربوط به شب قدر است به هر حال براي مقدرات و عملكردهاي انسانها ميآيند.
آنها نزد چه كسي ميروند؟ و سرنوشت انسانها و آدميان را با چه كسي در ميان ميگذارند؟
معناي حديث شريف اين است كه اين سورة شريفه كاملاً بيان ميكند وجود يك انسان كامل كه خليفه الله بر روي زمين است، همواره ضروري و لازم است. خدا در قرآن مجيد انسان را خليفة خود معرفي كرده است. نظرية انسان كامل در عرفان اسلامي جايگاه رفيعي دارد در عرفان محيالدين عربي اين نظرية به اوج خود رسيده است و پس از ايشان نيز همواره توسط عارفان بزرگ تفسير و تبيين گرديده است. اين نظريه به نظر اين جانب در ميان مكاتب اسلامي هيچ كدام به نحوي كه با عقيدة شيعه منطبق است با هيچ مكتب ديگر قابل انطباق نميباشد. بنا بر نظرية شيعه اثني عشريه، هم اكنون نيز يك فرد انسان كامل، و حي خداوند را در روي زمين عبادت ميكند كه همان حضرت بقيةا...الاعظم است.
اين اعتقاد مخصوص اين طايفه است و طوايف ديگر اسلامي هر چند به محدوديت قائل باشند ولي به امام زندة باقي قائل نيستند. در اين حديث شريف كه اشاره كردم ميخواهد اثبات وجود انسان كامل واسطة ميان خلق و خالق را نمايد. كه واسطه در فيض حق است. از شما براي تحمل اين مباحث نسبتاً سنگين عذر ميخواهم، از نظر فلسفي ميان حق كه مفيض الاطلاق است و ازلي و قديم است با جهان كه مستفيض و حادث است و هر روز پديدهاي نو دارد، چگونه ميتوان ارتباط بر قرار كرد؟ آيا حادث ميتواند بلاواسطه مرتبط با قديم باشد؟ و به تعبير روشنتر چگونه ميتواند علت قديم و ازلي معلولش حادث و جديد باشد؟ براي حل اين معماي بزرگ بي شك واسطه در فيض بايد پذيرفت، فيض ازلي حق چگونه ميتواند براي پديدة ممكن امروز واصل گردد؟ در نظرية انسان كامل اين پاسخ داده شده است انسان كامل، گيرندة فيض حق است و از ناحية او به ساير موجودات افاضه ميشود و معناي نزول ملائكه به همراهي روح الامين و آوردن مقدرات كه كنايه از همان فيوضات ازلي است همين است. اين است كه در احاديث زياد گفته شده كه ليالي قدر منتسب به اهل بيت (ع) ميباشد.
چرا در اين سوره اشاره نشده به اين كه شب قدر در ماه رمضان است؟
البته در اين سورة شريفه اشاره به اين كه ليلة القدر در ماه رمضان است نشده. ولي در آيات ديگر، آنجا كه به ماه رمضان اشاره ميشود، گفته شده «شهر رمضان الذي انزل في القرآن». كه با كنار گذاشتن اين آيه در كنار سورة قدر، معلوم و مشهود ميشود كه ليلة القدر در ماه رمضان است.
خصوصيات و ويژگيها و اعمال شب قدر چيست؟
قرآن براي عظمت ليلة القدر تعبير جالبي كرده است خطاب به رسول الله ميفرمايد وما ادراك ما ليلة القدر. يعني، اين شب آنقدر با اهميت است كه حتي تو اي رسول من به اهميت آن واقف نيستي. دربارة عبادت در شبهاي قدر روايات زياد وارد شده و معمولاً در اين روايات عبادتهايي نظير خواندن قرآن، احياء داشتن شب، نمازها و نوافل خاصي، توصيه شده است. ولي حديثي به خاطر دارم كه صدوق نقل ميكند كه براي من بسيار جالب است. و آن اين است كه از امام (ع) سؤال شد، در شب قدر كدام عمل افضل اعمال است امام پاسخ دادند، فراگيري علم. به نظر ميرسد در اينجا علم به معناي ظاهري و مشهور خودش نيست.

منظور از علم در اينجا معرفت است. و امام ميخواهد بفرمايد عبادت در معارف اسلامي به نحوه و كيفيت آن توجهي نيست، آنچه بيشتر مورد سفارش است شناخت است. انسان قبل از هر چيز بايد خود، جهان و هستي، مبدأ آن و منتهي آن و هدف از خلقت را خوب بشناسد و روي آن فكر كند و با تفكر و تأمل باهستي تماس بگيرد. و به قول حافظ از طريق جام جهان بين كه منظور دل آدمي است و همواره در كنار اوست با حقايق هستي تماس حاصل نمايد. و خدا را از اين رهگذر لمس كند. اين است معناي علم و معرفت. وگرنه عبادتهاي بدون تأمل و تعقل و معرفت هيچ گونه ارزشي ندارد.
در روايات اسلامي اين معنا به تعبيرات مختلفي آمده در يك حديث ديگر آمده است «العابد بلافقهٍ كحمار الطا حونه» يعني شخصي كه عبادت ميكند و نميفهمد، يعني شناخت ندارد، نميداند چه ميكند و چرا عبادت ميكند و چه چيزي را ميپرستد و اصولاًپرستش به چه معناست؟ چنين شخصي در تعبير امام (ع) مانند استري است كه در آسيابهاي سابق براي كوبيدن گندم استفاده ميكردند. كه چشم او را ميبستند و چوبي به گردن او آويز بود كه سر ديگرش به سنگ آسياب بسته بود. استر ميگشت و آسياب كار ميكرد و چون دو چشمش بسته بود چنين ميپنداشت كه راه زيادي پيموده است در حالي كه شب كه چشم او را باز ميكردند همان نقطهاي بود كه صبح حركت كرده بود. عابدهاي بدون تعقل و معرفت نظير چنين حيواني هستند كه هر چه بدوند به جايي نميرسند از عبادت چيزي دستگيرشان نميشود تربيت نميشوند. در شبهاي قدر به ما توصيه شده است به تحصيل معرفت، ما اگر بفهميم كه منظور از آمرزش چيست و عفو الهي چه معنايي دارد چنانچه در شب قدر و به طور كلي ليالي ماه رمضان از خداوند متعال اگر طلب عفو ميكنيم پس از انقضاء ماه خودمان درك خواهيم كرد كه آيا دعايمان مستجاب شده و عفو الهي شامل حالمان شده است يا خير؟ در حالي كه متأسفانه ما در اين شبها علي الدوام فرياد ميزنيم الهي العفو، در حالي كه بلافاصله از زبان مان شرارت و خباثت آزار به اين و آن فرو ميريزد، تمام وجودمان حسد، حرص، طمع، عداوت با همنوع، شهوات و غرايز، ولي زبانمان به در خواست عفو الهي مشغول است در حالي كه اگر بخواهيم مشمول عفو الهي شويم گام اول آن است كه سعي در اصلاح و تربيت خويشتن نماييم.


منبع : پایگاه تبیان
  99
  1
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

درخواست حضرت فاطمه زهرا (س)
زندگینامه حضرت معصومه(س)
از فاطمه ای که معصومه بود
وفات حضرت فاطمه معصومه (س)
سفارش امام حسن عسکری (ع) به شیعیان
اسم اعظمی که خضر نبی به علی(ع) آموخت
امام زمان (عج) فريادرس انسان‏‌ها
راز ورود حضرت فاطمه معصومه (س) به شهر قم
چرا امام علی علیه السلام حکومت را پذیرفت؟
ویژگی‌‏های حضرت معصومه (س)

بیشترین بازدید این مجموعه

گنجینه دار تشیّع(به بهانه سالگرد ارتحال آیت الله صفایی ...
نیكوكاری در آموزه های قرآنی
هفت نمونه‌ از احیای مردگان در کلام قرآن
امیرالمومنین(ع) کنار بستر حضرت زهرا(س)
منافع و آثار پرهيزكارى‏
آثار هدايت در زندگى‏
نفاق در قرآن و منافق در جامعه اسلامی
ترسیمی از چهره ها در سوره یس
رضایت خدا یا رضایت مردم!
رشوه ممنوع!

 
نظرات کاربر
عليرضا جعفر قلي
با سلام جه خوب بود وقتي در اول بحث سوره شديفه قدر اورده شده با بسم الله الرحمن الرحيم اورده ميشد با تشكر
پاسخ
0     0
31 مرداد 1390 ساعت 2:00 بعد از ظهر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز