فارسی
چهارشنبه 04 خرداد 1401 - الاربعاء 24 شوال 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
1187
0
نفر 0

شيطان‌ پرستي(2)

                                                                                                                 سال ‌هاي پس از رنسانس را مي‌توان به سال‌هاي افسار گسيختگي جهان غرب در تمامي ابعاد فردي و اجتماعي و جنبه‌هاي متعدد منتهي به روابط انساني توصيف كرد . پس از برداشته شدن يوق تعاليم متعصب كليساي كاتوليك از گردن انسان غربي، چند كنش عمده فكري و فلسفي شكل گرفت كه شرح آن در حوصله اين مقال نمي‌گنجد،‌ لكن آنچه قابل توجه است ، رويكر‌د‌هاي متفاوت به مساله انسان و رابطه او با خدا است كه زمينه‌هاي شكل‌گيري بسياري از جريان‌هاي فلسفي را فراهم آورد. نكته‌اي كه نبايد از ذهن دور بماند ،‌ تاثيرات گسترده مكاتب يوناني و شرقي بر انديشه متفكران غربي است. در هر حال با در نظر گرفتن موارد فوق‌الذكر دامنه انتقاد‌گرايي به مباحث اصلي توحيدي يعني جايگاه خدا، انسان و شيطان نيز رسيد .
قرن‌ها بعد يعني در سال‌هاي آغازين قرن بيستم برخي از عناصر فاسد‌‌الاخلاق با اتكا به گرايشات و نظريات توراتي و پروتستاني به صورت مخفيانه جريان «شيطان‌پرستي» را با ويژگي‌هايي همچون گناه‌گرايي، ‌قتل، ‌تجاوزات جنسي، هدم اصول اخلاقي، بي‌توجهي به مسائل توحيدي و ... پايه‌گذاري كردند. اگرچه فطرت خداجوي انساني عاملي بازدارنده در تمايل يافتن تعداد وسيعي از افراد جامعه انساني به اين جريان شده ، لكن استفاده از موسيقي‌هاي جذاب و متنوع، انجام اعمال خارق‌العاده و دوراز ذهن،‌ تهي‌شدن انساني غربي و عصر جديد از معنويت و اتصال به منبع فيض موجبات گرايش افراد اندكي را به اين گروه‌ها فراهم آورد .نكته حائز اهميت آن است كه علي‌رغم عدم استقبال عمومي از عضويت در گروه‌هاي شيطان ‌پرستي ، آموزه‌ها وتعاليم گمراه‌كننده‌اي توسط ايشان و به وسيله ابزارهايي كه در اختيار ايشان توسط قدرت‌ هاي بزرگ سياسي قرار گرفته، ‌منتشر شده و مي‌شود و اين گروه‌ها در سراسر جهان همواره به عنوان كانون هاي فحشا و فساد شناخته مي‌شوند. سال 1960 را مي‌توان به صورت جدي آغاز دور جديد حيات و فعاليت شيطان‌پرستان در آمريكا دانست (1) ‌صرف‌ نظر از انواع شيطان‌ پرستي كه طي ساليان متمادي باستاني همچون يونان، عراق، ‌ايران و ... وجود داشته است . هدف اين پژوهش بررسي ومطالعه جريان خاص شيطان‌پرستي مسيحي است كه در سال 1960 ميلادي رسماً در كشور آمريكا فعاليت خود را به عنوان يك فرقه ومكتب آغاز كرده‌است. نكته ضروري نقش قابل توجه يك مامور شناخته شده سازمان مركزي جاسوسي آمريكا در شكل‌گيري جريان مذكور مي‌باشد كه طي پژوهش به آن اشاره خواهد شد .
2-  شيطان‌پرستي ديني (2)
اگرچه ضروري است كه متذكر شويم اينكه اساساً آيا مي‌توان شيطان‌پرستي را ديني خواند ، محل سوال‌هاي جدي است، لكن با توجه به اينكه دراغلب كشورها چنين دسته‌بندي ارائه شده است ازعنوان «شيطان پرستي  ديني » عيناً استفاده مي‌شود .
 مبناي بنيادين اين نوع از گرايش به شيطانيسم، پرستش يك نيروي ماوراء الطبيعه اساطيري ويا چند خدايي مي‌باشد. عمده پيروان آن به «خدايان» رم باستان ، ‌الهه‌هاي شرقي و ... گرايش دارند . (3)
اما ركن اصلي اين نوع نيز مانند ساير انواع تاكيد بر پرورش استعدادهاي شخصي انسان و در حقيقت خودپرستي است.
3- شيطان‌پرستي فلسفي
اين نوع گرايش عبارت است از اينكه محور و مركز عالم انسان است‌» اين شاخه از شيطان‌پرستي به پايه‌ گذاري اين فرقه به نام « آنتوان لاوي  »(4) نسبت داده مي‌شود.
 اين نوع شيطان‌گرايي نيز مانند دو نوع ديگر يعني ديني وگوتيك از مبناي اعتقادي يهوديت نشات گرفته است. آشنايي گذرا با «آنتوان لاوي» نام كامل وي  آنتوان شزاندر لاوي (Anton Szandor Lavey) مي‌باشد. وي در يازدهم آوريل سال 1930 ميلادي در شيكاگو آمريكا متولد وبه همراه خانواده‌اش به سانفرانسيكو عزيمت نموده و تا زمان مرگش در آنجا ساكن مي‌شود.
وي شخصيتي ناهنجار و ناسازگار بوده كه در سن 17 سالگي ضمن فراراز تحصيل و حضور در خانه به عنوان خدمه ودلقك به يك سيرك مي‌پيوندد. لاوي در سال 1950 ميلادي در دايره جنايي پليس آمريكا به عنوان عكاس جنايي مشغول به كار مي‌شود (5) كه تاثيرات عمده‌اي را نيز مي‌پذيرد .
آنتوان در سال 1952 با « كارول لنسيگ » ازدواج مي‌كند اما بنابر دلايلي اعم از عدم  التزام به اصول اوليه
اخلاقي و پايبندي به روابط خانوادگي و شيفتگي به زن ديگري به نام « داين هگارتي » از همسر اولش جدا شده و از سال 1960 به بعد روابط نامشروعي را با وي آغاز مي‌كند. لاوي يك فرزند نامشروع از هگارتي كه هرگز با وي ازدواج نكرد را به دست مي‌آورد. وي همچنين علاقه وافري به نوازندگي پيانو داشته و طبق اطلاعات موجود در همين سال‌ها روابط جدي و پردامنه را با برخي عناصر سازمان (CIA) همچون « مايكل آكينو » (6) برقرار مي‌كند. اين فرد مرتبط با سازمان جاسوسي آمريكا در تاريخ 30 آوريل 1966 در حال كه
براي جمعي از اعضاي حلقه‌هاي سري « دايره اسرار‌آميز » با سري تراشيده سخن مي‌گفت ، مدعي بنيان‌گذاري « ‌كليساي شيطان » شد . نامبرده كتابي را تحت عنوان « انجيل شيطان » وكتاب ديگري نيز با نام « آئين ‌پرستش شيطاني » به چاپ رساند. روز مرگ لاوي با نام « هالووين » در آمريكا شناخته مي‌شود .
4- شيطان‌پرستي گوتيك (7)
اين نوع شيطان‌گرايي نيز مانند دو نوعي كه در گذشته اشاره شده نوعي از شر‌پرستي با اشاره به تاريكي و از كثيف‌ترين فرقه انحرافي به حساب مي‌آيد. در موسيقي متاليكا نيز سبكي به نام گوتيك وجود دارد. كثيف ‌ترين اعمال مانند خوردن نوزادان، ‌تجاوزات جنسي و ... به اين گروه نسبت داده مي‌شود. (گرچه گفتني است براي تمام گروه‌هاي شيطاني اين اعمال از واجبات به حساب مي‌آيد.) ميل و درخواست به‌ «برگشت تاريكي » دراين شاخه بارز است. همانند اعضاي گروه «آكنكار» كه با لباس‌هاي تيره به غارها و تاريكي‌ها براي فرياد كشيدن پناه مي‌برد. يكي از مواردي كه اغلب، كارشناسان فرق و مذاهب در خصوصي تحليل شيطان‌گرايي از آن بهره‌برداري مي‌نمايند، ديدگاه اديان نسبت به مساله «شيطان» ومعرفت خاصي ديني نسبت به اين شر مطلق است.
 5-  بسترهاي شيطان ‌پرستي در غرب
1- فلسفه يوناني
يكي از مواردي كه اغلب، كارشناسان فرق و مذاهب در خصوصي تحليل شيطان‌گرايي از آن بهره‌ برداري مي‌نمايند، ديدگاه اديان نسبت به مساله «شيطان» ومعرفت خاصي ديني نسبت به اين شر مطلق است. درهمين رابطه نيز ادعاي لاوي دراستناد به ذهنيات موهن خود مبني بر تغيير واژه يوناني (Devil) يا شيطان به devil و انتساب آن به زبان سانسكريت كه آن‌گاه معناي الهه مي‌يابد. قابل توجه است. در واقع نظريه‌ پردازان طريقت گمراهي مذكور دست به مغالطه‌اي مي‌زنند وسپس در بستر آن به تبيين نظرياتشان مي‌پردازند .
بخش دوم ارتباط شيطانيسم يا فلسفه يوناني نيز در نگاه به اسطوره‌‌ها، ‌افسانه‌ها و خدايان يونان باستان است. همانطور كه در بخش قبلي نيز اشاره شد از يكسو ميل به پرستش كه امر فطري و طبيعي است و از سوي ديگر بناي فكري گروه قابل توجهي از ايشان منجر به آن مي‌شود تا از «‌درد بي‌خدايي به خدايان دروغين»  پناه ببرند .
2- پروتستانيزم
كليساي كاتوليك و نهاد مستهلك آن طي 10 قرن فجايع اخلاقي ، ‌عقيدتي ، سياسي ، ‌اجتماعي و اقتصادي را 
عليه غرب به راه انداخت. پس از اقدام مارتين لورتر وكالوين در اعلام«خريداري شدن جهنم» (8) جامعه مسيحيان به صورت افسار گسيخته و با جهتي كاملا غير‌‌ديني رويكردهايي را نسبت به مولفه‌هاي فوق اتخاذ كردند.  بايد توجه داشت كه عده‌اي از شيطان‌گرايان نيز قصد دارند كه با ارجاع مستقيم تاريخ تشكيل‌شان به سال 1565 در حقيقت دست به نوعي تاريخ‌سازي بزنند كه فاقد عنصر استناد است. اما ضروري است يادآور شويم كه ريشه‌اي اوليه اين حركت انحرافي به دوران رنسانس يا همان تاريخ ادعايي مي‌رسد اما در آن دوره گزارش تاريخي مستندي از شيطان‌گرايي وجود ندارد،بلكه برخي افراد با ادعايي از دل سپردن به شيطان ‌سعي  در راه‌اندازي يك حركت انتقادي عليه كليسا را داشتند و بس.
اما  اصول شيطان‌پرستي پروتستاني كه به دروغ به آنتوان لاوي منصوب مي‌شود شامل موارد ذيل است :
1- شيطان مي‌گويد دست و دلبازي كردن به جاي خساست.
2- شيطان مي‌گويد زندگي دنيوي به جاي نقشه خيالي و موهومي روحاني.
3- شيطان مي‌گويد دانش معصوم به جاي فريب دادن رياكارانه خود.
4- شيطان مي‌گويد محبت كردن به كساني كه لياقت آن را دارند به جاي عشق ورزيدن به نمك ‌نشناسان.
5- شيطان مي‌گويد انتقام و خون‌ خواهي كردن به جاي برگرداندن صورت ( اشاره به تعاليم مسيحيت كه مي‌گويد هرگاه برادري به تو سيلي زد ،‌آن طرف صورتت را جلو بياور تا ضربه‌اي به طرف ديگر بزند).
6- شيطان مي‌گويد مسئوليت‌پذيري در مقابل مسئوليت‌‌پذيران به جاي نگران بودن خون آشام‌هاي غير مادي.
7- شيطان مي‌گويد انسان مانند ديگر حيوانات است، گاهي بهتر ولي عذاب بدتر از آنهايي كه روي چهار پا راه مي‌روند ، ‌به دليل آنكه انسان داراي خداي روحاني و پيشرفت‌هاي روشنفكرانه ، او را پست‌ترين حيوانات ساخته است.
8- شيطان تمام آن چيزهايي كه گناه شناخته مي‌شوند ارائه مي‌دهد چون كه تمام آنها به يك لذت و خوشنودي فيزيكي، رواني يا احساسي منجر مي‌شوند.
9- شيطان بهترين دوست كليساست چراكه در ميان تمام اين سال‌ها وجود شيطان دليل ماندگاري كليساها است.
قوانين فوق و 11 بندي كه در ادامه مي‌آيد تنها متني است كه در سال 1490 و در كتاب« ‌پتك جادوگران » ‌در باب شيطان‌پرستي نوشته شده وصرفا ترجمه‌اش آن هم به دروغ به شيطان‌پرستي لاوييان و يا معاصر نسبت
داده مي‌شود كه نگاه به 11 اصل بعدي علي‌رغم آنكه آشكارا نكات انحرافي نيز دارد،‌ نشان مي‌دهد كه اين نوع شيطان‌پرستي يك حركت انتقادي صرف بوده ونمي‌توان ميان آن و جريان معاصر رابطه‌اي برقرار كرد :
1- هرگز نظراتت را قبل از آنکه از تو بپرسند بازگو نکن.
2- هرگز مشکلاتت را قبل از آنکه مطمئن شوي ديگران ميخواهند آن را بشنوند بازگو نکن.
3- وقتي مهمان کسي هستي، به او احترام بگذار ودر غير اين صورت هرگز آنجا نرو.
4- اگر مهمانت مزاحم تو است، با او بدون شفقت و با بيرحمي رفتار کن.
5- هرگز قبل از آنکه علامتي از طرف مقابلت نديده‌اي به او پيشنهاد نزديکي جنسي نده.
6- هرگز چيزي را که متعلق به تو نيست برندار، مگر آنکه داشتن آن براي کس ديگري سخت است و از تو ميخواهد آن را بگيري.
7- اگر از جادو به طور موفقيت آميزي براي کسب خواسته‌هايت استفاده کرده‌اي به قدرت آن اعتراف  کن .
اگرپس از بدست آوردن خواسته‌هايت قدرت جادورا نفي کني،تمام آنچه بدست آوردي را از دست خواهي داد.
8- هرگز از چيزي که نمي‌خواهي در معرض آن باشي شکايت نکن.
9- کودکان را آزار نده.
10- حيوانات غير انسان را آزار نده مگر آنکه مورد حمله قرار گرفته‌اي يا براي شکارشان مي روي.
11- وقتي در سرزميني آزاد قدم بر ميداري، کسي را آزار نده، اگر کسي تو را مورد آزار قرار داد، از او بخواه که ادامه ندهد. اگر ادامه داد، نابودش کن.
لازم به ذكر است دليل پرداختن جدي‌‌تر به اين بخش استناداتي است كه شيطان‌پرستان براي دوره‌هاي تاريخي از آنها بهره مي‌برند .
 3- معرفت‌شناسي يهودي از شيطان
اگرچه در بخش بعدي به تفضيل در باب رابطه « صهيونيسم و شيطانيسم » سخن به ميان خواهيم آورد ، لكن ضروري است صرفا اشاره شود حركت اعتراضي رنسانس و جنبش‌‌ها و گرايش‌هاي بعدي آن عميقا تحت تاثير آموزه‌هاي يهوديان بوده است .
همچنين نفوذ آثار يهوديان ،‌بر روي برخي از رهبران رنسانس در گذشته و نظريه‌پردازان فعلي قابل ملاحظه مي‌باشد . (9)
4- افول معنويت
آنگاه كه چراغ عالم افروز معنويت رو به افول نمايد، بديهي است كه انواع و اقسام منحرف‌ ترين سراب‌هايي
رخ نموده و انسان معاصر را به دام بلا مي كشاند.در اين محور بايد تاكيد شود كه تعويض جاي معنويت و نقش خداوند با آموزه‌هاي مستعمل وفرسوده امروزي يكي از علل اصلي شكل‌گيري اين گروه‌ها بوده ‌است.
بايد اشاره كرد كه موسسان شيطان‌گرايي علي‌الخصوص لاوي به صورت جدي تحت تاثير فلاسفه پوچ‌گرا و بدون معنويتي همچون «نيچه » بوده‌اند.
5- رمانس‌گرايي (10)
رمانس‌‌گرايي در جهان غرب عمدتا با اسطوره‌گرايي در جهان اسلام ويا آئين‌ شرق ارتباط كپي‌گرايانه دارند.
بدين معنا كه غربيان به دليل احساس نياز به وجود قهرمان شخصيت‌‌هاي تخيلي ودروغين با قدرت‌هاي نيك و بد آفريدند تا خلاء ناشي از عدم حضور اسطوره‌ها را در فرهنگ جبران نمايند. (11)
از اين منظر ميل به قهرمان يك رمانس شدن هميشه در روح و روان و انديشه انسان غربي وجود دارد آنقدر كه حاضر است براي آن حتي به «شيطان» هم بدل شود.
پي‌نوشت‌ها :
1- نگاه كنيد به سوابق تشكيل گروه‌هاي ديگري همچون رپ ، متاليكا و ... كه همگي در يك برهه زماني شكل گرفته است .
2- Religious Satanism
3- نگاه كنيد به مقاله « نقدي بر انواع گروه‌هاي شيطان‌پرستي » ترجمه « كيوان معمر » .
4-
http://fa.wikwpedia.org
5- همان
6- مایکل آکینو«Michael Aquino » متولد 28 اکتبر 1986 بنیانگذار معبد ست است . همچنین او در ارتش و سازمان سیا «CIA» مشغول فعالیت بوده است . وی به خاطر اختلافاتش باآنتوان لاوی ، معبد ست را در 1975 در سانفرانسیسکو تاسیس کرد. معبد سِت (Temple of Set) یکی از مخوف ترین، مشهورترین و مخفی ترین سازمان‌های شیطان پرستی است. معبد سِت اولین جامعه مخفی است که ادعای رهبری جهانی «طریقت دست چپی ها » در جهان را دارد. تعالیم آن شامل فلسفه شیطان و تمرینات سحر است.سِت (Set) نام یکی از خدایان مصراست.آکینو وگروهی دیگر از کشیشان کلیسای شیطان به خاطر اختلافات فلسفی ومدیریتی ازآن جدا شده و سازمان معبد ست را تشکیل دادند. در همان سال، معبد سِت به عنوان یک کلیسای بی فایده در  کالیفرنیا به ثبت رسید.بارز ترین تفاوت میان  کلیسای شیطان ( Church of Satan) و معبد ست مربوط به مفهوم  شیطان است.معتقدین به کلیسای شیطان (C.o.S)، که سِیتنیست (سیطنیست Saitanist) نامیده می‌شوند  اعتقاد دارند که شیطان موجودی نمادین است، ووجود خارجی ندارد. آنها از شیطان برای نشان دادن توجهات خود و به استهزاء گرفتن مسیحیت بهره می‌گیرند.در حالی که پیروان معبد سِت که سِتیانس (Setians) نامیده می شوند معتقدند که شیطان واقعی وجود دارد که به آن «پادشاه تاریکی » (The Prince of Darkness) می‌گویند.آنها او را «سِت، پادشاه حقیقی تاریکی» ("Set" the TRUE Prince of Darkness) می‌نامند. سِیتِن (Satan) نامی است مأخوذاز انجیل به عنوان پادشاه تاریکی؛ ولی سِت (Set) نام خداوند مرگ و عالم اموات در  باستان است.
7- Gothic Satanism
8 - منظور اقدام مارتين لوتر در خريداري جهنم با سند كتبي است .
9- به طور مثال مارتين لوتر يهوديان را فرزندان خداوند وسايرين را مهمان و بيگانه مي‌دانست .
10- romancism
11 -كتاب زبان و ادبيات فارسي تاليف دكتر احمد ذاكره و دكتر فاطمه حيدري ، صفحه 285
 


منبع : خبرگزاری فارس
1187
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:
لینک کوتاه

آخرین مطالب

خلقت آدم و حوا و نسل آنان‏
نصیحت‌های امام صادق(ع)
چهار شاخصه ایمان در منظر امام صادق(علیه السلام)
روش الگویی در تربیت اسلامی
روایتی از امام صادق(ع) درباره تهمت
معرفت امام حسین علیه السلام
هشت مسئله ای که از امام صادق(ع) یاد گرفتم
آداب ورود و خروج منزل
شرایط نماز
زنده نگهداشتن یاد شهیدان

بیشترین بازدید این مجموعه

مواردی که غیبت جایز است
اوصاف قول در قرآن (1)
رحمانیت و رحیمیت خداوند متعال
روایتی از امام صادق(ع) درباره تهمت
اهمیّت اُنس با قرآن
معرفت امام حسین علیه السلام
راهکار امام صادق(ع) برای عاقبت بخیری
نصیحت‌های امام صادق(ع)
هشت مسئله ای که از امام صادق(ع) یاد گرفتم
چهار شاخصه ایمان در منظر امام صادق(علیه السلام)

 
نظرات کاربر




گزارش خطا  

^