فارسی
سه شنبه 01 مهر 1399 - الثلاثاء 4 صفر 1442

  340
  0
  0

تربیت شدگان قرآن

لازم است در این بخش به نمونه اى از حیات آنان که با برنامه هاى اعتقادى و اخلاقى و عملى قرآن درون و برون خود را ساختند و به صورت انسانى با تربیت ، با رشد متعادل ، درست کار ، اخلاقى ، نیکوکار ، پرهیزکار ، صادق ، شریف ، کریم ، سخى ; درآمدند اشاره شود ، باشد که براى مطالعه کنندگان راهنمایى عینى و عملى به سوى سعادت و خوشبختى دو جهان باشد و در پرتو مطالعه حقایق وجودى این انسان هاى والا به سازندگى قرآن و این که تنها کتابى که مى تواند جهان را از این پریشانى نجات دهد قرآن است ، بیش از پیش آگاه شوند .براى خدا بودن و به خاطر خدا بودن و قدم فقط براى خدا برداشتن ، حقیقتى است که چون در انسان تحقق یابد ، بى تردید انسان را علاوه بر این که صفا و نورانیت و لطافت و کرامت مى دهد ، در همه شوون زندگى و اعمال و رفتار و کردار و اخلاق در طول پیامبران و امامان و اولیاى خاص الهى قرار مى دهد .

او را در حالى مى برد که جز خدا نبیند و جز خدا نخواهد و جز براى خدا قدم برندارد و فکرش و اندیشه اش و همّ و غمّش ، سود رسانى به همگان گردد و در جنب خدا براى خود شانى نبیند و خلاصه ، اخلاص او را تبدیل به منبع خیرى براى همه و چراغ راهنمایى براى گم شدگان و افتادگان در وادى حیرت نماید .چنین انسانى از پرتو اخلاص ، فقط و فقط در این حقیقت مى اندیشد که وظیفه الهى و انسانى من نسبت به خودم و دیگران و در کنار نعمت ها چیست ؟ و هنگامى که مسوولیت و وظیفه اى پیش آید ، با کمال معرفت و شوق و همت آن را انجام مى دهد و در این زمینه از ملامت ملامت گران نمى هراسد و قدمى از دایره مسوولیت بیرون نمى نهد .متفکر شهید مرحوم مطهرى در این مقام مى گوید :داستانى از مرحوم آیت الله بروجردى اعلى الله مقامه بیاد دارم :در سال هاى اولى که ایشان از بروجرد به تهران و از تهران به قم آمدند و در اثر درخواست حوزه علمیه قم ، در قم اقامت فرمودند و البته آمدنشان به تهران به دنبال یک کسالت شدید بود که احتیاج به جراحى پیدا کرد و ایشان تحت عمل قرار گرفتند .پس از چند ماه اقامت در قم ، تابستان رسید و حوزه تعطیل شد ، ایشان تصمیم گرفتند به زیارت مشهد بروند ، زیرا در حال شدت بیمارى نذر کرده بودند که اگر خداوند ایشان را شفا داد به زیارت امام رضا  (علیه السلام) تشریف حاصل کنند .یکى از مراجع تقلید حاضر براى بنده نقل کردند که ایشان در یک جلسه خصوصى این تصمیم را ابراز کردند و ضمناً به اصحاب خودشان که در آن جلسه شرکت داشتند فرمودند : کدام یک از شما با من خواهید آمد ؟ ما گفتیم تاملى مى کنیم و بعد جواب مى دهیم ولى ما در غیاب ایشان مشورت کردیم و اساساً صلاح ندیدیم ایشان فعلاً از قم به مشهد بروند، بیشتر روى این جهت فکر مى کردیم که ایشان تازه به قم آمده اند و هنوز مردم ایران مخصوصاً مردم تهران و مشهد که در مسیر و مقصد مسافرت ایشان هستند ایشان را درست نمى شناسند و بنابراین تجلیلى که شایسته مقام ایشان است از ایشان به عمل نخواهد آمد ، لذا تصمیم گرفتیم ایشان را ا ز این سفر منصرف کنیم ولى مى دانستیم که این جهت را نمى شود با ایشان در میان گذاشت ، بنا شد عذرهاى دیگرى ذکر کنیم از قبیل این که چون تازه عمل جراحى صورت گرفته است ممکن است این مسافرت طولانى با اتومبیل ( آن زمان هواپیما و قطار در راه تهران به مشهد نبود ) صدمه داشته باشد .

در جلسه بعد که ایشان مجدداً مطلب را عنوان کردند ما کوشیدیم هر طور شده ایشان را منصرف کنیم ولى یکى از حضار مجلس آنچه ما در دل داشتیم اظهار داشت و ایشان فهمیدند که منظور اصلى ما از مخالفت با این مسافرت چیست ، ناگهان تغییر قیافه دادند و با لحنى جدى و روحانى فرمودند : من هفتاد سال از خداوند عمر گرفته ام و خداوند در این مدت تفضلاتى به من فرموده است که هیچ کدام از آنها تدبیر خود من نبوده است ، من در همه این مدت کوشش داشته ام ببینم چه وظیفه اى دارم که به آن عمل کنم ، حالا پس از هفتاد سال شایسته نیست به فکر خودم باشم و براى شوونات شخصى خود بیندیشم ، خیر مى روم .آرى ; یک فرد در زندگى عملى خود اگر کوشش و اخلاص را تواماً داشته باشد ، خداوند او را از راه هایى که خود آن فرد نمى داند تایید مى فرماید.

 

  340
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب


 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز