فارسی
جمعه 08 اسفند 1399 - الجمعة 14 رجب 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
1264
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

در بيان شكر

 قال الصادق عليه السلام :
فى كُلِّ نَفَسٍ مِنْ أَنْفَاسِكَ شُكْرٌ لازِمٌ بَلْ أَلْفٌ أَوْ أَكْثَرُ وَأَدْنَى الشُّكْرِ رُؤيَةُ النِّعْمَةِ مِنَ اللّهِ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ يَتَعَلَّقُ الْقَلْبُ بِها دُونَ اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَالرِّضا بِما أَعْطى وَأَلاّ يَعْصِيَهُ بِنِعْمَتِهِ أَوْ يُخَالِفَهُ بِشَىٍْ مِنْ أَمْرِهِ وَنَهْيِهِ بِسَبَبِ نِعْمَتِهِ .
وَكُنْ لِلّهِ عَبْدا شَاكِرا عَلى كُلِّ حالٍ تَجِدَ اللّهَ رَبّا كَريما عَلى كُلِّ حالٍ ، وَلَوْ كانَ عِنْدَ اللّهِ عِبادَةٌ يَتَعَبَّدُ بِها عِبادُهُ الْمُخْلِصُونَ أَفْضَلُ مِنَ الشُّكْرِ عَلى كُلِّ حَالٍ لَأَطْلَقَ لَفْظَهُ فيهِمْ مِنْ جَميعِ الْخَلْقِ بِها ، فَلَمَّا لَمْ يَكُنْ أَفْضَلُ مِنْها خَصَّها بَيْنَ الْعِباداتِ وَخَصَّ أَرْبابَها فَقَالَ تَعالى : وَقَليلٌ مِنْ عِبادِىَ الشَّكُورُ . وَتَمامُ الشُّكْرِ إِعْتِرافُ لِسانِ السِّرِّ خاضِعا لِلّهِ تَعالى بِالْعَجْزِ عَنْ بُلُوغِ أَدْنى شُكْرِهِ لِأَنَّ التَّوْفيقَ لِلشُّكْرِ نِعْمَةٌ حادِثَةٌ يَجِبُ الشُّكْرَ عَلَيْها وَهِىَ أَعْظَمُ قَدْرا وَأَعَزُّ وُجُودا مِنَ النِّعْمَةِ الَّتى مِنْ أَجْلِها وُفِّقْتَ لَهُ فَيَلْزَمُكَ عَلى كُلِّ شُكْرٍ شُكْرٌ أَعْظَمُ مِنْهُ إلى مَا لا نِهايَةَ مُسْتَغْرِقا فى نِعَمِهِ قاصِرا عاجِزا عَنْ دَرْكِ غايَةِ شُكْرِهِ .
وَأَنّى يَلْحَقُ شُكْرُ الْعَبْدِ نِعْمَةَ اللّهِ وَمَتى يَلْحَقُ صَنيعُهُ بِصَنيعهُ بِصَنيعِهِ وَالْعَبْدُ ضَعيفٌ لا قُوَّةَ لَهُ أَبَدا إلاّ بِاللّهِ . وَاللّهُ غَنِىٌّ عَنْ طاعَةِ الْعَبْدِ قَوِىٌّ عَلى مَزيدِ النِّعَمِ عَلَى الْأَبَدِ فَكُنْ لِلّهِ عَبْدا شَاكِرا عَلى هـذا الْأَصْلِ تَرَى الْعَجَبَ .
 [ قَالَ الصَّادِقُ عليه السلام : فى كُلِّ نَفَسٍ مِنْ أَنْفَاسِكَ شُكْرٌ لازِمٌ بَلْ أَلْفٌ أَوْ أَكْثَرُ ]
امام صادق عليه السلام مى فرمايد : در هر نفسى از نفس هايت شكرى لازم است ، بلكه هزار شكر يا بيش تر .
در جمله بالا بيش تر دقت كنيد . جمله اى كه عين حقيقت و حق حقيقت در آن منعكس شده ، شما نفسى مى كشيد و خيال مى كنيد فقط مقدارى اكسيژن به وسيله دستگاه تنفس به بدن اضافه مى كنيد و سوخته آن را به نام كربنيك بر مى گردانيد ؛ نه ، به اين سادگى نيست ، براى ايجاد شدن يك نفس در وجود شما ميليارد ميليارد چرخ در اين كارگاه با عظمت هستى به حركت درمى آيد يا در حركت است تا نفسى براى شما ساخته شود ، چون فرو رود ، ممد حيات شود و چون بيرون آيد مفرّح ذات ، پس در هر نفسى ، ميلياردها نعمت موجود است و بر هر نعمتى شكرى واجب و براى توفيق يافتن به هر شكرى نيز شكرى واجب ، تا جايى كه وجوب تعداد شكر نسبت به حق از نهايت بگذرد ، اين جا است كه فرياد همه انبيا و امامان عليهم السلامو بيداران و عاشقان بر آمده كه :
*
از دست و زبان كه برآيد
كز عهده شكرش بدر آيد
    *
و به قول فيض ، آن عارف شوريده حال :
*
كسى كو چشم دل بيدار دارد
به هرجا بنگرد چشم خدابين
تماشا در تماشا باشد آن را
چه پروا دارد از تاريكى زلف
دو روزى فيض را مهلت ده اى عمر
دلش با عشق بازى كار دارد
    *
نظر پيوسته با دلدار دارد
 تماشاى جمال يار دارد
كه در دل ، ديده بيدار دارد
كه از شمع رخش انوار دارد
دلش با عشق بازى كار دارد
براى ايجاد شدن يك نفس ، مى دانيد بايد چه نعمت هاى عظيمى به كار بيفتد ، تا انسان بتواند يك نفس راحت بكشد .
زمين بايد به دور خورشيد بگردد تا فصل ها مهيّا شود ، به دور خود بگردد تا شب و روز به وجود آيد ، آفتاب بايد بر زمين بتابد ، تا قسمتى از آب ها تبخير گردد ، تا گياهان و درختان برويند ، تا موجودات زنده به حيات خود ادامه دهند ، تا ميكروب ها و ويروس هاى مضرّ ، نابود شوند ، تا عملِ كربن گيرى به وسيله هزاران ميليارد گياه و درخت انجام گرفته ، اكسيژن زمين تأمين گردد ، تا بين اكسيژن و ازت ، تعادل حاصل شود و پس از آن ميلياردها سلول در بدن بايد فعاليت هماهنگ كنند ، تا دستگاه تنفس بتواند كار كند تا بشود يك نفس كشيد ، شما تفصيل اين فعل و انفعالاتى كه يك هزارمش گفته نشد اگر بخواهيد در كتب مربوط ببينيد ، بايد يك كتاب خانه عظيم را از اوّل تا آخر مطالعه كنيد تا ماهيّت يك نفس كشيدن براى شما روشن شود ، آن گاه به اين معنى پى مى بريد كه براى هر نفس ، ميلياردها نعمت به كار گرفته مى شود ، پس براى يك نفس ، ميلياردها شكر لازم است و براى هر شكرى نيز شكرى واجب و در اين آفرينش كدام قدرت است كه از عهده شكر آن حضرت برآيد ؟
ما اگر بخواهيم نسبت به مسئله شكرِ حق ، انصاف دهيم ، بايد بگوييم : نسبت به يك نعمتِ حق كه به نظر ما ساده مى آيد، اداى شكر نكرده و حقّى به جا نياورده ايم.
شكر ، معلول معرفت نعمت است و ما به خصوص براى كدام يك از نعمت هاى الهى قدم معرفت برداشته ايم ، تا پس از آگاه شدن به موقعيت نعمت در زندگى خويش به اداى شكر برخيزيم ؟
به قول عاشق عارف ، الهى :
 *
 گر اين بود عمرى كه از دست ما شد
 دريغا كه سرمايه زندگانى
 به باطل گذشته است ايّام عمرى
 به بازيچه بگذشت دور جوانى
زچرخ اى جوانان دوران بپرسيد
 رود عمر و ماند به جا حسرت و غم
بر آن دل كه غافل زياد خدا شد
    *
 دريغا كه يكسر به باد فنا شد
هدر گشت و بر باد رفت و هبا شد
كه بى ياد حق رفت و صرف هوا شد
فغان كين چنين گوهرى بى بها شد
كه دور جوانى پيران كجا شد
بر آن دل كه غافل زياد خدا شد


منبع : برگرفته از کتاب عرفان اسلامی استاد حسین انصاریان
1264
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

نفس و هفت مرحله آن
قدردانی استادانصاریان از خادمین سیدالشهدا علیه السلام
سخنراني مهم استاد انصاريان در روز شهادت حضرت ...
شكر عبد ، كرم حق
ایمان، نخستین ویژگی اولیاءالله
مسجدی در اسپانیا به علت كثرت جمعیت در نمازهای جماعت ...
تخریب سازمان یافته قبور شیعیان قطر
نیایشی برای وداع با ماه رمضان‏
مراسم احیاء شب های قدر استاد حسین انصاریان اعلام شد
دعای اول

بیشترین بازدید این مجموعه

صفات حق در ادعيه

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز