فارسی
سه شنبه 08 مهر 1399 - الثلاثاء 11 صفر 1442

  268
  0
  0

تقسیم‏بندى موجودات

معادن و نباتات همه جفت آفریده شده اند. در عالم بالا تمام موجوداتى که قرار دارند، جفت آفریده شده اند. اگر بخواهیم همه عالم را تقسیم بندى کنیم که چند نوع موجود در این عالم است، به بیش از سه تقسیم نمى توان رسید. یک سلسله موجودات، موجوداتى هستند که حس و شعور ندارند که « مِمَّا تُنْبِتُ الاْءَرْضُ » از آن دسته است. دسته دوم موجوداتى هستند که حس و شعور دارند و به دلیل حفظ شعور خود، قوّه جاذبه، دافعه، هاضمه و قوّه ماسکه دارند و در حد خودشان قدرشناس و ضرر شناسند، همه آنهایى که در کتاب هاى علمى از آنها تحقیق شده است. موجودات شعورى، موجوداتى هستند که شعور و درک آنها ذاتى است، مانند حیوانات و بسیارى از انسان ها که تمام برنامه هایشان شبیه برنامه هاى حیوانات است، و آنها جزء « وَمِنْ اَنفُسِهِمْ » هستند. « مِمَّا تُنْبِتُ الاْءَرْضُ » جفت هستند، نر و ماده دارند، گیاهان، نباتات، معادن و تمام عوامل بالا، « وَمِنْ اَنفُسِهِمْ »، موجوداتى که زنده هستند و شعور و درک جزئى دارند، آنها هم همه جفت آفریده شده اند: « وَمِمَّا لاَ یَعْلَمُونَ » و انسان هایى هستند که درک آنها کلى است، بدین معنا که به حقایق عالى عالم راه پیدا کرده اند. به خدا و معاد راه پیدا کرده اند، به انبیا، اولیا و ائمه قدس سرهما راه پیدا کرده اند. این جفت بودن آنها چگونه است : « خَلَقَ الاْءَزْوَاجَ کُلَّهَا ». دسته سومى که خدا مى فرماید : « وَمِمَّا لاَ یَعْلَمُونَ »، منظور ارزش آنهاست، به دلیل درکى که از حقایق عالم پیدا کردند و قدرت و اراده آزاد خود را در چهارچوب این درک و شعور عالى قرار دادند، خود را به جایى رساندند که اگر تمام عالم علم خود را روى هم بگذارند و بخواهند آنها را ارزیابى کنند، نمى توانند ارزش بگذارند که چه قدر مى ارزند، خدا چه قدر ارزش دارد؟ بى نهایت، على و فاطمه چه قدر ارزش دارند؟ بى نهایت، سلمان چه قدر ارزش دارد؟ پیغمبر مى فرماید : «منّا اهل البیت» چه قدر مى ارزد، بى نهایت، سلمان هم بى نهایت ارزش دارد.بنابراین، قرآن مجید مى فرماید : نسبت به آنها شما و همه افراد انسان « وَمِمَّا لاَ یَعْلَمُونَ » هستند. علم کسى به مقام، ارزش و والایى آنها نمى رسد. کسى نمى داند آنها چه قدر ارزش دارند. آنها در اتصال به مقام ربوبیت و در اتصال به تمام شئون معاد، موجودى نورى شدند و منبع و مبدا این نور هم خود وجود مقدّس حق است.در حقیقت، اینها به تعبیر امام باقر علیه السلام تجلّى خدا در عالم هستند. تجلّى خداوند، مانند شعاع آفتاب است. در حقیقت، شعاع آفتاب، خود آفتاب است، تجلّى خداوند، نور خداست این که در قرآن مجید شما کلمه نور را اضافه به اللّه مى بینید، از همین قبیل است.امام حسین علیه السلام مى فرمودند : کسى که در دنیا در مقام خاموش کردن نور من برنیاید، چون قدرتى در عالم براى خاموش کردن نور من پیدا نمى شود، چون من نور اللّه هستم و نور اللّه خاموش نمى شود. قمر بنى هاشم نور اللّه بود، ابوذر نور اللّه بود، مریم علیه السلام نور اللّه بود. آنان موجوداتى نورى هستند که احدى قدرت ارزیابى آنها را ندارد. این موجودات نورانى را خدا براى چه در میان ما قرار داده است. براى این که امام ما باشند : « اِنِّى جَاعِلٌ فِى الاَرْضِ خَلِیفَهً » براى چه امام باشند؟ براى این که ما ماموم آنها بشویم. ما اگر ماموم آنها شویم، در همان ارزشى قرار مى گیریم که آنها قرار گرفته اند؛ از این رو وجود ما به وجودى تبدیل مى شود که داخل در قطعه « وَمِمَّا لاَ یَعْلَمُونَ » است. اگر کسى بخواهد ما را ارزیابیکند، دیگر قدرت ارزیابى کردن ندارد. وقتى پیامبر صلی الله علیه و آله بفرماید :«ضَربَهُ عِلىٍّ یَومَ الخَندَقِ افضَلُ مِن عِبادَهِ ثِقلَینِ»10 ؛

یک عملى على علیه السلام بالاتر از عبادت ثقلین است، خود على چه قدر مقام دارد، یا خود پیامبر صلی الله علیه و آله که در قرآن مجید دورنماى مقامشان را پروردگار بزرگ عالم بیان کرده است.

 

  268
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز