فارسی
سه شنبه 29 مهر 1399 - الثلاثاء 3 ربيع الاول 1442
  372
  0
  0

دعاى نوح علیه السلام

از قول حضرت نوح علیه السلام نقل مى کنند8 که بعد از 950 سال که مى خواست زمین را از شرّ مردم بى تربیت نجات دهد، عرض کرد :« رَّبِّ لاَ تَذَرْ عَلَى الاْءَرْضِ مِنَ الْکَافِرِینَ دَیَّاراً »9.و نوح گفت : پروردگارا ! هیچ یک از کافران را بر روى زمین باقى مگذار.اى مالک من! اى مربّى من، دیگر از این مردم ناپاک روى زمین کسى را باقى نگذار. خداوند هم زمین را با باریدن باران و جوشاندن آب پاک کرد. اگر جان آدم دعا کند که خدایا مرا پاک کن ؛ یعنى نوح وجود او بگوید : اى خدا! در این زمین کافران زیادى هستند که حاضر نیستند مسلمان شوند، تو مالک من هستى، تو مربّى من هستى، من مملوک تو هستم، پس من چه کار کنم؟ نوح در آخر مى گوید که دیگر قدرتم نمى رسد. همین آدم، نوح وجود او به پروردگار مى گوید: اى خدا! ما دیگر قدرتمان نمى رسد. درست است که تو به ما گفتى خوب شو، ما هم دوست داریم خوب شویم، اما قدرتمان نمى رسد. تو گفتى هر کس یک قدم به طرف من بیاید، من ده قدم به طرف او مى آیم، اما ما آن یک قدم را هم نمى توانیم بیاییم، بیا این ده قدم خودت را یازده قدم کن، آن یک قدم را هم خودت بیا.

این نوحِ وجود ما دعا کند که در این سرزمین وجود ما که کافر در آن زیاد است، آن هم چه کافرهایى، حسد، غرور، کبر، ریا، عجب، خودبینى اینها همه کفّارى هستند که ما هر کارى مى کنیم که اینها ایمان بیاورند، نمى آورند. این تویى اى خدا، باران عنایتت را بفرست و این سرزمین وجود ما را پاک کن. پاک هم مى کند، چون در احادیث قدسیّه مى فرماید : در بین این مردم مومن و متدیّن تنها کسى که از او خوشم نمى آید، کسى است که دعا نمى کند. اگر دعا کند، جوابش را مى دهم، اما دعا نمى کند، مرا صدا نمى زند، باید صدایم کند تا بتوانم بگویم چه مى خواهى؟ اگر دهانش را ببندد و چیزى نگوید من هم چیزى به او نمى دهم. اى نوح وجود انسان باید دعا کند که : « رَّبِّ لاَ تَذَرْ عَلَى الاْءَرْضِ »10 بر ارض وجودم « مِنَ الْکَافِرِینَ دَیَّاراً » بجوشان، از بیرون گناهم را ببخش، از درون نور در من ایجاد کن، همین کارى که در زمان نوح کردى و از آسمان باریدى، از دل زمین هم جوشاندى، این کار را مى توانى بکنى. آن گاه که ابراهیم خواست به پیشگاه مقدّس حق عرض ادب کند، به دیوار کعبه تکیه داد و گفت :« رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا اِنَّکَ اَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ * رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَمِن ذُرِّیَّتِنَا اُمَّهً مُسْلِمَهً لَکَ وَاَرِنَا مَنَاسِکَنَا وَتُبْ عَلَیْنَا اِنَّکَ اَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ »11 .یا آن گاه که دست هاجر و اسماعیل شیرخوار را گرفت و به بیابان بى آب و علف آورد، از آسمان آتش مى بارید، هیچ چیزى هم پیدا نمى شد، جبرئیل آمد و گفت: پروردگار مى فرماید که این زن و بچّه را همین جا بگذار و برو. گفت : چشم، اما سرش را بلند کرد و گفت : «رَبَّنَا» ؛ اى مالک ما، یعنى آیا این زن و بچّه با بودن تو تنها هستند؟ادهم مى گوید، کنار دریا جوانى را دیدم که سرش را پایین اندخته بود، حالى داشت و حرکت مى کرد، گفتم: غریب اهل کجایى؟ گفت غریب خودت هستى، من غریب نیستم. پرسیدم : چطور غریب نیستى، در حالى که تنهایى؟ گفت : خدا با من است، غریب کسى است که خدا با او نباشد، آیا با بودن خدا این زن و این بچّه تنها هستند؟« رَبَّنَا اِنِّى اَسْکَنتُ مِن ذُرِّیَّتى بِوَادٍ غَیْرِ ذِى زَرْعٍ عِندَ بَیْتِکَ الْمفحَرَّمِ »12.اسماعیل وجود ما کنار این بدن خاکى بى محصول مانده است، اگر خدا عنایت کند این اسماعیل وجود ما کارش در این سرزمین خشک بدن به جایى مى رسد که در زمین بدن ما کعبه درست مى شود، مسجد الحرام درست مى شود، زمین وجود ما، حرم امن و محلّ عبادت مى شود.زمین وجود ما، دست ما، چشم ما، گوش ما، زبان ما، پوست ما، سلول هاى ما همه حاجى هایى مى شوند که فقط دور قلبى که خانه خداست، مى گردند، اما اگر اسماعیل نیاید، یا بمیرد، در همین خانه 360 بت کار مى گذارند، بت نفس، بت شهوت، بت مال، بت میز، بت صندلى، همین بت هایى که الان در دنیا فراوانند. آن روز مکّه یک بتخانه داشت، اما امروز میلیاردها بتخانه روى این زمین، بتخانه متحرک هستند و دیگر بتخانه به آن صورت بسیار کم است. امروزه بتخانه ها به این صورت درست شده اند. خدایا این اسماعیل وجود ما را بیدار کن. ابراهیم وجود باید اسماعیلى را در این سرزمین بگذارد، « لِیُقِیمُوا الصَّلوهَ »13 تا ما را به تو متصل کند. اگر کلمه صلاه از «صِلِه» آمده باشد که به معناى اتصال است.

 

  372
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز