فارسی
سه شنبه 17 تير 1399 - الثلاثاء 16 ذي القعدة 1441

  346
  0
  0

مقام و منزلت سلمان

پیغمبر بعد از نماز صبح به آن مرد فرمود : حالت چطور است؟ گفت اجازه مى دهید از این گنبدى که روى ماست به نام دنیا، سرم را بیرون کنم از آن پشت خبر بدهم که چه خبر است؟ اجازه مى دهید که این قیافه هایى را که در مسجد نشسته اند، از تک تک آنها خبر دهم که در چه طبقه اى از جهنّم قرار دارند؟ کدام را در کجاى بهشت مى بینم؟ اجازه مى دهید خطّ هاى داخل قلب این مردم را برایتان بخوانم که چیست؟ فرمود : نه، ولى حال خودت را بگو، به حال مردم کار نداشته باش، مى دانم که مى دانى، اما هر دانسته اى را که نباید گفت، اهل خبر کجا هستند، محرم ها کجا هستند، تو مى خواهى پیش نامحرم ها چه بگویى؟به سلمان مى گفت : سلمان جان چیزهاى مربوط به خودت را براى ابوذر تعریف نکن؟ بعضى ها چه خبرهایى از عالَم گرفته بودند؟ اگر ابوذر نامحرم سلمان باشد، واى به حال ما، ما که به همه نامحرم هستیم و آن گاه روى مان را باز کردیم و به همه مى گوییم ما را تماشا کنید، یا رسول اللّه ، ما را ببین، یا حسین، ما را ببین، یا على، ما را ببین، از همه بدتر اى خدا، ما را ببین، خودش که گفته به نامحرم نگاه نکنید، خودش قانون خودش را بشکند، من باید محرم شوم تا مرا راه دهند، آن گاه بعد از آن که محرم شدى، کارت بسیار سخت مى شود، اگر محرم شدى، باید بیش از گذشته دهنت بسته شود:

چو محرم شدى واقف خویش باش
 که محرم به یک نقطه مجرم شود 
 همین که محرم شدى، یک لحظه به درخت خودبینى نزدیک شده اى، آن گاه فریادش بلند مى شود که : « فَاخْرُجْ مِنْهَا فَاِنَّکَ رَجِیمٌ »8.

 

  346
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب


 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز