فارسی
پنجشنبه 08 خرداد 1399 - الخميس 5 شوال 1441
  251
  0
  0

نصیحت سیدالشهداء علیه السلام

یک فردى خدمت وجود مقدس حضرت سیدالشهداء علیه السلام رسید، عرض کرد «اَنَا رَجُلٌ عَاصٍ وَ لا اَصْبِرُ عَنِ الْمَعْصِیَهِ فَعِظْنِى بِمَوْعِظَهٍ»1 من دچار معصیت هستم، شاید هم خودم دلم نخواهد گناه کنم ولى مریض شدم، چون گناه مرض است، انسان از مادر که متولد مى شود سالم متولد مى شود و گناه مثل امراضى که عارض بر جسم مى شود عارض بر نفس مى شود. معالجه هم دارد، گناه چیزى نیست که وقتى آشکار بر صفحه نفس شد تا آخر ماندنى باشد، مى شود معالجه اش کرد و نقش گناه را پاککرد. این مرد هم واقعا براى معالجه به حضرت مراجعه کرده بود، به حضرت عرض کرد: من احتیاج به معالجه دارم چه کار بکنم؟وجود مقدس حضرت سیدالشهداء علیه السلام این طبیب الهى، چهره این مرد را که نگاه کردند یک نسخه اى متناسب با او دادند که این نسخه متناسب با اکثر ماست. حالا عده اى هستند که عاشق حق هستند و از اولیاى خدا هستند و نسخه شان به گونه اى دیگر است ولى ما مریض هایى هستیم که نسخه مان همین است که امام شهیدان به این مرد عنایت کرد. چون گفت من دلم هم نمى خواهد گناه بکنم اما در گناه افتاده ام، چه کار بکنم؟وجود مقدس حضرت سیدالشهداء علیه السلام فرمودند من پنج برنامه در اختیارت مى گذارم تو این پنج برنامه را عمل کن، بعد از عمل کردن به آنها خودم به تو اجازه مى دهم که هر گناهى که در این دنیا دلت مى خواهد انجام دهى:«فَاَوَّلُ ذَلِکَ لا تَاْکُلْ رِزْقَ اللّه ِ وَ اَذْنِبْ مَا شِئْت» ؛تو براى گناه کردن قدرت مى خواهى، مى خواهى نامحرم ببینى، دروغ بگویى، غیبت کنى، شهوت رانى کنى، زنا کنى قدرت مى خواهى و این قدرت را فقط خوراکى ها به آدم مى دهد. خوراکى ها هم همه ساخت دست پاک خداست و ذره اى از آنان را خدا براى گناه کردن نساخته است، تو هم که مى خواهى گناه کنى، این روزى ساخته شده خدا را نخور. براى گناه کردن قدرت مى خواهى برو روزى غیرخدا را بخور.«وَ الثَّانِى اخْرُجْ مِنْ وَلایَهِ اللّه ِ وَ اَذْنِبْ مَا شِئْتَ» ؛از حکومت خدا خودت را آزاد کن، یک کارى بکن که دیگر خدا نه حاکم جانت باشد و نه حاکم بدنت و نه حاکم موجودیتت و نه حافظت باشد، اصلا ارتباطى به حکومت رحمانى و رحیمى و ارادى خدا نداشته باشد. وقتى خودت را آزاد کردى و دیگر مال خدا نبودى، هر کارى دلت مى خواهد بکن، چون وقتى مال او نباشى، او هم کارى به تو ندارد، مى گوید مال من نیست، تحت سیطره حکومت من نیست، برود هر کارى مى خواهد بکند. «وَ الثَّالِثُ اطْلُبْ مَوْضِعاً لا یَرَاکَ اللّه ُ وَ اَذْنِبْ مَا شِئْتَ» ؛مى خواهى گناه کنى یک جایى را پیداکن که وجود مقدس او تو را نبیند، چون او نمى خواهد بنده اش را در حال گناه ببیند، تو هم یک جایى را پیداکن و گناه کن که او تو رانبیند.«وَ الرَّابِعُ اِذَا جَاءَ مَلَکُ الْمَوْتِ لِیَقْبِضَ رُوحَکَ فَادْفَعْهُ عَنْ نَفْسِکَ وَ اَذْنِبْ مَا شِئْتَ» ؛ روزى که ملک الموت آمد جانت را بگیرد و مى خواهد به عالمى که عالم اجر و عقاب است منتقلت کند، گناهکار را مى خواهند عذابش کنند، تو بلند شو، گریبان ملک الموت را بگیر و بیرونش کن، نگذار جانت را بگیرد، اگر هم خواست بگیرد، تو جانت را نده.«وَ الْخَامِسُ اِذَا اَدْخَلَکَ مَالِکٌ فِى النَّارِ فَلا تَدْخُلْ فِى النَّارِ وَاَذْنِبْ مَا شِئْت»2 ؛اگر هیچ کدام اینها نشد، روزى خدا را خوردى و از حکومت خدا هم نتوانستى خارج بشوى و جایى هم پیدا نکردى که خدا تو را نبیند و ملک الموت را هم نتوانستى رد بکنى، شد قیامت، «اِذَا اَدْخَلَکَ مَالِکٌ فِى النَّارِ فَلا تَدْخُلْ فِى النَّارِ» الان که مى خواهند تمام دست و پایت را زنجیر ببندند، و به جهنم ببرند، تو نرو، هر کارى کردند که تو را ببرند جهنم نرو،این پنج کار را بکن، بعد از این پنج کار هر گناهى که دلت مى خواهد مرتکب بشو، انسان کدام یک را مى تواند انجام دهد؟ هیچ کدام.حالا که نمى شود هیچکدام از آنها را انجام داد، پس بیاییم از گناهان گذشته مان عذرخواهى کنیم، بگوییم ما گناه کردیم اما با قدرت روزى تو، گناه کردیم اما در حکومت تو، در مملکت تو، گناه کردیم اما همه جا ما را دیدى، فقط تو که مى دیدى ما خجالت نمى کشیدیم، اما یکى دیگر ما را که مى دید فوراً خودمان را مى پوشیدیم و فرار مى کردیم، حالا ولو یک بچه ما را ببیند. اما تنها کسى که ما را دید و اصلا براى ما مهم نبود، تو بودى. اما چه خداى خوبى بودى که روزیمان را قطع نکردى، عذابمان نکردى، با اینکه عذابمان نکردى، تازه به پیغمبرت گفتى که به اینها بگو با من آشتى کنند که بعداً هم عذابشان نکنم.روزى هم که ملک الموت بیاید ما که قدرت نداریم ردش بکنیم.چون حضرت فرمود که وقتى ملک الموت بیاید یک اشاره به آدم مى کند، گوش و زبان و دست و پا همه از کار مى افتد. روز قیامت هم اگر بخواهى کسى را جهنم ببرى، چطورى نرود، مگر مى تواند نرود.

 

  251
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    تحمّل شیخ جعفر کاشف الغطاء در برابر همسرش
    عدالت در سخن گفتن
    حقیقت بندگى
    شب قدر
    ارزش نفس
    راه مبارزه با نفس ظلمانى
    برخورد شیخ کاشف الغطاء با شخص فقیر
    نفس سلیم و نفس پلید
    خوشحالى خداوند از توبه نمودن بنده
    حالت جذب و انجذاب

بیشترین بازدید این مجموعه

      معناى صراط مستقیم
      حضرت سلیمان و تخت بلقیس
      هدف آفرینش انسان
      تحمّل شیخ جعفر کاشف الغطاء در برابر همسرش
      خداوند همه جا حىّ و حاضر است
      قدرت نفس در وجود انسان
      شهید مطهرى و استادش
      دعاى نوح علیه السلام
      سفر سوّم
      رابطه نفس با سعادت و شقاوت انسان

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز