فارسی
چهارشنبه 25 تير 1399 - الاربعاء 24 ذي القعدة 1441
  376
  0
  0

منزل تجلیه

نَفْس اگر با همه اعضا و جوارحى که در اختیار اوست وادار شود که در برابر اوامر وجود مقدّس حضرت دوست تسلیم شود، خواسته هاى حضرت مولا را اجرا کند. به این مسئله «تجلیه» گویند هیچ کس هم نمى تواند بگوید نمى توانم. خواسته خدا بعد از دادن قدرت است. اول به انسان قدرت مى دهد و بعد از او طلب برنامه مى کند. جان مى دهد، بعد مى گوید که جانت را با من معامله کن، مال مى دهد، بعد مى گوید، مالت را با من معامله کن، چشم مى دهد، بعد مى گوید به آن چه راضى هستم، نگاه کن و به آن چه راضى نیستم، نگاه نکن، گوش مى دهد و مى گوید آن چه را راضى ایم بشنو و آن چه ناراضى ایم، نشنو، زبان مى دهد و مى گوید آن چه را راضى ایم، بگو و آن چه راضى نیستیم، نگو. بنابراین، اول قدرت، نیرو و سرمایه مى دهد و بعد تکلیف مى خواهد.خواسته وجود مقدّسش قبل از عنایت قدرت نیست. کسى که تکالیف را انجام نمى دهد نگوید نمى توانم، بلکه بگوید نمى خواهم انجام دهم، نگوید نمى توانم، بلکه بگوید آخرتم را نمى خواهم، بهشت را دوست ندارم، کمال و نجات را نمى خواهم، در آینده هم نشینى با انبیا و ائمّه و اولیا و عاشقان را نمى خواهم. در واقع، مى گوید که همین ظواهر را مى خواهم، همین لذایذ را مى خواهم. نگوید نمى توانم پول و جان بدهم، نمى توانم بگویم، نمى توانم گناه نکنم.به هر حال تجلیه تلخى و رنج و مشقّت دارد، چراکه خواسته هاى وجود مقدّس مولا با نفس امّاره روبه رو مى شود و به دلیل این که انسان مى خواهد برعکس تمام خواسته هاى نفس حرکت کند، براى او سخت و تلخ است، اما این سختى و تلخى را که به منزله دارو است باید چشید، باید این دارو را بخوریم.

 

  376
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

latest article


 
نظرات کاربر