فارسی
چهارشنبه 25 تير 1399 - الاربعاء 24 ذي القعدة 1441
  828
  0
  0

ثروت خدا داده و دانش فراوان

فقیه و اصولى بزرگ ، چهره معروف علم و دانش و عبادت و عمل ، حجه الاسلام شفتى مشهور به سید ، در ابتداى تحصیل در نجف اشرف به سر مى برد ، از نظر فقر و تهیدستى و ندارى و تنگدستى به او بسیار سخت مى گذشت . اکثر براى یک وعده غذا مشکل داشت ، ماندن در نجف براى او طاقت فرسا شد ، با رنج فراوان براى ادامه تحصیل ، خود را به حوزه اصفهان که در آن روزگار از حوزه هاى پررونق و علمى شیعه بود رساند ، آنجا هم به مانند نجف به سختى زندگى و تنگى معیشت دچار بود .
روزى مقدار کمى پول از محلى براى او رسید ، به بازار رفت که براى خود و اهل بیتش غذا تهیه کند ، با خود فکر کرد که با آن پول به اندازه سد جوع خود و اهل بیتش غذاى ارزانى تهیه نماید .از مرد قصابى یکدست جگر خرید و به جانب خانه روان شد ، در حالى که از خرید خود خوشحال بود .در میان راه گذرش به خرابه اى افتاد ، مشاهده کرد سگى ضعیف و لاغر روى زمین افتاده ، در حالى که چند بچه او به سینه اش چسبیده و مطالبه شیر مى کنند ، ولى در پستان سگ گرسنه ضعیف شیرى وجود ندارد .
حالت سگ و ناله بچه هاى او ، سید را کنار خرابه متوقف کرد ، در عین اینکه خود و اهل بیتش نسبت به آن غذا محتاج بودند ، ولى خواهش و میل نفس را توجهى نکرد ، تمام جگر را به آنان خورانید ، سگ دمى حرکت داد و سرى به جانب آسمان برداشت ، گویى در عالم حیوانى خود از حضرت حق گشایش کار آن ایثارگر را درخواست کرد .سید مى فرماید : زمان زیادى از ترحم من به آن سگ و توله هایش نگذشت که از منطقه شفت ، مال هنگفتى نزد من آوردند و گفتند : ثروتمندى از آن دیار ثروتش را جهت معامله نزد امینى نهاده بود که گفته بود منافعش را جهت سید شفتى بگذارید ، و پس از مرگم اصل مال و تمام منافعش را نزد سید ببرید ، منافع مال مربوط به شخص سید و اصل مال را در مصارفى که معین شده خرج نماید !
سید آنچه را مربوط به خودش بود در راه تجارت گذاشت و از منافع آن املاکى تهیه کرد ، از منافع آن املاک و منافع تجارت ، علاوه بر رسیدگى به وضع مستمندان ، و پرداخت شهریه به اهل علم و حل مشکلات مردم ، مسجد باعظمتى را بنا نهاد که امروز از مساجد آباد اصفهان و معروف به مسجد سیداست ، و قبر مطهر آن مرد بزرگ نیز در کنار آن مسجد در مقبره اى آباد قرار دارد .

 

 

 

 

 

 

 

برگرفته از کتاب عبرت آموز

  828
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    اى خليفه! راه تنگ نبود كه بر تو گشاد گردانم!
    حکایت خدمت به پدر و مادر
    خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور
    سهولت عفو امام رضا(ع)
    چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
    داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
    وقتی امام رضا (ع) به نیشابور رسیدند
    توسل به امام رضا(ع) مرا نجات داد
    ملاقات امام رضا(ع) با عالم ربانى‏
    طلب مقام از حضرت رضا(ع)

بیشترین بازدید این مجموعه

      داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
      حکایت خدمت به پدر و مادر
      اين است شب ركوع و سجود
      من تا هستم همينم
      سخط الهى‏
      در این دنیا چه چیز مرا كفايت مى‏‌كند؟
      چگونه خانه خود را تبديل به خانه آخرت كنيم؟
      براى علم او نقطه منتها نيست‏
      نماز در آيينه تاريخ‏
      صابونى را بازگردانيد

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز