فارسی
چهارشنبه 09 آذر 1401 - الاربعاء 6 جمادى الاول 1444
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
0
نفر 0

پروردگار را بخوان

اسحاق بن عمار مى گويد : به حضرت صادق عليه السلام عرض كردم : من دعا مى كنم و ميل دارم گريه كنم ، ولى گريه ام نمى آيد و چه بسا به ياد برخى از مردگان خانواده ام مى افتم پس رقت مى كنم و اشك مى ريزم ، آيا اين كار درست است ؟ فرمود : آرى ، آن ها را به ياد آر و چون رقت كردى گريه كن و پروردگار تبارك و تعالى را بخوان و به درگاه حضرتش دعا كن.


منبع : برگرفته از کتاب داستانهای عبرت آموز استاد حسین انصاریان
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

توبه جوانی که خیاط زنانه بود
طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) ...
حكايت ابراهيم ادهم‏
ماجرای زن بدکاره ای که به زندان امام کاظم (ع) رفت
گردنبند با برکت حضرت زهرا(س)
جنازه‌ای که کسی بالای سرش حاضر نشد؟!
حكايتى از اميرالمؤمنين (ع)
چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
حكايت انوشيروان و وزير
داستان قارون و ثروتش

بیشترین بازدید این مجموعه

برگرفته از کتاب «عبرت آموز» از تالیفات استاد ...
حکایت دزدی که با یاد خدا عاقبت بخیر شد
رسول خدا و تواضع
داستان رهايى از غار
چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
گردنبند با برکت حضرت زهرا(س)
نجات از حق‏الناس‏
به عاشقانم بگو
وقتی امام رضا (ع) به نیشابور رسیدند
ماجرای زن بدکاره ای که به زندان امام کاظم (ع) رفت

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^