فارسی
سه شنبه 24 تير 1399 - الثلاثاء 23 ذي القعدة 1441
  673
  0
  0

توبه مردی از کارگزاران ستمکاران

عبد الله بن حمّاد از على بن ابى حمزه نقل مى کند که مرا دوستى بود از نویسندگان امور ادارى بنى امیه ، به من گفت : از حضرت صادق (علیه السلام) اجازه بگیر تا من خدمت آن بزرگوار برسم ، از حضرت اجازه گرفتم ، حضرت اجازه دادند ، وقتى بر حضرت وارد شد سلام کرد و نشست و گفت : فدایت شوم ، در دولت بنى امیه کارگزار بودم ، ثروت زیادى نصیب من شد در حالى که براى به دست آوردن آن ثروت مقررات شرع را رعایت نکرده ام .
امام صادق (علیه السلام) فرمودند : اگر بنى امیه براى خود کاتبى نمى یافتند و غنیمتى به آنان نمى رسید و جمعى از جانب ایشان نمى جنگیدند ، حق مرا به غارت نمى بردند . اگر مردم آنان را وامى گذاشتند و باعث قدرت آنان نمى شدند ، کارى از دست آنان برنمى آمد .
جوان به حضرت عرضه داشت : آیا براى من راه خروجى از این بلاى عظیم وجود دارد ؟ حضرت فرمودند : اگر بگویم انجام مى دهى ؟ عرض کرد : آرى ، فرمودند : از تمام ثروتى که از طریق دیوان بنى امیه به دست آورده اى دست بردار ، هر که را مى شناسى مال او را به او برگردان و هر که را نمى شناسى از جانب او صدقه بده ، من بهشت را از جانب خدا براى تو ضمانت مى کنم ، جوان سکوتى طولانى کرد ، سپس عرضه داشت : فدایت شوم انجام مى دهم .
على بن ابى حمزه مى گوید : جوان با ما به کوفه برگشت ، چیزى براى او نماند مگر اینکه نسبت به آن به دستور حضرت صادق (علیه السلام)عمل کرد .او پیراهن بدنش را نیز در راه خدا داد ، براى او پولى جمع کردم ، لباسى خریدم و خرجى مناسبى براى او فرستادم ، چند ماهى نگذشت که مریض شد ، به عیادت او رفتیم ،
رابطه ما با او برقرار بود تا روزى به دیدنش رفتم ، در حال احتضار بود ، دیده اش را گشود و به من گفت : به خدا قسم امام صادق به عهدش وفا کرد ، گفت و از دنیا رفت .
به کار دفن و مراسمش اقدام کردیم ، پس از زمانى خدمت حضرت صادق رسیدم ، فرمودند : به خدا قسم عهد خود را نسبت به دوستت وفا کردیم ، عرض کردم : فدایت شوم راست گفتى ، او به هنگام مرگش از عنایت شما خبر داد.







برگرفته از کتاب داستانهای عبرت آموز

  673
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    اى خليفه! راه تنگ نبود كه بر تو گشاد گردانم!
    حکایت خدمت به پدر و مادر
    خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور
    سهولت عفو امام رضا(ع)
    چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
    داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
    وقتی امام رضا (ع) به نیشابور رسیدند
    توسل به امام رضا(ع) مرا نجات داد
    ملاقات امام رضا(ع) با عالم ربانى‏
    طلب مقام از حضرت رضا(ع)

بیشترین بازدید این مجموعه

      طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) اعتراض داشت
      داستان تجارت دوست امام صادق‏
      من تا هستم همينم
      مناجات تا طلوع فجر
      برخورد مرحوم كلباسى با مرد مقدّس در حمام‏
      نيت الهى در برداشتن قدم‏
      ترك ياد خدا
      عبوديت را از يك عبد بياموزيم‏
      از على آموز اخلاص عمل‏
      چگونه خانه خود را تبديل به خانه آخرت كنيم؟

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز