فارسی
يكشنبه 02 آبان 1400 - الاحد 18 ربيع الاول 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
478
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

منظور از«اخلاق» كه از جمله عوامل شناخت است ، چيست؟

اگر در مباني اساسي اخلاق دقت كنيم و آنرا از خوشروئي و نرمي در برخورد با همنوعان كه چيزي نيست جـز آراستـن خود بـراي ديگـران، تفكيك نمائيم، مي تـوانيم بگوئيـم يكي از اساسي ترين و با شرافت ترين عوامل شناخت، اخلاق است، اخلاق عبارتست از شكوفا شدن همه ابعاد مثبت انساني در مسيري كه رو به هدف اعلاي زندگي پيش گرفته است. اين تفسير براي اخلاق هواداران فراواني از انسان شناسان صميمي شرق و غرب دارد. وقتي يك شاعر شرقي ميگويد:
«و هنگاميكه خدا، در نتيجه انحرافات امتي، بخواهد امتي را در خواب غفـلت و جهالـت فرو ببرد، تا در تبـاهي غوطه ور شود، اخلاق آن امت را تباه ميسازد. و بالعكس، هنگاميكه خدا بخواهد امتي را بيدار كند، تا بر پاي خود بايستد و از خود بيگانه نشود اخلاق آن امت را شكوفا ميسازد» مقصودش خوش برخوردي و نرمخوئي و نشان دادن دندانها از شكاف لبها به مردم كه خنده ناميده ميشود، نيست، بلكه مقصود همان شكوفا شدن ابعاد مثبت يك امت است كه او را براي تحصيل «حيات معقول» كه ركن اساسي اش شناخت است، به تكاپو مياندازد. اين تعريف را با جملات مشروح تر در مغز يك متفكر مغرب زميني هم مي بينيم: «زندگي آدمي پيش از آنكه به نان بسته باشد، به ايجاب بسته است. ديدن و نشان دادن كافي نيست فلسفه بايد بمنزله يك انرژي باشد، بايد عملش و اثرش به كار بهبود بشر آيد. سقـراط بايد در آدم وارد شود و مارك اورل را به وجود آورد، بعبارت ديگر از «مرد سعادت» «مرد عقل» حاصل دارد، مبدل كردن عدن به دانشكده. علم بايد اكسير مقوي باشد. تلذذ؟! چه هدف ناچيز و چه جاه طلبي بيمقداريست! تلذذ كار جانورانست. پيروزي واقعي جان آدمي فكر كردن است، فكر را براي رفع عطش آدميان بكار بردن، معرفت خدا را همچون اكسير به هم دادن، در وجود همه كس وجدان و علم را دست در آغوش كردن و با اين مواجهه اسرارآميز رستگارشان ساختن، چنين است وظيفه فلسفه واقعي.
اخلاق يك شكفتگي حقايق است. سير و سلوك به عمل منتهي ميـشود، كمال مطلق بايد عملي باشد، ايده آل بايد براي روح آدمي قابل استنشاق. قابل درك و قابل خوردن باشد، همين ايده آل است كه حق دارد بگويد: «اين گوشت من است، اين خون من است. (ويكتورهوگو ـ بينوايان)» در جمله «اخلاق يك شگفتي حقايق است» دقت فرمائيد، اين جمله صريح و بطور مستقيم اخلاق را با شگفنتي حقايق معرفي ميكند. نه به عنوان يكي از محصولات اخلاق، در حقيقت ميتوان نام عامل اخلاق را عامل انساني شناخت نيز توصيف نموده شكفتگي حقايق و واقعيات كه عالي ترين محصول ارتباط انسان با دو قلمرو جهان و انسان است، ميتواند شناخت را بعنوان هدف و فلسفه زندگي نيز معرفي نمايد. و با اين توصيف كه درباره اخلاق متذكر شديم، ميتوانيم شناخت را با دو بعد يا دو ارزش وسيله اي و هدفي بپذيريم. بعد و ارزش وسيله اي شناخت عبارت است از وسيله بودن اين پديده براي وصول به واقعيات و برخورداري از آنها در راه تكامل. و بعد و ارزش هدفي شناخت شكوفا شدن معرفت آدمي است كه عامل گسترش موجوديت او در جهان هستي است، زيرا هر شناختي مانند اينست كه جزئي به موجوديت جان آدمي ميفزايد. بقول مولانا: هر كه او آگاه تر، با جانتر است.


منبع : پاسخگو
478
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

تفاوت شخص مرتد با زندیق در اسلام چیست ؟
اینکه گفته می شود « بچه ای که متولد می شود تا هفت سال ...
چگونه می‏توان وجود خدا را ثابت کرد؟
مفهوم آیه 255 سوره بقره(لا اکراه في الدین....) را روشن ...
فرق بين حيا و عفت چيست؟
آیا دعای صنمی قریش معتبر است؟
با وجود عقل و وجدان چه نیازی به دین است؟ لائیک یا بی ...
منظور از چشم دل چیست؟
تعریف خودشناسی چیست ؟
جبر و اختیار چیست ؟

بیشترین بازدید این مجموعه

مباهله به چه معناست؟ آیا در زمان حاضر نیز می‌شود با ...
آيا عاشق شدن امري اختياري است یا اجباری؟
بهترین دعا برای اجابت کدام است؟
زن و مرد نسبت بهم چه حقوقی را باید رعایت کنند؟  
منشأ اختلافات خانوادگی از نظر قرآن چیست؟
آیا برای مهمانی رفتن باید در مال میزبان از نظر حلال و ...

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا