فارسی
پنجشنبه 10 آذر 1401 - الخميس 7 جمادى الاول 1444
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
0
نفر 0

منظور از«اخلاق» كه از جمله عوامل شناخت است ، چيست؟

اگر در مباني اساسي اخلاق دقت كنيم و آنرا از خوشروئي و نرمي در برخورد با همنوعان كه چيزي نيست جـز آراستـن خود بـراي ديگـران، تفكيك نمائيم، مي تـوانيم بگوئيـم يكي از اساسي ترين و با شرافت ترين عوامل شناخت، اخلاق است، اخلاق عبارتست از شكوفا شدن همه ابعاد مثبت انساني در مسيري كه رو به هدف اعلاي زندگي پيش گرفته است. اين تفسير براي اخلاق هواداران فراواني از انسان شناسان صميمي شرق و غرب دارد. وقتي يك شاعر شرقي ميگويد:
«و هنگاميكه خدا، در نتيجه انحرافات امتي، بخواهد امتي را در خواب غفـلت و جهالـت فرو ببرد، تا در تبـاهي غوطه ور شود، اخلاق آن امت را تباه ميسازد. و بالعكس، هنگاميكه خدا بخواهد امتي را بيدار كند، تا بر پاي خود بايستد و از خود بيگانه نشود اخلاق آن امت را شكوفا ميسازد» مقصودش خوش برخوردي و نرمخوئي و نشان دادن دندانها از شكاف لبها به مردم كه خنده ناميده ميشود، نيست، بلكه مقصود همان شكوفا شدن ابعاد مثبت يك امت است كه او را براي تحصيل «حيات معقول» كه ركن اساسي اش شناخت است، به تكاپو مياندازد. اين تعريف را با جملات مشروح تر در مغز يك متفكر مغرب زميني هم مي بينيم: «زندگي آدمي پيش از آنكه به نان بسته باشد، به ايجاب بسته است. ديدن و نشان دادن كافي نيست فلسفه بايد بمنزله يك انرژي باشد، بايد عملش و اثرش به كار بهبود بشر آيد. سقـراط بايد در آدم وارد شود و مارك اورل را به وجود آورد، بعبارت ديگر از «مرد سعادت» «مرد عقل» حاصل دارد، مبدل كردن عدن به دانشكده. علم بايد اكسير مقوي باشد. تلذذ؟! چه هدف ناچيز و چه جاه طلبي بيمقداريست! تلذذ كار جانورانست. پيروزي واقعي جان آدمي فكر كردن است، فكر را براي رفع عطش آدميان بكار بردن، معرفت خدا را همچون اكسير به هم دادن، در وجود همه كس وجدان و علم را دست در آغوش كردن و با اين مواجهه اسرارآميز رستگارشان ساختن، چنين است وظيفه فلسفه واقعي.
اخلاق يك شكفتگي حقايق است. سير و سلوك به عمل منتهي ميـشود، كمال مطلق بايد عملي باشد، ايده آل بايد براي روح آدمي قابل استنشاق. قابل درك و قابل خوردن باشد، همين ايده آل است كه حق دارد بگويد: «اين گوشت من است، اين خون من است. (ويكتورهوگو ـ بينوايان)» در جمله «اخلاق يك شگفتي حقايق است» دقت فرمائيد، اين جمله صريح و بطور مستقيم اخلاق را با شگفنتي حقايق معرفي ميكند. نه به عنوان يكي از محصولات اخلاق، در حقيقت ميتوان نام عامل اخلاق را عامل انساني شناخت نيز توصيف نموده شكفتگي حقايق و واقعيات كه عالي ترين محصول ارتباط انسان با دو قلمرو جهان و انسان است، ميتواند شناخت را بعنوان هدف و فلسفه زندگي نيز معرفي نمايد. و با اين توصيف كه درباره اخلاق متذكر شديم، ميتوانيم شناخت را با دو بعد يا دو ارزش وسيله اي و هدفي بپذيريم. بعد و ارزش وسيله اي شناخت عبارت است از وسيله بودن اين پديده براي وصول به واقعيات و برخورداري از آنها در راه تكامل. و بعد و ارزش هدفي شناخت شكوفا شدن معرفت آدمي است كه عامل گسترش موجوديت او در جهان هستي است، زيرا هر شناختي مانند اينست كه جزئي به موجوديت جان آدمي ميفزايد. بقول مولانا: هر كه او آگاه تر، با جانتر است.


منبع : پاسخگو
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

تقيه چيست و انجام آن در چه مواردي لازم است؟
راه های شناخت مرجع تقلید اعلم کدام است؟
جبر و اختیار چیست ؟
چرا ما به خدا نیاز داریم؟
عالم غیب و شهود چیست و در آیات و روایات چگونه مطرح ...
تعریف خودشناسی چیست ؟
چرا خداوند حسّ کشش به سمت جنس مخالف را در انسان ...
آیا روایت نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله که ...
امام موسی کاظم (ع) چگونه به شهادت رسیدند؟
فرق رشوه و ربا چيست؟

بیشترین بازدید این مجموعه

مفهوم آزادی در اسلام چیست ؟
ملائکه چگونه خلق شده اند؟
فرق بين حيا و عفت چيست؟
تزكيه و تهذيب نفس يعني چه؟
تفاوت یقین و ایمان در چیست؟
سند و فضيلت زيارت عاشورا را توضیح دهید
عالم غیب و شهود چیست و در آیات و روایات چگونه مطرح ...
رجوع به کتاب تاریخ طبری برای حقایق صدر اسلام چقدر ...
معنای سبحان اللّه و ریشه این کلمه را بیان کنید؟
چرا خداوند حسّ کشش به سمت جنس مخالف را در انسان ...

 
نظرات کاربر




گزارش خطا  

^