فارسی
يكشنبه 01 خرداد 1401 - الاحد 21 شوال 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
442
0
نفر 0

همراهى با اهل بيت عليهم‏السلام

مردان راه دوست ، راستى در قلب پاك خود جز نيّت پاك و شايسته نداشتند و به خاطر همان نيّت راستين بود كه تمام اعمال آنان عين طاعت حق و محض فرمان بردن از اللّه بود . آن ها در هر حال از نيّت خدايى برخوردار بودند ، چنانچه توفيق به اجرا گذاشتن نيّت را پيدا مى كردند به احسن وجه عمل مى نمودند و اگر زمينه تحقق نيّت را نمى يافتند ، از فضل خدا به ثواب عمل به آن نيّت مى رسيدند .
پس از پيروزى امام على عليه السلام در جمل ، يكى از يارانش گفت : دوست داشتم برادرم با ما در اين صحنه مى بود . حضرت فرمود : آيا ميل و نيّت قلبى برادرت با ماست عرضه داشت : آرى . امام فرمود : حقيقتا با ما حاضر است و آنان كه هنوز در پشت پدران و رحم مادرانند و به دنيا نيامده اند نيز با ما هستند ، به همين زودى ، زمان آنان را آشكار مى كند ، ايمان ، به آنان نيرو مى گيرد و اهل طغيان به دست آنان نابود گردند .
پس از پايان جنگ جمل يا يكى از جنگ ها ، امام على عليه السلام به تقسيم غنائم مشغول شدند ، هر نفرى از برابر حضرت عبور كرد ، مشتى درهم به او عنايت فرمود . چون گيرنده غنيمت درهم هاى گرفته را مى شمرد ششصد درهم بود ، به تمام افراد ارتش ششصد درهم رسيد و براى خود حضرت هم ششصد درهم ماند .
ناگهان يكى از سربازان آه كشيد ، حضرت سبب آه او را پرسيد ، عرضه داشت :
وقتى خواستم در ركاب مبارك شما شركت كنم دنبال برادرم رفتم ، او را مريض يافتم ، در موقع خداحافظى شنيدم كه مى گفت : اى كاش از سلامت برخوردار بودم ، تا مى توانستم در كنار على با دشمنان حق بجنگم . حضرت بلافاصله ششصد درهم سهم خود را به آن سرباز داد و فرمود : چون به ديدار برادرت رفتى اين سهم را به او بده و بگو به خاطر نيّتت انگار با ما بودى و اين سهم حق توست . معلم اخلاق ، شهيد دستغيب در يكى از كتاب هايش از جلد سيزده «بحار الأنوار» از كتاب «كشف الغمة» اربلى نقل مى كند :
محى الدين اربلى گفت : روزى در خدمت پدرم بودم . مردى نزد او بود و چرت مى زد . در آن حال عمامه از سرش افتاد و جاى زخم بزرگى در سرش نمايان شد . پدرم علت آن زخم را پرسيد ، گفت : اين زخم را در جنگ صفين برداشتم . گفتند :
تو كجا و جنگ صفين كجا ؟!
گفت : وقتى به مصر مى رفتم ، مردى از اهل غزه با من همسفر شد ، در بين راه درباره جنگ صفين صحبت شد ، همسفرم گفت : اگر من در صفين بودم شمشيرم را از خون على و يارانش سيراب مى كردم . من هم گفتم : اگر من در ميدان صفين بودم شمشير خود را از خون معاويه و يارانش سيراب مى كردم و اينك من و تو از ياران على و معاويه ملعون هستيم بيا با هم جنگ كنيم ، در آن حال با هم در آويختيم و زد و خورد مفصلى كرديم ، يك وقت متوجه شدم كه بر اثر زخمى كه به سرم رسيده از هوش مى روم ، در آن اثنا ديدم شخصى مرا با گوشه نيزه اش بيدار مى كند ، چون چشم گشودم از اسب فرود آمد و دست روى زخم سرم كشيد ، در آن حال بهبودى يافت و فرمود : همين جا بمان و سپس ناپديد شد ، آن گاه در حالى كه سر بريده همسفرم را در دست داشت ظاهر شد و فرمود : اين سر دشمن توست ، تو به يارى ما برخاستى ما هم تو را يارى كرديم چنان كه هركس خدا را يارى كند خدا او را نصرت مى دهد ، پرسيدم : شما كيستيد ؟ فرمود : صاحب الامر عليه السلام .
آن گاه فرمود : هركس از تو پرسيد اين زخم چه بوده ؟ بگو : اين ضربتى است كه در صفين برداشته ام !!
استادى كه نزد او قسمتى از مكاسب شيخ و كفايه آخوند را تلمّذ مى كردم مى فرمود : طلبه اى از ايران جهت تحصيل به سامرا رفت و در يكى از مدارس آن شهر مقيم شد . پس از مدتى خبر فوت پدرش را شنيد ، از ياران مدرسه سؤال كرد كه در اين مدرسه مرد خدا كيست ؟ به او گفتند : آن شخصى كه در كنار حوض مشغول آب برداشتن است مرد خداست . نزد او آمد در حالى كه مشغول پر كردن آفتابه بود .
عرضه داشت : پدرم از دنيا رفته ، خواهش مى كنم از درگاه خدا براى او طلب مغفرت كنيد ؛ آن مرد خدا گفت : وضو ندارم ، ولى اين مستراح رفتن و قدم هايى كه در اين مسير بر مى دارم براى خدا نيّت مى كنم و ثوابش را هديه پدر تو مى كنم !! آن طلبه سخت رنجيده شد ، ولى همان شب پدر خويش را در خواب ديد كه به او گفت : فرزندم ! از بركت قدم هايى كه آن مرد خدا در طريق مستراح براى خدا برداشت ، من از ثواب آن قدم ها در عالم برزخ بهره مند شدم .

 


منبع : برگرفته از کتاب عرفان اسلامی استاد حسین انصاریان
442
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:
لینک کوتاه

آخرین مطالب

ديدگاه قرآن پيرامون عالمان فاسد
عید فطر؛ نوروز پاکان و توبه‌کنندگان
چهار عنصر وجود انسان
انديشه در عاقبت كار
راه مبارزه با نفس ظلمانى
ثنا و ستايش الهى قبل از دعا
معرفی دعاى كميل
نگاهی کوتاه به زندگی و شخصیت علمی استاد حسین ...
تحمّل شیخ جعفر کاشف الغطاء در برابر همسرش
فاطمه(س)؛ ذات تمام خوبی‌ها و مادر تمام نیکی‌ها

بیشترین بازدید این مجموعه

تقوا
نماز
صفات حق در ادعيه
ديدگاه قرآن پيرامون عالمان فاسد
نعمت خواب
برنامه سخنراني استاد انصاريان نيمه خرداد در ...
قدردانی استادانصاریان از خادمین سیدالشهدا علیه ...
شيوه برخورد با امتحان‏
ارزش دعاى پنهان‏
تلاش برای تحریف وقایع عاشورا: «ابن زیاد» نگذاشت ...

 
نظرات کاربر




گزارش خطا  

^