فارسی
يكشنبه 22 فروردين 1400 - الاحد 28 شعبان 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
157
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

کمیتۀ استقبال از امام

مسئلۀ آمدن و به سلامت رسیدن حضرت امام به ایران ، یکی از مهمترین مسایل انقلاب بود . در آن زمان عمدۀ بحثهای ما در جلسات حول چگونگی انجام این مهم دور می زد . شایعات زیادی پخش شده بود که مثلا می خواهند هواپیما را در آسمان بربایند و امام را به جایی ببرند که دسترسی به ایشان ممکن نباشد ، یا اینکه موقع پیاده شدن می خواهند ایشان را ترور کنند و ... همۀ این شایعات ، نگران کننده و خوف آور بود ، چون حضرت امام عمود خمیۀ انقلاب و ضامن پیروزی بود ، اگر او را از ما می گرفتند دیگر کار تمام بود .
ازهاری ، دولت سست و تارعنکوبتی خود را به بختیار سپرده بود . ادارات تعطیل و ارتش متزلزل ؛ در مقابل ملت پرجوش و خروش ، دولت بختیار ، خیلی سست و پا در هوا بود . او هیچ پایگاه داخلی و تکیه گاهی نداشت . با این حال تهدیداتش تند و آتشین بود . به قول لاتهای آن روزها ، خیلی هارت و پورت می کرد ، به خصوص در مقابل آمدن حضرت امام ، خیلی اولتیماتوم می داد و فرودگاه را بسته بود . از آن طرف ، حضرت امام بسیار اصرار داشت هر چه زودتر به ایران بیاید و هیچ حرف و حدیثی کارساز نبود .
روحانیت مبارز در دانشگاه متحصن شدند . در آنجا هر روز یک نفر سخنرانی می کرد . من روزها در جمع متحصنین بودم و شبها دنبال منبر و سخنرانی می رفتم . در مسجد اعظم قم نیز عده ای تحصن کردند . بالاخره فرودگاه باز شد و شور و ولوله در مردم افتاد . از تمام شهرهای ایران ، برای استقبال از رهبر کبیر انقلاب به سوی تهران حرکت کردند . از هر سو فوج فوج جمعیت وارد شد . با دست اندرکاری دکتر بهشتی ، آقای هاشمی رفسنجانی و دیگر دوستان ، کمیتۀ استقبال ، پایه گذاری شد . مطمئن ترین افراد از جوانان و غیره ، از مساجد احضار شدند و به آنها دستور العمل هایی داده شد.
 امام در بدو ورود ، چند برنامه در نظر داشتند ؛ رفتن به بیمارستان و عیادت از مصدومان و مجرومان ، حضور در دانشگاه و نیز حضور در بهشت زهرا و ایراد سخنرانی مهم در آنجا ، کمیته در نظر داشت امام را با هلی کوپتر از فرودگاه تا بهشت زهرا ببرد ، ولی امام قبول نکردند . فرمودند : « من باید از بین مردم و لابه لای حجمعیت بروم . » دیگر نیروی محافظت کمیتۀ استقبال به درد نمی خورد . فقط عده ای در فرودگاه و جلوی هواپیما و عده ای هم جلوی دانشگاه مستقر شدند و بقیه ، همه به بهشت زهرا رفتند . کمیتۀ ، جای هرکس را مشخص و برایش کارت صادر کرده بود . کارت من برای فرودگاه صادر شده بود ؛ ولی ترجیح دادم به بهشت زهرا بروم و در میان بروم و در میان انبوه جمعیت قرار بگیرم .
در روز ورود امام ، سراسر تهران پوشیده از جمعیت بود و چنانچه در فیلمها مشاهده می شود ، ماشین حضرت امام خود به خود در سیل جمعیت به راه افتاد بود و به پیش می رفت و نیروی حفاظتی گسترده ای در کار نبود . شاید هیچ کس در دنیا ، اجتماع مردمی به آن انبوهی را ندیده بود . خبرگزاری ها از آن ، به عنوان اجتماع و استقبال بی نظیر تاریخی نام بردند و شمار مردم را تا ده میلیون نفر هم تخمین زدند .
سرانجام حضرت امام با هلی کوپتر تا نزدیکی در بهشت زهرا  آمدند . وقتی پیاده شدند ، سیل جمعیت چنان مشتاقانه ایشان را در برگرفت ، که بیم آن می رفت او را در هم بفشرند . آقای مطهری و آیت الله صدوقی ، پی درپی با التماس به مردم تذکر می دادند؛ ولی هیچ فایده ای نداشت . سرانجام امام را از مردم جدا کرده ، با هلی کوپتر در جایگاه – قطعه ای 17- پیاده کردند .
امام در جایگاه مستقر شدند و آن نطق مهم و تاریخی خود را ایراد کردند . بختیار گفته بود : « در یک مملکت ، دو دولت نمی شود » ، امام فرمودند : « ما هم می دانیم که در یک مملکت دو دولت نمی شود ، ولکن دولت تو غیر قانونی است و باید برود . من خودم دولت تعیین می کنم ، من توی دهن این دولت می زنم ، من به پیشتوانۀ مردم دولت تعیین می کنم ...»
امام پس از سخنرانی در بهشت زهرا، به بیمارستان هزار تخت خوابی (امام خمینی ) رفتند و شب نیز به منزل یکی از بستگان خود – ظاهرا آقا زادۀ اخویشان ، آقای پسندیده – تشریف بردند . اکثر مردم مسیر رفت و برگشت بهشت زهرا را پیاده طی کردند . من و دو – سه نفر از دوستان ، ماشینی در اختیار داشتیم . در راه برگشت آقای هادی غفاری را که از پاریس آمده بود در بین جمعیت دیدیم  و او را سوار کردیم و با هم برگشتیم . امام فرموده بودند که باید محل استقرار من ، پایین شهر و در بین تودۀ مردم باشد . در پی آن ، با تبادل نظر دوستان ، مدرسۀ رفاه انتخاب شد ؛ ولی امام فقط یک روز در آنجا ماندند و روز بعد به مدرسه علوی ، که در همان نزدیکی و بر خیابان بود و فضای بیشتری برای تجمعات مردمی داشت ، نقل مکان کردند . هر روزه مردمان بسیاری برای دیدار با امام در اطراف مدرسه جمع می شدند و شعار می دادند ؛ صبح ها آقایان و بعدازظهرها خانمها . اگر امام دیر تشریف می آوردند ، همه شعار می دادند : «مامنتظر خمینی هستیم ، ما منتظر خمینی هستیم » . بی درنگ حضرت امام جلوی پنجره مدرسه در برابر مردم حاضر می شدند و در جواب شعارها و ابراز احساسات مردم دست تکان می دادند . بعضی از افراد ، بچه های قنداقی خود را برای تبرک به امام می دادند تا بر سر آنها دست بکشند .
دست اندکاران اصلی مدرسه علوی ، دکتر بهشتی ، آیت الله مطهری ، آقایان باهنر ، رفسنجانی و مهدوی کنی بودند . برای افرادی که در انقلاب پیشگام بودند و رهبری تظاهرات مردمی را بر عهده داشتند ، حق اولویتی منظور شد تا به مدرسه رفت و آمد کنند و به رهبر عزیزشان نزدیک تر باشند ، کارتهای ویژه ای نیز به این منظور تهیه شد . ما شب را در مدرسه می ماندیم . در آنجا برای روحانیون تهرانی و شهرستانی جلساتی تشکیل می شد که خود امام نیز حضور پیدا میکردند و طی سخنانی دستور العمل های مفیدی برای ادامه و تشدید روند انقلاب می فرمودند . یک شب بعد از نماز مغرب و عشاء آیت الله العظمی سید احمد خوانساری ، که در تهران بودند به مدرسه آمده ، با امام دیدار کردند .
حضرت امام که در بهشت زهرا اعلام کرده بودند « من خودم دولت تعیین می کنم» ، پس از چندی طی حکمی مهندس مهدی بازرگان را نخست وزیر دولت موقت تعیین کردند . به دنبال آن ، امام فرمان دادند که موافقان با نخست وزیری بازرگان ، دست به راهپیمایی بزنند . در اولین فرصت ، راهپیمایی با شکوهی نظیر راهپیمایی تاسوعا و عاشورا برگزار شد که تا میدان آزادی ادامه داشت . در کنار شعارهای متنوع ، شعار « نخست وزیر ایران ، مهدی بازرگان » تکمیل کلام تظاهرات کنندگان بود . در حکم نخست وزیری بازرگان امام فرمودند :« من شمار ا بدون وابستگی حزبی ، به عنوان نخست وزیر انقلاب تعیین می کنم .» ولی نخست بدان توجهی نکرده ، اکثر اعضای دولت خود را از میان حزب خودشان برگزید .


منبع : منتشر شده توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی
157
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

اذان ، قرار ملاقات ماست
فضای باز سیاسی
دستگیری و بازداشت انقلابیون
تبدیل کاباره به چلوکبابی
دستگیری و زندانی شدن
پانزده خرداد
توسل به حضرت حجت برای آمدن میهمان
وسوسۀ شیطانی
آرامش و برکت منبر
ملاقات با پروفسور حامد الگار در لندن

بیشترین بازدید این مجموعه

تحصیل در جامعه تعلیمات
وسوسۀ شیطانی
حفظ آبروی لباس روحانیت
لوایح امام حسین (ع)
گردانهای شهادت
نامه ای به رزمندگان
اذان ، قرار ملاقات ماست

آخرین مطالب

اذان ، قرار ملاقات ماست
فضای باز سیاسی
دستگیری و بازداشت انقلابیون
تبدیل کاباره به چلوکبابی
دستگیری و زندانی شدن
پانزده خرداد
توسل به حضرت حجت برای آمدن میهمان
وسوسۀ شیطانی
آرامش و برکت منبر
ملاقات با پروفسور حامد الگار در لندن

بیشترین بازدید این مجموعه

تحصیل در جامعه تعلیمات
وسوسۀ شیطانی
حفظ آبروی لباس روحانیت
لوایح امام حسین (ع)
گردانهای شهادت
نامه ای به رزمندگان
اذان ، قرار ملاقات ماست

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا