فارسی
دوشنبه 11 اسفند 1399 - الاثنين 17 رجب 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
128
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

توبه جوان یهودی

امام باقر (علیه السلام) مى فرمایند : جوانى بود یهودى که بسیارى از اوقات خدمت رسول خدا مى رسید ، رسول الهى رفت و آمد زیادش را مشکل نمى گرفت و چه بسا او را دنبال کارى مى فرستاد یا به وسیله او نامه اى را به جانب قوم یهود مى فرستاد .

چند روزى از جوان خبرى نشد ، پیامبر عزیز سراغ او را گرفت ، مردى به حضرت عرضه داشت : امروز او را دیدم در حالى که از شدّت بیمارى باید روز آخر عمرش باشد . پیامبر با عدّه اى از یارانش به عیادت جوان آمد ، از برکات وجود نازنین پیامبر این بود که با کسى سخن نمى گفت مگر اینکه جواب حضرت را مى داد ، پیامبر جوان را صدا زد ، جوان دو دیده اش را گشود و گفت : لبیک یا ابا القاسم ، فرمودند بگو : اشهد ان لا اله الاَّ الله و انى رسول الله .

جوان نظرى به چهره عبوس پدرش انداخت و چیزى نگفت ، پیامبر دوباره او را دعوت به شهادتین کرد ، باز هم به چهره پدرش نگریست و سکوت کرد ، رسول خدا براى مرتبه سوم او را دعوت به توبه از یهودیّت و قبول شهادتین کرد ، جوان باز هم به چهره پدرش نظر انداخت ، پیامبر فرمودند : اگر میل دارى بگو و اگر علاقه ندارى سکوت کن . جوان با کمال میل و بدون ملاحظه کردن وضع پدر ، شهادتین گفت و از دنیا رفت ! پیامبر به پدر آن جوان فرمودند : او را به ما واگذار . سپس به اصحاب دستور داد او را غسل دهید و کفن کنید و نزد من آورید تا بر او نماز بخوانم ، آنگاه از خانه یهودى خارج شد در حالى که مى گفت : خدا را سپاس مى گویم که امروز انسانى را به وسیله من از آتش جهنم نجات داد !

 

128
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

آقازاده‌ای که منصب حکومتی را قبول نکرد!
جنازه‌ای که کسی بالای سرش حاضر نشد؟!
طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) اعتراض داشت
حكايت فروش نخلستان و انفاق آن‏
چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
زن بدكاره‏ در خانه عابد
ما با شما در ثواب شما شريكيم‏
گردنبند با برکت حضرت زهرا(س)
حکایتی از لقمه حرام‏
رفتار امام حسين (ع) با معلم فرزندش‏

بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز