فارسی
چهارشنبه 25 تير 1399 - الاربعاء 24 ذي القعدة 1441
  743
  0
  0

بشر حافی

بشر مردى بود خوشگذران و اهل لهو و لعب ، اغلب اوقات در خانه خود مجلس آوازه خوانى و بزم گناه داشت ، روزى امام موسى بن جعفر (علیه السلام) از کنار خانه او عبور کردند ، در حالى که صداى آوازه خوانان و مطربان بلند بود .
 امام به خدمتکارى که کنار درِ خانه ایستاده بود فرمودند : صاحب این خانه بنده است یا آزاد ؟ پاسخ داد : آزاد است ، حضرت فرمودند : راست مى گویى ، اگر بنده بود از مولایش مى ترسید . خدمتکار وارد خانه شد ،
بشر در حالى که کنار سفره شراب بود از علّت دیر برگشتن او پرسید ، خدمتکار گفت : شخصى را در کوچه دیدم ، از من بدینگونه سوال کرد و من بدین صورت پاسخ گفتم . کلام موسى بن جعفر (علیه السلام)آنچنان در قلب بشر اثر کرد که ترسان و هراسان با پاى برهنه از منزل بیرون آمد و خود را خدمت حضرت رسانده به دست مبارک امام توبه کرد ، آنگاه با چشم گریان به خانه برگشت و براى همیشه سفره گناه را جمع کرد و عاقبت در زمره زاهدان و عارفان قرار گرفت

  743
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    اى خليفه! راه تنگ نبود كه بر تو گشاد گردانم!
    حکایت خدمت به پدر و مادر
    خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور
    سهولت عفو امام رضا(ع)
    چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
    داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
    وقتی امام رضا (ع) به نیشابور رسیدند
    توسل به امام رضا(ع) مرا نجات داد
    ملاقات امام رضا(ع) با عالم ربانى‏
    طلب مقام از حضرت رضا(ع)

بیشترین بازدید این مجموعه

      طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) اعتراض داشت
      داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
      حکایت خدمت به پدر و مادر
      من تا هستم همينم
      سخط الهى‏
      در این دنیا چه چیز مرا كفايت مى‏‌كند؟
      چگونه خانه خود را تبديل به خانه آخرت كنيم؟
      براى علم او نقطه منتها نيست‏
      نماز در آيينه تاريخ‏
      صابونى را بازگردانيد

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز