فارسی
چهارشنبه 02 بهمن 1398 - الاربعاء 27 جمادى الاول 1441
  450
  0
  0

حسین(ع) اسطوره ای که باید دوباره شناخت

حسین(ع) اسطوره ای که باید دوباره شناخت

می بایست بازگشت، گذری عمیق و دقیق و دوباره زد به درون مایه هایِ عاشورا، و به زوایایِ پنهانِ حماسه یِ حسین (ع) و رسالتش با دیدگانی متفاوت و متمایز و شوق انگیز و حیرت بار نگریست. حسین(ع) برای کام گرفتن از آب و سیراب نمودنِ قوم و بستگانش رو به سوی فرات نبرد، زیرا که او می دانست بازگشت از آنجا امری است بس دشوار و دهشتناک و در نهایت امری نا شدنی. او با این کردارِ خویش خواهانِ رساندن پیامی جهان شمول به جامعه ی بشریت بود. حضرت ابوافضل(ع) با تمامی رشادت و شجاعتی که از خویش ساطع و منعکس نمود، می دانست که نتیجه جز شهادت و معدوم شدنِ اجزای مبارکش، اتفاقِ دیگری نخواهد بود. 72 تن از یارانِ با وفای حسین(ع) می دانستند که رویارویی با سپاهِ مجهز و بی شمارِ یزید بن معاویه، کاری است که سرانجامش از آغازش هویداست. با تمامیِ این تواصیف کمرها را سفت بسته، عنان ها را به دست گرفتند و راهیِ نبردی گشتند که می دانستند روزی خواهد رسید که تمامی قبایل، امت ها و ملت ها از آن به عنوان "حماسه ی حسین و یارانش" یاد خواهند کرد.
حسین و یارانش خواستارِ به سخره گرفتنِ "مرگ" بودند و این به سخره گرفتن، نمادی گشت به عنوان شهادت، و "شهادت" با تمامِ بزرگی و حیمنه اش درسی می آموزد که "عمل به عدالت" و جنگ در راهِ "رسالت هایِ انسانی" یکی از بزرگ ترین دستاوردهای آن می باشد. حماسه ی عاشورا بیشتر از آنکه جنگی از برای "پیروزی" باشد جنگی بود در راهِ پوییدن و بوییدنِ شکست، تا پیروزی هایی آنچنانی را مذمت نموده و در شکستِ خویش، در اعماق و بطنِ بشریت مزه ی گوارای "پیروزیِ حقیقی و راستین" را بچشاند. حسین این بزرگ مردِ تاریخ، که همگان، چپ و راست، از او به عنوان اسطوره یاد می نمایند،( و این اسطوه بودن با توجه به بافتِ خرق عادت گونه ی عاشورا به راستی لقبی گزافه نمی باشد) انسان و مبارزی بود که "عمل به رسالت" را به معنی وسیعِ کلمه به همگان نشان داد، که با این منش و کردار و حمیتِ والای ایشان، اگر ژرف و ظریف و غیر سطحی بدان بنگریم حاصلش بسیار گوارا و شیرین و آموزنده است.
اگر بخواهیم بعد از پیامبرِ اسلام، بزرگانِ دیگری را در صفِ راستین و حقیقیِ اسلام، به جهان و به "گفتمانِ جهانی" معرفی و عرضه نماییم، می بایست از شخصیت هایی چون علی(ع)، عمار و ابوذر و حسین نام برد. اینان به معنی وسیع کلمه، بزرگ گشتند و در دل و جانِ ملت های محروم و ستم دیده ی جهان خوش نشستند و در نهایت آرمان هایی به یادگار نهادند که "عدالت" و "مبارزه در راه "انسانیت" بزرگ ترین و شگرف ترین رسالتِ آنان بود و اگر اسلام دارای گفتمانی می باشد و اگر این گفتمان می بایست سر لوحه ی دیگر امت ها و ملت ها قرار گیرد، ابتدا بایسته است سر لوحه ی پیروانِ حسین و شیعیانِ او قرار گیرد و بعد به جهانِ گفتمان ها راه یابد.
از علی (ع)، این اسطوره ی عدالت، کم تر از این نیز انتظار نمی رفت که فرزندی تربیت نماید و بپروراند و به جهان معرفی نماید، که سالها بعد پسر از برای تبعیت نمودنِ از بزرگی های پدر، گام در راهی عزیز و شریف گذارد. علی(ع) که در زمان خلافت و امامتِ خویش شمه ای از چشمه هایِ راستینِ عدالت و حقیقت را به جهانیان و مسلمانان چشاند و نشان داد و تعلیم داد و الگو شد، حال که حسین، زنده نمودنِ آن رسالت ها را در جایی جز "عمل" و "شکستِ ظاهری" نمی جُست، جانِ مبارک خویش و یارانِ با وفای خود را تقدیم به آرمان های عزیز و گران سنگِ خویش نمود و خواهانِ آن بود که بعد از شکستِ(ظاهریِ) او هر کس به پیروی از او و گفتمانِ او، بر مسندِ قدرت تکیه زد، به گفتار هایِ خویش، و به تمامی شعایر اسلامیِ راستین و فردیِ خویش عمل نماید، که به دنبالِ این عمل، شکوفایی و رشد و عدالت و آزادگی و انسانیت نهفته است. حسین آموخت که: شکستِ من، یعنی آنکه عمل نمودم در راه اهداف و شعار های خویش، یعنی آنکه ای انسانها چه باک در راه عمل به "عدالت" و عمل به "آرمان ها" تنِ ناچیزِ خویش را تقدیم نماییم؟ او آموخت که رسیدن به اهداف و آرمان ها، سخت و نفس گیر و لاجرم خطیر و دهشتناک است، اما چه باک که کمرِ همت را سفت نموده و در راه عمل به شعارها از خود گذشتگی نماییم، و خود باشیم و خدای خود و وجدانی بیدار؟
از حماسه ی بزرگ و حیرت بارِ عاشورا می توان این چنین برداشت نمود که اگر حاکمان و والیانِ حکومت هایِ جهانی به شعارهایِ خویش که مهمترینِ آن همان "عدالت" است(و این واژه با تمامِ "موجز" بودنِ خویش بسیار وسیع و عمیق و سرنوشت ساز و حیاتی و تاثیر گذار می باشد) اگر کمی جامه ی عمل بپوشانند، تمامی امت ها و ملت ها، زندگیِ تازه و پویا و برابری را خواهند تجربه نمود که به دور از تمامی تبعیض ها و حق به جانب گری ها، راه در مدینه ای خواهند گذارد که از دیر باز فیلسوفان و عارفان در تکاپوی آن بوده، و حسین این اسطوره و رهبرِ بی بدیلِ جهانی، در حماسه ی عاشورا، راه و مسیرِ آرمان شهرها را برای همگان هموار نمود و آن "عمل" بود در راه تمامی "شعارها" با تمامِ شکست های ظاهری اش.
حسین(ع) با تشنگیِ خویش هر چه بهتر و شفاف تر و ملموس تر چهره ی عدالت و تبعیض ها را آشکارنمود و به راستی که تشنگیِ او، درد و هم و غم ِ او دوری از شعار ها و عمل به آنچه می بایست صورت گیرد، بود.والسلام.


منابع:

خدمات متقابل اسلام و ایران، شهید مطهری. بیست گفتار شهید مطهری، از دیار حبیب، سید مهدی شجاعی، کشتی پهلو گرفته، سید مهدی شجاعی

 

 

نویسنده: حامد توکلی دارستانی


منبع : سایت راسخون
  450
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    ارث از پدر
    امام حسین علیه السلام در منابع اهل سنت
    سبک زندگی در بیان امام حسین علیه السلام
    تجلّی بیان قرآن در خطبه های امام حسین(ع) (2)
    تجلّی بیان قرآن در خطبه های امام حسین(ع) (1)
    معرفی امام حسین(ع) از خودش
    بهترین جوان بهشت
    سيري كوتاه در زندگي حضرت سيدالشهدا (عليه السلام)(2)
    سيري كوتاه در زندگي حضرت سيدالشهدا (عليه السلام)(1)
    ثارالله در آيات الهي

آخرین مطالب

    ارث از پدر
    امام حسین علیه السلام در منابع اهل سنت
    سبک زندگی در بیان امام حسین علیه السلام
    تجلّی بیان قرآن در خطبه های امام حسین(ع) (2)
    تجلّی بیان قرآن در خطبه های امام حسین(ع) (1)
    معرفی امام حسین(ع) از خودش
    بهترین جوان بهشت
    سيري كوتاه در زندگي حضرت سيدالشهدا (عليه السلام)(2)
    سيري كوتاه در زندگي حضرت سيدالشهدا (عليه السلام)(1)
    ثارالله در آيات الهي

 
نظرات کاربر