فارسی
شنبه 16 فروردين 1399 - السبت 10 شعبان 1441

دهه اول محرم 94 حسینیه هدایت سخنرانی دوم


عشق حقیقی - روز دوم سخنرانی استادبه همراه مداحی سید مهدی میرداماد - محرم 1437 - حسینیه هدایت -  

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین الصلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین حبیب الهنا و طبیب نفوسنا ابی القاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین.

پیغمبر عظیم الشان اسلام فرمودند محبت اهل بیت من در هفت جای هولناک وحشتناک، ترس‌آور، به شما منفعت می‌دهد، سود می‌دهد، به دادتان می‌رسد، یاری‌تان می‌کند. پشتوانه شماست، یکی هنگام مرگ است، این محبت مرگ را بر شما آسان می‌کند، نمی‌گذارد دچار ترس و وحشت بشوید، بزرگترین عالم قرن هفتم شیعه در سن هشتاد و چهار سالگی با داشتن پانصد و بیست و سه جلد تالیف در حال احتضار قرار گرفت لحظه مرگ، لحظه عبور از دنیا به برزخ. فرزند باکرامتشان که مثل خودشان در مقام مرجعیت شیعه بود فخر المحققین بالای سر پدر به پدر گفت بگویید لا اله الا الله، با فریاد بلند علامه حلی فرمود نه، پسر به وحشت افتاد دوباره گفت بگویید لا اله الا الله، فرمود نه تا بار سوم باز هم گفتند نه.

پسر وحشت‌زده شد آمد اتاق کناری دو رکعت نماز خواند صورت روی خاک گذاشت گفت خدایا هشتاد و چهار سال برایت کار کرده، پانصد و بیست و سه جلد کتاب نوشته الان لحظه این است که به دادش برسی، چی پیش آمده بود رحم کن، برگشت گفت پدر بگویید لا اله الا الله گفت لا اله الا الله گفت آن سه باری که گفتم بگویید می‌شنیدید فرمود بله چرا نمی‌گفتید؟ چرا می‌گفتید نه فرمود به تو نمی‌گفتم نه شیطان مجسم شده بود با کمال قدرت به او می‌گفتم نه محبت اهل بیت قدرت است، نیرو است، انرژی است، خیلی راحت وقت مرگ ابلیس را از آدم دور می‌کند پاسبان انسان است این محبت.

اما جای دوم در برزخ است، اینجا نمی‌گذارد آدم تنها بماند از رحمت خدا، از فضل و احسان خدا. در برزخ است که به محب اهل بیت می‌گویند آرام باش، در یک آرامش کامل، و می‌گویند نوم نومة العروس، دیگر وقت استراحتت است، هنگام تکلیف تمام شده است، بخواب مانند استراحت یک عروس، و ائمه ما می‌فرمایند از چهار طرف برزخ از هر طرفی چهل نور برای او قرار داده می‌شود تا قیامت که فرشتگان رحمت الهی بعد از اینکه خدا بدن را برمی‌گرداند و روح را ملحق می‌کند او را برای ورود به قیامت استقبال می‌کند. این جای سوم است هنگام برخاستن از قبر، جای چهارم هنگام پخش پرونده‌هاست که ابن عباس به پیغمبر گفت مراد از اصحاب یمین کیانند؟ که پرونده‌هایشان را می‌دهند دست راستشان دستش را گذاشت روی شانه امیر المومنین پیغمبر فرمود شیعه این هستند اینها اصحاب یمین هستند.

و عند الحساب، وقت محاسبه به آسان‌ترین روش پرونده را حساب می‌کنند، که از پیغمبر می‌پرسد کل چقدر طول می‌کشد حسابشان؟ چند میلیارد میلیارد نمی‌دانیم، ما شمار محبان اهل بیت را نداریم، فرمود به اندازه برقی که از ابر در بهار می‌جهد و خاموش می‌شود حساب کل رسیدگی می‌شود. مگر قرآن نخواندی ان الله سریع الحساب، سرعت او سرعت اوست، نور را می‌گویند ثانیه‌ای چند صد هزار کیلومتر حرکت می‌کند اما سرعت خدا سرعت خداست علم بی‌نهایت و قدرت بی‌نهایت و اراده بی‌نهایت حساب میلیاردها نفر را به اندازه یک برق جهنده می‌رسد و بعد هم راه به رویشان باز است.

و هنگام میزان، میزان چیست؟ یک وقتی حساب ما را  رسیدند میزان چیست که ما را ارائه به میزان می‌کند، پیغمبر که در این رده‌بندی می‌فرماید عند الحساب یعنی تمام است کار میزان چیست؟ شما در حرم امیر المومنین خواندید حتما السلام علیک یامیزان الاعمال، بعد از تمام شدن حساب شما را تحویل امیر المومنین می‌دهند علی میزان خداست، او ما را می‌سنجد، او به ما نمره می‌دهد او به ما درجه و مقام می‌دهد. ثروتمان هم کم نیست در قیامت، محبت خودش بالاترین ثروت است. این اقتدای به محبوبان بالاترین ثروت است، و فوق این مسائل این وابستگی شدید ما به وجود مبارک حضرت ابی عبدالله الحسین است و گریه ما، که ائمه ما فرمودند گریه شما تبدیل به سه حقیقت می‌شود تبدیل‌کننده‌اش هم خداست، یکی تبدیل به مغفرت خدا می‌شود، یکی تبدیل به رحمت خدا می‌شود، یکی تبدیل به شفاعت اولیاء الهی می‌شود. میزان ما در قیامت میزان سنگینی است. و هنگام عبور از صراط.

فمن احب دنباله روایت است، فمن احب ان یکون آمنا فی هذه المواطن، هر کسی دوست دارد علاقه دارد، می‌خواهد، که در این هفت موطن در ایمنی کامل باشد، اول فالیوال علیا بعدی، معشوقی مثل علی را انتخاب کند، فالیوال علیا بعدی، خیلی حرف است یعنی بعد از من هیچ چهره‌ای را، هیچ شخصی را، هر کسی می‌خواهد باشد و با من هر نسبتی می‌خواهد داشته باشد اصحابم باشند، پدرزنم باشند، بعد از من غیر از علی را در زندگی راه ندهند چون کل زندگیتان به تاریکی کشیده می‌شود. و الیتمسک بالحبل المتین، اگر می‌خواهید در آن هفت موطن در امان باشید به حبل متین چنگ بزنید، حبل متین حبل الله حبل متین است و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا، بعد خود حضرت حبل متین را معنی کردند پیغمبر، و هو این حبل متین علی ابن ابیطالب و الائمة من بعده، این حبل متین علی ابن ابیطالب است و حسن و حسین و زین العابدین امام باقر، امام صادق، موسی ابن جعفر، امام هشتم، حضرت جواد، حضرت هادی، حضرت عسکری، و صاحب عصر و زمان و مالک وجود ما، امام دوازدهم که به یمنه رزق الوراء و بوجوده سبط الارض و السماء، چنگ به اینها بزنید.

فانهم خلفائی، جانشینان من اینانند بقیه چه کاره هستند؟ بقیه جانشینان ابلیسند، بی‌حرف،  و اولیائی اینها عاشقان من هستند علمهم علمی، دانش این دوازده نفر دانش من است بی‌کم و زیاد، و حلمهم حلمی، بردباری این دوازده نفر بردباری من است بی‌‌کم و کاست، بیست و سه سال بردباری کم نبود، بیست و سه سال در مقابل آن همه حوادث از کوره در رفتن کم نبود، خشمگین نشدن کم نبود، وقتی بدن قطعه قطعه عمویش را دید که انگشت‌های جنازه را بریدند لبها را بریدند بینی را بریدند، چشمش را درآوردند پهلویش را پاره کردند، گریه می‌کرد ریختند دورش گفتند نفرین کن، عذاب نازل بشود دستش را بلند کرد، گفت اللهم اهد قومی فانهم لا یعلمون، خدایا این کارهایی که اینها کردند نادانند هدایتشان کن. این بردباری است.

در کوچه دارد رد می‌شود ابی عبدالله یک مردی به حضرت رسید، بی‌احترامی کرد، بی‌ادبی کرد، به امیر المومنین ناسزا گفت به ابی عبدالله ناسزا گفت امام حرفش را قطع نکرد، صبر کرد همه حرفهایش را زد، امام فرمودند مسافر هستی؟ گفت بله، فرمودند جا نداری من جا دارم بیا برویم جا بهت بدهم، پول نداری پول بهت بدهم، غذا نداری بیا برویم خانه ما غذا بهت بدهم، گفت نه همه چیز دارم فقط یک خواسته دارم اگر می‌توانی یاا با عبدالله برایم انجام بده فرمود چی؟ گفت به زمین بگو دهان باز کند و من را فرو ببرد من نفهمی کردم، من اهل شام هستم آنجا سر ما را نسبت به شما کلاه گذاشتند، آنجا ما را فریب دادند اگر می‌شود بگو به زمین دهان باز کند بروم نباشم که ببینیم اینقدر شرمنده و خجالت‌زده باشم.

خوب است ما نه خجالت‌زده حضرت هستیم، نه خجالت‌زده مادرش هستیم، نه خجالت‌زده پدرش هستیم، ما همه‌مان در زندگیمان کسانی را داریم که مردند خیلی‌هایمان، برادرمان، پدرمان، مادرمان الان هم من اسم بردم یاد همشان کردیم اما گریه‌مان نیفتاد، ولی تو هزار و پانصد سال قبل در  کربلا قطعه قطعه شدی، ندیدیم فقط می‌شنویم، ما برای اموات خودمان اینجور سرتاپا سیاه نپوشیدیم، گریه دائم پیدا نکردیم، چشمی که برای حسین ما گریه کند محال است قیامت گریان باشد. آخه قیامت آدم باید یک چیزهایی را ببیند و بترسد و از ترس گریه کند اما هیچی ترسناک نشان ما نمی‌دهند عامل گریه نداریم قیامت، عامل نشاط داریم، یعنی وقتی وارد قیامت می‌شویم این آیه درباره ماست یقینا، حسین نور الله است، وجه الله است، رحمت الله الواسعة است، این عشق و محبتی که ما به ابی عبدالله داریم یعنی به نور عشق داریم خب این نور در ما جلوه کرده که ما عاشق شدیم، اگر این نور تجلی نکرده بود ما عاشق نمی‌شدیم، عشق محصول طلوع نور است، درست؟ حالا در سوره حدید به پیغمبر می‌گوید خدا، این خیلی مهم است ببینید حسین نور الله است، و جلوه تام است، اهل سنت نقل کردند از ابن عباس، می‌گوید سال آخری که ابی عبدالله آمده بود مکه که روز هشتم درآمد و رفت من یک بار با حضرت هم طواف شدم طواف مستحب، امام دور خانه می‌گشت من هم یک کناری نزدیک حضرت دور می‌گشتم، صدایی را شنیدم، گوینده را ندیدم فقط صدا را شنیدم این را اهل سنت نقل کردند ما نه، اگر ما هم نقل کردیم ازآنها نقل کردیم می‌گوید این صدا را شنیدم هر کسی خدا نور است، الله نور السماوات و الارض، نور در کمیل هم می‌خوانیم یا نور یا قدوس، خدا نور است، ابن عباس می‌گوید صدا این بود هر کسی علاقه دارد با شخص خدا بیعت کند با حسین بیعت کند. ولی گوینده را ندیدم، حسین تجلی آن نور است، تجلی تام، ارتباط ما با او به عنوان ماموم و امام، به عنوان محب و محبوب به عنوان عاشق و معشوق این نور را به ما منتقل کرده ما الان همه نور داریم اما چشممان نمی‌بیند این نور را، ولی به پیغمبر می‌گوید در سوره حدید اولا امام صادق می‌فرماید هر جا کلمه مومن در قرآن آمده منظور شیعیان ما هستند، هر جا درست هم هست، ما شیعه واقعی چی می‌سازیم؟ مهر، محبت، مسجد، درمانگاه، دار الایتام، اخلاق با دیگران، کمک، خدمت، عبادت، غیر از شیعه چه می‌سازد؟ طالبان، جیش النصرة، داعش، چی کار می‌کنند؟ می‌بینید که چه کار می‌کنند.

بین ساخت شیعه و آنها را مقایسه کنید تا معلوم شود کافر و مومن چه کسانی هستند، چقدر باید تو را شکر کنیم که محبت بیگانه‌ها یک ذره‌اش هم در دل ما نیست به جایش کینه و دشمنی است چقدر باید تو را شکر کنیم که تو از رحم مادر نگذاشتی دل ما آلوده شود در رحم مادری بودیم که عاشق غیر از علی و غیر از حسین نبود، در سلب پدرانی بودیم که عاشق غیر از علی و بچه‌هایش نبودند وگرنه اگر از سینه‌ای شیر می‌خوردیم که محبت نجس دیگران را به ما تغذیه می‌کرد که ما هم الان آن بودیم اما ما الان نور هستیم، فقط از دست ندهیم این نور را نگه داریم هفت جا به دادمان می‌رسد.

يَوْمَ تَرَى اَلْمُؤْمِنِينَ وَ اَلْمُؤْمِنٰاتِ، قیامت حبیب من مردان و زنان مومن را می‌بینی، یسعی نورهم، نمی‌گوید نور من می‌گوید نوری که ملک خودشان است کسب کردند برای خودشان است يَسْعىٰ نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ،  این نور پیش رویشان در حرکت است وَ بِأَيْمٰانِهِمْ در این نور که دارند حرکت می‌کنند این صدا را هم از نور می‌شنوند بُشْرٰاكُمُ اَلْيَوْمَ جَنّٰاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا اَلْأَنْهٰارُ خٰالِدِينَ فِيهٰا ذٰلِكَ هُوَ اَلْفَوْزُ اَلْعَظِيمُ  ﴿الحديد، 12﴾.

در زیارت وارث هی خواندید یا لیتنا کنت معکم و نفوز فوزا عظیما خب رسیدیم به این فوز عظیم، این سرمایه ما در قیامت است این سرمایه ماست. و حلمهم حلمی و ادبهم ادبی و حسبهم حسبی، ادب اهل بیت من ادب من است، چه ادبی، وقتی می‌خواست محل بگذارد به کسی ابی عبدالله با علی اکبر فرقی نمی‌گذاشت بین او و اکبرش اگر می‌آمد بالای سر اکبر صورت به صورتش می‌گذاشت ادب داشت می‌آمد صورت روی صورت غلام سیاهش هم می‌گذاشت، ادبهم ادبی. به به. من هر شب ماه رمضان گفتم ما توقع نداریم صورت دم مرگ روی صورت ما بگذاری بیا کف پایت را روی صورت ما بگذار. سادة الاولیاء، اهل بیت من آقای همه اولیاء هستند و قادة الاتقیاء، رهبران تمام پیشوایان عالمند و بقیة الانبیاء وجود صد و بیست و چهار هزار پیغمبر در اهل بیت من تجلی دارد این دوازده تا را ببین انگار صد و بیست و چهار هزار پیغمبر را دیدی، حربهم حربی و عدوهم عدوی، کسی با اینها بجنگد با من جنگیده کسی با اینها دشمنی کند با من دشمنی کرده، حرفم تمام. حرف تمام هم همین است بیشتر نیست این حرف کاملی بود، یکی از بزرگان اهل منبر که خوب روضه می‌خوانده و گریه می‌انداخته هشتاد سال پیش نود سال پیش در احوالاتش است خودش هم نوشته که من یک شب رفتم تخت فولاد شب جمعه برای دعای کمیل که مستمع باشم نه خواننده، گفت مردم خواب بودند دو ساعت مانده به اذان بلند می‌شدند و نماز شب می‌خواندند و کمیل شروع می‌شد، من یک گوشه نشسته بودم خوابم نمی‌برد، فکر می‌کردم شب را سحر را، کمیل را، کم کم چشمم گرم شد در حالی که چشمم ناگهان افتاد آنجا به قبر مرحوم آیت الله العظمی آقا سید محمد باقر دورچه‌ای استاد مراجع بزرگ بعد از خودش مثل آیت الله العظمی بروجردی، آقا سید جمال الدین گلپایگانی آقا شیخ مرتضی طالقانی یک نفس‌دار عجیبی بوده مرحوم دورچه‌ای گفتم خدایا این عالم بزرگ یقینا پیش تو آبرومند است الان هم سحر جمعه است، کمیل هم هنوز شروع نشده اگر من خوابم برد اگر لطف کنی عنایت کنی من او را در این تخت فولاد ببینم یک خبری از برزخ ازش بگیرم که چه خبر است، بالاخره من هم نوکر ابی عبدالله هستم روضه‌خوان امام حسین هستم خیلی اشک از چشم مردم جاری کردم چشمم گرم شد، دو نوع جمعیت دیدم عده زیادی نشستند، عده‌ای ایستاده، جمعیت مناسب یک مرتبه بین جمعیت چشمم به آیت الله العظمی دورچه‌ای افتاد با یک لباس سفید بسیار زیبا به من اشاره کرد، گفت بیا جلو، گفت از برزخ خبر می‌خواهی؟ گفتم بله، گفت یک خبر دارم بهت بدهم هر قدمی که در دنیا از بچگی تا وقت مرگم برای ابی عبدالله برداشتم، این بهترین خبر است، چه خبری می‌خواهی بهت بدهم بگویم در بهشت هستم، این بهترین خبر است هر قدمی که برای ابی عبدالله برداشتم هر کاری که برای امام حسین کردم، کفشی جفت کردم چایی ریختم، گریه‌ای کردم هر کاری کردم به محض ورود به برزخ هنوز قیامت نیامده دارند برایم تلافی می‌کنند. آخوند این جمله را گفت در خواب گفت آخوند اگر دنیا و آخرت می‌خواهی دست از حسین برندار، اگر دنیا و آخرت می‌خواهی از در این خانه جای دیگر نرو.

 

 

سخنرانی های مرتبط
پربازدیدترین
سخنرانی استاد انصاریان سخنرانی مکتوب استاد انصاریان سخنرانی استاد انصاریان در حسینیه همدانی ها حسینیه هدایت تهران
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز