فارسی
پنجشنبه 08 اسفند 1398 - الخميس 3 رجب 1441

تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی بیست و چهارم


امیرالمومنین علی (ع) - جلسه بیست و چهارم _ روز 28 رمضان - رمضان 1436 - مسجد حضرت امیر -  

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین صلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین حبیب الهنا و طبیب نفوسنا ابی القاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین.

روایت مفصلی که در جلسه گذشته از اهل سنت نقل شد نشان می‌داد که محبت به امیر المومنین بازدهی‌های فراوانی را در دنیا هنگام مرگ در برزخ در قیامت به انسان برمی‌گرداند. آیا محبتی که درباره حضرت در آن روایت یا در بسیاری از روایات بیان شده محبت خالی است؟ خود محبت است؟ پاسخ قرآن و روایات این است که نه این محبت تنها نیست، که این بازدهی‌های عظیم را در دنیا و هنگام مرگ و برزخ و قیامت دارد. این محبت محبتی است که اولا از درخت معرفت روئیده می‌شود، یعنی برای انسان لازم است که امام هدایت را بشناسد. خدا صفات امام هدایت را در قرآن بیان کرده است، یک آیه‌اش این است در سوره انبیاء، وَ جَعَلْنٰاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنٰا یک ویژگی امام معصوم این است که به امر خدا، به اذن خدا، مردم را هدایت می‌کند، به حلال خدا به حرام خدا، به قیامت، به توحید و اخلاق که همه این عقاید را شما در نهج البلاغه و روایات ائمه و انبیاء می‌بینید. وَ أَوْحَيْنٰا إِلَيْهِمْ فِعْلَ اَلْخَيْرٰاتِ ما به امامان هدایت وحی کردیم انجام هر خیری را در این دنیا. که هر خیری پیش می‌آید انجام بدهند.

 فوت نشود از آنها، وَ إِقٰامَ اَلصَّلاٰةِ یک نشانه دیگر امام معصوم اینطور  که محققین معنی کردند این جمله را نماز کامل خواندن است، وَ إِيتٰاءَ اَلزَّكٰاةِ وَ كٰانُوا لَنٰا عٰابِدِينَ  ﴿الأنبياء، 73﴾، این موضوعات به صورت اکمل و اتمّ در امام انتخاب شده است، خب با همین یک آیه ما امام را شناختیم، دقت در این مطالب آیه نشان می‌دهد که تامین خیر دنیا و آخرت ما، خوشبختی امروز و فردای ما، آسانی مرگ ما، روشنایی برزخ ما، نجات ما در قیامت بسته به وجود انتخاب شده‌های خداست، به او محبت پیدا می‌کنیم می‌بینیم دستگیره و کشتی نجات ما اوست، پشتوانه خیر دنیا و آخرت  ما اوست، اینها همه عامل محبت است.

اما حرف قران مجید در آیات سی‌ام به بعد سوره آل عمران این است که این محبت به کیفیتی باید در قلب شما طلوع کند که شما را دنبال امام هدایت بکشاند، و در راه امام هدایت قرار بدهد و پیرو امام هدایت کند، و باعث بشود زندگی‌تان را در همه شئون از او الگوبرداری کنید، این محبت است، قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اَللّٰهَ ﴿آل‏عمران‏، 31﴾ اگر ادعایتان این است که ما به خدا محبت داریم این ادعا با یک کار ثابت می‌شود فَاتَّبِعُونِي به من انتخاب شده از جانب خدا اقتدا کنید. از من پیروی کنید، پس این محبتی که در روایت‌ها مطرح است محبتی است که زمینه‌ساز ایمان درست، اخلاق درست و عمل درست است این یک مسأله که هم قرآنی است و هم روایتی.

اما مسئله دوم امیر المومنین جسمشان مانند جسم همه و دیگر انسان‌ها بوده جسمی که پیر می‌شود مریض می‌شود و می‌میرد، این ارزش‌هایی که قابل شمارش نیست چگونه در وجود حضرت جا داده شده؟ جوابش این است در بدنشان که جا داده نشده، این ارزش‌ها برای ظرف روح وجود مقدس اوست، کاری به خاک ندارد، خدا بدن ما را به وسیله عناصر همین طبیعت خلق کرده است، ولی روح ما را با هیچ عنصری خلق نکرده کل خلقت روح ما این است، فَإِذٰا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي ﴿الحجر، 29﴾ روح ما دم پروردگار است، حقیقت این روح هم پنهان است وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ اَلرُّوحِ قُلِ اَلرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي ﴿الإسراء، 85﴾ ولی همین روحی که در بدن دمیده شده  که عنصری نیست این گنجایش عجیبی دارد، شما توحید را به ذهن مبارکتان بیاورید یعنی توحید ذاتی که نهایت ندارد بی‌نهایت است، این روایت از رسول خدا نقل شده که حضرت از خدا نقل می‌کند لا یسعنی ارضی و لا سمائی، زمین من و آسمان من گنجایش جلوه توحیدی من را  ندارد و لکن یسعنی قلبی عبدی المومن، اما باطن بنده  مومن من گنجایش من را دارد.

خب این همه ارزش‌ها را خدا در این ظرف قرار داده، شگفتی هم ندارد، من فکر می‌کنم بیشتر شما بزرگواران کارخانه ریسندگی را دیده باشید، ماشین‌های طولانی سوله‌های بسیار طویل با عرض زیاد، دارد کار می‌کند چقدر برق مصرف می‌کند چقدر آب مصرف می‌کند چقدر نیروی انسانی می‌برد چقدر زمین را اشغال کرده چند هزار سوزن کار می‌کند یک دانه نخ می‌بافد، آن هم نخی که عالی‌ترین نخ نیست، نرم‌ترین نخ نیست، گران‌ترین نخ نیست، همین الان این کارخانه ریسندگی را تصور بکنید ببینید بالاترین نخ، نرم‌ترین نخ، محکم‌ترین نخ، گران‌ترین نخ از قدیمی‌ترین ایام تا الان که روی دستش نیامده نخ ابریشم است کارخانه تولید این نخ را خداوند متعال در شکم یک کرم ابریشم تعبیه کرده. این شگفتی دارد؟ اگر بگوییم تمام ارزش‌ها را در ظرف روح امیر المومنین قرار داده خدا کارخانه بافندگی ابریشم را در شکم یک کرم کوچک قرار داده که از انگشت آدم بزرگتر نیست چاق‌تر هم نیست، و بهترین و بالاترین نخ را می‌بافد بالاخره یک کارخانه بافندگی در این شکم هست یا نه؟ وگرنه اگر کارخانه نبود برگ را می‌خورد دفع می‌کرد بعد هم می‌مرد ولی برگ را می‌خورد تولید می‌کند از دهانش هم می‌دهد بیرون، ما می‌بینیم صنایع غذایی در کره زمین کارخانه دارد، تشریف می‌برید می‌بینید دو سه تا سوله عظیم در کار وصل به همدیگر تولید  غذا می‌کنند، زمین زیاد برده کارگر زیاد برده، برق زیاد برده آب زیاد برده انبار زیاد برده ولی تا الان بالاترین غذا را تولید نکردند هنوز تولید بالاترین، بهترین، مفیدترین غذا کارخانه‌اش در وجود زنبور است.

خب وقتی که به زنبور یک ماده باارزشی می‌دهد به نام عسل و می‌گوید فیه شفاء للناس، تمام عناصر درمان‌کننده ارزشی را می‌دهد به امیر المومنین برایش مهم نیست، حالا محب امیر المومنین محبتش او را به  جانب حضرت می‌کشد و محبتش وادارش می‌کند اقتدا بکند به حضرت این محبت و اقتدا سبب آن همه بازدهی برای محب عامل می‌شود.

و این را در روایات دیگر هم تذکر داده پیغمبر عظیم الشان اسلام، یک کتابی هست خیلی مفصل است، تاریخ مدینه دمشق صفحه سیصد و چهل، قال رسول الله روایت در کتاب مهم اهل سنت  است، من سره ان یحیی حیاته، این روایت روایت مفصل دیروز را  معنی می‌کند کسی که خوشش می‌آید دوست دارد لذت می‌برد،  تمام حیات و شئون زندگی‌اش مانند زندگی من باشد، در عبادت، در حلال‌خوری در خدمت به خلق در درست رفتار کردن با زن و بچه، با مردم، خلاصه لذت می‌برد زندگی‌اش زندگی من باشد، خب زندگی پیغمبر داشتن یعنی در حدّ خودم از ایمان و اخلاق و عمل پیغمبر برای خودم برداشت بکنم رنگ او را بگیرم، و یموت مماتی، و هر کسی خوشش می‌آید لذت می‌برد مرگش مرگ من باشد، یک مرگ سالم، یک مرگ پاکیزه، یک مرگ آسان، یک مرگ راحت، و یسکن جنت عدن غرسها ربی، و ساکن بهشتی باشد که با دست قدرت پروردگار به وجود آمده هر کسی این سه برنامه را می‌خواهد، شکل زندگی من را می‌خواهد، شکل مرگ من را می‌خواهد ساکن شدن در جنت عدن را  می‌خواهد فالیوال علیا من بعدی، بعد از من علی را به ولایت بپذیرد، بعد از  من کارگردان زندگی‌اش را علی قرار بدهد، یعنی از او درس بگیرد. و الیوال ولیه و محبان علی را هم دوست داشته باشد، یعنی علی‌دوست‌ها همه باید یک دست باشند، یک جمعیت باشند، یک واحد باشند، همه همدیگر را دوست داشته باشند، همه به همدیگر کمک کنند همه همدیگر را یاری کنند، همه تکیه‌گاه همدیگر باشند.

و الیقتدر ببینید لغت اقتدار، بالائمة من بعدی، به تمام یازده امام بعد از علی اقتدا بکند، مثلا ائمه  ما با ظالم دمخور نبودند، دشمن ظالم بودند یک بخش دین ما دشمنی با زورگویان و ستمگران است که هم دین ندارند هم نمی‌خواهند دیندار بشوند، یک بخش دین مااین است که در لباس و خوراک و منزل همرنگ ولضالین و مغضوب علیهم نباشیم، خب می‌خواهی بروی سلمانی جوان خب سرت را ایرانی و اسلامی اصلاح کن، برای چی سرت را مثل بچه صهیونیست‌های واشنگتن و سوسول‌های لندن اصلاح می‌کنی؟ چه لذتی دارد؟ که آن قیافه زیبای خداساخته‌ات را تبدیل به یک قیافه هیولا و شیطانی و جنی می‌کنی. من به یکی از اینها گفتم ازدواج کردی؟ گفت نه گفتم خدا را شکر، گفت چرا؟ گفتم برای اینکه زنت بی‌خبر اگر نصف شب از خواب می‌پرید و این قیافه را می‌دید درجا سکته  می‌کرد دیگر طلاق و ملاق نمی‌خواست خرجی نداشت، خب این چه قیافه‌ای است.

چه لباسی است؟ چه خوراکی است؟ واقعا طبع‌تان بعضی از جوان‌ها، مردم، خانم‌ها، دخترخانم‌ها برمی‌دارد خوراک کفار و مغضوب علیهم و ضالین چیست؟ خب می‌دانید چیست، الان جدیدا یکی از خوشمزه‌ترین غذاهایشان این است که به سالادشان سوسک می‌ریزند و می‌خورند، کرم می‌ریزند و می‌خورند، مغز میمون می‌پزند و خام می‌خورند، مار می‌خورند، خوک می‌خورند، خب اینها چیست؟ خدا  از  حلال کم گذاشته؟ و الیقتد به الائمة بعدی، اگر کسی حیات و مرگ من را می‌خواهد و سکونت در بهشت را می‌خواهد به علی ابن ابیطالب و به یازده امام اقتدا بکند، ائمه ما لباس خوب می‌پوشیدند، مگر زمان امیر المومنین که اقتصاد خیلی ضعیف بود. ولی بقیه ائمه لباس خوب می‌پوشیدند. اما یک لباسی که دوخت درستی داشت، دوخت حسابی داشت، پارچه میزانی داشت.

بعضی‌ها دنبال شلوارهایی می‌گردند که از جنس گونی و جوال‌های قدیم باشد که روی خرها می‌گذاشتند و بار می‌کردند، خب لباس می‌پوشی لباس با قاعده بپوش، لباس سنگین و رنگین بپوش، ژولیده نباش غبارآلود نباش لباس پاره  تنت نکن، کفش لنگه به لنگه نپوش، بعضی‌ها  می‌گویند نداریم خب دروغ می‌گویی، ما مسلمان‌ها ما شیعه‌ها که نمردیم بیا دم مسجد بگو راست می‌گویم کفشم لنگه به لنگه است پول ندارم بخرم خب ما سه جفت کفش می‌خریم برای دو سال بهت می‌دهیم، یک شیعه علی که بخیل نیست، یک لباس تر تمیز می‌خرد بهت می‌دهد.

مرحوم آیت الله العظمی بروجردی روز سه شنبه شبش یعنی دوشنبه شب سکته قلبی کردند، سه شنبه گذشت غروب‌ سه‌شنبه حکومت آن زمان یک پروفسور قلب را بدون اینکه به ایشان بگویند از پاریس درجا تا شب آوردند تهران، من کامل یادم است، صبح زود هم بردند قم، بردند منزل آیت الله العظمی بروجردی ایشان در همان اتاقی که همیشه می‌نشستند الان هم هست یک تخت چوبی برایشان گذاشته بودند یک تشک یک پتو که عکس نشسته‌شان روی آن تخت هست، پتوی معمولی بود و یک تشک معمولی، آمدند گفتند آقا دولت مهمترین دکتر قلب را از پاریس آورده است الان هم در آن اتاق است اجازه  می‌دهید بیاید شما را معاینه بکند فرمود نه، خب همه ماتشان برد، طیاره رفته دکتر را آورده از آنجا با ماشین‌های حکومت آوردند قم، می‌گوید نه. همه دستپاچه شدند، آقا چرا اجازه نمی‌دهی؟ فرمود این یک مسیحی درس‌خوانده است، می‌خواهد بیاید رهبر شیعیان جهان را ببیند، اتاق را سریع جارو بزنید دستمال بکشید روی تشک ملحفه سفید بیندازید روی متکا ملحفه بیندازید، که این وقتی برمی‌گردد پاریس با نظر و نگاه مثبت به شیعه برگردد.

ائمه ما  تمیز بودند، سلمانی هم می‌رفتند، اصلاح مو می‌کردند، به خیاط لباس می‌دادند می‌دوختند اما  تمامش وقار بود، اصلاح که می‌کردند وقار بود، پیراهنی که می‌پوشیدند وقار بود، عبایی که می‌انداختند وقار بود، ادب بود، یک جوری نبود که بیننده پس بزند، بیننده امام را که می‌دید لذت می‌برد، چرا اینقدر پیغمبر به زنان سفارش می‌کند چرا؟ که بهترین زیباترین، خوشگل‌ترین لباستان را برای شوهر بپوشید و بهترین آرایش را برای او بکنید هر شب، و به مرد می‌گوید تمیز اصلاح کرده، منظم، با وقار با خانمت روبرو شو، این هم یک مورد است برای جلوگیری از طلاق، چون وقتی بادیدن همدیگر از هم بدشان بیاید و پس بزنند یواش یواش بگومگو شروع می‌شود پشتش تلخی پشتش هم هر دو می‌گویند ما  نمی‌توانیم با هم بسازیم با چهار تا بچه جدا می‌شوند چرا اصرار دارد پیغمبر؟

خانم به پیغمبر گفت روایت در وسائل الشیعه است کتاب مهمی است رده کتاب کافی و تهذیب من لا یحضر است گفت آقا شوهر من به من میلی ندارد، زندگی تلخ است، خوش نیست با من، فرمود خب شوهرت حق دارد که با تو خوش نیست برای اینکه هر شب که تو را می‌بیند یا با لباسی است که بغل تنور نان می‌پختی یا در آشپزخانه سیب‌زمینی سرخ می‌کردی خب چطوری به تو میل پیدا  کند؟ برو خودت را عوض کن خانم، برو مرد خودت را عوض کن. مشکل حل شد.

قرآن می‌گوید مشکل‌ساز  در زندگی خودتان هستید، خب ائمه ما غذای خوب می‌خوردند نه به اسراف، لباس خوب می‌پوشیدند نه به اسراف، با زن و بچه و باهمسر مخصوصا بسیار با  محبت بودند نه با افراط، آنها هم برای خانم‌هایشان خودشان را اصلاح می‌کردند لباس خوب می‌پوشیدند، که زندگی داخل تلخ نشود، به هم نخورد، باور بکنید گاهی من بعضی‌ها را دیدم یک بار در حرم حضر ت رضا یک جوان بلندقدی را دیدم اصلا یک قیافه‌ای بود، محاسن بلند، درهم و برهم، موها ریخته روی هم، شانه نخورده درهم و برهم، رفتم جلو سلام  کردم گفتم آقا شما جزو طایفه انسان‌ها ما هستید؟ یک  نگاه کرد گفت پس جزو کدام طایفه هستم؟ گفتم آخه  من هم کتاب امیر ارسلان را بچگی‌ها خواندم هم کتاب اسکندرنامه را با چیزهایی که از این دو سه تا کتاب در ذهنم هست در این حرم فکر کردم شما مادر فولادزره هستی، این چه قیافه‌ای است، اولا شیعه هستی گفت بله، گفتم به هیچ کس اگر رحم نمی‌کنی الان ببین من در حرم حضرت رضا دیدمت پس زدم رنج بردم از این قیافه، به هیچ کس اگر رحم نمی‌کنی به خانمت رحم کن، گفت نمی‌دانستم بیدارم کردی. یک چند وقتی گذشت تهران دیدمش، آمد جلو سلام کرد گفت من همان حرمی هستم دیدم محاسنش را تا حدی کوتاه  کرده کمتر از من، موهایش را اصلاح کرده خیلی خوش‌تیپ شده، دیگر این اتفاق هم زیاد افتاده  گفت زنم گفت که عوض شدی، گفتم یک آقایی باعث شد من عوض بشوم آن آقا  کیست؟ گفت من اسم شما را بردم گفت تو رو خدا همیشه برو دنبال این آقا.

خب ائمه ما انبیاء، به فرموده آقای علوی دنیا داشتند درآمد هم داشتند، خانه هم داشتند، اثاث هم داشتند مرکب هم داشتند، اما همه چیز به قاعده بود دنیایشان آخرت بود، اسمش دنیا بود ولی حقیقتش آخرت بود، یعنی خانه ائمه و انبیا برایشان مسجد بود، همیشه هم تمیز، لباس و موی سر و صورت به قاعده بود غذاهایشان به قاعده بود دنیا داشتند اما دنیایشان آخرتشان بود.

و الیقتد بالائمة من بعدی فانهم عترتی، این یازده نفر بعد از علی عترت من هستند، اهل بیت من هستند، خلقوا من طینتی، از سرشت من آفریده شدند، رزقوا فهما و علما ، به آنها فهم و دانش روزی شده، ویل للمکذبین بمسفلهم من امتی، وای بر کسانی که ارتباط این دوازده  نفر را با امت من تکذیب بکنند، یعنی اینها را امام ندانند برونددنبال دیگران، این را اهل سنت نقل می‌کنند وای بر کسانی که بین  این دوازده نفر و امت من جدایی بیندازند، یعنی بگویند اینها کاره امت نیستند برای خودشان یک عالمی هستند.

می‌گویند در مردمی هم که ادعای شیعگی دارند می‌گویند آقا چه خبر است اینقدر از علی و امام حسین و امام صادق حرف می‌زنید اینها هم یک عالمی بودند نخیر اینها یک عالم نبودند یک عالم که من و شما هستیم، من قم درس خواندم شما دانشگاه ما هم عالم هستیم، اما ما  عالمی هستیم که علممان بتواند تا آخرت دنیای مردم و آخرت  مردم و دین مردم را اداره کند، القاطعین فیهم صلتی، وای بر کسانی که با این دوازده نفر قطع رحم بکنند رحم واقعی در عالم اینها هستند، لا انالهم الله شفاعتی، هر کسی این دوازده تا را  کنار بگذارد و بین آنها و امت رابطه برایشان عقیده نداشته باشد، و با اینها قطع رحم بکند، یعنی نرود سراغشان، خداوند آنها را قیامت به شفاعت من نمی‌رساند.

این روایت  نقل شده بزرگان اهل سنت است. لا انالهم الله شفاعتی.

علی جان چقدر زیبا به یتیمان کوفه رسیدگی کردی، اما کار یتیمان خودت را به کجا کشاندی؟ چقدر به مردم و عشایری که در کوفه و اطرافش زندگی می‌کردند خدمت کردی اما چه مزدی به بچه‌هایت دادند چه تشکری کردند، علی جان دختر تو زینب به شهر کوفه سه حق داشت، این را من در یک کتابی در کتابخانه‌های دمشق دیدم، اولین بار در کتابخانه‌ای که در کشور اهل سنت  است، دختر تو زینب سه تا حق به تمام زنان آن منطقه داشت یکی حق تعلیم و تفسیر قرآن، یکی حق فقه‌گویی، یکی هم حق اخلاق‌گویی، زینب برای زنان آن  منطقه سه تا کلاس داشت، زینب زین العابدین می‌فرماید علمش بدون معلم بود یک کلاس تفسیر قرآن، یک کلاس فقه، یک کلاس اخلاق، که ای کاش زنان کوفه مطالب این سه تا کلاس را می‌نوشتند دست به دست به ما می‌رسید تاما از تفسیر قرآن زینب و اخلاق‌گویی و فقه او لذت ببریم. آن علم بی‌معلم داشت.

و این مردمی که زینب حق بهشان داشت کار را به کجا کشیدند، که شاهزاده دنیا و آخرت بشیند روی خاک، در آن گرمای چهل و چهار پنج درجه ببیند تمام امیدش تمام تکیه‌گاهش، تمام عشقش، تمام وجودش، دارد می‌رود میدان و برنمی‌گردد، ما یک چیزی روی منبرها می‌خوانیم شما یک چیزی می‌شنوید، امام دارد می‌رود، خواهر روی خاک دارد نگاهش می‌کند.

 

 

سخنرانی های مرتبط
پربازدیدترین
سخنرانی استاد انصاریان سخنرانی مکتوب استاد انصاریان سخنرانی استاد انصاریان در مسجد امیر سخنرانی ها
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز