فارسی
جمعه 22 آذر 1398 - الجمعة 16 ربيع الثاني 1441

تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی هفتم 


امیرالمومنین علی (ع) - جلسه هفتم _ 8 رمضان - رمضان 1436 - مسجد حضرت امیر -  

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین صلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین حبیب الهنا و طبیب نفوسنا ابی القاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین.

تمام عناصر جهان چنانچه در کتابهای علمی آمده هر کدام برای خودشان یک منظومه شمسی است، حتی یک اتم که یک عنصر بسیار کوچکی است که با چشم‌های مسلح قوی هم مشکل دیده می‌شود، یک هسته مرکزی دارد که خورشیدش است، از یک تا ده و دوازده و کمتر و بیشتر الکترون دارد که دور این هسته مرکزی می‌چرخند با نظم خاص، آنها ستاره‌های این منظومه هستند، این در علم ثابت شده، اینطور که از فرمایشات وجود مبارک حضرت رضا در جلد اول اصول کافی استفاده می‌شود جامعه انسانی در هر قرنی در هر دوره‌ای، هر تعدادی که باشند یک منظومه هستند، خورشید این منظومه امام است، که این مقام امامت و امام را چند هزار سال قبل از پیغمبر خداوند متعال مطرح کرده است. و طرحش را در سوره بقره ذکر کرده است.

وَ إِذِ اِبْتَلىٰ إِبْرٰاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمٰاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ ﴿البقرة، 124﴾، ابراهیم وقتی که همه تکالیفش را در جهت اعتقاد و ایمان، اخلاق و عمل، به کمال رساند بهش خطاب کردند إِنِّي جٰاعِلُكَ لِلنّٰاسِ إِمٰاماً در منظومه‌های شمسی خورشید همه ستاره‌های مربوط به خودش را از گریختن از مدار حفظ می‌کند، هم با نورش عناصر و موجودات گیاهی و حیاتی را تربیت می‌کند، تغذیه می‌کند، نه خورشید از کارش می‌تواند تخلف کند و نه سیاره‌های منظومه‌اش، ا مام وجودش در جامعه خورشید است که اگر کسی خودش را در حوزه این خورشید قرار بدهد آن خورشید با قدرتی که دارد نمی‌گذارد از منظومه و محور دین فرار بکند، هر بلائی هم که سرش بیاید، می‌ماند و کارش را در سایه امامت  امام انجام می‌دهد.

بالای درخت دست و پای میثم را قطع کرده بودند خب همه خون از بدن می‌رود، به تماشاچی‌ها گفت چرا ایستادید؟ من الان عمرم تمام می‌شود قلم و صفحه بیاورید من از فضائل امیر المومنین برایتان بگویم، یعنی در حوزه خورشید امامت مانده چون خودش را تسلیم امامت کرده، سر دار هم در حالی که دست و پایش را قطع  کردند وظیفه‌اش را دارد انجام می‌دهد، که تبلیغ امامت است، تبلیغ دین است، خوب هم تربیت شده، تبدیل به یک انسان کامل شده، در همین حوزه هم خدا چشم سرش را باز کرد، آینده را می‌دید خبر می‌داد، همه هم نوشتند. این امام را که خورشید منظومه  حیات انسان‌هاست کی باید تعیین کند؟ تعیین امام و امامت طبق آیات و روایات فقط و فقط وقف حریم مقدس پروردگار است، حتی شخص پیغمبر اسلام هم نه حق پیشنهاد دارد که به خدا بگوید فلان کس را به عنوان امام و جانشین من تعیین کن و نه حق تعیین دارد، دو تا حق را پیغمبر ندارد، نه پیشنهاد به پروردگار که کی امام باشد بعد از من و جانشین باشد، و نه خودش از پیش خودش حق تعیین دارد، اسلام و پیغمبر و مومنین در اوج مشکلات بودند، مشکلات مالی، اجتماعی، مشکلات نفراتی، پول نداشتند نفر خیلی کم بود جامعه هم پذیرش نداشت پیغمبر و مومنین، رسول خدا اسلام خدا را به سران قبایل نیرومند عرب ارائه کرد گفتند هر چی تو می‌گویی قبول می‌کنیم، بت‌ها را دور بریز دور می‌ریزیم، ایمان به خدا بیاوریم می‌آوریم، ایمان به نبوت تو بیاوریم می‌آوریم، نماز بخوانیم می‌خوانیم، روزه بگیریم می‌گیریم اما شرط مومن شدن ما مسلمان شدن ما که به نفراتت اضافه می‌شود، کمبود مال را تامین می‌کنیم تو را بر جامعه پیروز می‌کنیم این است که بعد از خودت اداره جامعه به عنوان امام و امامت دست ما باشد، پیغمبر اکرم فرمود الامر الی الله یزعه حیث ما یشاء، کار  انتخاب امام خلیفه و جانشین من وقف خداست اوست که هر کسی را بخواهد به عنوان امام و خلیفه من در جایگاه امامت قرار می‌دهد. این داستان را کی نقل کرده؟ ابن هشام.

ابن هشام کیست؟ یکی از علمای بزرگ اهل سنت، کجا نقل کرده؟ در کتاب چهار جلدی سیره که در دنیای اسلام این کتاب معروف است، سیره ابن هشام، یعنی این عالم بزرگ اهل سنت با نقل این روایت می‌گوید اختیار انتخاب جانشین بعد از پیغمبر و خلیفه و امام دست پیغمبر هم نیست چه برسد به اینکه دست مردم باشد، خود پیغمبر حق ندارد مردم حق دارند که بعد از مرگ پیغمبر بنشینند خورشیدی را که از دنیا غروب کرده به جای پیغمبر قرار بدهند که جامعه از دین گریز پیدا نکند و تربیت شود، سیره ابن هشام می‌گوید کار انتخاب امام و خلیفه دست پیغمبر نیست، کار خود پروردگار است.

خب کی علی ابن ابیطالب امام شده؟ و خلیفه شده؟ این سوال را همه شما امروز راحت می‌توانید جواب بدهید که روز نصب علی ابن ابیطالب به امامت و خلافت روز هجدهم ذی الحجه معروف به روز غدیر بوده، به امر الله ولی من می‌گویم جواب شما مطلقا درست نیست روز نصب امیر المومنین به جانشینی و خلافت و امامت روز غدیر نبوده روز غدیر روز اظهار این حقیقت بوده نه روز ابتدای این حقیقت، امیر المومنین کی انتخاب شده به جانشینی و خلافت؟ اوصاف او چی بوده که به جانشینی و خلافت انتخاب شده می‌رویم سراغ حدود پنجاه تا کتاب معتبر درجه یک اهل سنت، پنجاه تا را هم من اسم می‌برم، خسته شدید کمتر را اسم می‌برم. کل آن هم از همین کتاب است که زمان انتخاب برای امامت و خلافت پیغمبر غدیر نبوده، غدیر زمان اظهار آن انتخاب و آشکار کردن آن انتخاب بوده.

حالا عنایت بکنید به این مدارک بسیار بسیار مهم که من وارد توضیحش نمی‌شوم، چون توضیح آن واقعا فرصت زیادی می‌خواهد، ده تا ماه رمضان می‌خواهد که توضیح  داده شود. مدارک این روایت بیش از پنجاه کتاب است، شما اگر اهل تحقیق هستید که هستید به  جلد پنجم نفحات الاظهار فی خلاصة عبقات الانوار مراجعه کنید، چند صفحه مدرک فقط داده از اهل سنت، چند صفحه که اینجا باید گفت بسیاری از علمای اهل سنت این روایت رانقل کردند، دقت بفرمایید خیلی روایت  مهمی است، ان الله عز و جل، من این چند روزه در کتب خودمان هم خیلی گشتم، ساعتها گذاشتم، در کامپیوترها رفتم نبود این روایت در کتب ما، ان الله عز و جل انزل قطعة من نور، خدا یک قطعه  نور از حریم خودش پیشگاه خودش نازل کرد، فاسکنها فی سلب آدم، این قطعه  نور را در سلب حضرت آدم ساکن کرد، یعنی وقتش بود به حوا یا به همسر دیگر منتقل شود، ساکنش کرد به این قطعه نور گفت بمیر، و پدر در پدر برو جلو اما به صورت انسان منتقل به رحم زنی نشو تا وقتی خودم بخواهم، فساق این قطعه نور را هی کشید جلو، کشید  جلو، حتی قسمها جزئین، تا  دو نصف کرد، یک نصفش را در سلب عبدالله قرار داد، یک نصفش را در سلب ابیطالب، کی گفته این روایت را که بسیاری از کتب اهل سنت نقل کردند؟ از کی نقل کردند؟ همشان نوشتند قال رسول الله، روایت برای پیغمبر است، فاخرجنی وقتی من را از سلب عبدالله بیرون آورد در حالی بیرون آورد که پیغمبر بودم، یعنی همان وقتی که به صورت نور من را آفرید پیغمبر آفرید، و اخرج علیا وصیا، وقتی علی را از سلب ابوطالب به دنیا آورد در حالی که علی همان زمان که به صورت نور با من خلق شده بود امام و وصی و جانشین من بود، یعنی مولای ما هزاران سال قبل از خلقت آسمان‌ها و زمین و آدم و گیاه و نبات و کوه و دریا امام بود، غدیر امام نشد، غدیر امامت او را پیغمبر آشکار کرد ظاهر کرد.

اوائل بعثت است، قوم و خویش‌هایش را جمع  کرد، یک آبگوشتی درست کرد، یک قابلمه بیشتر نبود، چهل و پنجاه تا خوردند تمام نشد در قابلمه ماند رو کرد به کل قوم و خویش‌هایش، به امر خدا و انذر عشیرتک الاقربین، نزدیکانت را هشدار بده نسبت به آینده‌شان، روایت روز انذار را یعنی روز هشدار را کی نقل کرده؟ کتاب خصائص نسائی صفحه سه، الاستیعاب جلد دو صفحه چهارصد و پنجاه و هفت، است القابه جلد چهار صفحه هجده، حلیة الاولیا جلد یک صفحه شصت و شش، تاریخ طبری جلد دو صفحه دویست و سیزده، متنی که این کتابها و بیشتر از این کتابها نقل کردند این است که پیغمبر بعد از نزول این آیه به قوم و خویش‌هایش فرمود یا بنی عبدالمطلب انی اعز لکم خاصة، خصوصی من را مبعوث به شما کرد و الی الناس عامة، و مبعوث به سوی همه مردم فایکم یبایعون، کدام‌هایتان با من بیعت می‌کنید؟ علی ان یکون خلیفتی که بعد از مرگ من جانشین من باشید کل کتابهایی که اسم بردند و صفحه و جلدشان را گفتم نوشتند در آن جلسه قوم و خویشی فقط علی جواب پیغمبر را داد بیعت کرد با پیغمبر.

از روز انذار یعنی روزهای اول بعثت تا  غدیر بیست و سه سال یا بیست سال طول کشیده، در این فاصله بیست و سه سال رسول خدا بی‌ترس، بی‌ملاحظه برای اینکه  جامعه انسانی بداند امام باید جامع همه کمالات و فاقد همه نواقص باشد ارزشهای امیر المومنین را بیان کرد، بیست و سه سال، که به مردم هشدار بدهد امام این است، خلیفه این است، وصی من این است، جانشین من این است، خورشید منظومه انسان‌ها علی است، بیست و سه سال که مردم منحرف نشوند یک روایت جالبی اهل سنت دارند که معة منقبة یک کتاب معتبر است کل آن روایات اهل سنت است نقل کردند پیغمبر یک بار فرمود امام علی را به امامت و جانشینی بعد من قبول بکنید گرچه می‌دانم قبول نخواهید کرد، در این بیست و سه سال بنا به نقل احمد حنبل مرجع تقلید اصلی کل وهابی‌های کشورها، در کتاب مسند جلد یک صفحه صد و یازده، نسائی در خصائص صفحه هجده، طبری در تاریخش جلد دو صفحه دویست و شانزده، کنز العمال جلد شش صفحه سیصد و نود و دو، پیغمبر به مردم فرمود من اراد چه روایت عجیبی است، امیر المومنین چه وزنی است، امیر المومنین چه ظرفیت گسترده‌ای است، من اراد ان ینظر الی آدم فی علمه، هر کسی می‌خواهد آدم را با علم الاسماء کلها ببیند، و الی نوح فهمه، فهم نهصد و پنجاه ساله نوح را ببیند، و الی موسی فی مناجاته بی‌واسطه سخن گفتن موسی را با  خدا ببیند، و الی عیسی فی سمته وقار و عظمت و آرامش عیسی را ببیند، اما پایان روایت عجب غوغایی است ای خدا چه علی ساختی که همه عقل‌ها کنارش لنگ است، چی کار کردی؟ اگر هیچ دلیلی بر بودن تو غیر از علی نبود برای اولین و آخرین بس بود، که از هر کسی بپرسند این که عالم خدا دارد به چه دلیل؟ فقط بگویند علی دلیل بر بودن خداست. هر کسی می‌خواهد این انبیا را با این خصوصیت‌هایشان ببیند و الی محمد، هر کسی می‌خواهد محمد را در تمام بودن وجودش، در کل کمالاتش در  کل زیبایی‌هایش ، فی تمامه و کماله و جماله فالینظر الی هذا الرجل مقبل به این آقایی که دارد می‌آید نگاه بکند، همه جمعیت مسجد برگشتند دیدند امیر المومنین دارد می‌آید چه وزنی دارد.

کی هستی تو که خدا همه انبیا را با خصوصیاتشان در تو جا داده، چقدر وجودت گسترده است، کیستی یا به قول جلال الدین راز بگشا ای علی مرتضی، ما که نفهمیدیم تو کی هستی اقلا خودت خودت را به  ما معرفی کن، راز بگشا ای علی مرتضی، ای پس از سوء القضاء حسن القضاء، در یک فرصت دیگر بنا به نقل بخاری در صحیح که تمام اهل تسنن می‌گویند بعد از قرآن این درست‌ترین کتاب جهان است آنها می‌گویند، صحیح مسلم، مسند احمد ابن حنبل، ابوداود، طیالسی، طبقات ابن سعد، سنن  ابن ماجد، ابن حیان، ترمذی، طبری، مستدرک حاکم نیشابوری، این چهره‌های برجسته علمای اهل سنت این روایت را نقل کردند، که پیغمبر به امیر المومنین فرمود انت  منی بمنزلة هارون من  موسی الا انه لا نبی بعدی، تو برای من به منزله هارون برای موسی می‌مانی، همینجور که خدا چهل شب موسی را دعوت کرد کوه طور به هارون گفت فاخلفنی تو جانشین من هستی در میان این چند هزار بنی اسرائیل، تو هم در امت اسلام جانشین من هستی. در فرصت دیگر همین عالمانی که روایت منزله را نقل کردند نقل کردند، فرمود انا مدینة العلم شهر علم در این عالم من هستم، همه علم پیش همه نیست، علم پخش است ولی همه علم را خدا به پیغمبر داده بود و علی بابها، فمن اراد المدینة فالیاتها من بابها، بدون علی سراغ من نیایید، نبوت من را قبول دارید ولایت علی را قبول ندارید باید بروید جهنم، من از علی جدا نیستم، با علی بیایید سراغ من، بی‌علی کسی به  من نمی‌رسد. هر کسی هم به من نرسد به خدا نمی‌رسد.

روایت دیگر، نقل‌کنندگانش، ابوحنیفه، احمد حنبل، ترمذی، ابوحاتم رازی، طبری، دار قطبی، ابن مردویه، یک مرغ بریان آورد یک کسی گذاشت جلوی پیغمبر، گرسنه هم بود پیغمبر، دست دراز نکرد، سرش را به جانب پروردگار برداشت اللهم ائتنی باحب خلقک الیک و الیّ، خدایا محبوب‌ترین آفریده‌ات را پیش خودت و پیش من بفرست یاکل معی من هذا الطاهر از این گوشت پخته با من بخورد، یک آقایی آمد نشست  کنار سفره می‌شناسید، پیغمبر دعایش را تکرار کرد، یعنی تو محبوبترین خلق خدا نیستی محبوبترین خلق هم پیش من نیست، یک آقای دیگر آمد پیغمبر نپذیرفت از آن لقمه بخورد، تا امیر المومنین وارد شد، نشست کنار پیغمبر خوشحال شده بود دعایش زود مستجاب شد، محبوبترین خلق خدا و محبوبترین آفریده را پیش خودش سر سفره دید، گفت بخور علی جان.

در جنگ خیبر به نقل احمد  حنبل در مسند جلد پنج صفحه سیصد و بیست و دو، نسائی ابن عبدالبر، در استیعاب جلد دو صفحه چهارصد و پنجاه، بیهقی در سنن کبری کنزالعمال جلد پنج صفحه دویست و هشتاد و چهار، دو تا را فرستاد خیبر را فتح کنند شکست خوردند و برگشتند، پیغمبر فرمود لاعطین رایة قدا رجلا یفتق الله علی یدیه، یقینا فردا پرچم را دست یکی می‌دهم که خدا به وسیله او کل هفت قلعه را فتح می‌کند، خدا به وسیله او.

یحب الله آن آدمی که می‌خواهم پرچم را بهش بدهم عاشق خداست، و رسوله و عاشق پیغمبر خداست، آنی که می‌خواهم پرچم را بهش بدهم خدا عاشقش است، و من عاشقش هستم. عشق طرفینی است. آن عاشق خداست خدا عاشق اوست، من عاشقش هستم، او عاشق من است، چه خوش بی مهربانی هر دو سر بی، فردا صبح شد در ارتش پیغمبر چهره‌های معروف همه  گردن کشیدند که پیغمبر می‌گوید بیا پرچم را بگیر، یک نگاه کرد در جمعیت  علی کجاست، گفتند آقا گرفتار چشم درد شدیدی است افتاده است، فرمود بروید بیاورید آوردند، آب دهان مبارکش را مالید به چشم علی علی تا آخر عمرش دیگر چشم درد ندید، پرچم را بهش داد رفت و قلعه‌های خیبر را فتح کرد.

خب بیست و سه سال گفت و گفت و گفت معرف کرد تا روز غدیر، بزرگترین علمای اهل سنت محمد ابن اسحاق، عبدالرزاق، شافعی، احمد حنبل، بخاری، ترمذی، ابن ماجد، نسائی طبری ابن حیان، دار قطنی حاکم نیشابوری، بیهقی، خطیب بغدادی، زمخشری، ابن اساکر، همه یک  جور نقل کردند روز غدیر رو کرد به مردم، ایها الناس من اولی الناس بالمومنین من انفسهم کی از همه به مردم مومن از جانشان شایسته‌تر است؟ گفتند خدا و پیغمبر بهتر می‌داند، فرمود انا ان الله مولایی، خدا همه کاره من است، مولای، مولا می‌دانید یعنی چی؟ در برابرش عبد است، ان الله مولایی و انا مولی المومنین، من از جانب خدا همه کاره مردم مومن هستم، و انا اولی بهم من انفسهم فمن کنت مولاه فعلی مولاه، سه بار تمام این کتابهایی که نامش را شنیدید نوشتند پیغمبر تکرار کرد. سه بار فریاد کشید فمن کنت مولاه فعلی مولاه خب کسی که علی را به امامت و مولویت خودش انتخاب بکند پیغمبر فرمود اللهم وال من والاه خدایا عاشق باش، به آنهایی که عاشق علی هستند. و عاد من عاداه در بیست و سه سال بعثتش این اولین باری بود که نفرین کرد سابقه نداشت، در جنگ احد هفتاد نفرش را کشتند، پیشانی‌اش را شکستند، دندان‌هایش را خورد کردند، جگر عمویش همزه را درآوردند، لبهای همزه را بریدند، چشم‌هایش را با خنجر بیرون کشیدند آمدند گفتند یک کاری بکن تو که با خدا هستی، عذاب بخواه برای اینها، گفت باشد سرش را بلند کرد گفت اللهم اهد قومی فانهم لا یعلمون خدایا اینها را هدایت کن اینها حالیشان نیست، همین. اما بعد از بیست و سه سال نوبت علی که شد گفت ای خدا با چه سوز دلی هر کسی دشمن علی است دشمنش باش ای خدا احب من احبه، خدایا دوست بدار هر کسی علی را دوست دارد و ابقض من ابقضه، دشمن بدار هر کسی با علی دشمن است، و انصر من نصره، خدایا یاران علی را یاری بده، در دنیا. دم مرگ، در برزخ، جایش را که تعیین نکرده مطلق فرموده است. اگر یاری‌مان نداده بود که ماهواره‌ها همه ما را دزدیده بودند و برده بودند یاریمان کرده که اهل نماز هستیم، اهل روزه هستیم، اهل خمس هستیم، اهل حج هستیم، اهل مسجد هستیم، اهل نماز هستیم، یاری چیست؟

و اخذل من خذله، خدایا واگذار دیگر کاری به کارش نداشته باش کسی که با علی این جنایت را کرده، او را واگذاشته و نرفته دنبال علی. و ادر الحق معه حیث الدار، خدایا علی را با حق بگردان، بچرخان، بعد صدا زد فالیبلغ الشاهد الغائب، ای مردم این حرفهایی که درباره علی از من شنیدید واجب است به دیگران هم برسانید باریک الله علمای اهل سنت چه زحماتی کشیدند در این پنجاه شصت تا کتابی که اسم بردم مولا را به  ما معرفی کردند و به ما راهنمایی کردند بعد از مرگ پیغمبر سراغ کی برویم باریک الله دستشان واقعا درد نکند.

حرفم تمام علی جان ما خیلی تو را دوست داریم، علی جان هر چند تا بچه خدا به ما داد در هفت هشت ماهگی زبان هم نداشت می‌دانستیم به زبان نیامده اما می‌خواست بلند شود می‌گفتیم بابا بگو یا علی، دلتان می‌خواهد در این خانه خدا، در این شب جمعه نهم ماه رمضان یک دهه دارد می‌رود از زبان علی که پاکترین زبان و مخلص‌ترین زبان است چند کلمه با پروردگار حرف بزنید.

 

سخنرانی های مرتبط
پربازدیدترین
شیخ حسین انصاریان مسجد حسین انصاریان مسجد امیر مسجد امیر تهران استاد انصاریان مسجد حضرت امیر متن سخنرانی استاد انصاریان
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز