|
وَ لاتَقْطَعْ رَجآءَنا بِمَنْعِكَ، فَتَكُونَ قَدْ اَشْقَيْتَ مَنِ و رشته اميد ما را با منع كردن لطفت قطع مكن، كه اگر چنين كنى، كسى را كه از رحمتت نيكبختى اسْتَسْعَدَ بِكَ، وَ حَرَمْتَ مَنِ اسْتَرْفَدَ فَضْلَكَ، فَاِلى مَنْ خواسته بدبخت كردهاى، و آن را كه از فضلت عطا خواسته محروم نمودهاى، در اين حال از حِينَئِذٍ مُنْقَلَبُنا عَنْكَ؟ وَ اِلى اَيْنَ مَذْهَبُنا عَنْ بابِكَ؟ سُبْحانَكَ پيشگاهت به سوى چه كسى رو كنيم؟ و از درِ رحمتت به كجا رويم؟ پاك و منزهى، نَحْنُ الْمُضْطَرُّونَ الَّذينَ اَوْجَبْتَ اِجابَتَهُمْ، وَ اَهْلُ السُّوءِ ما از آن درماندگانيم كه قبول دعاى آنان را واجب كردهاى، و از آن گرفتارانيم كه رفع گرفتارى را الَّذينَ وَعَدْتَ الْكَشْفَ عَنْهُمْ. وَ اَشْبَهُ الْاَشْيآءِ بِمَشِيَّتِكَ، به ايشان وعده دادهاى. و شبيهترين چيزها به خواسته تو، وَ اَوْلَى الْاُمُورِ بِكَ فى عَظَمَتِكَ رَحْمَةُ مَنِ اسْتَرْحَمَكَ، و سزاوارترين كار به بزرگوارى تو، رحمت آوردن بر كسى است كه از تو رحمت خواهد، وَ غَوْثُ مَنِ اسْتَغاثَ بِكَ، فَارْحَمْ تَضَرُّعَنا اِلَيْكَ، وَاَغِثْنا و به فرياد رسيدن كسى است كه به تو فريادرسى كرده، پس بر زارى ما نزد خود رحمت آر، و به خاطر اينكه خود را اِذْ طَرَحْنا اَنْفُسَنا بَيْنَ يَدَيْكَ. اَللَّهُمَّ اِنَّ الشَّيْطانَ قَدْ شَمِتَ در پيشگاهت به خاك افكندهايم به فريادمان رس. الهى، شيطان، ما را چون در نافرمانيت بِنا اِذْ شايَعْناهُ عَلى مَعصِيَتِكَ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ،] او را همراهى كرديم سرزنش مىكند، پس بر محمد و آلش درود فرست،
|
|
وَ لاتُشْمِتْهُ بِنا بَعْدَ تَرْكِنا اِيّاهُ لَكَ، وَ رَغْبَتِنا عَنْهُ اِلَيْكَ. و اكنون كه شيطان را به خاطر تو واگذاشتيم و از طرف او به سوى تو روى آورديم وى را به سرزنش ما شاد مكن.
(11) وَ كانَ مِن دُعائِهِ عليهالسّلام بِخَواتِم الْخَيْرِ: « در طلب عاقبت به خيرى» يا مَنْ ذِكْرُهُ شَرَفٌ لِلذّاكِرينَ، وَ يا مَنْ شُكْرُهُ فَوْزٌ لِلشّاكِرينَ، اى كه يادت يادكنندگان را شرف است، و شكرت شكرگزاران را كامروايى است، وَ يا مَنْ طاعَتُهُ نَجاةٌ لِلْمُطيعينَ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ، و اى كه فرمانبرداريت براى فرمانبرداران نجات و رهائى است، بر محمد و آلش درود فرست، وَاشْغَلْ قُلوُبَنا بِذِكْرِكَ عَنْ كُلِّ ذِكْرٍ، وَاَلْسِنَتَنا بِشُكْرِكَ عَنْ و دلهاى ما را به ياد خودت از هر ياد، و زبان ما را به شكر خودت از كُلِّ شُكْرٍ، وَ جَوارِحَنا بِطاعَتِكَ عَنْ كُلِّ طاعَةٍ، فَاِنْ هر شكر و اعضايمان را به طاعت خودت از هر طاعت مشغول دار، و اگر براى قَدَّرْتَ لَنا فَراغاً مِنْ شُغْلٍ فَاجْعَلْهُ فَراغَ سَلامَةٍ لاتُدْرِكُنا فيهِ ما فراغتى از كار مقدّر كردهاى پس آن را فراغت همراه با سلامتى قرار ده تا در دنبال آن هيچ وبالى تَبِعَةٌ، وَ لاتَلْحَقُنا فيهِ سَئْمَةٌ، حَتّى يَنْصَرِفَ عَنَّا كُتَّابُ به ما نرسد، و در آن فراغت ملالتى به دامن حيات ما ننشيند، تا نويسندگان اعمال
|